X
تبلیغات
تاریخی فرهنگی قرآنی - سوگندهای قرآنی

تاریخی فرهنگی قرآنی

سوگندهاى قرآن

در كتاب آسمانى ما مسلمانان ، 93 قسم ذكر شده، كه اين سوگندها در حدود 40 سوره قرآن پراكنده است.

تنوّع در سوگندهاى قرآن : خداوند متعال در برخى از آيات قرآن به ذات پاك خويش قسم خورده، و در مواردى به قرآن مجيد سوگند ياد كرده، و در پاره اى از آيات به شخص پيامبر اسلام(ص). روز قيامت، جان و روح انسان، فرشتگان و صفوف ملائكه، و در يك جمله، موجودات مقدّس، از ديگر امورى است كه متعلّق سوگند پروردگار قرار گرفته. همانگونه كه در آيات ديگر، موجودات با عظمتى، نظير خورشيد، ماه، شب و روز، شفق، صبحگاهان، سرزمين مقدّس مكّه، و اسبهايى كه نفس زنان به سوى ميدان جهاد حركت مى كنند، و مانند آن موضوع قسم پروردگارند. حتّى سوگند به موادّ غذايى، نظير انجيل و زيتون، نيز ديده مى شود.

 فلسفه سوگندهاى خداوند

يكى از فلسفه هاى سوگندهاى پروردگار، بيان درجه اهميّت چيزى است كه براى آن قسم خورده است  دومين فلسفه قسم هاى خداوند، بيان اهميّت و ارزش موجوداتى است كه به آنها سوگند ياد كرده است.   از مجموع قسمهاى قرآن در يك مورد خداوند يازده قسم ياد كرده، كه آيات اوليّه سوره شمس است. و در چهار مورد سوگندهاى پنجگانه وجود دارد. و در چهار مورد قسمهاى چهارگانه يافت مى شود. سوگندهاى سه گانه شش مورد و قسم هاى دوگانه پنج مورد است. و قسمهاى يگانه شانزده مورد است كه بيشترين عدد را به خود اختصاص داده است.

                 فصل اول  قسمهاى يازده گانه و تهذيب نفس      قسم های سوره شمس

خداوند در اين سوره يازده قسم ياد كرده، كه چهارتاى آن دو تا دو تا، و سه مورد آن قسم يگانه. امّا چهار مورد اوّل به شرح زير است:

1. وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سوگند به خورشيد و تابندگيش  در اين آيه هم به خورشيد قسم ياد شده، و هم به نور ش   2. وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا قسم به آسمان و آن كس كه اين بناى رفيع و با عظمت را بنا كرده است».      3. وَالاْرْضِ وَمَا طَحَاهَا) ; قسم به زمين و خدايى كه آن را گسترانيده است»       4. وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا); قسم به روح انسان و آن كس كه آن را آفريده است».   در چهار مورد بالا مجموعاً هشت قسم وجود دارد. امّا سه موردى كه فرد است:      1. وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا قسم به ماه هنگامى كه به دنبال خورشيد بيرون مى آيد».     2. وَالنَّهَارِ إِذَا جلاَّهَا قسم به روزهنگامى كه پرتوآن صفحه زمين راروشن مى سازد».      3. وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا قسم به شب هنگامى كه تاريكى و ظلمتش تمام روى زمين را فرا مى گيرد».       خورشيد عالمتاب: در مورد عظمت و اهميّت خورشيد و نور آن، كه خداوند متعال به آن قسم خورده، ، مطالبى كه به هنگام نزول قرآن هيچ كس از آن مطّلع نبود:    الف) عظمت خيره كننده خورشيد     ب) وزن خورشيد          ج) درجه حرارت خورشيد     د) شعله هايى از خورشيد       هـ ) جاذبه خورشيد

 آثار و اسرار نور خورشيد:  1. همه چيز مرهون نور خورشيد!      2. پرورش موادّ غذايى با نور آفتاب       3. بارانها و نور آفتاب      4. رابطه نور خورشيد و بادها      5. آفتاب منشأ زيباييها      6. نور خورشيد منبع انرژيها

سوگند به ماه:  (وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا).                   

 برخى از ويژگى هاى ماه درخشان!  الف) حجم كره ماه    ب) وزن ماه        ج) زندگى در كره ماه      د) حركت كره ماه         هـ) فاصله ما تا كره ماه       و) روز و شب در ماه

 گوشه اى از بركات كره ماه:    1. ماه، تقويمى طبيعى!     2. جزر و مد  اينجاست كه خداوند متعال ضمن درس تهذيب نفس (كه قسمهاى يازده گانه سوره شمس براى آن است) درس توحيد و خداشناسى هم مى دهد، و ما را متوجّه منبع فيّاض جهان هستى، و علّة العلل مى كند، تا با شناخت هر چه بيشتر او، به درجات بالاترى از كمال دست يابيم.

  سوگند به روح انسان:   (وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)  خداوند متعال در اين آيه شريفه به نفس آدمى، و آن كس كه آن را آفريده، و بصورت معتدل قرار داده، سوگند ياد كرده و در ادامه متذكّر اين نكته مى شود كه به آفرينش روح انسان قناعت نكرده، بلكه فجور و تقوا را نيز به او تعليم داده است. يعنى هم اسباب سعادت را در اختيارش نهاد، و هم عوامل شقاوت را به وى معرّفى كرده، و به عبارت ديگر، راه و چاه را به انسان نشان داده است.  (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا)    سوگندهاى يازده گانه، براى تبيين اهميّت فوق العاده اين نكته است كه: «  هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده رستگار شده; و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است

                         فصل دوم:     سوگندهاي پنجگانه           سوگندهاى سوره طور

 

وَالطُّورِ ﴿1﴾ سوگند به كوه طور، وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ ﴿2﴾ و كتابى كه نوشته شده، فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ ﴿3﴾ در صفحه اى گسترده، وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ﴿4﴾ و سوگند به «بيت المعمور»، وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ﴿5﴾ و سقف برافراشته، وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ﴿6﴾ و درياى مملوّ و برافروخته،

كه عذاب پروردگارت واقع مى شود، و چيزى از آن مانع نخواهد بود!   منظور از طور همان كوه طور، محلّ نزول وحى بر موسى بن عمران مى باشد;     «كتاب منشور» طبق اين تفسير «نامه اعمال» است.   و  «كتاب مسطور» را به «لوح محفوظ» تفسير كرده اند،     «بيت معمور» برخى آن را به خانه كعبه تفسير كرده اند. چون كعبه خانه اى است كه به دست ابراهيم خليل آباد شد، و با گذشت زمان روز به روز آبادتر مى شود، علاوه بر اينكه از نظر معنوى نيز به سبب عبادت آباد و معمور است. در «بحر مسجور»  آتش گرفتن و برافروخته شدن; «بحر مسجور» درياى مملوّ از آب است. عجيب اينكه آب درياها و اقيانوسها عليرغم عمر طولانى كه دارد، هيچگاه كاسته نمى شود; زيرا چرخه طبيعت، آبهاى تبخير شده بر اثر حرارت خورشيد را به دريا باز مى گرداند.  

خلاصه هيچ چيز بدون اذن پروردگار مانع تحقّق آن نخواهد شد. راستى چه رابطه اى بين سوگندهاى مذكور، و حتميّت تحقق عذاب الهى وجود دارد؟ پاسخ: رابطه اش روشن است. زيرا خداوند مى خواهد بفرمايد: كه اى انسان! همه چيز برايت آفريدم; آسمان با تمام ستارگان و بركاتش; درياها با تمام منابع غذايى، اقتصادى، علمى و تفريحى اش، كتاب آسمانى قرآن، و بيان آن توسّط پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله)، و خلاصه تمام اسباب سعادت را در اختيارت نهادم. حال اگر عليرغم آماده بودن اسباب سعادت و اتمام حجّت، تخلّف كنى و به بيراهه بروى، و قدم جاى گام شيطان بنهى، عذاب من واقع مى شود و تو را در برخواهد گرفت، و هيچ چيز مانع و جلودار اين عذاب نخواهد بود.

               سوگندهاى سوره مرسلات   (وَالْمُرْسَلاَتِ عُرْفاً); (فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفاً); (وَالنَّاشِرَاتِ نَشْراً); (فَالْفَارِقَاتِ فَرْقاً);  (فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْراً); (عُذْراً أَوْ نُذْراً); قسم به بادهاى پى در پى، سوگند به تندبادها، قسم به آنچه ابرها را مى گستراند، سوگند به بادهايى كه ابرها را متفرّق مى كند، قسم به بادهايى كه پيام الهى را به مردم مى رساند، سوگند به همه اين امور با عظمت كه وعده خداوند در مورد قيامت تخلّف ناپذير است.

مأموريّت بادها!  1. آبيارى كره زمين   2. بارور كردن گياهان   3. تعديل هوا   4. جابجايى هوا  5. توليد امواج در درياها قرآن مجيد مى خواهد به ما بفهماند كه همان خدايى كه ابرها را بوسيله بادها به زمينهاى خشك و مرده هدايت نموده، و با نزول باران آن زمينها را پس از مرگ دوباره زنده مى كند، روز قيامت نيز مى تواند انسانهاى مرده را زنده كند. بنابراين، انسانهايى كه منظره مرگ و حيات گياهان را هر ساله نظاره گرند، و در پس هر زمستانى شاهد حيات و رستاخيز مجدّد زمين مرده توسّط بارانهاى پربركتند، چگونه همچنان بر مركب شيطان سوارند، و از رستاخيز خود غافل؟!   برخى از مفسّران ، سوگندهاى پنجگانه را به فرشتگان و ملائكه الهى و مأموريّتهاى پنجگانه آنها تفسير كرده اند.

          سوگندهاى سوره نازعات            گروههاى از فرشتگان  

 (وَالنَّازِعَاتِ غَرْقاً) قسم به آن گروه از فرشتگان كه با خشونت، و با قدرت تمام ارواح بدكاران و مجرمان را از بدن آنها جدا مى كنند.  (وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطاً); قسم به فرشتگانى كه به ملايمت و آرامى روح بندگان صالح و شايسته خدا را قبض مى كنند».   (وَالسَّابِحَاتِ سَبْحاً); سوگند به فرشتگانى كه شروع به حركت و پرواز مى كنند، تا ارواح قبض شده را به عالم ملكوت ببرند».     (فَالسَّابِقَاتِ سَبْقاً); قسم به فرشتگانى كه به هنگام پرواز به عالم ملكوت و در حال حمل ارواح، از يكديگر سبقت مى گيرند،   (فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً); سوگند به ملائكه و فرشتگانى كه عهده دار تدبير و به فرمان پروردگار جهان امور جهان هستى هستند،  سوگند به آن گروه هاى پنجگانه فرشتگان روز رستاخيز و زندگى پس از مرگ حق است، و بدون شك روزى رخ خواهد داد 

 پيامهاى سوگندهاى پنجگانه:        نخستين پيام قسم هاى مذكور اين است كه: اى انسان! خداوندى كه قادر است اين همه فرشتگان را با مأموريّتهاى متفاوت خلق كند، او قادر بر معاد و بازگرداندن حيات و زندگى به انسانهاى مرده پس از رستاخيز نيز خواهد بود . پيام ديگر اين قسم ها توجّه به مرگ و مسأله قبض روح است. خداوند مى خواهد در سايه اين قسم باور انسانها را نسبت به مرگ تقويت كند، تا اين باور عامل تربيتى مهمّى براى وى گردد. انسان بايد بپذيرد كه لحظه بسيار حسّاسى بنام مرگ را در پيشرو دارد،   سوگند به رزمندگان مخلصى كه امور جنگ و جبهه را تدبير مى كنند; دشمن را شناسايى نموده،  و براى هر قسمتى از ميدان نبرد به مقتضاى شرايط آن تاكتيك خاصّى اجرا مى كنند . سنگرها را مستحكم نموده،   تا در برابر هجومهاى احتمالى دشمن تاب مقاومت داشته باشند. از سوگندهاى بالا استفاده مى شود كه جهاد در جهان بينى توحيدى اهميّت فراوانى دارد. جهاد موجب عزّت و قدرت و شوكت مسلمين، و باعث ضعف و شكست و حقارت دشمنان دين است.

سوگندهاى سوره فجر سوگندهاى پنجگانه و اعمال حج:      

 (وَالْفَجْرِ); قسم به فجر صبحگاهان، هنگام درخشيدن اوّلين سپيدى كه دل سياهى شب را مى شكافد. آرى! قسم به طلوع فجر صبح روز عيد قربان كه آن صحنه هاى پرشكوه و بيادماندنى در آن خلق مى شود.    (وَلَيَال عَشْر); قسم به آن ده شب و روزى كه هنگامه جنب و جوش مسلمانان جهت مراسم زيارت خانه خداست.  (وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ); سوگند به روز هشتم و نهم ذى الحجّه كه دو روز پر مشغله و مملوّ از ذكر خداست.     (وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ); قسم به شب، هنگامى كه (به سوى روشنايى روز) حركت مى كند. منظور از اين شب، شب دهم ذى الحجّه است،

 جرقّه هاى اجتماعى كه در شب تاريك ظلم حاكمان ظالم زده مى شود، و بيدارى و هوشيارى و قيام و اعتراض و انقلاب مردم را به دنبال دارد، و در نهايت به برچيده شدن نظام ظلم و سياهى منتهى مى شود، نيز مشمول بحث ماست. بنابراين، فجر معناى وسيع و گسترده اى دارد، و هر نوع جرقّه اى كه در دل سياهى هاى مادّى يا معنوى زده شود، و آن سياهى را نورانى كند، شامل مى گردد.    از گردش زمين بر گرد خويش، شب و روز بوجود مى آيد، و اگر انسان در خارج از كره زمين قرار گيرد، و مسلّط بر آن باشد، تاريكى كره زمين را در حركت مى بيند (قسم به شب كه ايستا نيست و حركت مى كند) و اين حركت شب و ايستا نبودن آن، كه قرآن مجيد 1400 سال پيش به آن اشاره كرده است . قسم به سپيده صبح روز عيد قربان، سوگند به سپيده صبح تمام ايّام سال، سوگند به بعثت پيامبر اسلام(ص)، قسم به ظهور حضرت مهدى(عج)، سوگند به ده شب اوّل ذى حجّه، قسم به ده شب اوّل محرم، سوگند به دهه آخر ماه مبارك رمضان، قسم به نظام اعداد كه حاكى از حساب و كتاب است، سوگند به خداوند يگانه و تمام مخلوقات، قسم به تمام اين امور بسيار مهم كه خداوند در كمين انسانهاى ستمگر و ظالم است.

                          فصل سوم: سوگندهاى چهارگانه      سوگندهاى سوره ذاريات

و الذاریات ذروا سوگند به بادهايى كه (ابرها را) به حركت در مى آورند،  فالحاملات حملا سوگند به آن ابرها كه بار سنگينى (از باران را) با خود حمل مى كنند،     فالجاریات یسرا و سوگند به كشتيهايى كه به آسانى به حركت در مى آيند،     فالمدبرات امرا و سوگند به فرشتگانى كه كارها را تقسيم مى كنند  (آرى آنچه به شما وعده شده قطعاً راست است; و بى شك (رستاخيز و) جزاى اعمال واقع شدنى است!    الف) تفسيرى از حضرت على(ع)     منظور از «ذاريات» بادهايى است كه حركت مى كند، و ابرها را در آسمان مى گستراند، و هر قطعه ابرى را به جايى مى برد كه مأمور باريدن در آنجاست. يا بادهايى كه دانه هاى گياهان را به نقاط مختلف زمين مى برد تا در آنجا برويد. و امّا «حاملات» ابرهايى كه هزاران تن آب را حمل مى كنند. اگر خوب دقت كنيد خداوند قادر درياهاى متعدّدى را در قالب ابرها بر بالاى سر ما .     پيام آيات مذكور اين است كه عالم حساب و كتاب دارد، و خداوند حكيم است. بنابراين در مجموعه اى كه مدير آن شخص حكيمى است، و بر اساس نظم و حساب و كتاب اداره مى شود، شكّى در تحقّق وعده هاى داده شده نداشته باشيد. علاوه بر اينكه شما نيز هماهنگ با مجموعه آفرينش شويد، و به كارهاى خويش نظم خاصّى ببخشيد، و بر سرِ عهد و پيمانتان باشيد، و از آن تخلّف ننماييد، هر چند به نفع شما نباشد.

سوگندهاى سوره انشقاق      سوگندهاى چهارگانه:

(فَلاَ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ); نه نه سوگند به شفق  (وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ); سوگند به شب و آنچه [شب] فروپوشاند   (وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ); سوگند به ماه چون [ب در] تمام شود  تمام قسمهاى بالا براى بيان اين حقيقت است كه: اى انسان! تو نيز در دوران عمرت دائماً در حال تغيير و تحوّل هستى، همان گونه كه ديگر موجودات مشمول اين قانون هستند. آنكه هرگز فانى نشود، و تغييرناپذير است، فقط ذات پاك و ازلى و ابدى اوست.

سوگندهاى سوره بروج

(وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ); سوگند به آسمان كه داراى برجهاى بسيار است   (وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ); قسم به «يوم موعود» است. روز موعود پايان دنيا و آغاز جهان آخرت است.    (وَشَاهِد وَمَشْهُود);   «شاهد» وجود مبارك پيامبر اسلام(ص)، و «مشهود» اعمال امّت اسلامى يا جميع امّتهاست.   

سوگند به آسمان كه داراى برجهاى بسيار است، و سوگند به آن موعود، و سوگند به «شاهد» و «مشهود»، مرگ بر شكنجه گران صاحب گودال (آتش). سوگندهاى چهارگانه براى بيان اين حقيقت است كه شكنجه گران به سزاى اعمالشان رسيدند.  ضمناً معلوم مى شود كه يهوديان صهيونيست از قديم الايّام شكنجه گر بوده اند. نتيجه اينكه شكنجه در اسلام، آن قدر مذموم و زشت و ناپسند است كه خداوند براى نابودى شكنجه گران چهار سوگند ياد كرده است.

خداوند متعال با قسم به آسمان و روز قيامت و شاهد و مشهود، سخن از نابودى شكنجه گران به ميان آورده است. معناى اين سخن آن است كه حساب و كتاب حتّى در همين دنيا حاكم است، و ظالمان بالاخره به مكافات اعمال ظالمانه خود مى رسند. اصحاب اُخدود در همين دنيا دچار مكافات عمل گشته، و نابود شدند. ما نيز بايد از اين مسأله درس عبرت گرفته، و مواظب و مراقب اعمالمان باشيم، و از آن غفلت نكنيم.

سوگندهاى سوره تين

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ﴿1﴾ سوگند به انجير و زيتون وَطُورِ سِينِينَ ﴿2﴾ و طور سينا (2)وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ﴿3﴾ و اين شهر امن [و امان] قسم به انجير و زيتون ]يا قسم به سرزمين شام و بيت المقدس[، سوگند به «طور سينين»، و قسم به اين شهر امن ]= مكّه[، كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم، سپس او را به پايين ترين مرحله بازگردانديم، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، كه براى آنها پاداشى تمام شدنى است!

 قسمهاى چهارگانه اشاره به چهار منطقه از مناطقى است كه خاستگاه وحى الهى بوده است. «  تين » اشاره به كوهى است در سرزمين شام كه در آن كوه بر عدّه اى از پيامبران الهى وحى نازل مى شده، و از آنجا كه آن كوه درختان انجير فراوانى داشته، كوه تين ناميده شده است. « زيتون » اشاره به كوهى در بيت المقدّس است، كه انبياى بزرگى به آنجا رفته، و در آن منطقه بر آنان وحى نازل مى گشته است. و با توجّه به اينكه اين كوه مشتمل بر درختان زيتون فراوانى بوده، به كوه زيتون مشهور شده است. « طور سينين » همان كوه طور معروف است، كه محلّ نزول وحى بر حضرت موسى(عليه السلام) بوده است. « البلد الامين » مكّه مكرّمه، محل نزول وحى بر پيامبر اسلام، حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) است.                     خداوند متعال به دو مادّه غذايى جسم، و دو مادّه غذايى روح بشر قسم ياد كرده است.

                     فصل چهارم:             سوگندهاى سه گانه              سوگندهاى سوره بلد

 لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ﴿1﴾   سوگند به اين شهر          وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿2﴾  و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى      وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿3﴾  سوگند به پدرى [چنان] و آن كسى را كه به وجود آورد          قسم به اين شهر مقدّس ]= مكّه[، شهرى كه تو در آن ساكنى، و قسم به پدر و فرزندش ]= ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل ذبيح[، كه ما انسان را در رنج آفريديم (و زندگى او پر از رنجهاست).

 اين همه سوگند براى چه؟   (لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنسَانَ فِى كَبَد); سوگند به شهر مقدّس كعبه، كه مسكن و مأواى رحمةً للعالمين است، و قسم به حضرت ابراهيم و فرزندش اسماعيل، و سوگند به حضرت آدم و فرزندانش، كه ما انسان را در رنج و زحمت و سختى و مشقّت آفريديم.       يعنى اى انسانها! اگر تصوّر مى كنيد كه زندگى دنيا بدون مشكل و زحمت و ناراحتى است، اين فكر اشتباهى است. آدمى در گذران زندگى با مشكلات فراوانى روبرو مى شود، لذا در سراسر جهان انسانى را نخواهيد يافت كه مشكلى نداشته باشد.   تمام انسانها داراى رنجها و ناراحتيها و مشكلاتى هستند. و خداوند براى توجّه دادن ما به اين حقيقت سوگندهاى سه گانه را ياد كرده است.

سوگندهاى سوره صافّات

«والصافّات صفا » سوگند به (فرشتگان) صف كشيده (و منظّم)،   «والزاجرات » و (قسم) به نهى كنندگان (و بازدارندگان)،  «والتاليات» و (سوگند) به تلاوت كنندگان پياپى آيات الهى كه معبود شما يگانه است; پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها.

 «صافات» رزمندگانى هستند كه در صفوف منظّم و حساب شده به سمت جبهه حركت كرده، و در راه خداوند با دشمن به نبرد مى پردازند.   و «زاجرات» اشاره رزمندگانى است كه موانع را از سر راه عقب مى زنند، و به صفوف دشمن و خطّ مقدم سپاهان اهريمن نزديك و با آنها درگير مى شوند.  و «تاليات» حاكى از رزمندگانى است كه در حال مبارزه نام خداوند را همواره بر زبان جارى مى سازند، و پيروزى را از جانب او مى دانند، و شعار آنان (وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) است.   خداوند به رزمندگانى كه داراى صفات و ويژگيهاى مذكور هستند قسم خورده است.   آرى! تمام اين سوگندها و قسم ها براى بيان اين حقيقت مهم است كه معبود همه انسانها واحد و يگانه است.

سوگندهاى سوره مدّثر

كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿32﴾ نه چنين است [كه مى‏پندارند] سوگند به ماه وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿33﴾ و سوگند به شامگاه چون پشت كند وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿34﴾ و سوگند به بامداد چون آشكار شود   اين چنين نيست (كه آنها تصوّر مى كنند و قيامت را انكار مى نمايند) سوگند به ماه، و (قسم) به شب هنگامى كه (دامن بر چيند و) پشت كند، و (سوگند) به صبح هنگامى كه چهره بگشايد، كه آن (حوادث هولناك قيامت) از مسائل مهم است. هشدار و انذارى است براى همه انسانها، براى كسانى كه مى خواهند پيش افتند يا عقب بمانند ]= بسوى هدايت و نيكى پيش روند يا نروند[.      

 ارتباط سوگندهاى سه گانه: خداوند متعال در اين سه قسم در حقيقت بر نظام نور و ظلمت تكيه كرده است. قمر نمادى از نور است، همان گونه كه سپيده صبح نيز نويد بخش نور مى باشد. و شب نمادى از ظلمت و تاريكى است. بنابراين، خداوند در حقيقت به نظام نور و ظلمت سوگند ياد كرده است. و اين دو از نعمتهاى پروردگار است; هم نور و هم ظلمت; زيرا اگر ظلمت نباشد نور قابل استفاده نخواهد بود.  سوگند به ماه تابان، سوگند به سحرگاهان، و سوگند به سپيده صبح كه روز قيامت موضوع بسيار مهمّى است. قسم هاى سه گانه براى اهميّت روز قيامت و توجّه به اين موضوع خطير است. دادگاهى كه تمام اعمال انسان، حتّى كوچكترين اعمال خوب و بد وى را محاسبه، و سپس پاداش يا كيفر مى دهد

سوگندهاى سوره تكوير

 نشانه هاى دوازده گانه آغاز قيامت:خداوند متعال در آيات اوّليه سوره تكوير، دوازده نشانه از علامتهاى پايان عمر دنيا و آغاز قيامت را مطرح كرده،   سپس سوگندهاى سه گانه و سخن از نبوّت پيامبر اسلام(ص) به ميان آورده است.

فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ﴿16﴾ سوگند به ستارگانى كه باز مى گردند، حركت مى كنند و از ديده ها پنهان مى شوند وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ ﴿17﴾ و قسم به شب، هنگامى كه پشت كند و به آخر رسد وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ ﴿18﴾ و (سوگند) به صبح هنگامى كه تنفّس كند.        پنج ستاره معروف  منظور از خنّس در سوگند اوّل ستارگان پنجگانه منظومه شمسى است كه با چشم عادى ديده مى شود. و آنها عبارتند از: عطارد، مريخ، مشترى، زهره و زحل. سوگند به پنج ستاره عطارد، زهره، مشترى، زحل و مريخ، كه در صفحه آسمان جريان دارند و در رفت و آمدند، و شبها ظاهر و روزها پنهان مى گردند.     «(وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ); قسم به شب هنگامى كه نور و روشنايى آن كم مى شود . خداوند در اين آيه شريفه به تمام شب قسم نخورده، بلكه به بخشى از شب كه همان سحرگاهان و اوج تاريكى شب است، سوگند ياد كرده است.   «(وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ); سوگند به صبح هنگامى كه تنفّس مى كند».  خلاصه اينكه خداوند متعال در اين سوره به ستاره هاى پنجگانه و سحرگاهان و صبحگاهان و در حقيقت به نظام نور  و ظلمت قسم ياد كرده است.  

 اين همه قسم براى چه؟   «(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُول كَرِيم); قسم به ستارگان و صبحگاهان و سحرگاهان كه اين قرآن سخن فرستاده خدا به پيامبر اسلام است، و زاييده فكر بشر و انديشه پيامبر اسلام(ص)نمى باشد. سوگند به امور سه گانه بالا كه قرآن وحى آسمانى است كه توسط فرستاده خداوند، حضرت جبرئيل، بر پيامبر گرامى اسلام(ص) نازل شده است. خداوند متعال در اينجا پنج صفت براى جبرئيل بيان كرده، و گويا مى خواهد به همه اعلان كند كه فرستادگانشان بايد داراى اين صفات پنجگانه باشند:  1. « كريم»; اوّلين ويژگى يك رسول و فرستاده اينكه شخص كريم و بزرگوارى باشد       2. « ذى قوّة»; دومين صفت فرستاده اينكه قوّت و توانايى انجام كار مورد نظر را داشته باشد.       3. « عند ذى العرش مكين»; ويژگى ديگر يك فرستاده اين است كه در پيشگاه پروردگار مقام و مرتبه خوبى داشته باشد. فقط صفات مادّى و دنيايى كافى نيست، علاوه بر آن فرستاده بايد در سطح عالى از تقوا باشد. 4. « مطاع»; همان گونه كه حضرت جبرئيل در ميان فرشتگان مطاع بود و ملائكه سخن او را مى پذيرفتند، رسول و فرستاده شما هم بايد از ميان كسانى انتخاب شود كه پذيرش مردمى و اقبال عمومى دارند، نه كسى كه مردم به حرف    و سخن او وقعى نمى نهند و وجهه اجتماعى مناسبى ندارد.      5. « امين»; آخرين ويژگى اينكه علاوه بر ويژگيهاى چهارگانه فوق، لازم است امانتدار باشد. نتيجه اينكه خداوند متعال به ستارگان پنجگانه (با ويژگيهاى سه گانه) و سحرگاهان و صبحگاهان سوگند ياد كرده كه قرآن مجيد حاصل مأموريّت حضرت جبرئيل (با ويژگيهاى پنجگانه آن) است، كه از سوى خداوند متعال بر قلب مبارك پيامبر اسلام(ص) نازل كرده، و هرگز تصوّر نكنيد كه اين كتاب آسمانى ساخته و پرداخته ذهن بشر مى باشد.

سوگندهاى    سوره ليل

«(وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى); قسم به شب هنگامى كه تاريكى او جهان را مى پوشاند»  «(وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى); قسم به روز هنگامى كه كاملا تجلّى و بروز كند»  «(وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالاْنْثَى); قسم به آن كس كه جنس مذكّر و مؤنّث را آفريد». قسم به شب در آن هنگام كه (جهان را) بپوشاند. و سوگند به روز هنگامى كه تجلّى كند. و قسم به آن كس كه جنس مذكّر و مؤنّث را آفريد. كه سعى و تلاش شما مختلف است: امّا آن كس كه (در راه خدا) انفاق كند و پرهيزگارى پيش گيرد و جزاى نيك (الهى) را تصديق كند، ما او را در مسير آسانى قرار مى دهيم. امّا كسى كه بخل ورزد و (از اين راه) بى نيازى طلبد، و پاداش نيك (الهى) را انكار كند، بزودى او را در مسير دشوارى قرار مى دهيم، و در آن هنگام كه (در جهنّم) سقوط مى كند، اموالش به حال او سودى نخواهد داشت.     بنابراين قانون زوجيّت در تمام عالم آفرينش، اعمّ از انسانها، حيوانات، نباتات و بلكه جمادات نيز حاكم است. زيرا هسته اوليّه تمام جمادات را اتم تشكيل مى دهد، و در دل هر اتمى دو عنصر الكترون و پروتون وجود دارد كه يكى مثبت و ديگرى منفى است. يكى مذكّر و ديگرى مؤنّث است; و به هر حال عالم زوجيّت عالم عجيبى است، هر چند ما به خاطر عادى شدن اين امور، به آن اهميّت چندانى نمى دهيم.                                                                

سوگندهاى سوره   والعاديات

( وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحا); سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفس زنان به پيش مى رفتند ، سوگند به اسبهاى دونده مجاهدان، كه به فرماندهى على بن ابى طالب(ع)، نفس نفس زنان به سمت مشركان مخاصم با اسلام حركت كردند.،   ( فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً ); و قسم به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگهاى بيابان)، و گاه در برخورد سم اسبان   (كه با سرعت حركت مى كردند) با سنگهاى بيابان، كه شايد سنگ چخماق بود، جرقّه هايى توليد مى شد، كه خداوند به آن جرقّه ها قسم ياد كرده است.     ( فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً );و سوگند به هجوم آوران سپيده دم، كه گرد و غبار به هر سو پراكندند، و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند، كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است. اين آيه اشاره به سربازان تحت فرمان حضرت على بن ابى طالب(عليه السلام) است، كه به فرمان آن حضرت با طلوع فجر صادق و به هنگام سپيده دم به دشمن حمله كردند و بر آنها غالب گشتند.

سوگندهاى سه گانه بالا در حقيقت سوگند به جهاد است. اسبهاى مجاهدان، جرقّه پاى اسبهاى مجاهدان كه به سمت ميدان جنگ حركت مى كنند، و كسانى كه براى رضاى خدا در سپيده دم به دشمن حمله مى كنند، همه اينها چون در مسير جهاد اسلامى است ارزش سوگند را يافته است. خداوند متعال با اين سوگندهاى سه گانه مى خواهد ما را به اهميّت جهاد و جايگاه رفيع آن در اسلام، و ارزش فوق العاده اش آگاه سازد، تا مسلمانان در ابعاد نظامى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، اجتماعى و ديگر ابعاد آن دست از جهاد نشويند، و خود را از اين فيض بزرگ محروم نسازند. و در سايه جهاد به آثار و بركات و ميوه هاى ارزشمند اين شجره طيّبه دست يابند، و ذلّت و خوارى و زبونى را از خود دور ساخته و عزّت و عظمت و بزرگى خويش را به رخ جهانيان بكشند.

اين سوگندها براى چيست؟ انسان ناسپاس است  (إِنَّ الاِْنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ); انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است». مال پرستى (وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ); و او (انسان) علاقه شديدى به مال دارد».         آرى! برخى انسانها علاقه افراطى به اموال و دارايى دارند; بدين جهت فكر نمى كنند كه از چه راهى بدست مى آيد، بلكه فقط در فكر جمع آورى آن هستند. در حالى كه در روز قيامت از جمله چيزهايى كه مورد سؤال قرار مى گيرد، و تا انسان پاسخ ندهد اجازه نمى دهند قدم از قدم بردارد، اين سؤال است كه: «از كجا بدست آورده اى، و در كجا مصرف نموده اى؟»

                     فصل پنجم:        سوگندهاى دوگانه     سوگندهاى سوره قلم

ن  * وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ   نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند       قسم به قلم        الف) قلم وحى و علم پروردگار.   ب) قلم فرشتگانى كه مأمور ثبت و ضبط اعمال هستند.        ج) تمام انواع قلم.و اين نشانه عظمت قلم است كه در مباحث آينده پيرامون رمز اهميّت آن بحث خواهيم كرد.    قسم به «ما يسطرون»        الف) «ما يسطرون» سطورى است كه نوشته مى شود. يعنى قسم به قلم و آنچه مى نويسد.     ب) «ما يسطرون» چيزى است كه به سطرها و خط ها نظم مى بخشد . خداوند به اين وسيله قسم ياد كرده است.     قسم به قلم و آنچه بوسيله آن سطرها و نوشته ها را منظّم مى كنند، تا قلم از مسير مستقيم انحراف و اعوجاج پيدا نكند.        ج) منظور از ما يسطرون، «ما يسطرون فيه» است، يعنى كاغذى كه بر روى آن مى نويسند. قسم به قلم و قسم به كاغذى كه بر روى آن نوشته مى شود.     د) منظور «ما يسطرون به» است، يعنى جوهرى كه به كمك آن خط نوشته مى شود; قسم به قلم و مركب.  و بعيد نيست كه همه اينها در معناى ما يسطرون جمع باشد. يعنى قسم به قلم وحى و علم پروردگار، سوگند به قلم فرشتگان، قسم بر قلم انسانها، سوگند به مركّب و كاغذ و سطرهاى نوشته شده بر روى كاغذ و آنچه بوسيله آن سطرها را تنظيم مى كنند. و تمام اين قسمها به يك نكته اشاره دارد و آن اهميّت فوق العاده قلم است.  

  اين سوگندها براى چه؟      (مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُون);   1. پيامبر اسلام(ص) مجنون نيست!   (وَإِنَّ لَكَ لاَجْراً غَيْرَ مَمْنُون);  2. پاداشى جاودانه براى پيامبر(ص)   (وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظِيم); 3 . اخلاق عظيم پيامبر(ص)    سومين مطلب شهادت بر خلق و خوى نيكو و اخلاق عظيم و برجسته حضرت محمد(ص) است. «و (سوگند به قلم و ابزار نوشتن كه) تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى».            

برچسبهاى ناروا          از آيات قرآن مجيد استفاده مى شود كه دشمنان اسلام و مشركان عرب، براى جلوگيرى و ممانعت از پيشرفت اسلام، كه به سرعت در حال گسترش بود، هر روز برچسب تازه اى به پيامبر اسلام(ص) مى زدند، تا شايد بدين وسيله به مقصود خويش برسند. متأسّفانه اين حربه در طول تاريخ مورد استفاده جبّاران و ظالمان بوده، و در عصر و زمان ما نيز در مقياس وسيعى به كار گرفته مى شود. اكنون آزاديخواهان گوشه و كنار جهان را به اتّهام تروريست نشانه مى روند، تا شايد جلوى نشر آزادى را سد كنند. اسرائيل غاصب، كه بزرگترين تروريست دولتى دنيا به حساب مى رود، در نظر زورمداران دنيا تروريست نيست، امّا مردم مظلوم و بى دفاع فلسطين كه براى دفاع از كشور و حيثيّت خود تلاش مى كنند، تروريست ناميده مى شوند!

سوگندهاى سوره حاقّه

فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ ﴿38﴾ پس نه [چنان است كه مى‏پنداريد] سوگند ياد مى‏كنم به آنچه مى‏بينيد   وَمَا لَا تُبْصِرُونَ ﴿39﴾ و آنچه نمى‏بينيد    سوگند به آنچه مى بينيد، و آنچه نمى بينيد، كه اين گفتار رسول بزرگوارى است و گفته شاعرى نيست، امّا كمتر ايمان مى آوريد! ونه گفته كاهنى، هر چند كمتر متذكّر مى شويد. كلامى است كه از سوى پروردگار عالميان نازل شده است.     خداوند حكيم در سوره حاقّه به تمام ديدنيها و ناديدنيها، كه در حقيقت تمام جهان هستى را در بر مى گيرد سوگند ياد كرده. و اين قسم بسيار مهم است، و حتماً هدف بسيار مهمّى را دنبال مى كند. (إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُول كَرِيم). خداوند به آنچه مى بينيد و نمى بينيد قسم ياد كرده است. و مى دانيم كه جبرئيل امين، آورنده قرآن كريم كه قسم به او ياد شده، از جمله موجوداتى است كه ديده نمى شود. و با اين توضيح رابطه قسم و مقسم له روشن مى شود.

سوگندهاى سوره قيامت

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿1﴾ سوگند به روز قيامت،        وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿2﴾ و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حق است!)     أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾ آيا انسان مى پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟! بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿4﴾ آرى قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم.

 جهان هستى بدون قيامت و جهان آخرت پوچ و بى معنا خواهد بود. اگر انسان هفتاد يا هشتاد سال يا كمتر يا بيشتر در دنيا زندگى كند، و با انواع بيماريها و مشكلات و سختيها و رنج ها و زحمات و بلاها و مصيبت ها و غم ها وغصّه ها گريبانگير باشد، و بالاخره بميرد و خاك شود و نابود گردد. آيا اين مطلب با حكمت خداوند حكيم سازگار مى باشد؟   جهان هستى بدون قيامت همانند دوران جنينى است كه به دنبال آن تولّد و زندگى در دنيا نباشد   علاوه بر اين اگر جهان آخرت نباشد عدل الهى زير سؤال مى رود. بنابراين، قيامت مقتضاى عدالت پروردگار است.

 قسم به وجدان بيدار دومين قسم، سوگند به نفس لوّامه است، آن وجدان بيدار ملامتگرى كه به هنگام آلوده شدن انسان به كار خلاف ناراحت شده، او را سرزنش مى كند. در درون جان انسانها وجدانى است كه سه حالت دارد:

 حالت اوّل: نفس امّاره گاه وجدان انسان آن قدر ضعيف و ناتوان مى شود كه هوا و هوس بر آن مسلّط مى گردد، و همواره انسان را به بديها و زشتيها فرمان مى دهد. اين حالت وجدان را نفس امّاره مى گويند. همان حالتى كه زليخا پس از آنكه نفس لوّامه اش بيدار شد، و به گناهان اقرار نمود، و به ملامت خويش پرداخت،

 حالت دوم: نفس لوّامه گاه وجدان انسان از آن حالت ضعف خارج شده، رشد و ترقّى نموده، و تسليم محض هوا و هوس نمى گردد، بلكه در مقابل آن موضع گيرى مى نمايد، و درون انسان را تبديل به دادگاهى نموده كه انسان را بر كارهاى خلاف و ناشايست ملامت و سرزنش، و به هنگام انجام كارهاى شايسته و خوب، تشويق و ترغيب مى نمايد، اين مرحله را نفس لوّامه مى نامند. چقدر خوب است كه لااقل انسان از نفس امّاره عبور كند و به ايستگاه نفس لوّامه برسد.

 رابطه قيامت و نفس لوّامه: بدون شك معاد جسمانى نيز خواهد بود، و اساساً تعجّب مشركان و بت پرستان از معاد جسمانى بود و گرنه معاد روحانى كه تعجبى ندارد. اميد آنكه زمان خارج شدن از قبرها و تشكيل مجدّد بدن ها و بازگشت روح به جسدها و حضور در دادگاه عظيم قيامت كه هيچ چيز قابل انكار نيست، با دستى پر و اعمالى صالح، و رويى سفيد و سرى بلند، در برابر پروردگار مهربان حاضر شويم.

سوگندهاى سوره طارق

وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ﴿1﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿2﴾ لنَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿3﴾ إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ﴿4﴾ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿5﴾ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿6﴾ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿7﴾ إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿8﴾  سوگند به آسمان و كوبنده شب! و تو نمى دانى كوبنده شب چيست؟ همان ستاره درخشان وشكافنده تاريكيهاست! (به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب ومحافظى دارد! انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده! از يك آب جهنده خلق شده است، آبى كه از ميان پشت و سينه ها خارج مى شود! مسلّماً او ]= خدايى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريده[ مى تواند او را بازگرداند! در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار مى شود!  

فلسفه سوگند به آسمان و ستارگان درخشان:     اين دو سوگند، مخصوصاً پس از آگاهى و شناخت هر چند اجمالى از آسمان و ستارگان درخشان، انسان را به فكر و انديشه وادار مى كند. كارى كه در معارفِ دينىِ ما مسلمانان بسيار ارزشمند و ذى قيمت است، تا آنجا كه عبادت كم همراه با تفكّر و شناخت، بر عبادت فراوان بدون فكر و انديشه ترجيح داده مى شود.   اينها همه از اهمّيت خاصّ اسلام نسبت به تفكّر و انديشه خبر مى دهد، و قسم هاى مذكور نيز براى به جريان انداختن قدرت تعقّل و تفكّر انسانهاست.   

  هدف از سوگندها: توجّه به معاد و قيامت     «(إِنْ كُلُّ نَفْس لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ); قسم به آسمان و ستارگان درخشان كه هر كس مراقب و محافظى دارد».  فرشتگانِ محافظِ اعمالِ ما انسانها بسيار دقيقند. ريز و درشت را مى نويسند، و چيزى از قلم آنها نمى افتد. آنها حتّى از نيّتهاى ما اطّلاع دارند. شخصى از امام موسى بن جعفر(عليه السلام) پرسيد. دو فرشته اى كه مأمور ثبت اعمال انسان هستند، آيا از اراده و تصميم باطنى او به هنگام گناه يا كار نيك نيز با خبر مى شوند؟

سوگندهاى سوره ضحى

«والضّحى»  «وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى»   مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى ﴿3﴾   وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى ﴿4﴾ قسم به روز در آن هنگام كه آفتاب بر آيد (و همه جا را فرا گيرد)، و سوگند به شب در آن هنگام كه آرام گيرد، كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده است! و مسلّماً آخرت براى تو از دنيا بهتر است.

 شرح و تفسير سوگندها :

«والضّحى» اوّلين سوگند، سوگند به ضحى است. ضحى تمام روز نيست، بلكه قسمتى از روز است كه آفتاب در زمين گسترده شده، و سراسر زمين را فرا مى گيرد. يعنى هنگامى كه دو سه ساعت از طلوع آفتاب گذشته باشد. «وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى» دومين سوگند، سوگند به شب است، البتّه نه تمام شب، بلكه آن هنگام كه تاريكى شب سراسر كره زمين را فرا مى گيرد، و به دنبال آن آرامش ارزانى زمينيان مى گردد. «سَجِىّ» از ماده «سُجُوّ» دو معنا دارد :    1 . آرامش.        2. گسترش،    و اين دو ملازم يكديگرند. هنگامى كه تاريكى گسترش يابد و كره زمين را فرا گيرد، آرامش نيز حكمفرما خواهد شد.           

 سوگند به روز و شب براى چه؟    قسم به روز هنگامى كه جهانگير مى شود، و سوگند به شب آنگاه كه تاريكى اش همه جا را فرا مى گيرد، كه برخلاف آنچه بت پرستان ومشركان و دشمنانت مى گويند، ما تو را رها نكرده، و بر تو خشم نكرده ايم، بلكه در قطع وحى الهى در كوتاه مدّت نيز مصلحت و حكمتى نهفته، كه به نفع تو و مسلمانان است.

                            فصل ششم:           سوگندهاى يگانه       سوگند سوره نحل

1. خداوند در دو مورد به خودش با نام «الله» قسم ياد كرده، كه هر دو در سوره نحل است.   2. در پنج مورد سوگند به «ربّ» ياد شده است.      3. در يك مورد به جان «پيامبر» قسم خورده است.      4. در سه مورد به «قرآن مجيد» قسم ياد شده است.           5. در يك مورد «كتاب مبين» مورد سوگند قرار گرفته، كه منظور از آن همان قرآن مجيد است.         6. در يك مورد سوگند به «عصر» ياد شده است.       7. در يك مورد به «نجم» قسم ياد كرده است.      8. در يك مورد «مواقع النجوم» مورد سوگند قرار گرفته است.      9. و در يك مورد هم «آسمان» به تنهايى مورد قسم قرار گرفته است.

قرآن مجيد در آيه 56 سوره نحل، سوگند مورد نظر را چنين نقل مى كند: وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ       آنان براى بتهايى كه هيچ گونه سود و زيانى از آنها سراغ ندارند، سهمى از آنچه به آنان روزى داده ايم قرار مى دهند; به خدا سوگند، (در دادگاه قيامت،) از اين افتراها كه مى بنديد، بازپرسى خواهيد شد!

 سوگند به «الله» براى چه؟   با توجّه به معناى گسترده كلمه «الله» خداوند به چه منظورى به اين كلمه مهم و پرمعنا سوگند ياد كرده است؟ و در يك جمله كوتاه: «مقسم له چيست»؟    مسئله مهمّى كه خداوند براى آن قسم خورده، افتراء به خدا و بدعت است، كه بايد با آن مبارزه كرد. چيزى كه جزء دين و اسلام نيست، اگر آن را دستور اسلامى معرّفى كنيم بدعت شمرده مى شود.

سوگند دوم سوره نحل

دومين قسم يگانه، كه به ذات مقدّس پروردگار يعنى «الله» ياد شده، در آيه شريفه 63 سوره نحل آمده است.  تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ   به خدا سوگند، به سوى امّتهاى پيش از تو پيامبرانى فرستاديم; امّا شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست، و امروز او ولىّ و سرپرستشان است; و مجازات دردناكى براى آنهاست!

 آنچه سوگند به آن ياد شده و مقسم له: در اين آيه شريفه به ذات مقدّس پروردگار، الله كه مستجمع جميع صفات كماليّه است سوگند ياد شده، و هدف از اين سوگند (مقسم له) اين است كه خداوند بدون اتمام حجّت و ارسال پيامبران هيچ امّتى را مجازات نخواهد كرد. انبيا و پيامبران را به سوى مردم روانه كرده، تا احكام و معارف دين را براى آنها بازگو نموده، و حجّت بر آنها تمام شود، سپس اگر كسى مخالفت كرد او را مجازات مى كند. بنابراين، هم آنچه به آن سوگند ياد شده مهم است، و هم آنچه براى آن سوگند ياد شده اهميّت دارد. هم «الله» از اهميّت بسيار بالايى برخوردار است، و هم «اتمام حجّت».

سوگند سوره نساء

همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد، در بين سوگندهاى يگانه، هفت مورد قسم به «ربّ» ياد شده است. يعنى خداوند متعال در هفت آيه از قرآن به نام خويش به عنوان ربّ سوگند ياد كرده است. كه سوره نساء اوّلين آنهاست.  فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا  آيه 65    به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند، و سپس از داورى تو، در دل احساس ناراحتى نكنند، و كاملا تسليم باشند.

 سوگند به ربّ:  ربّ به چهار معنا استعمال مى شود، كه تمام اين معانى در مورد خداوند قابل تصوّر است. زيرا او هم مالك جهان هستى است، و هم اصلاح كننده آن است، و هم همواره همراه عالم است، و هم به تربيت موجودات جهان اشتغال دارد.   ضمناً ممكن است كلمه ربّ در مورد خداوند به صورت مطلق استعمال شود، همانگونه كه امكان دارد اضافه به چيزى شود، مثل «رب العالمين» يا «ربّ الشهداء» و مانند آن، امّا در مورد غير خدا هيچگاه به طور مطلق استعمال نمى شود، بلكه همواره به چيزى اضافه مى شود. كه مثالهاى آن در توضيح معانى چهارگانه ربّ ذكر شد.

 مقام تسليم:  اى پيامبر! سوگند به پروردگارت كه مالك تمام جهان هستى است! قسم به پروردگارت كه اصلاح كننده امورات مخلوقات و مصلح آنهاست! سوگند به آن خدايى كه مصاحب و همراه همه موجودات جهان است. قسم به خدايى كه مربّى و تربيت كننده همگان و همه چيز است! سوگند به ربّ كه مسلمانان ايمان نمى آورند، مگر اين در دعاوى و اختلافات تو را حاكم و قاضى خويش نمايند، و حكم تو را بپذيرند، و در دل هم به آن راضى باشند، و خلاصه اينكه به مقام تسليم برسند. آنان كه سعى دارند احكام خدا را جابه جا كنند، و تسليم اوامر و نواهى الهى نيستند، آنان كه در برابر نصّ اجتهاد مى كنند، آنها كه قرائات مختلفى از دين ارائه مى دهند، آنان كه تفسير به رأى كرده، و نظرات خويش را بر قرآن تحميل مى نمايند، چنين افرادى به مقام تسليم نرسيده اند. مگر اين افراد پيامبر اسلام(ص) را به نبوّت نپذيرفته اند؟ مگر معتقد به عصمت حضرت رسول(ص) نيستند؟ اگر عصمت و نبوّت آن حضرت را قبول دارند، بايد در مقابل تمام سخنان و دستورات آن حضرت مطيع و تسليم باشند، و اين اطاعت و تسليم نه تنها در سخن و گفتار، بلكه بايد از صميم قلب باشد، در غير اين صورت مؤمن نخواهند بود.

سوگند سوره حجر

فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ    عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ   آيه شريفه 92 و 93  به پروردگارت سوگند، (در قيامت) از همه آنها سؤال خواهيم كرد، از آنچه عمل مى كردند!    به مقتضاى اطلاق آيه شريفه، شخص يا اشخاص خاصّى استثناء نشده اند، بلكه همه انسانها حتّى انبياء و اولياء در روز قيامت مورد سؤال قرار گرفته، و همگان بدون استثنا بايد پاسخگو باشند.  «(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ); به يقين، (هم) از كسانى كه پيامبران به سوى آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد; و (هم) از پيامبران سؤال مى كنيم».     هم پيامبران مورد سؤال قرار مى گيرند، و هم امتّهاى آنان  

 ب) از چه مى پرسند؟     تمام اعمال و كردار انسان در روز قيامت مورد سؤال قرار مى گيرد، و شرايط دادگاه به گونه اى است كه جاى هيچ انكارى نيست. اگر انسان واقعاً معتقد به مسأله سؤال از تمام اعمال در چنان دادگاهى باشد، كه نه توصيه مى پذيرد، و نه رشوه قبول مى كند، و نه امكان تقلّب در احكامش وجود دارد، هرگز مرتكب گناه نمى شود.         

سوگند سوره مريم

فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا  آيه 68  سوگند به پروردگارت كه همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع مى كنيم; سپس همه را ـ در حالى كه به زانو درآمده اند ـ گرداگرد جهنّم حاضر مى سازيم.

آرى! همه انسانها بدون استثنا وارد جهنّم مى شوند، حتى آنها كه بهشتى اند! صالحان و پاكان و پيامبران نيز از جهنّم عبور مى كنند، ولى سرعت عبور آنها آن قدر زياد است كه آتش جهنّم هيچ آسيبى به آنها نمى رساند. بنابراين به هر مقدار كه سرعت عبور كمتر باشد به همان نسبت آتش جهنم بر آنها اثر مى گذارد و واى به حال كسانى كه سرعت آنها بسيار كند است كه در آتش جهنّم سقوط مى كنند، و از چنين حالتى به خدا پناه مى بريم.  نه تنها در جهان آخرت راه بهشت از جهنّم مى گذرد، بلكه در اين جهان نيز راه بهشت پر پيچ و خم و داراى سنگلاخ فراوان و همراه با مشكلات بى شمار است. لهذا حضرت على(عليه السلام) به نقل از پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمودند: «إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكارِهِ وَ إِنَّ النّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَواتِ; بهشت با انواع مشكلات و سختى ها آميخته شده، و جهنّم با انواع شهوات و هواپرستى ها». بنابراين تعجّبى نيست اگر در قيامت از داخل جهنّم عبور كنيم. «(ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيّاً); پس از اينكه همه وارد جهنّم شدند آنها كه تقوا پيشه كردند را از دوزخ رهايى مى بخشيم و ظالمان را در حالى كه از ضعف و ذلّت به زانو درآمده اند، در آن رها مى سازيم».

سوگند سوره معارج

فَلاَ أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ         سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم.

و امّا نكته تعبير به «مشارق و مغارب» هر چند در عصر نزول وحى بر مردم روشن نبود، امّا امروزه دانشمندان علم هيئت از راز آن پرده برداشته اند. آنها معتقدند كه به تعداد روزهاى سال (365 روز) مشرق و مغرب داريم. يعنى نقطه اى كه امروز خورشيد از آنجا طلوع مى كند با تمام نقاطى كه در روزهاى ديگر سال طلوع مى كند، متفاوت است. تعبير به (رَبُّ الْمَشْارِقِ وَالْمَغْارِبِ) نكته علمى مهمّى دارد، كه به نوعى اعجاز علمى قرآن محسوب مى شود، و حاوى دو نكته درباره توحيد و جهان آخرت است. البتّه براى كسانى كه در آيات قرآن تدبّر و تفكّر و انديشه كنند، و به سادگى از كنار آن نگذرند.    و امّا تعبير به (رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ) بدين جهت است که ، خورشيد يك صعود به سمت نيمكره شمالى دارد كه تا 23 درجه بالا مى رود، و يك نزول به سمت نيمكره جنوبى دارد كه تا 23 درجه تنزّل پيدا مى كند و در ابتدا و انتهاى هر يك، يك مشرق و مغرب واضح و روشن وجود دارد. خداوندى كه قادر است خورشيد را به اوج برساند و به مدار رأس السرطان ببرد، و قدرت دارد كه او را به جاى سابق بازگرداند و حتّى به حضيض برساند و تا مدار رأس الجدى تنزّل دهد، قادر بر خلقت دوباره انسانها نيز خواهد بود.    و خداوند متعال براى اثبات معاد و برانگيختن دوباره انسانها به ربّ المشارق و المغارب سوگند ياد كرده است.

سوگند سوره حجر

 لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ   72 به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند   خداوند در اين آيه به جان پيامبرش سوگند خورده است.

 درس هاى عبرت داستان قوم لوط: داستان قوم لوط درسهاى عبرت فراوانى براى هوشياران و مؤمنان نكته سنج دارد،     الف) بدبختى نتيجه هواپرستى!        ب) مستى هواپرستى!   همان گونه كه در آيه سوگند گذشت، قوم لوط مست هواپرستى و شهوات بودند. بدين جهت بهترين پيشنهاد حضرت لوط، كه ارضاى نيازهاى جنسى از طريق مشروع وازدواج با دختران آن حضرت بود، را رد كرده و بر انحراف جنسى خويش اصرار ورزيدند. زيرا عقل انسان مست به درستى كار نمى كند; گويا قفلى بر آن زده اند.   ج) سرعت عذاب الهى        د) عذاب با عوامل حيات!       هـ ) خشك و تر با هم نمى سوزد       و) حاكميّت ضوابط بر روابط   آنچه بر تصميمات و كارهاى حضرت لوط حاكم بود ضوابط شرعى و اطاعت فرامين الهى، نه روابط فاميلى و خويشاوندى و مانند آن. لذا همسرش را در ميان قومش رها كرد، تا همچون ساير گنهكاران مشمول عذاب و مجازات الهى گردد. رعايت اين اصل جزء برنامه همه انبياء و پيامبران بوده است، لهذا هنگامى كه حضرت نوح(عليه السلام) درخواست نجات فرزند نااهلش را كرد خداوند او را از زمره اهل حضرت نوح خارج دانست، و اجازه نجاتش را نداد.

سوگند سوره هاى يس، صاد، ق و دخان

يس.  و القرآن الحکیم . انک لمن المرسلین. سوگند به قرآن حكيم. كه تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستى  ص، و القرآن ذی الذکر     سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است (كه اين كتاب، معجزه الهى است.)     ق ، و القرآن المجید  بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ   سوگند به قرآن مجيد (كه قيامت و رستاخيز حق است)! تعجّب كردند كه پيامبرى انذارگر از ميان خودشان آمده، و كافران گفتند: «اين چيز عجيبى است!».     حم. و القرآن المبین إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ  فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ  أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ. سوگند به اين كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پربركت نازل كرديم;همواره انذار كننده بوده ايم  در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبير و جدا مى گردد. (آرى، نزول قرآن) فرمانى بود از سوى ما، ما (محمد(ص) را) فرستاديم.

الف) ارتباط حروف مقطّعه و سوگندها        در تمام سوره هاى چهارگانه بالا، كه به قرآن قسم ياد شده، حروف مقطّعه وجود دارد.  مى خواهد به مخاطبين بفهماند كه معجزه اسلام از موادّ بسيار ساده يعنى حروف تهجّى (حروف الفبا) تشكيل شده است. و تشكيل محصولى چون قرآن، با موادّ ساده اى همچون حروف الفبا، نشانه عظمت خالق آن، پروردگار جهان است. همان گونه كه اين هنر را در مورد خلقت انسان نيز شاهد هستيم. آرى! همان گونه كه خداوند در عالم تكوين با استفاده از موادّى ساده، موجود بسيار ارزشمندى چون انسان خلق كرده، در عالم تشريع نيز از موادّى ساده، يعنى حروف الفبا كتاب ارزشمند و بزرگى خلق كرده، كه هيچ كس توان آوردن مانند آن، بلكه سوره اى از سوره هاى آن را ندارد.

ب) صفات چهارگانه قرآن

1. قرآن حكيم; خداوند در سوره يس قرآن را با وصف حكيم توصيف كرده است. حكيم كسى است كه كارهايش روى حساب و كتاب، و سخنانش سنجيده و حكيمانه است، هم تدبير درستى دارد، و هم مديريّت او قوى است. جالب اينكه در آيه مورد بحث، خداوند نمى فرمايد قرآن داراى حكمت است، بلكه مى فرمايد قرآن حكيم است. يعنى قرآن بسان يك موجود زنده و همانند انسان كامل باشعور تصوّر شده، و حكمت از آن مى بارد.

2. قرآن مجيد; قرآن در سوره ق با وصف مجيد توصيف شده است. مجيد از مادّه مجد است، و مجد به معناى شرافت و ارزش گسترده است. بنابراين، قرآن مجيد داراى ارزش و شرافت والا و گسترده اى است. گاه ممكن است يك آيه قرآن دنيا را نجات دهد.

3. قرآن ذى الذكر; اين تعبير همان طور كه گذشت در سوره ص آمده، و از آن جا كه قرآن داراى تذكّرات فراوانى است، وانسانها را از خواب غفلت بيدار مى كند، به اين ويژگى توصيف شده است.   خلاصه اينكه آيات قرآن آن قدر تكان دهنده است كه يك آيه آن مى تواند از يك سارق خطرناك و دزدِ سرِ گردنه، از فضیل زاهد زمانه بسازد. و از اين نمونه ها در تاريخ فراوان است.

4. قرآن مبين; قرآن در سوره دخان به وصف مبين توصيف شده است. « مبين» يعنى آشكار كننده، قرآن هم آشكار است و هم آشكار كننده. قرآن به گونه اى است كه هر كس در هر سنّ و سال، و با هر مقدار دانش و اطّلاعات و آگاهى، مى تواند از آن استفاده كند. فيلسوف، عارف، شاعر، عالم، باسواد و بى سواد، هر كس مى تواند از آن بهره بردارى كند. قرآن بسان چشمه زلال و جوشانى است كه هر كس به اندازه ظرفيّتش از آن برداشت مى نمايد. آنها كه ظرفيّتشان بسان كاسه اى بيش نيست فقط به اندازه همان كاسه، و آنها كه دريا دلند، به وسعت دريا از آب اين چشمه جوشان بهره مى برند.

ج) اين قسم ها براى چيست؟ تمام اين سوگندها براى اثبات نبوّت و پيامبرى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) است.  با توجّه به اينكه خداوند به قرآن سوگند ياد كرده، در حقيقت براى اثبات نبوّت به قرآن استدلال كرده است چرا كه قرآن معجزه پيامبر اسلام است، و هيچ كس توانايى ندارد همانند قرآن را بياورد (قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِْنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِيراً). اسراء، آيه 88 . نتيجه اينكه خداوند متعال پس از ذكر چهار نوع از حروف مقطّعه، چهار قسم به قرآن ياد كرده كه با چهار وصف و ويژگى همراه است، و اين چهار سوگند با ويژگيهاى مذكور همه براى اثبات نبوّت و پيامبرى است.

سوگند سوره عصر

وَالْعَصْرِ إِنَّ الاْنسَانَ لَفِى خُسْر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ  به عصر سوگند، كه انسانها همه در زيانند; مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده اند.  سوگند به عصر:    غروب و طلوع آفتاب دو تحوّل بزرگ در عالم هستى، و دو نشانه از نشانه هاى پروردگار است، و لهذا متعلّق سوگند خدا قرار گرفته است.

 مجموعه تاريخ بشر طبق اين تفسير منظور از عصر مجموعه تاريخ بشر از آغاز آفرينش تا پايان عمر دنياست، كه حوادث در آن فشرده شده است. و از آنجا كه تاريخ آيينه عبرتهاست، خداوند متعال به مجموعه تاريخ بشر سوگند ياد كرده است.    عصر قيام پيامبر اكرم(ص) برخى از مفسّرين معتقدند منظور از «عصر» در سوره والعصر، عصر قيام پيامبر اكرم(ص) است. چرا كه اين دوران اهميّت بسيار ويژه اى داشت، و بدين جهت خداوند متعال به آن دوران سوگند ياد كرده است.     عصر قيام حضرت مهدى (عج) احتمال ديگر اينكه منظور از «عصر»، زمان قيام حضرت مهدى (عج) است، چرا كه آن دوران نيز بسيار مهم است.

 آنچه براى آن قسم ياد شده است: خداوند براى اين نكته مهم سوگند ياد كرده كه (إِنَّ الاْنسَانَ لَفِى خُسْر) تمام انسانها در هر پست و مقام و موقعيّتى كه هستند و از هر رنگ و نژاد و قوميّتى كه باشند در حال خسران و زيانند!

سوگند سوره نجم و واقعه

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى  مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى   وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى   إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى سوگند به ستاره هنگامى كه افول مى كند، كه هرگز دوست شما ]=محمد(ص)[ منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است، وهرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد. آنچه مى گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.  فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ    وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ   إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ    فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ   لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ      تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ74 تا 80

سوگند به جايگاه ستارگان (ومحلّ طلوع وغروب آنها)! و اين سوگندى است بسيار بزرگ، اگر بدانيد! كه آن، قرآن كريمى است، كه در كتاب محفوظى جاى دارد، و جز پاكان نمى توانند به آن دست زنند ]= دست يابند[. آن از سوى پروردگار عالميان نازل شده است.   همان گونه كه غالب مباحث سوره هاى مكّى اصول عقايد است، سوگندهاى مورد بحث نيز در مورد يكى از اصول اعتقادى يعنى نبوّت پيامبر اسلام(ص) و معجزه آن حضرت، مطرح شده است.             

   كدام ستاره؟     در سوگند اوّل خداوند به ستاره، هنگام افولش قسم ياد كرده است.  نجم درآيه سوگند همه ستارگان آسمان را شامل مى شود. ستارگانى كه در عالم خويش واقعاً عظمت دارند، و خورشيد در برابر آنها ناچيز و كوچك است. جالب اينكه قرآن زمانى به ستاره ها سوگند خورده كه نزد مردم آن زمان ارزشى نداشتند، بلكه مردم قادر نبودند تصوير صحيحى از ستارگان در ذهن خود داشته باشند. زيرا اعراب زمان نزول قرآن تصوّر مى كردند كه ستارگان بسان ميخهايى هستند كه بر سقف آسمان كوبيده شده و هيچ حركتى ندارند!       با توجّه به اينكه افول و غروب ستاره نشان مى دهد كه آن هم مخلوقى از مخلوقات خداست، و خالق توانا و عالم ومدبّرى آن ستاره و ديگر موجودات عالم را اداره مى كند، لذا خداوند به لحظه غروب ستارگان قسم خورده است.

 سوگند به مدار ستارگان:  از آنجا كه مدار ستارگان از اهميّت والايى برخوردار است، خداوند به مواقع النجوم (مدار ستارگان) سوگند ياد كرده است.  ستارگانى را كه با چشم غير مسلّح ديده مى شود تا پنج هزار ستاره شمرده اند. امّا آنچه در كهكشان ما، كهكشان راه شيرى، با چشم مسلّح قابل رؤيت است 200 ميليارد ستاره است، كه خورشيد عالمتاب با تمام عظمتش يك ستاره متوسّط آنهاست! تمام اين ستاره ها ميليونها سال است كه در مدار خاصّى حركت كرده، و هرگز از مسير ويژه خود منحرف نشده و نخواهند شد. به راستى اين سوگند براى كسانى كه اطّلاع كافى از ستارگان و مدارات آن داشته باشند سوگند عظيمى است.

 آنچه براى آن قسم ياد شده است: در سوره نجم، براى اثبات نبوّت سوگند ياد شده است;  «سوگند به ستارگان هنگامى كه غروب مى كنند، كه هرگز محمد(ص) منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است. آن حضرت نه گمراه است، و نه متعصّب، و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد، بلكه سخنانش از مشكات وحى سرچشمه گرفته است». اين آيات به روشنى مى گويد: «رفتار و سيره پيامبر اكرم(ص) همچون آيات قرآن حجّت است». خلاصه اينكه در سوره نجم براى اثبات نبوّت سوگند ياد شده است.

 قرآن كريم:  و امّا در سوره واقعه براى اثبات حقانيّت قرآن قسم ياد شده است; توجّه كنيد: «سوگند به جايگاه ستارگان، كه كتاب آسمانى مسلمانان، قرآن كريمى است كه جز پاكان نمى توانند به آن دست يابند».

سوگند سوره ذاريات

وَالذَّارِيَاتِ ذَ رْوًا    .......    إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ  ....... وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ   .......    إِنَّكُمْ لَفِى قَوْل مُّخْتَلِف قسم به آسمان كه داراى چين و شكنهاى زيباست، كه شما (درباره قيامت) در گفتارى مختلف و گوناگونيد! (تنها) كسى از ايمان به آن منحرف مى شود كه از قبول حق سرباز مى زند.

 حُبُك، معجزه علمى قرآن! خداوند متعال در اين آيات به آسمان با ويژگى خاصّى سوگند ياد كرده است، كه از اين جهت قسم تازه اى محسوب مى شود. زيرا هر چند قبلا هم به «سماء» قسم خورده بود، امّا تنها در اين سوره به «آسمان ذات حُبُك» سوگند ياد كرده است. هنگامى كه به تصويرهاى تهيّه شده از كهكشانها نگاه مى كنيم ناخودآگاه به ياد آيه (وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ) مى افتيم! چرا كه چين و شكنهاى ستارگان كهكشانها كاملا مشهود و قابل رؤيت است! عجيب اينكه ستارگان كهكشانها به صورت مارپيچ و داراى چين و شكنهاى جالبى است. و اين از معجزات علمى قرآن است كه 1400 سال پيش از چين و شكن هاى مذكور خبر داده، و اكنون معناى آن روشن شده است.

 سوگند به آسمان براى چه؟ از مباحث گذشته اهميّت سوگند به آسمان پرچين و شكن روشن شد. اكنون بايد ديد كه اين سوگند مهم براى چه مطلب مهمّى است؟  آيه شريفه (إِنَّكُمْ لَفِى قَوْل مُّخْتَلِف) پاسخ اين سؤال را مى دهد. سوگند به آسمانِ داراى چين و شكن، كه مخالفان پيامبر و قرآن و معاد گرفتار تناقضات آشكارند، و اين تناقض گويى دليل بر بطلان سخنان آنهاست.

 

 


نوشته شده در ساعت 0 توسط زارع پور (تهیه و تلخیص)| |
طبقه بندی: فلسفه سوگند های قرآن 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin