شان نزول آیات قرآن به ترتیب سوره ها

فلسفه قصه های قرآن

رویا و خواب در قرآن

مثالهاى قرآنى چهل مثل قرآنی . مثال‏هاى علمى قرآن‏ . طنز و پندهای قرآنی

حکمت های قرآن . داستان های حکیمانه قرآنی 

                             کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

نقش سوگند دروغ و باطل در زندگی فردی و تأثیر آن در فروپاشی و بحران اجتماعی در جامعه

سوگند خوردن از روش‌های جلب اعتماد و اطمینان دیگران به خود در جامعه است. البته مؤمنان فراتر از این، سوگند را پیمانی میان خود و خدا نیز قرار می‌دهند و با سوگند، متعهد و ملتزم به انجام کارهای خیر و عبادت می‌شوند تا این‌گونه عزم را جزم کرده و عملی نیک را به جا آورند و کمال و رستگاری را به دست آورند. سوگند خوردن از روش‌های جلب اعتماد و اطمینان دیگران به خود در جامعه است. البته مؤمنان فراتر از این، سوگند را پیمانی میان خود و خدا نیز قرار می‌دهند و با سوگند، متعهد و ملتزم به انجام کارهای خیر و عبادت می‌شوند تا این‌گونه عزم را جزم کرده و عملی نیک را به جا آورند و کمال و رستگاری را به دست آورند. اما عده‌ای از مردم سوگند خوردن تنها لقلقه زبانشان است و آن را همانند هر امر مقدس و پاکی، ابزاری برای نیرنگ و فریب دیگران قرار می‌دهند و یا نسبت به سوگند و مفاد آن بی‌مبالاتی می‌ورزند و پروایی در شکستن آن ندارند و راه ابلیس را می‌پیمایند و برای دست‌یابی به موقعیتی برتر از سرمایه اجتماعی اعتماد مردم سوء استفاده می‌کنند؛ در حالی که نمی‌دانند چگونه با این سوءاستفاده راه سقوط خویش و جامعه را رقم می‌زنند و بی ‌اعتمادی اجتماعی را افزایش می‌دهند و واگرایی در جامعه را تقویت و بنیاد همگرایی اجتماعی را فرو می‌پاشند. از این‌رو نابهنجاری‌هایی چون دروغ و بدتر از آن سوگند دروغ و باطل یا بی‌مبالاتی و بی‌پروایی نسبت به آن در اسلام بسیار زشت و قبیح و ناپسند شمرده شده و خداوند به اشکال گوناگون در آیات مختلف قرآنی به این مسأله پرداخته است.
سوگند، بهره‌مندی از امر مقدس برای تقویت جان و جامعه
سوگند واژه‌ای فارسی است که به عنوان برگردان واژه قسم مورد استفاده قرار می‌گیرد. سوگند و قسم برای این خورده و یا انجام می‌شود تا شخص خود را متعهد و ملتزم به انجام کاری کند یا از سخنی و کاری به عنوان کاری مطلوب و معروف دفاع نماید. البته کارکردهای دیگری نیز می‌توان برای سوگند بیان کرد؛ زیرا خداوند در آیات قرآنی از سوگند بهره‌ گرفته و به آیات تکوینی و کلمات وجودی چون قیامت، آسمان و خورشید و برخی از میوه‌ها و مانند آن سوگند خورده است. از جمله کارکردهای این سوگندهای الهی، تبیین اهمیت و ارزش چیزی است که بدان سوگند خورده شده و نیز تأکید بر مفادی است که پس از سوگندها بیان می‌شود تا مخاطب پیام‌های قرآنی، ارزش و اهمیت چیزی که بدان سوگند خورده شده و نیز آنچه برای او سوگند خورده را بداند.
در برخی از سوره‌های قرآنی بویژه در آغاز سوره گاه بیش از ده سوگند به چیزها از کلمات وجودی و آیات تکوینی خورده می‌شود تا برای تأکید بر امری، مخاطب پیام توجه بیشتر کند و نسبت به آن اهتمام ورزد. فقیهان اسلامی و حقوقدانان برای سوگند سه نوع قایل شده‌اند که ارتباط تنگاتنگی با حوزه کارکردی سوگند دارد:

1- سوگندی که با هدف تأکید بر خبر از وقوع چیزی در گذشته، حال یا آینده است؛

2- سوگندی که به هنگام درخواست کاری از شخص به جهت ترغیب و تحریک وی بر اجرای آن آورده می‌شود؛ مثل اینکه بگوید: تو را به خدا، کارم را انجام بده. این نوع سوگند را سوگند منا نیز می‌گویند؛

3- سوگندی که برای تثبیت التزام قلبی و تعهدات باطنی انشا می‌شود؛ مثل اینکه شخص بگوید: به خدا سوگند که فردا را روزه می‌‌گیرم. این سوگند را سوگند عقد نیز می‌گویند. از نظر شرعی تنها همین نوع اخیر از سوگند است که منعقد می‌شود و موضوع برای احکامی چون وجوب وفا به سوگند و در صورت شکستن آن، وجوب کفاره، می‌باشد. در حقیقت سوگند فقهی که دارای احکامی بسیار سخت و تشدیدی است، همین نوع اخیر است که وجوب وفا و کفاره در صورت مخالفت، بر آن بار می‌شود. (تحریر الوسیله امام خمینی ج2 ص98)
نقش‌ها و آثار سوگند
سوگند دارای نقش‌ها و آثار چندی است. مهم‌ترین نقش و اثری که برای سوگند می‌توان بیان کرد، ایجاد اطمینان در مخاطب، اعتمادسازی و زدودن شک و تردید می‌باشد. شاید داستان حضرت آدم و حوا(ع) و ابلیس را در بهشت آدم(ع) شنیده و خوانده باشید. خداوند در آیاتی از جمله آیات 20 تا 22 سوره اعراف به بخشی از این قصه اشاره می‌کند.دراین آیات روشن می‌شود که چگونه ابلیس این دشمن سوگند خورده انسان و انسانیت، برای گمراهی آدم و اخراج و هبوط وی از بهشت تلاش می‌کند و در نهایت با بهره‌گیری از سوگند باطل و دروغ، شرایط هبوط و اخراج وی را فراهم می‌آورد. ابلیس با سوگند خوردن، این معنا را به آدم(ع) تلقین می‌کند که وی از نصیحت‌کنندگان و خیرخواهان اوست و با این پیشنهاد خوردن از درخت ممنوع، می‌خواهد تا او را به مقصد انسانی برساند و انسان را به فرشته تبدیل کرده و جاودانگی را برای او به ارمغان آورد. سوگند همواره با به کارگیری امر مقدس و محترم انجام می‌گیرد؛ به این معنا که در همه اقوام، اموری مقدس و مورد احترام و یا تابو می‌باشد. این امور در سوگندها به کار می‌رود تا اعتماد یا التزام را ایجاد کند و هرگونه شک و تردیدی را از دل‌ها بزداید. در هر جامعه‌ای اموری، مقدس و محترم است. ابزار قرار دادن این امور مقدس برای اثبات امری و یا زدودن شک و تردیدی و یا ایجاد تعهد و التزام، هر چند که اعتماد سازی می‌کند، ولی می‌تواند بسیار خطرناک باشد؛ زیرا عمل برخلاف سوگند و مخالفت با مفاد آن هم امر مقدس را تضعیف می‌کند و هم اعتماد در جامعه را از میان می‌برد و راه را برای سقوط فردی و اجتماعی فراهم می‌آورد و جامعه را با بحران بی‌اعتمادی عمومی مواجه می‌سازد.
بی‌مبالاتی در سوگند خوردن
هر چند بسیاری از مردم سوگندهایی را می‌خورند که تعهد و التزام فقهی به دنبال ندارد و در حقیقت سوگندهای ایشان در چارچوب سوگندهای فقهی نمی‌گنجد؛ زیرا شرایطی برای تحقق نوع سوم سوگند مطرح است، به طوری که اگر تحقق نیابد، سوگندی تحقق نیافته تا شکستن آن ناروا باشد؛ ولی باید توجه داشت که همین سوگندهای غیرفقهی و غیرتعهدآور می‌تواند وضعیت روحی و روانی شخص را درهم ریزد و بی‌اعتمادی را در جامعه دامن زند. برای تحقق نوع سوم از سوگند، قصد و نیت، شرط انعقاد قسم است. (بقره225) چنانکه سوگند باید به امر مقدسی چون خدا و واسطه قرار دادن آن باشد (مائده106 و 107 و انبیاء57و نور6 و 7) اگر سوگند فقهی با همه شرایط آن تحقق یافت، لازم است تا شخص سوگند خورده بر مفاد و محتوای سوگند پایبند باشد؛ زیرا چنین سوگندهایی تعهدآور است و شخص لازم است برآن عمل نماید و مخالف نورزد. (بقره225 و مائده89) خداوند در آیه 91 نحل، قسم خوردن به خدا را به منزله ضامن و کفیل قرار دادن خدا می‌داند. این بدان معناست که سوگند خوردن به خدا، تا چه اندازه شخص را در الزام وارد می‌کند تا برخلاف مفاد و محتوای سوگند عمل نکند.
خداوند در قرآن از دو چیز بیم می‌دهد: نخست اینکه برای هر کاری به نام خدا سوگند خورده شود. (بقره224 و قلم10) و دیگر اینکه قسم‌های لغو و بیهوده خورده شود. (بقره225)
خداوند در آیه 224 سوره بقره از اینکه انسان‌ها خداوند را دستاویز سوگندهای خود حتی در کارهای صادقانه و خیر قرار دهند نهی می‌کند و آن را حرام می‌شمارد. به این معنا که حتی اگر نیکی می‌کند و می‌خواهد از ابرار باشد، نمی‌بایست خدا را دستاویز قرار دهد. (مجمع‌البیان ج1و 2 ص567) چه رسد که در کارهای باطل و لغو خداوند را به میان بکشد. برخی از انسان‌ها برای هر کاری چه بزرگ و کوچک یا با اهمیت و بی‌اهمیت، عادت کرده‌اند که سوگند بخورند و حتی از نام خدا و امامان(ع)و دیگر امور مقدس و محترم استفاده کنند. این کارها از نظر قرآن و خداوند پسندیده نیست. همچنین برخی عادت کرده‌اند که حتی برای ترک کارهای خیر (بقره224)، یا معاملات مادی (نحل92) و امور مباح و حلال (تحریم1 و 2 و بقره226) و تحریم کارهای حلال و غذاهای پاک و پاکیزه برخود (مائده87) و حتی دغلکاری در میان مردم (نحل91 و 92) سوگند بخورند. این گونه سوگندها نه تنها حرام و باطل است، بلکه هیچ اثری جز وجوب کفاره و ترک مفاد و محتوای سوگند ندارد و در برخی موارد گناه و حرام است و می‌بایست ترک شود.
بی‌مبالاتی در سوگند به این معناست که سوگند خوردن لقلقه زبان شخص شود و راه و بی‌راه سوگند بخورد و همه سخنان خویش را با سوگند بیامیزد. خداوند در آیه 224 بقره عادت به قسم و بی‌مبالاتی در آن را امری مذموم و ناپسند می‌شمارد و از این که خداوند را در معرض سوگندهای خود قرار دهند، نکوهش می‌کند. (مجمع‌البیان ج1 و 2 ص567؛ التفسیر الکبیر ج 2 ص424) از آنجایی که سوگندهایی از این دست جامعه را با بحران بی‌اعتمادی مواجه می‌سازد، خداوند نسبت به تاثیر پذیری از این افراد و سوگندهایشان هشدار می‌دهد و از جامعه ایمانی می‌خواهد تا نسبت به این گونه سوگندها از سوی افراد بی‌مبالات واکنش منفی نشان دهند و متاثر نشوند. از آیه 10 قلم به صراحت به عنوان یک وظیفه و حکم شرعی، این معنا به دست می‌آید که پیروی و تحت تاثیر قرار گرفتن از انسان‌های بی‌مبالاتی که عادت به سوگند خوردن دارند، حرام و گناه است. به این معنا که جامعه نباید متاثر از این دسته افراد شود و به سوگندهای آنان ارزش و اهمیتی قایل شود؛ زیرا تاثیر پذیری از سوگندها و مفاد آن به معنای فراهم‌آوری بی‌اعتمادی در جامعه است و جامعه ایمانی نباید اجازه بدهد تا به دست افرادی بی‌مبالات، سوگند خوردن فرهنگ شود و جامعه را به سوی بی‌اعتمادی بکشاند. اینکه خداوند نسبت به سوگند خوردن به ویژه به خدا سخت‌گیری می‌کند و در اجتماع حج هر گونه سوگند به «لا و الله» یا «بلی ‌و الله» و مانند آن را حرام می‌شمارد(بقره197 و مجمع‌البیان ج1 و 2 ص567) و مجازات و کفاراتی را برای سوگند شکنی قرار می‌دهد (آل عمران77 و نحل91) از آن روست که جامعه را از سرمایه مهم اجتماعی‌اش یعنی اعتماد عمومی محافظت کند و اجازه ندهد برخی افراد بی‌مبالات، با فرهنگ‌سازی باطل و غلط خویش این سرمایه مهم اجتماعی را از میان بردارند. از نظر خداوند، حفظ جامعه و همگرایی و اعتماد عمومی از اصول اساسی است که به هر شکلی شده باید از آن محافظت شود. از این رو با هر فرهنگی که این اصول را مخدوش سازد و آسیبی بر آن وارد نماید، به شدت مخالفت و مبارزه می‌کند.
خداوند در آیه 53 یونس با جواز مشروعیت سوگند خوردن به خدا برای اثبات حقایق سرنوشت ساز جامعه، به اهمیت جامعه و اعتماد عمومی توجه می‌دهد و می‌کوشد تا روشن سازد که آنچه از دیدگاه خداوند با اهمیت و ارزش است، حفاظت بر اصول بنیادین جامعه و سلامت آن است. هر آن چیزی که سلامت اجتماعی جامعه را با خطر مواجه سازد از نظر اسلام زشت، ناپسند و بلکه حرام است و به اشکال گوناگون با هر پدیده اجتماعی و فرهنگی که سلامت جامعه را با بحران یا خطر مواجه سازد، مبارزه می‌شود.
خداوند با تبیین آثار سوگند شکنی می‌کوشد تا ارزش و اهمیت قسم و سوگند را چنان برجسته نماید تا هر کسی برای هر کاری به سوگند متوسل نشود و سوگند خوردن لقلقه زبان مردم و عادت ایشان نشود. از این رو شکستن سوگند و مخالفت با مفاد آن را عامل انحراف و لغزش می‌شمارد. (نحل94) این بدان معناست که بسیاری از مشکلات آدمی و انحرافات شخصی یا اجتماعی می‌تواند از قسم‌های دروغ و باطل و شکستن آن شروع شود. خداوند در همین آیه گرفتاری شخصی یا جمعی افراد یا جامعه به ناملایمات و بدی‌ها را مرتبط با سوگندها و شکستن آن می‌داند تا به انسان گوشزد کند که چگونه بی‌مبالاتی در سوگند و شکستن آن، می‌تواند شخص یا جامعه را دچار بحران‌ها و بلایا کند و از مسیر کمالی دور سازد.
از نظر خداوند، سوءاستفاده از سوگند و دیگر ارزش‌های دینی از سوی افراد جامعه، از مهم‌ترین عوامل سست‌ شدن عقیده و ایمان مردمان دیگر می‌باشد. (نحل94) و افراد جامعه می‌بایست از این گونه رفتار و فرهنگ شدن آن پرهیز نمایند؛ زیرا سستی اعتقاد مردم و ایمان آنان، به معنای فروپاشی درونی جامعه و نابودی سرمایه‌های کمالی خواهد بود. کسانی که ارزش‌های دینی چون نام خدا و سوگند به او را آلت دست خویش قرار می‌دهند و مزورانه و فریبکارانه از سوگند سود می‌برند تا به مقاصد مادی و دنیوی و پست خویش برسند، انسان‌های بی‌شعور و بی‌درک و فهمی هستند که خود را نابود می‌کنند و جامعه خویش را تا آستانه فروپاشی پیش می‌برند. (منافقون2 و3) خداوند به مومنان و جوامع بشری هشدار می‌دهد که مقدساتی چون خدا و سوگند به آن را دستاویز دنیا و مسایل باطل و دروغ خود نکنند و موجب تضعیف مقدسات و اعتقاد در جامعه نشوند، زیرا خیری در دنیا و آخرت از این عمل خویش نمی‌بینند و جز سقوط برای خود و جامعه چیزی نمی‌خرند. (نحل94 و مجادله14 و15) باشد با محافظت بر سرمایه اجتماعی جامعه یعنی اعتماد عمومی و تقدیس مقدسات و اعتقادات مردمی، اجازه ندهیم که سوگندهای دروغ و باطل یا بی‌مبالاتی و عادت به سوگند خوردن ما را تا مرزهای سقوط پیش برد و یا جامعه و مقدسات آن را با خطر مواجه سازد.

سوگندهاى قرآن

در کتاب آسمانى ما مسلمانان ، 93 قسم ذکر شده، که این سوگندها در حدود 40 سوره قرآن پراکنده است.

تنوّع در سوگندهاى قرآن :خداوند متعال در برخى از آیات قرآن به ذات پاک خویش قسم خورده، و در مواردى به قرآن مجید سوگند یاد کرده، و در پاره اى از آیات به شخص پیامبر اسلام(ص). روز قیامت، جان و روح انسان، فرشتگان و صفوف ملائکه، و در یک جمله، موجودات مقدّس، از دیگر امورى است که متعلّق سوگند پروردگار قرار گرفته. همانگونه که در آیات دیگر، موجودات با عظمتى، نظیر خورشید، ماه، شب و روز، شفق، صبحگاهان، سرزمین مقدّس مکّه، و اسبهایى که نفس زنان به سوى میدان جهاد حرکت مى کنند، و مانند آن موضوع قسم پروردگارند. حتّى سوگند به موادّ غذایى، نظیر انجیل و زیتون، نیز دیده مى شود.

فلسفه سوگندهاى خداوند

یکى از فلسفه هاى سوگندهاى پروردگار، بیان درجه اهمیّت چیزى است که براى آن قسم خورده است دومین فلسفه قسم هاى خداوند، بیان اهمیّت و ارزش موجوداتى است که به آنها سوگند یاد کرده است. از مجموع قسمهاى قرآن در یک مورد خداوند یازده قسم یاد کرده، که آیات اولیّه سوره شمس است. و در چهار مورد سوگندهاى پنجگانه وجود دارد. و در چهار مورد قسمهاى چهارگانه یافت مى شود. سوگندهاى سه گانه شش مورد و قسم هاى دوگانه پنج مورد است. و قسمهاى یگانه شانزده مورد است که بیشترین عدد را به خود اختصاص داده است.

فصل اول قسمهاى یازده گانه و تهذیب نفس قسم های سوره شمس

خداوند در این سوره یازده قسم یاد کرده، که چهارتاى آن دو تا دو تا، و سه مورد آن قسم یگانه. امّا چهار مورد اوّل به شرح زیر است:

1. وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سوگند به خورشید و تابندگیش در این آیه هم به خورشید قسم یاد شده، و هم به نور ش 2.وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا قسم به آسمان و آن کس که این بناى رفیع و با عظمت را بنا کرده است». 3. وَالاْرْضِ وَمَا طَحَاهَا) ; قسم به زمین و خدایى که آن را گسترانیده است» 4. وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا); قسم به روح انسان و آن کس که آن را آفریده است». در چهار مورد بالا مجموعاً هشت قسم وجود دارد. امّا سه موردى که فرد است: 1. وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا قسم به ماه هنگامى که به دنبال خورشید بیرون مى آید». 2. وَالنَّهَارِ إِذَا جلاَّهَا قسم به روزهنگامى که پرتوآن صفحه زمین راروشن مى سازد». 3. وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا قسم به شب هنگامى که تاریکى و ظلمتش تمام روى زمین را فرا مى گیرد». خورشید عالمتاب: در مورد عظمت و اهمیّت خورشید و نور آن، که خداوند متعال به آن قسم خورده، ، مطالبى که به هنگام نزول قرآن هیچ کس از آن مطّلع نبود:  الف) عظمت خیره کننده خورشید    ب) وزن خورشید    ج) درجه حرارت خورشید    د) شعله هایى از خورشید     هـ ) جاذبه خورشید

آثار و اسرار نور خورشید:  1. همه چیز مرهون نور خورشید!   2. پرورش موادّ غذایى با نور آفتاب   3. بارانها و نور آفتاب  4. رابطه نور خورشید و بادها5. آفتاب منشأ زیباییها 6. نور خورشید منبع انرژیها سوگند به ماه: (و َالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا).

برخى از ویژگى هاى ماه درخشان!

الف) حجم کره ماه ب) وزن ماه ج) زندگى در کره ماه د) حرکت کره ماه هـ) فاصله ما تا کره ماه و) روز و شب در ماه

گوشه اى از برکات کره ماه:1. ماه، تقویمى طبیعى!2. جزر و مد اینجاست که خداوند متعال ضمن درس تهذیب نفس (که قسمهاى یازده گانه سوره شمس براى آن است) درس توحید و خداشناسى هم مى دهد، و ما را متوجّه منبع فیّاض جهان هستى، و علّة العلل مى کند، تا با شناخت هر چه بیشتر او، به درجات بالاترى از کمال دست یابیم.

سوگند به روح انسان: (وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا) خداوند متعال در این آیه شریفه به نفس آدمى، و آن کس که آن را آفریده، و بصورت معتدل قرار داده، سوگند یاد کرده و در ادامه متذکّر این نکته مى شود که به آفرینش روح انسان قناعت نکرده، بلکه فجور و تقوا را نیز به او تعلیم داده است. یعنى هم اسباب سعادت را در اختیارش نهاد، و هم عوامل شقاوت را به وى معرّفى کرده، و به عبارت دیگر، راه و چاه را به انسان نشان داده است. (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا) سوگندهاى یازده گانه، براى تبیین اهمیّت فوق العاده این نکته است که: «هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده; و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.

فصل دوم: سوگندهای پنجگانه سوگندهاى سوره طور

سوگند به کوه طور، وَکِتَابٍ مَّسْطُورٍ ﴿2 و کتابى که نوشته شده، فِی رَقٍّ مَّنشُورٍ ﴿3 در صفحه اى گسترده، وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ﴿4 و سوگند به «بیت المعمور»، وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ﴿5 و سقف برافراشته، وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ﴿6 و دریاى مملوّ و برافروخته

که عذاب پروردگارت واقع مى شود، و چیزى از آن مانع نخواهد بود! منظور از طور همان کوه طور، محلّ نزول وحى بر موسى بن عمران مى باشد; «کتاب منشور» طبق این تفسیر «نامه اعمال» است. و «کتاب مسطور» را به «لوح محفوظ» تفسیر کرده اند، «بیت معمور» برخى آن را به خانه کعبه تفسیر کرده اند. چون کعبه خانه اى است که به دست ابراهیم خلیل آباد شد، و با گذشت زمان روز به روز آبادتر مى شود، علاوه بر اینکه از نظر معنوى نیز به سبب عبادت آباد و معمور است. در «بحر مسجور» آتش گرفتن و برافروخته شدن; «بحر مسجور» دریاى مملوّ از آب است. عجیب اینکه آب دریاها و اقیانوسها علیرغم عمر طولانى که دارد، هیچگاه کاسته نمى شود; زیرا چرخه طبیعت، آبهاى تبخیر شده بر اثر حرارت خورشید را به دریا باز مى گرداند.

خلاصه هیچ چیز بدون اذن پروردگار مانع تحقّق آن نخواهد شد. راستى چه رابطه اى بین سوگندهاى مذکور، و حتمیّت تحقق عذاب الهى وجود دارد؟ پاسخ: رابطه اش روشن است. زیرا خداوند مى خواهد بفرماید: که اى انسان! همه چیز برایت آفریدم; آسمان با تمام ستارگان و برکاتش; دریاها با تمام منابع غذایى، اقتصادى، علمى و تفریحى اش، کتاب آسمانى قرآن، و بیان آن توسّط پیامبر اعظم(صلى الله علیه وآله)، و خلاصه تمام اسباب سعادت را در اختیارت نهادم.حال اگر علیرغم آماده بودن اسباب سعادت و اتمام حجّت، تخلّف کنى و به بیراهه بروى، و قدم جاى گام شیطان بنهى، عذاب من واقع مى شود و تو را در برخواهد گرفت، و هیچ چیز مانع و جلودار این عذاب نخواهد بود.

سوگندهاى سوره مرسلات (وَالْمُرْسَلاَتِ عُرْفاً); (فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفاً); (وَالنَّاشِرَاتِ نَشْراً); (فَالْفَارِقَاتِ فَرْقاً); (فَالْمُلْقِیَاتِ ذِکْراً); (عُذْراً أَوْ نُذْراً); قسم به بادهاى پى در پى، سوگند به تندبادها، قسم به آنچه ابرها را مى گستراند، سوگند به بادهایى که ابرها را متفرّق مى کند، قسم به بادهایى که پیام الهى را به مردم مى رساند، سوگند به همه این امور با عظمت که وعده خداوند در مورد قیامت تخلّف ناپذیر است.

مأموریّت بادها!1. آبیارى کره زمین 2. بارور کردن گیاهان 3. تعدیل هوا 4. جابجایى هوا 5. تولید امواج در دریاها قرآن مجید مى خواهد به ما بفهماند که همان خدایى که ابرها را بوسیله بادها به زمینهاى خشک و مرده هدایت نموده، و با نزول باران آن زمینها را پس از مرگ دوباره زنده مى کند، روز قیامت نیز مى تواند انسانهاى مرده را زنده کند. بنابراین، انسانهایى که منظره مرگ و حیات گیاهان را هر ساله نظاره گرند، و در پس هر زمستانى شاهد حیات و رستاخیز مجدّد زمین مرده توسّط بارانهاى پربرکتند، چگونه همچنان بر مرکب شیطان سوارند، و از رستاخیز خود غافل؟! برخى از مفسّران ، سوگندهاى پنجگانه را به فرشتگان و ملائکه الهى و مأموریّتهاى پنجگانه آنها تفسیر کرده اند.

سوگندهاى سوره نازعات گروههاى از فرشتگان

(وَالنَّازِعَاتِ غَرْقاً) قسم به آن گروه از فرشتگان که با خشونت، و با قدرت تمام ارواح بدکاران و مجرمان را از بدن آنها جدا مى کنند. (وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطاً); قسم به فرشتگانى که به ملایمت و آرامى روح بندگان صالح و شایسته خدا را قبض مى کنند». (وَالسَّابِحَاتِ سَبْحاً);سوگند به فرشتگانى که شروع به حرکت و پرواز مى کنند، تا ارواح قبض شده را به عالم ملکوت ببرند». (فَالسَّابِقَاتِ سَبْقاً); قسم به فرشتگانى که به هنگام پرواز به عالم ملکوت و در حال حمل ارواح، از یکدیگر سبقت مى گیرند، (فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً); سوگند به ملائکه و فرشتگانى که عهده دار تدبیر و به فرمان پروردگار جهان امور جهان هستى هستند، سوگند به آن گروه هاى پنجگانه فرشتگان روز رستاخیز و زندگى پس از مرگ حق است، و بدون شک روزى رخ خواهد داد

پیامهاى سوگندهاى پنجگانه: نخستین پیام قسم هاى مذکور این است که: اى انسان! خداوندى که قادر است این همه فرشتگان را با مأموریّتهاى متفاوت خلق کند، او قادر بر معاد و بازگرداندن حیات و زندگى به انسانهاى مرده پس از رستاخیز نیز خواهد بود . پیام دیگر این قسم ها توجّه به مرگ و مسأله قبض روح است. خداوند مى خواهد در سایه این قسم باور انسانها را نسبت به مرگ تقویت کند، تا این باور عامل تربیتى مهمّى براى وى گردد. انسان باید بپذیرد که لحظه بسیار حسّاسى بنام مرگ را در پیشرو دارد، سوگند به رزمندگان مخلصى که امور جنگ و جبهه را تدبیر مى کنند; دشمن را شناسایى نموده، و براى هر قسمتى از میدان نبرد به مقتضاى شرایط آن تاکتیک خاصّى اجرا مى کنند . سنگرها را مستحکم نموده، تا در برابر هجومهاى احتمالى دشمن تاب مقاومت داشته باشند. از سوگندهاى بالا استفاده مى شود که جهاد در جهان بینى توحیدى اهمیّت فراوانى دارد. جهاد موجب عزّت و قدرت و شوکت مسلمین، و باعث ضعف و شکست و حقارت دشمنان دین است.

سوگندهاى سوره فجر سوگندهاى پنجگانه و اعمال حج:

(وَالْفَجْرِ); قسم به فجر صبحگاهان، هنگام درخشیدن اوّلین سپیدى که دل سیاهى شب را مى شکافد. آرى! قسم به طلوع فجر صبح روز عید قربان که آن صحنه هاى پرشکوه و بیادماندنى در آن خلق مى شود. (وَلَیَال عَشْر); قسم به آن ده شب و روزى که هنگامه جنب و جوش مسلمانان جهت مراسم زیارت خانه خداست. (وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ); سوگند به روز هشتم و نهم ذى الحجّه که دو روز پر مشغله و مملوّ از ذکر خداست. (وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ); قسم به شب، هنگامى که (به سوى روشنایى روز) حرکت مى کند. منظور از این شب، شب دهم ذى الحجّه است،

جرقّه هاى اجتماعى که در شب تاریک ظلم حاکمان ظالم زده مى شود، و بیدارى و هوشیارى و قیام و اعتراض و انقلاب مردم را به دنبال دارد، و در نهایت به برچیده شدن نظام ظلم و سیاهى منتهى مى شود، نیز مشمول بحث ماست. بنابراین، فجر معناى وسیع و گسترده اى دارد، و هر نوع جرقّه اى که در دل سیاهى هاى مادّى یا معنوى زده شود، و آن سیاهى را نورانى کند، شامل مى گردد. از گردش زمین بر گرد خویش، شب و روز بوجود مى آید، و اگر انسان در خارج از کره زمین قرار گیرد، و مسلّط بر آن باشد، تاریکى کره زمین را در حرکت مى بیند (قسم به شب که ایستا نیست و حرکت مى کند) و این حرکت شب و ایستا نبودن آن، که قرآن مجید 1400 سال پیش به آن اشاره کرده است . قسم به سپیده صبح روز عید قربان، سوگند به سپیده صبح تمام ایّام سال، سوگند به بعثت پیامبر اسلام(ص)، قسم به ظهور حضرت مهدى(عج)، سوگند به ده شب اوّل ذى حجّه، قسم به ده شب اوّل محرم، سوگند به دهه آخر ماه مبارک رمضان، قسم به نظام اعداد که حاکى از حساب و کتاب است، سوگند به خداوند یگانه و تمام مخلوقات، قسم به تمام این امور بسیار مهم که خداوند در کمین انسانهاى ستمگر و ظالم است.

فصل سوم: سوگندهاى چهارگانه سوگندهاى سوره ذاریات

و الذاریات ذروا سوگند به بادهایى که (ابرها را) به حرکت در مى آورند، فالحاملات حملا سوگند به آن ابرها که بار سنگینى(از باران را) با خود حمل مى کنند، فالجاریات یسرا و سوگند به کشتیهایى که به آسانى به حرکت در مى آیند، فالمدبرات امرا و سوگند به فرشتگانى که کارها را تقسیم مى کنند (آرى آنچه به شما وعده شده قطعاً راست است; و بى شک (رستاخیز و) جزاى اعمال واقع شدنى است! الف) تفسیرى از حضرت على(ع) منظور از«ذاریات» بادهایى است که حرکت مى کند، و ابرها را در آسمان مى گستراند، و هر قطعه ابرى را به جایى مى برد که مأمور باریدن در آنجاست. یا بادهایى که دانه هاى گیاهان را به نقاط مختلف زمین مى برد تا در آنجا بروید. و امّا «حاملات» ابرهایى که هزاران تن آب را حمل مى کنند. اگر خوب دقت کنید خداوند قادر دریاهاى متعدّدى را در قالب ابرها بر بالاى سر ما . پیام آیات مذکور این است که عالم حساب و کتاب دارد، و خداوند حکیم است. بنابراین در مجموعه اى که مدیر آن شخص حکیمى است، و بر اساس نظم و حساب و کتاب اداره مى شود، شکّى در تحقّق وعده هاى داده شده نداشته باشید. علاوه بر اینکه شما نیز هماهنگ با مجموعه آفرینش شوید، و به کارهاى خویش نظم خاصّى ببخشید، و بر سرِ عهد و پیمانتان باشید، و از آن تخلّف ننمایید، هر چند به نفع شما نباشد.

  در ادامه مطلب بطور مفصل ببینید


موضوعات مرتبط: فلسفه سوگند های قرآن

تاريخ : | 0 | نویسنده : زارع پور (تهیه و تلخیص) |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.