جايگاه والاي زن در مکتب اسلام            کپی و تبدیل به جزوه و کتاب با اطلاع مجاز است

زن در طول تاريخ هم در ادوار گذشته و عصر جاهليت و هم در زمان معاصر و عصر جاهليت مدرن، مورد بي‌اعتنايي و بي‌ارزشي قرار گرفته است. گاه زنان را به هنگام رسيدن به سن بلوغ به عنوان كالا در معرض فروش قرار مي‌دادند و يا به هنگام فوت شوهر، براي رهايي روح او از تنهايي، زنش را با جسد شوهر مي‌سوزاندند و يا او را زنده زنده در گور با او دفن مي‌كردند. در يك كلام زن را انسان نمي‌شمردند و به او ظلم مي‌كردند. در عصر جاهليت مدرن نيز از زن به عنوان ابزاري براي رسيدن به اهداف غير انساني و غير اخلاقي بهره مي‌برند و آنان را از جايگاه حقيقي خود خارج كرده‌اند. اسلام به عنوان نجاتگر انسان‌ها بزرگ ترين خدمت را به زنان دنيا ارائه كرده است و با وضع قوانين و احكام عادلانه مظلوميت و محروميت زنان را پايان داده است و براي آنها حقوقي شايسته شخصيت حقيقيشان قرار داده و وجود زن را لازمه تكامل جوامع بشري معرفي كرده و از زنان تكاليفي متناسب با وضع روحي و جسمي آنها طلب نموده و احكام و قوانين خاصي را براي آنها وضع كرده است، امري كه در هيچ يك از مكاتب و انديشه هاي غير اسلامي وجود نداشته است.

با دقت در احكام و اصول دين اسلام اين نتيجه حاصل مي‌شود كه فرق زيادي بين حقوق زن در اسلام و ديگر مكاتب غربي وجود دارد. جنبش‌ها و نظريه‌ هاي غربي همواره سعي نموده‌اند تا با طرح شعارهاي دروغين، از وجود و حقوق زن به نفع استعمار جهاني و بهره برداري سرمايه داري استفاده كنند، اما در احكام و آموزه ‌هاي اسلام، چه در آيات قرآن و چه قوانين ديني و روايات ائمه، هدف ارتقا و احقاق حقوق زنان در جهان بوده است. اين قوانين متناسب با فطرت و سرشت زن و بر محور حقوق انساني تكيه دارد. اسلام با قرار دادن عطوفت و مهرباني بين زن و مرد، نهادي مقدس به نام خانواده را بنيان مي‌نهد و باعث تحكيم خانواده در اجتماع و رشد ارزش‌هاي اخلاقي در جامعه مي‌گردد. زني كه قبل از اسلام ننگ خانواده محسوب مي‌شد و چون دختري به دنيا مي‌آمد، طايفه‌اي شرمنده مي‌شد و او را زنده به گور مي‌كردند، اكنون در جوامع اسلامي به عنصري مهم در رشد و تكامل اجتماع تبديل شده است. اسلام با بسياري از سنت‌ها و آداب غلط مبارزه نمود. تكوير۸و۹: "در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سئوال شود كه به كدامين گناه كشته شدند. بای ذنب قتلت؟

البته در دنياي به اصطلاح متمدن امروز، اين مسئله به شكل ديگري خود را نشان مي‌دهد. اسلام نه تنها به حقوق برابر زن با مرد اعتقاد دارد، بلكه در بسياري موارد زن را برتر و بالاتر شمرده است و برايش حقوقي خاص قائل شده است. خداوند در قرآن مي‌فرمايد كه زنان را زينت و پوشش مردان قرار داده است و مردان را پوشش زنان. يعني بين مرد و زن هيچ فرقي وجود ندارد و آنها با هم برابرند. لازمه تكامل شخصيت آنها به هم وابسته است. ترقي و تكامل مرد و زن به وجود و لطف خداوند پيوسته و وابسته است و در اين ميدان هر كس كه بيشتر رعايت تقواي الهي را بنمايد، پيش خدا با ارزش‌تر است. تنها تفاوت بين زن و مرد در ميزان ايمان، تقوا و پرهيزكاري آنها است.

تساوي زن و مرد يا تفاوت از نگاه اسلام

براساس آيات احزاب35، حجرات 13، نحل 97، روم 21، قصص 7 و آل عمران 45، خمير مايه زن و مرد يكي است و رسيدن به مراتب كمالي براي هر دو ميسر است اما تفاوت هاي جسمي، رواني و احساسي و از نظر تكويني و تشريعي بين اين دو موجود، منشاء تفاوتهاي حقوقي و اجتماعي شده است هرچند در بسياري از موارد حقوقي و اجتماعي بين اين دو تساوي و بلكه ارحجيت زن حاكم است. يكي از تفاوت هاي قراردادي و اجتماعي زن و مرد، حجاب به معناي اصطلاحي و عرفي آن است كه اسلام حضور اجتماعي زن را نسبت به مرد با پوشش بيشتري مقيد كرده است. نكته ظريف اين كه حجاب هرگز به معناي محدوديت زن نيست؛ فلسفه اصلي حكم حجاب، ورود به عرصه اجتماع است و اين همان آزاد كردن زن است نه حصر و محدود كردن او، در اين صورت است كه نگاه مرد به زن ديگر نگاه جنسيتي نخواهد بود و لذا حجاب يعني تغيير نگاه مرد به زن، براي ورود زن به عرصه فعاليت هاي اجتماعي با پوشش مناسب و غير تحريك كننده.

لزوم نگاه متفاوت به زن و مرد ‏ اسلام تفاوت‌هاي جنسيتي زن و مرد را مد‌ نظر قرار مي‌دهد بر اين اساس ساز و کاري را براي تقويت نهاد خانواده ارائه مي‌کند؛ ناديده انگاشتن تفاوت‌هاي ميان زن و مرد در تمام حوزه‌ها ريشه‌اي‌ترين خشونت عليه زنان است. بي هويتي خانواده، انکار اقتدار پدر و فراموشي نقش مادري مصاديقي است که خشونت عليه زن و خانواده را ايجاد مي‌کند که بستر آن نگاه فمينيست‌هاست. خانواده‌هاي معتقد به دين در کشورهاي غربي امنيت روحي و رواني بالاتري دارند و ريشه اصلي خشونت اجتماعي عليه زنان در غرب ناديده گرفتن حق متفاوت بودن زن و مرد است.‏ اسلام به زن را فوق العاده متعالی و در نگاه اساسی اسلام، زن از حیث انسان بودن هیچ فرقی با مرد ندارد و به استناد آیات قرآنی، زن و مرد در مسیر تعالی و قرب الهی، کاملاً یکسانند. خیلی از مشکلات زنان مربوط به مسائل خانواده است مسئله جنسیت در کارکردهای زندگی معنا و مفهوم می یابد و در جایگاه زن و مرد در اسلام، هیچ تأثیری ندارد. همسر خوب می تواند مرد را در جامعه به عنصری مفید و مؤثر تبدیل کند.

شخصیت زن از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)

پیامبر ص نسبت به زن احترام خاصى قایل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مى‏كرد، به زنان سلام مى‏كرد و مكرر مى‏فرمود: من از دنیاى شما سه چیز را دوست مى‏دارم و آن سه چیز عبارت‏اند از: عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است حبب الي من دنياكم ثلاث: النساء و الطيب و جعلت قره عيني في الصلاه (1) ناگفته پیدا است كه این سخن پیامبر ص به خاطر شهوت و غریزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ایراد چنین سخنانى مى‏خواست زنان را كه در نظر اعراب، موجودى بى‏ارزش و در حد یك حیوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدین جهت، زن را در ردیف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با این تعبیر، زن را به بالاترین مقام ترقى داد. «میمونه»، همسر پیامبر ص مى‏گوید: از رسول خدا ص شنیدم كه مى‏فرمود: بهترین مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترین رفتار را داشته باشد و بهترین زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خویش بهترین كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مى‏شود، هر شب و روزى كه بر وى مى‏گذرد، برابر با هزار شهید، اجر و پاداش دارد. بهترین زنان امت من زنى است كه در آنچه معصیت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترین مردان امّت من، مردى است كه با خانواده‏اش به لطف و مدارا زندگى كند. چنین مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهید دارد.

پیامبر ص به عمر فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بیش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترین گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعیف (زن و یتیم) از خدا بترسید كه خداوند به خاطر ایشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به این دو نیكى كند، رحمت الهى نصیب او شود و هر كه بدى نماید، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2) رسول اكرم ص معیار جوانمردى و فرومایگى انسان را چنین بیان مى‏فرماید: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى‏دارند و فرومایگان نسبت به آنان اهانت مى‏نمایند. ما اكرم النساء الا كریم و ما اهانهن الا لئیم. (3) و در حدیث دیگر مى‏فرماید: بهترین شما كسى است كه با خانواده‏اش رفتار نیك داشته باشد. من نیز با خانواده‏ام چنین‏ام خیركم خیركم لاهله و انا خیركم لاهلى (4) ابن‏عباس از پیامبر گرامى ص روایت مى‏كند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجیح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مى‏كند. (5) و نیز مى‏فرماید: هركسى كه از بازار، متاع و تحفه‏اى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گویى كه از ترس خدا گریسته است، یعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)
پی نوشتها : 1 ـ روش خوشبختى، ص 89. 2 ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79. 3 . (آیین همسردارى، ص 6). 4 ـ .(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47). 5 ـ 6 محمد ص خاتم پیامبران، ج 1، ص 183.

اسلام و حقوق زنان

اسلام به عنوان ديني كه براساس فطرت (روح) انساني و حقيقت و طبيعت (جسم) او بوده و به نيازهاي مادي و معنوي زنان واقف مي باشد براساس توانمندي ها، ظرفيت ها و خواسته هاي جنس زن برنامه ريزي و در نگاهي واقع بينانه و مترقي، براي زنان، هم حق و هم تكليف (كه در حقيقت دو روي يك سكه هستند) قرار داده است. از اين رو اسلام در پي تحقق عدالت ميان دو جنس زن و مرد مي باشد به اين كه براي هر كدام از اين دو جنس متفاوت و متخالف به اقتضاي جسم و روان آنان يك سري حقوق و تكاليف وضع نموده است كه برخي از اين حقوق و تكاليف مشترك و برخي اختصاصي هر كدام از آن دو جنس مي باشد.گذشته از اين براساس آموزه ها و مفاهيم ديني، زن و مرد از حيث معنويت در يك طراز و ترازو بوده و مي توانند هر دو با همديگر به قله ها معنويت صعود نمايند و تنها آنچه موجب تفاوت در حقوق و تكاليف ميان آنان شده است در حقيقت خلق مادي و جسماني آنان بوده است و چيزي كه موجب برتري هر كدام بر ديگر مي گردد در حقيقت همان تقوا است و نه چيز ديگر ان اكرمكم عندالله اتقاكم حجرات13).
اسلام به عنوان مهم ترين و بزرگترين مدافع و احياكننده حقوق جامعه زنان، در اولين گام (و پس از ظهور خود در جامعه جاهلي شبه جزيره عربستان) عملا بر موضوع زنده به گور كردن دختران، خط بطلان كشيده و در برابر آن ايستادگي كرد و زن را به حقوق و تكاليفش آشنا نموده و در واقع ارزشمندترين حق كه همان حق حيات باشد را به زنان بازگرداند.
برخلاف آنچه برخي از معاندان و كينه توزان به اسلام (كه همواره در تلاش بر وارونه جلوه دادن آموزه هاي آن بوده مبني بر اين كه اسلام به جنس زن بي توجه بوده و او را انساني درجه دو محسوب مي دارد) ادعا مي كنند نمونه هاي بسياري در متن دين و نيز رفتار و به تعبيري سيره عملي معصومين(ع) در ارج گذاري به مقام و جايگاه زنان وجود دارد كه گوياي اين حقيقت است كه زنان تنها در سايه دين خواهند توانست به حقوق و تكاليف خود به درستي دست يافته و از آنان برخوردار شوند.

بعنوان مثال احترام فوق العاده اي كه رسول خدا(ص) به همسرش خديجه و دخترش فاطمه مي گذارد به گونه اي كه دست دخترش را مي بوسيد و مي فرمود: پدرش به فدايش (بحارالانوار ج43ص20) يا اين كه حضرت اميرالمومنين(ع) در داخل خانه مرتباً به همسرش در امور منزل كمك مي رساند يا سفارش حضرت به فرزندشان امام حسن(ع) كه: لاتملك المرأه من الأمر ما يجاوز نفسها فان ذلك أنعم لحالها و أرخي لبالها و أدوم لجمالها فان المرأه ريحانه و ليست بقهرمانه (اصول كافي ج5 ص150) (فرزندم) چيزي كه از توان زن فزون است را (از او) مخواه چرا كه اين به حالش مناسب تر، براي فكرش راحت تر و براي زيبايي اش بادوام تر است تحقيقا زن گل است نه (يك) قهرمان. اين مثال ها و ديگر موارد، همگي نمونه هايي هستند كه در راستاي تكريم حقيقي جنس زن مي باشد كه نظير آن را در هيچ كجاي دنيا از قديم تا به امروز (كه ادعاي دفاع از حقوق جامعه زنان گوش جهانيان را كر كرده ولي عملاً از آن هيچ خبري نيست) نمي توان يافت.

مقايسه اي بين وضعيت زنان در ايران و غرب

خانواده يکي از قديمي ترين نهادهاي اجتماعي و سنگ بناي جامعه بوده و در مقاطع و جوامع مختلف داراي نقش، پايگاه و منزلت هاي گوناگون است به گونه‌اي که هيچ جامعه بشري بدون خانواده برپا نمانده نمي‌ماند و اين نهاد با اينکه هسته اي کوچک از اجتماع است اما در حيات اجتماعي مردم نقش و تأثيري فوق العاده دارد و با داشتن عناصر اصلي جامعه، همچون آينه‌اي انعکاس دهنده واقعيت‌هاي اجتماعي است. تحولات اجتماعي بشر بويژه در عصر حاضر مفهوم خانواده را دچار دگرگوني‌هايي کرده و گاه موجبات دوري از اهداف تشکيل خانواده شده است. خانواده، عمومي ترين سازمان اجتماعي بوده و بر اساس ازدواج بين مرد و زن شکل مي گيرد و اين گروه کوچک، حد فاصل بين فرد و جامعه قرار گرفته است. احکام اسلام که مطابق با فطرت انسان‌هاست به زن نگرشي کاملاً ارزشي دارد اما در نقطه مقابل غرب قرار دارد که به زن صرفاً نگاه ابزاري داشته و از زنانگي او براي سودجويي و لذت‌جويي بيشتر استفاده مي‌کند. پس از انقلاب فرانسه اين موضوع مطرح شد که آيا بايد زن را جزء گروه‌هاي انساني محسوب کرد يا خير؟ اين نگاه بي ارزش به زن در غرب همچنان باقي است به گونه‌‌اي که امروزه زنان در کشورهاي غربي براي دستيابي صاحبان سرمايه به سود بيشتر يا تهيه فيلم‌هاي مستهجن مورد استفاده قرار مي‌گيرند و زنان به وسيله‌اي براي لذت جويي بيشتر مردان تبديل شده‌اند.

در اسلام زن و مرد به لحاظ خلقت يکسان هستند و مسير تعالي براي هر دوي آنها فراهم شده است اما در غرب نگاه ابزاري به هويت زن وجود دارد و او به عنوان يک کالاي ارزان وارد عرصه اقتصادي شده است. عده‌اي از افراد در غرب شخصيت و هويت زن را به رذالت کشانده‌اند و از سوي ديگر برخي از مکاتب مانند فمينيسم به اسم دفاع از حقوق زنان قد علم کرده‌اند اما آنها نيز موجب نابودي نهاد خانواده و نقش همسري و مادري شده‌اند".خانواده‌اي که در ايران تعريف مي‌شود متشکل از پدر، مادر و فرزندان است که با خانواده در غرب بسيار متفاوت است.در غرب شاهد تزلزل پايه‌هاي خانواده و رواج خانواده‌هاي غير متعارف به شکل زندگي دو همجنس‌باز با يکديگر هستيم. همچنين در کشورهاي غرب زن و مرد به صورت غير مشروع به عنوان هم‌خانه با يکديگر زندگي مي‌کنند که از اين نحوه زندگي فرزنداني نيز متولد مي‌شود. به هيچ عنوان نمي‌توان وضعيت خانواده در ايران را با غرب مقايسه کرد.

در کشورهاي غربي مسائل فرهنگي بويژه خانواده به اضمحلال کشيده شده است. فمينيسم در غرب به اسم دفاع از حقوق زنان موجب نابودي پايه‌هاي خانواده شده است؛ صاحب‌نظران اين جريان، ارزش خانواده را در ذهن زنان کمرنگ مي‌کنند و ارزشمندترين جايگاه يعني نقش مادري را بي ارزش جلوه مي‌کنند و به زنان مي‌گويند که نقش مادري يعني مبارزه مستقيم براي براندازي خانواده بنابراين ازدواج و قبول نقش مادري را اسارت و بردگي زن معرفي مي‌کنند.هم اکنون خانواده در غرب تحت تأثير تفکرات و جنبش‌هاي فمينيستي قرار دارد.طرفداران مکتب فمينيسم معتقدند ايفاي نقش مادري و همسري توسط زنان آنها را محدود مي‌کند.دين اسلام معتقد است زن و مرد به لحاظ درجه انساني يکسان هستند اما در ويژگي‌هاي ساختاري با يکديگر متمايزند يعني زن و مرد مکمل يکديگر بوده و خانواده مهمترين رکن اجتماعي است". زنان در کشورهاي اروپايي از حاشيه امنيت به مراتب پايين‌تري در مقايسه با کشورهاي اسلامي قرار دارند.

طبق آمارهايي که مراکز پژوهشي غرب اعلام مي‌کنند زنان در کشورهاي اروپايي همچون فرانسه و آلمان امنيت اجتماعي کافي ندارند به گونه‌اي که در محيط‌هاي کاري و اجتماعي هر دو دقيقه يک زن مورد بي احترامي و تعرض قرار مي‌گيرد. ظهور بسياري از جنبش‌ها و مطالبات مردمي در کشورهاي غربي به دليل ناامني موجود در اين کشورهاست. در کشور ما ممکن است مواردي از بي حرمتي به زنان مشاهده شود اما اين موضوع يک رويه نيست در حالي که در کشورهاي غربي بي حرمتي و عدم امنيت زنان به يک رويه تبديل شده است". خشونت در خانه، آزار و تجاوز جنسي در محيط کار تهديدي براي امنيت زنان در غرب است. آمار خشونت و تعرض نسبت به زنان و کودکان غربي گواهي بر وضعيت نامناسب امنيت و بالابودن خشونت در اين کشورهاست. به طور مثال طبق آمار 25 تا 30 درصد زنان آمريکايي مورد آ‌زار جسمي شوهران خود قرار مي‌گيرند.

اسلام و کرامت واقعي زن‏ و مقایسه با غرب

با نگاهي موشكافانه در نظريات مكاتب غرب و احكام دين اسلام مي‌ توان به اين نتيجه رسيد كه فرق فاحشي بين حقوق زن در اسلام و آنچه كه در مكاتب، اديان و جنبش ‌هاي حقوقي و اجتماعي مطرح شده است، وجود دارد. علي‌ رغم اينكه اصول و نظريات مقدس آيين اسلام و نظريات اين مكاتب قابل مقايسه با هم نيستند ولي جهت آشكار شدن اهداف شوم و غير انساني غرب به بررسي اين مسئله پرداخته مي‌شود.‏ تمامي مكاتب و نظريه‌ هاي غربي در جهت سوء استفاده از موقعيت و جايگاه حساس زن در جامعه به نظريه ‌پردازي پرداخته‌اند و سعي نموده‌اند با مطرح ساختن طرح‌ها، كنوانسيون و همايش ‌هاي به ظاهر مدافع حقوق زن، او را در نظام اقتصاد جهان و سرمايه‌ داري وارد ساخته و از كل انسان‌ها اعم از زن و مرد در تنسيق اهداف خود و استثمار آنان بهره ببرند.‏ تفاوتي كه ميان اسلام و سيستم‌ هاي غربي وجود دارد اين است اسلام يكنواختي و تساوي حقوق زن و مرد را در نظر گرفته و متناسب با نوع خلقت و آفرينش فطري آنها حقوق متناسبي را بيان كرده است تا به اهداف معنوي، دنيوي و اجتماعي خويش دست يابند. اما غرب مي‌كوشد تا قوانين و وظايف مشابهي بين زن و مرد به وجود آورد. در حالي كه با تنظيم اين قوانين به ظاهر مساوي، باعث تضييع حقوق تمامي انسان‌ها و بر هم خوردن نظم اجتماع مي‌شود. چرا كه اختلافات طبيعي اين دو را ناديده گرفته است و آگاهي كاملي از خلقت و شخصيت انسان ندارد.

اسلام در همه موارد حقوق و وظيفه‌ متناسب و هماهنگي بين زن و مرد قائل شده . هدف اسلام ايجاد جامعه‌اي آرماني و معنوي است كه در آن تمامي انسان‌ها در حياتي سعادتمندانه، زمينه‌ هاي رشد و تعالي اخلاقيات خود و جامعه و ديگر انسان‌ها را فراهم سازند. لذا تدوين و تنظيم حقوق و قوانيني خاص، براي چنين اجتماعي، آگاهي از تمامي ابعاد و شئونات زندگي فردي و اجتماعي بشر و داشتن شناختي كامل از نظام آفرينش و دستگاه هستي است و اين مسئله محقق نخواهد شد جز در سايه‌ احكام الهي و ديني ماورائي.‏ در واقع تمام قوانين مربوط به زن در اسلام بر محور رعايت حقوق انساني او و متناسب با نوع فطرت و خلقت او بوده است. هر قانوني مي‌بايد سازگار با نوع آفرينش انسان و اجتماع باشد. آنچه با نام برابري حقوق در مكاتب غربي مطرح مي‌شود، نمايانگر زير پاگذاشتن حقوق تمامي انسان‌هاست. عدم شناخت دقيق از انسان و نداشتن جهان‌ بيني كامل نسبت به جامعه‌ انساني و جهان هستي باعث گرديده كه تمام نظريات و رويكرد هايي كه مكاتبي غير از اسلام مطرح ساخته‌اند به شكست منجر گردد.‏

بسياري از نظريات و رويكردهاي سنتي غرب، نگاهي پست و اهريمني به زن داشته‌اند و نظريات تحقيرآميز و بدبيني به زن داشته‌اند و اين برچسب ‌هاي ناروا و پست به جايگاه زن در انديشه غرب، تا حدود زيادي ارمغان شوم كليسا بوده است. در كتب تاريخي، نظريات فلسفي و رساله ‌هاي نويسندگان غرب اين مسئله كاملاً مشهور است.

اما اسلام با نگرش مقدس مآبانه و شريفانه به جايگاه و منزلت زن، سعي نموده كه نهاد مقدس خانواده و اجتماع بشريت را تحكيم و تقويت نمايد.‏زن نيز همچون مرد در اسلام آزاد است و در انجام يك سلسله وظايف ديني يار و ياور مرد است، زن نيز مي‌تواند با رعايت حجاب در اجتماع حضور داشته باشد و با افزايش علم و دانسته‌ هاي خود بتواند بنيان خانواده را تحكيم بخشيده و در تربيت فرزندان خود و آموزش معارف و احكام ديني به آنان نقش وافر و ارجمندي در تقويت و پيشرفت اجتماع داشته باشد.اسلام با قرار دادن عطوفت و مهرباني بين زن و مرد، نهاد و پناهگاهي مأمن و آرام بخش براي فرزندان ايجاد مي‌كند و باعث تحكيم بنيان خانواده در اجتماع و روابط همسران با يكديگر و با كودكان خود مي‌شود. اما واقعيت تلخ جوامع غرب، شاهد آوارگي كودكان بي سرپرست است كه هرگز از محبت والدين و آرامش نهاد خانواده بهره نبرده‌اند و زندگي خود را در تنهايي و نابههنجاري سر مي‌كنند.

حقوق زنان از عدالت تا خيانت موضوع حقوق زنان از جمله موضوعاتي است كه همواره مورد توجه و دقت همگان بوده است به گونه اي كه در اين جهت كارها و تلاش هاي فراواني صورت گرفته است. اين مهم در دنياي كنوني از اهميت و ارج بيشتري برخوردار گشته است و هر كس به زعم و گمان خود در اين راستا گام برداشته تا شايد بتواند اين حقوق را احقاق نمايد اما در اين ميان برخي، بيشتر درصدد تدارك منافع خود بوده نه اين كه بخواهند جامعه زنان را به حقوق اساسي آنان رهنمون گردند لذا است در اين راه به خطا رفته و هميشه دوران بر تضعيف جنس زن كمر همت بر بسته اند و او را تحقير كرده اند. تحقيقا دو مفهوم عدالتو مساوات، به طور بنيادي از يكديگر متفاوت و متمايزند چرا كه اولي به تعبير اميرالمومنين(ع) به معناي قرار دادن هر چيز در جاي خود بوده (نهج البلاغه حكمت 437) ولي دومي الزاما اين چنين نخواهد بود بلكه در بسياري از موارد سر از ظلم و بي عدالتي بر مي آورد كه طبعا مطلوب نمي نمايد.

زن ايراني، دوگانه خانواده و اجتماع‏ با مشاهده سيره پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) در مي‌يابيم که زنان دوشادوش مردان در عرصه‌هاي اجتماعي حضور يافته حتي پيامبر(ص) با زنان بيعت کردند. همچنين در روز غديرخم شاهد بيعت زنان با حضرت علي (ع) بوديم. يکي از مسائل مهم در اسلام ضرورت حضور زن در اجتماع مي باشد و زن به عنوان بخش بزرگي از پيکر جامعه حق دارد که در آن سهم داشته باشد. خداوند در عين حال که زن را از فعاليتهاي اجتماعي منع نکرده است، حياء را وسيله‎اي براي ثبات شخصيت زن و حريم هويت او، آزادگي و قدرت زن قرار داده است. پس اگر زن براي خود شخصيتي قائل باشد و در جهت رشد خود حرکت نمايد، آن گاه حق دارد که دست اندرکاران امور جامعه براي آنها مسؤليتهاي اجتماعي و جايگاهي را در نظر بگيرند و مانع حضور و فعاليت آنان نشوند.چگونگي حضور زن در عرصه اجتماع از ديگر تفاوت هاي اساسي غرب و اسلام در خصوص زن و خانواده است. فرهنگ غرب نسبت به حضور زمان در اجتماع هيچ محدوديتي قائل نيست و بر همين اساس در محيط اجتماعي بخصوص محيط هاي کاري شاهد حضور زنان بدون در نظر گرفتن تفاوت‌هاي ذاتي زنان و مردان هستيم. اما بايد توجه داشت که در خلقت زن و مرد تفاوت‌هايي وجود دارد و به همين دليل مسئوليت‌ها و حقوق متفاوتي براي آنها مشخص شده است.

اگر براي زن مسئوليت‌هاي مادريو همسريتعيين شده است اين به دليل ساختار خلقتي اوست اما غرب نگاه‌هاي متفاوت را به زن و مرد لحاظ نمي‌کند در حالي که اسلام زن و مرد را مکمل يکديگر دانسته و در اين صورت است که زنان مي‌توانند در عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي حضوري فعال داشته باشند. نخستين وظيفه زن از نظر اسلام کسب آگاهي لازم در جهت رشد ارتقاء خود و خانواده است ايفاي نقش همسري و رسيدگي شايسته به همسر و فرزندان وظيفه مهم ديگر زن از ديدگاه اسلام بوده به گونه‌اي که در قرآن زن شايسته به عنوان کارگزار خداوند مطرح شده است. مديريت کانون خانواده و فراهم کردن زمينه‌هاي لازم براي رشد اعضا و مديريت اقتصادي در داخل و خارج از خانه نيز از ساير مسئوليت‌هاي زن از ديدگاه اسلام در خانواده است اما طبق دستورات اسلام زن وظيفه‌اي براي کاركردن در بيرون از منزل ندارد و اگر وارد اين عرصه شد نمي‌توان او را ملزم به ادامه کار کرد چرا که تأمين هزينه‌هاي زندگي بر عهده مرد است. تهاجم فرهنگي، فرهنگ اصيل و اسلامي ما را مورد هجمه قرار داده است به گونه‌اي که زنان را از نقش اصلي خود يعني همسري و مادري دور کرده و آنها را براي حضور پررنگ در عرصه‌هاي اجتماعي تشويق مي‌کند، اين نخستين گام آسيب به نهاد خانواده است.‏

در فعاليت‌هاي اجتماعي مختلفي که زنان در کنار نقش مادري انجام مي‌دهند در تثبيت موقعيت آنان در جامعه تأثيرگذار است. وقتي زن مي‌تواند ايده خود را در قالب امور اجتماعي و اقتصادي به جامعه تزريق کند، رشد جامعه سهل و هموار خواهد شد. در حقيقت مي‌توان از زنان به عنوان بازوان توانمند، قدرتمند و اصلي بخش‌هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه نام برد. با توجه به ويژگي‌هاي عاطفي و روحي خاص، که در نهاد زن وجود دارد وي مي‌تواند در برخوردهاي اجتماعي تأثير مثبتي در حفظ روحيه و برقراري تعادل عاطفي جامعه داشته باشد. زن مي‌تواند هم مادر خوبي بوده و هم در جامعه مسئوليت‌پذير باشد. هر دو قشر زن و مرد مي‌توانند براي ساماندهي مسائل، مشکلات، توانمندسازي و توسعه جامعه نقش بسزايي داشته باشند. مسئوليت زن نسبت به تربيت فرزند و همسرداري بسيار ارزشمند است چرا که اين نوع نگرش ريشه در قوانين اسلام و آداب و سنت‌هاي اصيل ايراني دارد.مسئوليت ‌پذيري زن در خانواده تنها به جامعه ايراني محدود نمي‌شود بلکه اگر جامعه جهاني را به دو بخش غرب و شرق تقسيم کنيم شاهد حضور مثبت زن در خانواده در جوامع شرقي بخصوص در کشورهاي اسلامي هستيم».‏ امروز شکست انديشه هاي غربي براي رفع مشکلات بشريت اثبات شده است. شواهد موجود در غرب و وضعيت زنان و خانواده در کشور هاي غربي حکايت از اضمحلال انسانيت دارد که همگي ناشي از پيروي کردن از انديشه هاي بشري در غرب است.

در رابطه با زندگي و سرنوشت انسان نمي‌توانيم به روش آزمون و خطا اتکا کنيم. نظريه پردازان مکتب فمينيسم همچون «ميشل فوکو» در حوزه مسائل زنان نظريه پردازي‌ بسياري کرده‌اند.اما آنها صرفاً مسائل و مشکلات را بر اساس شرايط جامعه خود استدلال کرده‌اند، اين نتايج نمي‌تواند براي ساير جوامع راهگشا باشد. نتايج نظريه پردازي فمينيست‌ها هر چند سال يک بار نقض مي‌شود. در دوران رنسانس وضعيت زنان در اروپا بسيار اسفناک بود در حالي که پيامبر اسلام 1400 سال قبل با زنان بيعت کرد. هنوز هم زنان در غرب با تحصيلات يکسان و ساعت کاري مشابه حقوق کمتري از مردان دريافت مي‌کنند و نگاه ابزاري به زن براي استفاده اقتصادي و پر کردن جيب سرمايه داران اين روزها موجب اعتراض تعداد زيادي از زنان غربي شده است. جهت گيري در غرب، جهت گيري فروپاشي خانواده است. در جهان غرب جنگ عليه خانواده که منجر به فروپاشي خانواده مي شود شروع شده و وقتي فروپاشي خانواده اتفاق بيفتد، از نظر فرهنگ اسلامي جامعه نيز رو به اضمحلال مي‌گذارد. چرا که براساس خانواده گسيخته نمي توانيم جامعه بالنده و پويا داشته باشيم. ما در شرايط جهاني زندگي مي کنيم که خانواده مورد ستم قرار گرفته و در اين اوضاع و احوال کسي که مورد ظلم و ستم قرار مي گيرد زن است، در اين وضعيت نقش زن به عنوان محور خانواده زير سئوال مي رود. بنابراين آنچه مشاهده مي کنيم مسير رو به انحطاط در جامعه غربي است و فضاي جهاني را مورد تاثير قرار داده يا به فرهنگ هاي مختلف نفوذ کرده است.

اشتغال زنان از ديدگاه غرب و اسلام

در برخي از خانواده ها و محيط ها که بيشتر زنان در بيرون از منزل کار مي‌کنند، دختران پس از پايان يافتن تحصيلات و به پيروي از بقيه، در بيرون از منزل مشغول به کار مي‌شوند تا به قول معروف، از قافله عقب نمانند. گروهي نيز، به تقليد از کشورهاي غربي و تحت تأثير انديشه هاي فمينيستي (که به تساوي همه‌جانبه‌ حقوق زنان و مردان معتقدند) و در راستاي برقراري اين تساوي، به رقابت با مردان در صحنه هاي گوناگون زندگي از جمله رقابت در بازار کسب و کار برخاسته‌اند. متاسفانه عده‌اي کار و فعاليت در خانه را نشانه‌ي ناتواني يا حقارت زن مي دانند. به همين علت، با کار در بيرون از خانه سعي در رهايي از اين احساس حقارت دارند. اين افراد با نگاه به زندگي‌هاي ناموفق پيرامون خود و فشارها و تلخي هايي که زنان در اين خانواده ها متحمل مي شوند، بدون توجه به ريشه‌هاي واقعي اين ناکامي‌ها، خانه‌داري زنان را عامل بدبختي، و اشتغال را تنها راه رهايي از اين مشکلات مي‌دانند.
خانم هايي نيز به دليل اشتغال به تحصيل و ناکارآمدي تربيت خانواده و يا عوامل ديگر، به‌خاطر اينکه از کودکي با مهارت هاي زندگي مثل همسرداري، خانه داري، کدبانويي، آشپزي و… آشنا نشده‌اند، با فعاليت هاي خارج از منزل سعي مي کنند از زير بار اين مسئوليت ها شانه خالي کنند. در بخش انساني براي زن و مرد تساوي قائل است و در بخش اختصاصات جنسي تفاوت‌ها را در نظر مي‌گيرد، اين تفاوت‌ها بايد لحاظ شود تا اولويت‌هاي وظايف زن همچون همسري و مادري که دين براي وي در نظر گرفته و براي رشد و بقاي نسل ضروري است حفظ شود. مد نظر قرار دادن شرح وظايفي که مي‌تواند براي هر دو جنس مرد و زن و جامعه انساني مفيد واقع شود ضروري است.

جايگاه زن در جوامع و مكاتب غربي

در انديشه ‌هاي كلاسيك اروپا، بخصوص در عقايد قرون وسطي، زن به عنوان موجودي شيطاني و نماد گناه شناخته مي شد و همين ديدگاه موجب كناره‌ گيري زن از مسائل سياسي و ديني گشت.در جوامع غربي، تحت تأثير چنين ديدگاه ناعادلانه اي بسياري از حقوق انساني زن مورد تضييع و فراموشي قرار مي گرفت؛ از جمله آنكه وي از حقوقي چون حق مالكيت، تحصيل و توارث محروم و ممنوع مي بود و به كل از عرصه ‌هاي سياسي، فرهنگي، ديني و حقوقي جامعه محروم بود. جايگاه و نگرش زن در مكاتب و رويكردهاي مختلف، بيانگر اصول كلي و اهداف آن مكتب مي باشد. در نظريه ‌هاي غربي كه از هر موضوع و شخصيتي در جهت استثمار و سودجويي بهره برده مي شود، اقشار زنان نيز به عنوان بخشي از اين سيستم جهاني، مورد بهره‌ كشي اقتصادي و سياسي قرار گرفته . جوامع غربي با مطرح ساختن طرح‌ها، كنوانسيون و همايش ‌هاي به ظاهر مدافع حقوق زن، او را در نظام اقتصاد جهان و سرمايه‌ داري وارد ساخته و از كل انسان‌ها اعم از زن و مرد در تنسيق اهداف خود و استثمار آنان بهره مي برند.

در بسياري از انديشه ‌هايي كه در غرب نسبت به زن ابراز مي گردد؛ علي رغم شعارهاي پرهياهويي كه وجود دارند، جايگاه ارزشي زن مورد نسيان قرار گرفته و كرامت انساني وي به شدت مغفول و مهجور مانده . در اين رويكردها كه با جنجال هاي تبليغاتي هدايت و مديريت مي‌گردد، هويت واقعي زن با شعارهاي فريبنده‌اي چون آزادي و ديدگاه هاي جنسيت گرا مورد تخريب و تخطئه قرار مي گيرد. نهايت آنكه زن به عنوان موجودي طفيلي و ابزارگونه معرفي و مطرح مي گردد. موجودي كه ارزش واقعي وي با مسائل ظاهري چون زيبايي و ... سنجيده مي گردد. همچنين در اين گونه جوامع جايگاه خانوادگي زن و نقش وي در توليد و تربيت نسل به عنوان انگاره هاي تحقيركننده نگريسته مي شود. حال آنكه وظيفه خطير زن در تربيت نسل نشان از اعتبار و ارزش وي دارد. اين چنين ديدگاهي بيش از همه از جريان هاي سوء سياسي و شائبه دار نشأت مي گيرد.

فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه‏ريزي براي فساد انسان است

فرهنگ دشمني و بغض با ارزشها و درخشندگي‏ها و فضيلتهاي انساني است، فرهنگي است كه هم چون ابزار در اختيار خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است. با اين فرهنگ، در صددند نسل بني‏آدم را از همه‏ فضايل انساني تهي‏دست كنند و انسانها را به موجودات فاسد و مطيع و تسليم و غافل از ياد خدا و معنويت تبديل كنند. منافع آنها، جز از طريق گسترش اين فرهنگ تأمين نمي‏شود. اين فرهنگ، برهنگي و اختلاط و امتزاج بي‏قيد و شرط زن و مرد باهم است كه يكي از پايه‏هاي اصلي فرهنگ غربي مي‏باشد و از روز اول، براي فساد انسانها و خروج انسانيت از دايره‏ فضايل انساني بنيانگذاري شد. از اين رو يکي از سياستهاي جدي غرب مبارزه با حجابو پوشش زناناست. تصويب قوانين ضد حجاب در کشورهاي اروپايي، اذيت و آزار بانوان محجبه، ترويج سکس و روسپيگري براي مبارزه با عفت حيا، اهداي جايزه صلح به زنان معلوم الحال و مخالف حجاب، مخالفت و سنگ اندازي براي ورزشکاران محجبه زن مسلمان و ... همه در راستاي همان سياستي است که خواهان حذف معنويت از جامعه است.

بي هويتي عامل اصلي بد حجابي بديهي است شکل گيري هويتي منسجم، پايدار و دستيابي به تعريفي از خود با مشخصه هاي انتخاب ارزشها، باورها و هدفهاي زندگي مهم ترين جنبه رشد رواني و اجتماعي دوره جواني است. از سويي ديگر شکل گيري هويت در دوران جواني ارتباط تنگاتنگي با عواطف، خود پندار و عزت نفس فرد داشته که در اين ميان احساس تعلق و تعهد به خانواده، قوم، فرهنگ ملت و مذهب از جمله مؤلفه هاي مرتبط با هويت بر شمرده مي شود. آنچه امروزه جامعه شناسان از آن به عنوان بحران هويت ياد مي کنند، در قالب گرايش به مدهاي عجيب و غريب در کشور ما نمود پيدا کرده است که روزانه با تعدادي از آنها رو به رو مي شويم. جامعه شناسان مد را يک پديده اجتماعي مي دانند که افراد را با يکديگر همرنگ مي کند، اما آنچه امروزه جوانان ما دچار آن هستند، تقليد نا بجايي است که مي تواند تأثيرهاي منفي زيادي براي ارزشهاي اجتماعي، ملي و مذهبي داشته باشد و تقليد کورکورانه تا حد زيادي افراد را مجبور به هدر دادن وقت و پرداختن هزينه زياد مي کند و در نتيجه آنها را از فعاليتهاي مثبت باز مي دارد. مسئله حجاب با کيان امت اسلامي گره خورده و هر تلاشي که در اين زمينه شود نتيجه آن موجب حفظ خانواده و حفظ تربيت ديني خواهد بود.

حجاب زن مسلمان در شرايط امروز نه گفتن به طرز فکر و فرهنگ غربي است که اين براي غربيها غير قابل تحمل است. روشنفکران دوره رضا خان و محمدرضا آن قدر که دم از آزادي و دموکراسي مي زدند وقتي به تاريخ آن دوره نگاه مي کنيم متوجه مي شويم حتي يک نفر از آنها به اعتبار حقوق انساني و دموکراسي قضيه کشف حجاب را نقد نکردند. روشنفکران آن دوره حاضر شدند چشم به روي فقدان آزادي و حقوق بشر ببندند تا اين قضيه زشت رضا خان سفاک و مستبد که همان کشف حجاب است اتفاق بيفتد. مسئله کشف حجاب فقط يک واقعه تاريخي نبوده و جرياني است که شروع شده است و ادامه دارد. امروز اين جنگ و مقاومت بيش از هر زمان ديگر اهميت پيدا کرده. امروز مسئله حجاب به طور کامل با مسئله خانواده مرتبط است و ضربه اي که غربيها از جمهوري اسلامي ايران و ساير کشورهاي اسلامي خورده اند از ناحيه دينداري است. آنها روي اين قضيه فکر کرده اند و به نتيجه رسيده اند که بستر طبيعي تربيت ديني کانون خانواده، محل نشو و نماي دينداري است. بر همين اساس دنياي غرب تلاش گسترده اي کرده است که کانون خانواده را از درون متلاشي کند تا تربيت ديني از بين برود .

فرهنگ برهنگی، تیزترین سلاح استعمار تاریخ 200، 300 ساله استعمار نشان می‌دهد که در هرجا کشورهای غربی موفق شده‌اند سریع‌تر فرهنگ پوشش آن سرزمین را تغییر دهند و به نگاه خود نزدیک سازند، اشغال سرزمینی و منابع آن کشورها بسیار سریع‌تر اتفاق افتاده است، اولین اقدام تغییر فرهنگ الجزایر توسط استعمار فرانسه بی‌حجاب کردن زنان مسلمان بود و هرچه بدن زن الجزایری بیشتر عریان می‌شد، چنگال استعمارگر بیشتر به حلقوم الجزایر فرو می‌رفت. با وجود سركوب موج اسلام‌گرايي در سطح دنيا، همچنان شاهد گسترش اسلام ‌گرايي بويژه در جهان غرب هستيم؛ شعار جديد فعاليت‌هاي بين‌المللي غرب، نفوذ به كشورها از طريق مرزهاي فرهنگي است كه با استفاده از ابزار فرهنگي، براي شكستن مرزهاي جغرافيايي و استثمار كشورها تلاش مي‌كنند. اين ابزارهاي فرهنگي در دست مسلمانان نيز وجود دارد به عنوان مثال هم ‌اكنون شبكه‌هاي شيعه زبان بسياري در ماهواره وجود دارد كه همزمان با تلاش غرب براي مقابله با اسلام، براي گسترش موج اسلام‌گرايي تلاش مي‌كنند و اين موجب مي‌شود تا موج اسلام‌گرايي علي رغم سركوب فراوان غرب همچنان در حال توسعه باشد. اين موج اسلام ‌ستيزي بعد از حادثه 11سپتامبر در غرب موجب شد تا حجاب و عفاف به عنوان نماد بارز زن مسلمان نمود بيشتري پيدا كند و نماد اسلام براي زن مسلمان كه حجاب است بيشتر فراگير شد و در كشورهاي غربي روسري زن مسلمان را بارزتر از گذشته ديديم. فرهنگ، رسانه و اقتصاد در غرب براي منفور كردن موضوع حجاب و عفاف تلاش بسياري مي‌كنند و از سوي ديگر فطرت زنان طرفدار موضوع پوشيدگي است و نمي‌تواند در مقابل فشاري كه بر روي آنها وجود دارد از حجاب و عفاف صرف نظر كند؛

بدحجابي، نوعي خودآرايي اصولا زنان و مردان گرايش به خودآرايي دارند تا اين گونه جنس مخالف را برانگيزند و توجه آنان را به خود جلب و جذب كنند. در اسلام تهييج همسران از طريق خودآرايي مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته و آيات و روايات بسياري در اين زمينه وارد شده است كه چگونه همسران به اين نياز طبيعي يك ديگر پاسخ دهند و با پوشيدن و آراستن خود به زر و زيور و جامه هاي زيبا و خوشنگار، شرايط مناسب و شايسته اي براي پاسخ به عواطف و احساسات يك ديگر در اين حوزه فراهم آورند. بي گمان، اين تهييج و برانگيزاندن عواطف و احساسات جنس مخالف، نيازمند پاسخ گويي هاي جنسي مناسبي از سوي همسران است

هراس غرب از معنويت حجاب

دشمنان اسلام همواره این موضوع را مطرح می‌کنند که معارف دینی بخصوص حجاب برای زنان مسلمان دست و پا گیر و محدودیت آور است. پیروزی انقلاب اسلامی و حضور زنان محجبه در صحنه‌های مختلف اجتماعی خط بطلانی بر این تفکرات غرب بود ثابت کرد که حجاب مصونیت ست نه محدودیت. امروزه اگر فردی بخواهد به شبهات ایجاد شده توسط غرب در زمینه حجاب و عفاف پاسخ دهد باید به زنان مسلمان ایرانی نگاه کند. فعالیت اجتماعی زنان ایرانی ثابت کرد که آموزه‌های دینی و رعایت حجاب مغایرتی با پیشرفت زنان ندارد بلکه می‌تواند با حفظ مصونیت زن به پیشرفت و حضور بیشتر او در عرصه اجتماع بیانجامد. زنان تمدن مادي غرب برپايه ماديت ودنياگرايي بنا شده و چون سران وحاکمان آن ديار شيفته قدرت و ثروت و لذت هستند براي رسيدن به اين هدف خود نياز به مردمي مادي و جداي از معنويت دارند. ازاين رو تلاش ميکنند مظاهر معنويت را از بين برده و اسباب غفلت و ماديت را ترويج و گسترش دهند. «تمدن غربي بر پايه‏ ستيز با معنويت و طرد معنويت بنا شد؛ اين خطاي بزرگ کساني بودکه تمدن و حرکت علمي و صنعتي را در اروپا شروع کردند. به علم اهميت دادند -اين خوب بود- اما با معنويت به جنگ برخاستند اين بد و انحراف بود. لذا اين تمدن مادي و دوراز معنويت هر چه پيشرفت کند، انحرافش بيشتر مي‏شود؛ هم خود آنها و هم همه بشريت را با ميوه‏هاي زهرآگين خود تلخکام مي‏کند؛ همچنان‏که تا امروز کرده است.

پديده‏استعمار ... يکي از چيزهايي است که در نتيجه‏ تفکيک علم از معنويت، سياست از معنويت و دولت از اخلاق در اروپا اتفاق افتاد. دو جنگ جهاني اول و دوم هم از همان ميوه‏هاي تلخ بود. کمونيسم و حکومتهاي اختناق مارکسيستي هم جزء نتيجه‏ها و ميوه‏هاي تلخ جدايي حرکت علمي و صنعتي از معنويت بود. ويران شدن کانون خانواده، سيلاب فساد جنسي و طغيان سرمايه‏داري افراطي، همه نتايج همان تفکيک است. ... حرف نوي مکتب سياسي امام بزرگوار ما براي دنيا اين است که در همه‏ ارکان برنامه‏ريزي‏هاي يک قدرت سياسي، سياست با معنويت، و قدرت با اخلاق همراه شود و اصول اخلاقي مورد مراعات قرارگيرد. روشن است غرب با اين حرف تازه که از اساس با ماديت بي‌ معنويت مخالف است دشمني کرده و راه مقابله با آن را در پيش بگيرد و با راههاي گوناگون در صدد ضربه زدن به اين سخن تازه باشد تا نتواند حرف خود را به گوش جهانيان برساند. مردمي که از مادي گرايي خسته شده و تشنه زلال معنويت هستند بي شک با شنيدن شمه اي از معنويت اسلام به آن رو خواهند آورد و اين براي غرب خطرناک است.

امروز انسانها در همه نقاط دنيا تقريباً -بخصوص در همين کشورهاي غربي و مادي- از ماديت دلزده شده‏اند دلشان براي يک معنويتي که درست هم آن معنويت را نمي‏شناسند، پرمي‏زند و جوانها سر در گم دنبال چيزي وراي اين ظواهر مادي و اين لذات مادي هستند که براي آنها عادي شده دنبال معنويتند اما قدرتهاي اداره‏کننده‏ عالم مديريتهاي اقتصادي دنيا يعني همين غارتگران چپاولگران ... نمي‏گذارند ملتها به سمت معنويت راه پيدا کنند شوق هست اما مانع هم هست در يک چنين دنيايي،. يکي از نشانه هاي بروز معنويت حجاب اسلامي بانوان است که به شدت با ماديت تعارض دارد چرا که يکياز راهکارهاي ترويج فساد و مبارزه با معنويت استفاده ابزاري از زنان و رواج بي بندو باري بين جوانان است.

تاريخچه مبارزه با حجاب و عفاف در ايران

براي سلطه کامل بر کشورهاي اسلامي بويژه ايران، استعمارگران غربي مبارزه با حجاب و عفاف را در اولويت تمامي برنامه هاي خود قرار دادند. در اين تهاجم معماران تباهي اهداف متعددي را دنبال مي کردند :‏ 1- اشاعه فساد و بي بند و باري 2-تخريب و فروپاشي خانه و خانواده 3- اسلام ستيزي 4 - تشديد فرهنگ مصرف زدگي، تجمل پرستي و غربزدگي 5- تضعيف و تخريب آرامش رواني در مسلمانان و امنيت در جامعه اسلامي 6- ايجاد زمينه جهت تسلط‏ بر کشور و تاراج منابع مادي و اقتصادي و معنوي.‏ شايان ذکر است که اين سياست و شيوه در بسياري از اسناد و مدارک آنها به وضوح اعلان گرديده است. فرانتس فانون اين ترفند مستکبران غربي را برملا مي سازد. او در فصل اول کتاب خود ابتدا به تشريح نوع لباس و پوشاک و ارتباط دقيق و عميق آن با فرهنگ ملت ها مي پردازد. سپس سياست‌هاي دولت هاي استعمارگر غربي را عليه حجاب و عفاف توضيح مي دهد و در بخشي از همين فصل مي نويسد؛ "ضرب المثلي است که مي گويد زن‌ها را در دست بگيريم، همه چيز به دنبال آن مي‌آيد."آن‌گاه شيوه هاي غربيان در مقابله با حجاب و عفاف را مورد بررسي قرار داده و مي گويد " هر چادري که دور انداخته مي شود، افق جديدي را که تا آن هنگام به روي استعمارگر ممنوع بود در برابر او مي گشايد." در اسناد وزارت امور خارجه انگليس هم، به کرّات بر، همين سياست تاکيد گرديده است. از جمله در کتاب "دست هاي ناپيدا" دولت مستکبر بريتانيا به جاسوسان و عمّال خود در کشورهاي اسلامي دستور مي دهد: " بايد زنان را تشويق کنيم که عبا (چادر) از سر بيفکنند... آن‌گاه که عبا و چادر از سر افکندند، جوانان را تشويق کنيم که به سوي آنان بروند تا فساد در ميانشان افکنند...

سپس طراحان آن يکي از اهداف پليد خود را برملا مي سازند و توصيه مي کنند: "بايد پيام بي بندوباري را در جان هاي مسلمانان دميد؛ هرکس هرکاري بخواهد مي تواند بکند؛ نه امر به معروف واجب است و نه نهي از منکر؛ نه آموزش احکام؛ بايد به آنها گفت "عيسي به دين خود، موسي به دين خود" و کسي را در گور ديگري نمي گذارند." بر اساس همين دستورالعمل ها عمّال استعمار در ايران به تبليغ بي حجابي و فرهنگ برهنگي پرداختند. مزدوران مزبور قبل از نهضت مشروطيت با انتشار روزنامه، مجلات و کتب متعدد، تبليغات وسيعي را عليه چادر و فرهنگ حجاب و عفاف آغاز نمودند. اين تهاجم ويرانگر و بنيان افکن در دوران سلطنت پهلوي ها به اوج خود رسيد. معماران فرهنگ بي بندوباري از تمامي امکانات و ابزارها جهت تعميق فرهنگ برهنگي استفاده نمودند. لذا در کتاب هاي درسي و مجلات آموزشي از پرورشگاه تا دانشگاه، مبارزه با حجاب و عفاف از بيشترين اهميت برخوردار مي گردد. در تمامي کتب و مجلات آموزشي آن زمان، دختران و زنان زيبا و جوان بي حجاب و با لباس هاي زيباي غربي ارائه مي گرديدند. بر عکس، زنان پير و بد ترکيب را با چادر و حجاب اسلامي، آن هم با رنگ هاي تيره و کدر در معرض ديد کودکان، نوجوانان و جوانان قرار مي دادند.‏ با استفاده از همين شيوه هاي مرموز، صدا و سيماي شاهنشاهي نيز با تمامي امکانات خود وارد ميدان مبارزه با حجاب و عفاف گرديد و شبانه روز به تبليغ پرداخت.‏

پس از سالها تبليغات وسيع و مخرب عليه حجاب و عفاف، دولت انگليس، رضاخان را مامور نمود که براي کشف حجاب وارد ميدان عمل شود و با تمام قدرت چادر و حجاب را از سر زنان مسلمان در سراسر ايران بردارد و بر آنان و همسرانشان لباس فرنگي بپوشاند.رضاخان هم برده وار به اجراي فرامين اربابان خود پرداخت. نامبرده در جلسه هيئت دولت در سال 1314 چنين دستوري صادر نمود: "ما بايد صورتاً و سنتاً غربي شويم و بايد در قدم اول کلاه ها تبديل به شاپو بشود و نيز بايد شروع به رفع حجاب زن ها نمود و چون براي عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند، شما وزرا و معاونين بايد پيشقدم شويد و هفته اي يک شب با خانم هاي خود در کلوپ ايران مجتمع شويد." به حکمت، وزير فرهنگ دستور داد که در مدارس زنانه معلمان و دخترها بايد بدون حجاب باشند و اگر زن يا دختري امتناع کرد او را در مدرسه راه ندهند. بر حسب همين سياست استعماري ابتدا رضاخان به اتفاق همسر و دخترانش در روز هفدهم دي ماه 1314 در افتتاح دانشسراي مقدماتي تهران شرکت نمود و کشف حجاب را عملاً و علناً آغاز نمود.سپس همسران وزرا، مديران کل و ديگر کارکنان دولت را وادار نمود که در مراسم متعدد دولتي بدون چادر و حجاب شرکت نمايند. در صورت عدم حضور خانم ها در مراسم مذکور و يا حتي حضور با روسري، همسران آنها شديداً تنبيه شده و منتظر خدمت مي گرديدند.‏

تغییر پوشش مأموریت اول پهلوی‌ها رضاخان پس از عوام ‌فریبی‌های اولیه، اولین اقدام عملی خود پس از استقرار را کشف حجاب اعلام کرد، چرا که این یک مأموریت خاص از جانب روباه پیر بود تا تئوری الجزایر را بتواند در ایران اجرا کند. وی از حضور زنان محجبه در انظار عمومی خصوصاً در شهرهای بزرگ جلوگیری می‌کرد. محمدرضا فرزند وی نیز طی 37 سال تلاش کرد تا کلمه‌ای به نام «حجاب» را از قاموس ادبی ایران بردارد، اما در بازدید سال 56 وی در جنوب شهر تهران با هزاران زن چادری مواجه شد که وی را به فحاشی نسبت به روحانیت واداشت. ساواک طی گزارشی از رویکرد زنان به چادر و حجاب آن را خطری برای رژیم شاه ارزیابی می‌کند، بدین‌منظور شاه دستور ویژه برای چاره‌اندیشی می‌دهد، اما مهلت اجرای آن را پیدا نکرد.

پيشرفت با بي بند و باري متفاوت است : حجاب ضمن اينكه زينت زن است، براي او احترام، عزت و امنيت را هم به ارمغان مي آورد. نگاه غرب به تمام مقوله ها از جمله زن و آزادي زن يك نگاه كاملاً غلط، غيرواقعي و انحرافي است، غرب زن را يك عنصر و شخصيت ممتاز تأثيرگذار نمي داند، بلكه از آن به عنوان يك ابزار و وسيله مادي نام مي برد و طبيعي است اين نگاه در مقوله آزادي، ديدگاه هاي انحرافي به خود میگيرد و لذا آزادي را به معناي كرامت و شخصيت واقعي زن تعريف نمي كند، بلكه بي بندوباري،بي حجابي و جنبه هاي حيواني بشر را آزادي مي داند، حال آنكه زن به عنوان يك انسان با كرامت از جنبه هاي معنوي و انساني در سطح والايي برخوردارست و مثل مرد تأثيرگذار بوده و يقيناً عنصري هم كه مي تواند اين انسانيت كرامت و تأثيرگذاري شخصيت ممتاز زن را تهديد كند، نگاه غلط غرب است كه با تمام توان و تشكيلات و به صورت كاملاً برنامه ريزي شده اين تهديد را دنبال مي كند. دشمنان تلاش مي كنند از طريق جنگ نرم و هجمه فرهنگي به فرهنگ و تفكر زنان خدشه وارد نمايند. الان آنها سعي مي كنند از طريق فضاي مجازي ماهواره و اينترنت، نماد و الگويي از زن غربي را در جامعه معرفي كنند تا بتوانند توطئه هاي شكست خورده خود در غرب را بين زنان ما پياده كنند.

ريشه‌يابي بدحجابي يا بي‌حجابي در غرب و شرق (تهاجم فرهنگي)

منشا بي‌حجابي و بدحجابي در جوامع گوناگون، متفاوت بوده. بي‌حجابي در غرب كه ارمغان صنعتي شدن كشورهاي اروپايي است و در واقع با يك نوع صلاحديد اقتصادي صورت گرفت. به اين معنا كه جامعه غرب براي استفاده از كار ارزان و كارآيي بيشتر تصميم گرفت از زنان كه تا آن روز تنها خانواده را اداره مي‌كردند و تدابير عاطفي و تربيتي داشتند، استفاده كند و آنها را به صحنه اقتصاد راه دهد. چنين زناني براي استفاده از ماشين‌هاي صنعتي و كار در كارخانه‌ها و كارگاهها نياز به آزادي جسمي داشتند و اعضا و جوارح آنها بايد آزادانه در خدمت صنعت قرار مي‌گرفت. از اين رو حجاب را كه مانعي بر سر راه فعاليت‌هاي بدني خويش مي‌ديدند، كنار گذاشتند و تمامي آرمان‌هاي اعتقادي خود را به پاي صنعت ذبح كردند. در واقع انقلاب صنعتي اروپا اولين ثمره‌اش بدحجابي زنان بود. در اين جوامع، زن هويت اصلي خويش را از دست داده و ارزش او به مقدار توانايي جسمي‌اش در خدمت به اقتصاد بود.

واژه‌هايي مثل همسر، مادر و يار همدل و همراه ديگر قداستي نداشته و همگي جاي خود را به واژه"كارگر" دادند. اما در كشورهاي جهان سوم و بويژه كشورهاي اسلامي، عدم حجاب پيامد اقتصاد نوين نبود و موضوع، مهم‌تر از غرب است. "استعمارگران اولين قدمي كه در مستعمره خود بر مي‌دارند، تهاجم فرهنگي است كه براي نابودي فرهنگ ملت مورد ستم مي‌باشد، زيرا تنها چيزي كه مليت مستعمره را از استعمارگر جدا مي‌كند، فرهنگ است. فرهنگ مرز جدايي با دشمن است. فرهنگ است كه به يك ملت هويت و شخصيت مستقل مي‌دهد و..." بدحجابي و بي‌حجابي در كشورهاي جهان سوم (در حال توسعه) و بويژه كشورهاي اسلامي پيامد تهاجم فرهنگي استعمارگران تاريخ بود. حجاب براساس اينكه شعارديني و بيانگر اعتقادات مذهبي بود و از طرفي هويت ملي يك ملت را مي‌نماياند، همواره هدف اصلي دشمنان بود. در واقع دشمنان با رواج بدحجابي به ريشه‌كن كردن اعتقادات و انديشه‌هاي ديني پرداخته و فرهنگ غيرديني خود را جايگزين فرهنگ ديني و الهي مردم دين‌باور مي‌كنند تا آنان را چونان برده‌هاي حلقه به گوش رام كنند و از امكانات انساني واقتصادي آنان حداكثر استفاده را بكنند.

براي مثال"كمال آتاتورك" براي نابود كردن فرهنگ اسلامي در تركيه برگزيده شد و رضاخان براي ايران، كه مذهب رسمي آن‌ شيعه بود. آتاتورك با تغييرخط مردم تركيه به خط لاتين و تغيير پوشش و ارزشها موفق شد از تركيه، كشوري خودباخته و وابسته سازد، به گونه‌اي كه امروزه ورود يك بانوي با حجاب و پايبند به باورهاي ديني در مجلس تركيه مورد اعتراض قرار مي‌گيرد. رضاخان اگرچه اقدام به كشف حجاب كرد و در برهه‌اي از زمان به مردم مظلوم ايران و بويژه متدينان ايراني ظلم بسياري روا داشت، ولي با روشنگري‌هاي روحانيت و غيرتمندي دين‌باوران ايراني اين قانون با شكست مواجه شد و حجاب، همچنان به عنوان فرهنگ والا كه نمادي از انديشه اسلامي- انساني است، در جامعه حاكم شد. دين مبين اسلام همواره دعوت‌گر زن به سوي كمال و رشد و بالندگي است، آنچه با دين اسلام سازگاري ندارد، حضور بي قيد و بند زن در جامعه است، زيرا اين حضور بستر مناسبي براي رشد زمينه‌هاي ضد ارزشي و ضد اخلاقي خواهد شد و تاكيد بر حجاب و عفاف بهترين راه براي پاكسازي جامعه و ساختن جامعه‌اي سالم است

بدحجابي، ترفند شيطاني عفت و پاكدامني، حالت نفساني است كه داشتن آن بيانگر تسلط عقل بر نفس و چيرگي آن بر قواي شهواني و مديريت و مهار آن است. انسان هاي پاكدامن به سبب آن كه كمال را در خدايي شدن مي جويند، به عقل گرايش داشته و خردورزي اساس زندگي آنان را شكل مي بخشد؛ زيرا مي دانند كه تسلط عقل بر تن و جانشان، به معناي تسلط حق و حقيقت بر آنان و حركت در مسير تعالي است. افراد پاكدامن به حكم عقل نه تنها كمال را براي خود مي پسندند، بلكه آن را براي همگان مي پسندند و بدين منظور نه تنها شرايط را براي حركت هاي كمالي و عقلاني خود فراهم مي آورند، بلكه مي كوشند تا شرايط مطلوب و مناسبي نيز براي ديگران فراهم آيد. از اين رو، از هرگونه ابزاري كه قواي شهواني را تهييج يا تقويت كند، پرهيز مي كنند و پرهيزگاري و تقوا در ايشان به عنوان ملكه درآمده است. آنان از هرگونه خودآرايي كه موجب تهييج قواي شهواني و نفساني جنس مخالف مي شود، خودداري مي كنند و عفت را براي همگان مي پسندند.

در همين راستا حجاب در ايشان به عنوان ابزاري مفيد و سازنده در دستور كار قرار مي گيرد تا ضمن ايجاد ديواره امنيتي براي خود و جلوگيري از هرگونه تعرض از سوي بيماردلان، شرايط مناسب را براي تعالي ديگر افراد جامعه فراهم آورند. اما در مقابل، بيماردلان و ناپاكدامنان، به سبب فقدان عفت دروني، نه تنها حجاب را ابزار حفاظتي بر نمي شمارند، بلكه آن را به عنوان عامل تهييج قواي شهواني ديگران و تقويت آن به كار مي گيرند و بدحجابي به عنوان يك ترفند فريبكارانه از سوي بي عفتان مورد بهره برداري قرار مي گيرد. البته همه كساني كه بدحجاب هستند، از آن به عنوان يك ترفند بهره نمي برند؛ زيرا بسيار از آنان نسبت به احكام شرعي آگاهي كاملي ندارند و ناخواسته اهتمام و جديتي نسبت به احكام شرعي از خود بروز نمي دهند و به طور ناخواسته در انجام كامل قوانين و احكام شرعي كوتاهي روا مي دارند. اين در حالي است كه برخي ديگر از افراد، بدحجابي را به عنوان يك پديده اجتماعي در برنامه ريزي رفتاري و جنگ نرم و رواني خويش قرار مي دهند. بنابراين، بدحجابي به عنوان يك پديده اجتماعي برنامه ريزي شده، ترفندي است كه دشمنان جامعه و بي عفتان خواهان گسترش آن هستند.

بدحجابي به عنوان يك ترفند فرهنگي و سياسي از سوي برخي از افراد مديريت و هدايت مي شود. اين جاست كه جامعه با جلوه هايي از خودآرايي مواجه مي شود كه بحران هاي فرهنگي، اجتماعي و خانوادگي را به دنبال دارد. از اين رو گفته شده، بدحجابي، ترفند بيماردلان و بي عفتان است؛ زيرا هدف اين گروه ها آن است كه شرايط براي بهره گيري هاي شهواني فراهم آيد و با طبيعي و عادي و معمولي جلوه دادن اين گونه رفتار، هرگونه حساسيتي را از جامعه و مديران آن بردارند. بدحجابي، نوعي خود آرايي اصولا زنان و مردان گرايش به خودآرايي دارند تا اين گونه جنس مخالف را برانگيزند و توجه آنان را به خود جلب و جذب كنند. در اسلام تهييج همسران از طريق خودآرايي مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته و آيات و روايات بسياري در اين زمينه وارد شده است كه چگونه همسران به اين نياز طبيعي يك ديگر پاسخ دهند و با پوشيدن و آراستن خود به زر و زيور و جامه هاي زيبا و خوشنگار، شرايط مناسب و شايسته اي براي پاسخ به عواطف و احساسات يك ديگر در اين حوزه فراهم آورند.

بي گمان، اين تهييج و برانگيزاندن عواطف و احساسات جنس مخالف، نيازمند پاسخ گويي هاي جنسي مناسبي از سوي همسران است كه در آياتي از جمله 58 سوره نور بدان اشاره و توجه داده شده است. در اين آيات از خلوت هاي سه گانه همسران در شبانه و روز سخن به ميان آمده كه براي ارتباط جنسي بوده و هيچ كسي حتي فرزندان نيز مجاز به شكستن حريم خلوت ايشان نيستند. اما از آن جايي كه هرگونه تهييج جنس مخالف از سوي ديگران به معناي شكستن حدود الهي است، امري ممنوع و محرم دانسته شده است. بر اين اساس همه عوامل و ابزارهاي تهييج جنسي جنس مخالف تحريم شده و قوانين سفت و سختي در اين باره وضع شده است تا جامعه در سلامت باقي بماند. از جمله اين قوانين حجاب است. قانون حجاب، اختصاصي به مرد و زن ندارد و همگام موظف به اجراي دقيق آن هستند. هر چند كه ميزان و شرايط حجاب در مرد و زن فرق مي كند و اين تفاوت به سبب اختلاف طبيعي در زن و مرد است.

هجمه دشمنان فرهنگي با محوريت زن صورت مي گيردتأثيرگذاري زنان در جامعه ايراني- اسلامي بر هيچ كس پوشيده نيست و هجمه عليه فرهنگ و تمدن ايراني با محوريت زن صورت مي گيرد و تلاش دشمنان بر اين است كه فرهنگ زن مسلمان ايراني را به دليل تأثيرگذاري و نقش آن در جامعه تخريب كنند. براساس اعتقادات ديني و باور ما، خانواده محور جامعه و زنان مدير و محور خانواده هستند ضمن اينكه بعد از انقلاب اسلامي، زنان نقش ويژه اي در عرصه هاي مختلف سياسي، علمي، اجتماعي و فرهنگي ايفا كردند ضمن اينكه اين نقش بعد از انقلاب با شدت بيشتري ادامه يافت و تأثيرگذاري خود را در تمام عرصه ها به منصه ظهور رساند و لذا اين حضور ارزشي زن در عرصه هاي تصميم گيري، سياستگذاري، مديريت كلان در خانه و تربيت نسل جوان باعث نگراني دشمنان شده است و آنها بدانند پروسه جهاني سازي خود را تا زماني كه اين نقش ارزشي زن غلبه داشته باشد هرگز نمي توانند دنبال كنند.

دشمنان تلاش مي كنند از طريق جنگ نرم و هجمه فرهنگي عليه ايران اسلامي به فرهنگ و تفكر زنان خدشه وارد نمايند « الان آنها سعي مي كنند از طريق فضاي مجازي ماهواره و اينترنت، نماد و الگويي از زن غربي را در جامعه معرفي كنند تا بتوانند توطئه هاي شكست خورده خود در غرب را بين زنان ما پياده كنند.» « اما فرهنگ اصيل و ناب اسلامي ما آنقدر قوي است كه دشمنان هرگز نمي توانند در رسيدن به اهداف خود موفق باشند چه بسا الان شاهد استقبال روزافزون زنان غربي به سمت الگوهاي مذهبي و ديني هستيم چون آنها خود در زندگي خانوادگي با ناهنجاري و فروپاشي خانواده مواجه شده اند. ولي زنان مسلمان ما با وجود الگوهاي اصيل تمدن و فرهنگ غني اسلامي نبايد تحت تأثير فرهنگ مخرب دشمنان قرار گيرند، از طرفي هم شاهد گرايش روزافزون غربي ها به سوي اين الگوهاي ناب ديني و اسلامي هم هستيم.

بطلان فمينيسم اسلامي

پاس داشتن مقام زن و احترام به آنها، مورد سفارش مؤكد و مكرر دين اسلام و حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و ائمه اطهار(ع) بوده است. ولكن اين دستورات ارتباطي با فمينيسم ندارد بلكه اصولا تفكر فمينيستي در تغاير با تفكر و دستورات اسلامي بلكه ديني است و اين حقيقت با توضيحي در پيرامون معنا و مفهوم فمينيسم و تلقي هاي مختلف از آن و برخي مظاهر و نمودهاي تفكر فمينيستي، روشن خواهد شد.
فمينيسم (Feminism)واژه اي فرانسوي است به معناي مكتبي كه اعتقاد به برابري زن با مرد و مبارزه در اين راه دارد، و به آن چه كه در قرن نوزدهم تحت عنوان جنبش زنان معروف بوده، اطلاق مي شد. فمينيست هاي اوليه از «حقوق» و «برابري» زن سخن مي گفتند اما در دهه 60 ميلادي، «ستم»و «آزادي» در فعاليت هاي سياسي چپ نو، كلماتي كليدي به شمار مي رفت.
برخي از نمونه هاي تفكر فمينيسمي عبارتند از: با نفي ارزش هاي ديني، بسياري از مقررات مذهبي مانند حجاب،ممنوعيت، سقط جنين، محدوديت هاي روابط جنسي و احكام مربوط به خانواده و اخلاق را مصداق ستم به زنان معرفي نموده و در راستاي محو آن تلاش مي كنند، چنان كه در كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان، هرگونه قيد و بندي در روابط بين زن و مرد با عنوان «تبعيض عليه زنان» محكوم شده است. براساس اين كنوانسيون، هيچ مكاني نبايد مختص به جنس مشخص باشد و هيچ رشته علمي نبايد مخصوص زنان يا مردان باشد، مراكز علمي همچون دبيرستان و دانشگاه ها بايد مختلط باشد تا امكان بهره وري همه به طور يكسان فراهم آيد. سقط جنين و ازدواج هاي مختلف از جمله ازدواج با همجنس نيز آزاد و مشروع خواهدبود. پي نوشت ها: [1]. ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، ج9، ص 106 [2]. همان، ص 107

حدود و ضرورت حضور زن در جامعه از نگاه اسلام

دين مبين اسلام پيوسته به دو جنس زن و مرد بعنوان دو موجود مكمل يكديگر و نه جانشين يكي براي ديگري نگريسته و علي رغم تمام تفاوت هاي روحي، جسمي، عاطفي و فيزيولوژيكي كه خداوند در وجود آنها قرارداده، براي هر دو جنس بعنوان يك انسان، حقوق مساوي و عادلانه قائل بوده است. با اطمينان مي توان گفت كه اسلام تنها مدعي واقعي رعايت حقوق زن در اجنماع است، زيـــرا با نگرشي جامع و آينده نگرانه. تمام ضمانت هاي لازم را براي رعايت و تداوم حقوق زن پيش بيني نموده است.
آيه 228 بقره: كه زنان به همان اندازه كه در جامعه مسئوليت دارند بايد از حقوق اجتماعي برخوردار باشند و در ديگر آيات از جمله آيه 71 توبه و آيه 32 نساء نيز براين موضوع تاكيد مي كند. اصولاً اسلام با شركت زنان در كارهاي اجتماعي مخالف نيست، اما طبيعي است براي اين مشاركت متناسب با شرايط هر كدام، حد و مرزي قائل شده همچنان كه در وصاياي حضرت علي (ع) به امام حسن (ع) آمده زن را در كاري كه با مقام وي سازگار نيست دست مده كه زن گل خوشبو است نه قهرمان. حضرت امام (ره) نيز در اين رابطه مي فرمايند: در اسلام بعضي از احكام خاص مرد و بعضي خاص زن است نه اين كه اسلام نسبت به زن و مرد فرقي گذاشته باشد، زن و مرد، همه آزادند كه دانشگاه بروند، رأي بدهند و راي بگيرند ، تمام معاملات آنها به اختيار خودشان است و مي توانند بسياري از شغل ها را آزادانه انتخاب كنند. عنايتي كه اسلام به زنان دارد بيشتر از عنايتي است كه به مردان دارد و دراين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند.

حجاب و توسعه آيا ميزان توسعه يافتگي ما در رژيم گذشته با توسعه يافتگي ما در نظام جمهوري اسلامي قابل مقايسه است؟ اين مثال ما را در رد اين ادعا كه فرهنگ اسلامي مانع توسعه است ياري مي دهد. اين يك فكر عقب مانده و بي منطق است كه توسعه و مدرن شدن را در گرو نفي هويت ملي و مذهبي يك كشور مي داند. تئوري كه نه تنها هيچ گاه اثبات نشده است بلكه رد هم شده. لذا ما بايد به جوان مسلمان ايراني اين فكر را بقبولانيم كه شرط پيشرفت، پشت پا زدن به هويت خود نيست. زنان موفق ما در عرصه هاي مختلف اثبات كرده اند كه مي توان در عين حفظ هويت خود توسعه يافت.

ما بايد اين تئوري را براي نسل امروز و فردا اثبات كنيم كه پوشش اسلامي در يك جامعه نه تنها مانعي بر سر راه توسعه نيست بلكه بر اثر نتايج و باز خورد هايي كه پوشش اسلامي در جامعه دارد شرايط را براي پيشرفت مهيا مي سازد. بي شك رواج فرهنگ برهنگي در يك جامعه فساد آفرين است. همگان بر اين نظر اتفاق دارند كه فساد مانع پيشرفت و سد بزرگي بر سر راه توسعه يك كشور محسوب مي شود. اين تفكر غلطي است كه بذر آن در عصر مشروطه توسط عده اي فرنگي مآب غرب زده در كشور كاشته شد و تا به امروز جامعه ما با آن درگير است. اگر قرار بود كه كشور براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و تعالي مقلد چشم و گوش بسته غرب باشد نيازي به انقلاب نبود. ايران در دهه پيشرفت و تعالي قرار گرفته و تا به حال توانسته با توكل به خدا، اعتماد به نفس و خود اتكايي به دستاورد هاي بزرگي نايل آيد و در عين حال هويت خويش را حفظ كند و از آرمان ها و ارزش هاي الهي خود عقب نشيني نكند. پيشرفت در انقلاب ما زماني داراي ارزش است كه طي آن هويت مسلمان ايراني حفظ شود و به عنوان يك الگوي موفق به جهانيان اعلام گردد.

يكي از موضوعات مهم ما در جامعه براي داشتن محيطي سالم، تربيت فرزندان سالم است. اگر جامعه‌اي از لحاظ عفاف مصون باشد، فرزندان سالمي در آن جامعه تربيت مي‌شوند و براي اينكه محيط سالمي داشته باشيم بايد به گسترش حجاب و عفاف در جامعه اهميت بيشتري بدهيم. ترويج رفتارهاي غيراخلاقي همچنين گسترش بي‌بند و باري در جامعه از ديگر آسيب‌هاي اجتماعي است كه در نتيجه ترويج بي‌حجابي در جامعه رخ مي‌دهد. بايد به زنان و دختران جامعه اين موضوع را قبولاند كه رعايت حجاب و عفاف موجب تسهيل در برقراري رابطه فرد با افراد جامعه مي‌شود. مصونيتي كه رعايت حجاب به زن مي‌دهد،‌ باعث ايجاد حريم بين زن و مرد مي‌شود و اين امر زن را از هر بي‌احترامي دور مي‌كند.امنيت رواني، اجتماعي، اخلاقي و خانوادگي مي خواهند بايد بدانند كه بدحجابي ها اين امنيت را از بين مي برد و سبب مي شود در درجه اول دودش به چشم همه و خود آنها برود و ديگر نتوانند با امنيت زندگي كنند.

تفاوت پيشرفت و تمدن با بي بند و باري

برخي تصور مي كنند با تغيير زمان و سبك زندگي، ارزشهاي اخلاقي و معنوي نيز تغيير مي كنند و جاي فضايل با رذايل عوض مي شود؛ درحاليكه آنچه تغيير و تحول پيدا مي كند، عنصر زمان و مكان و ابزارهايي است كه مفاهيم اخلاقي در آن ظهور و بروز پيدا مي كند.مفاهيمي مانند حق، تقوا، احسان، راستگويي، صبر، حيا، عفت و پاكدامني هميشه پسنديده و قابل ستايش بوده و باطل، ظلم، دروغگويي، بي عفتي و امثال آن در همه زمانها ناپسند است و با فطرت انسان ناسازگار مي باشد و لذا فضاي زندگي، قالبها، امكانات، رنگها، ظواهر مادي، تكنولوژي، زندگي در آسمان خراشها موجب نمي شود جاي عفت را با بي عفتي عوض كنيم، دروغ را زيبا و راستگويي را زشت بدانيم. الگوهايي چون حضرت زهرا س در همه زمانها، بهترين الگو براي ما هستند و اگر آن حضرت در زمان ما زندگي مي كرد بدون شك از امكانات امروز استفاده مي كردند، درحاليكه همان شخصيت معنوي و اخلاقي 1400 سال قبل را داشتند. زندگي اجتماعي زن در چارچوب حجاب و حفظ شخصيت انساني، رعايت مسائل شرعي و دستورات اسلام، نه تنها موجب محدوديت زن و مانع پيشرفت او نمي شود، بلكه سعادت انسان در دنيا و آخرت را به همراه دارد، پيشرفت با بي بند و باري متفاوت است و حجاب ضمن اينكه زينت زن است، براي او احترام، عزت و امنيت را هم به ارمغان مي آورد.

شخصيت يک انسان منحط و فاقد کمال، شخصيتي ناقص، معيوب و مذموم است و اين شخصيت مذموم باعث مي شود که جامعه به سوي رذايل و زشتي ها تمايل پيدا کند. زن با شخصيت با حجاب جامعه را به سوي معنويات و ارزش ها سوق مي دهد. اگر زن حجاب نداشته باشد، هر گونه توجهي که به او شود، جنبه نفساني دارد. و در نتيجه ارزش هاي او هم فراموش مي گردد. به همين جهت تا جاذبه اي ظاهري دارد مورد توجه است و همين که اين جاذبه از بين رفت، از جامعه فراموش مي شود. در جامعه اي بي حجاب، استعدادها و ارزش هاي واقعي زنان، تحت الشعاع ظواهر جسماني قرار مي گيرد و ظواهر جسماني، ملاک و معيار ارزش و شخصيت آنها مي گردد.

ظلم بزرگي که دنياي امروز به زنان روا داشته، همين است که به جاي توجه به ارزش هاي واقعي، توجه به ظواهر جسمي او کرده و از اين رهگذر او را مورد استفاده هاي نادرست و ناروا قرار داده است. به اين ترتيب زنان بي حجاب، هم در سنگر خانواده و هم در سنگر اجتماع گسست خورده اند و زن بي حجاب در مبارزه اش در راه کسب حقوق اجتماعي خود نيز چيزي به دست نياورده است . در جوامعي که حجاب و حفظ گوهر پاک و عفت بانوان يک ارزش محسوب نمي شود زنان در شغل هاي پست و بي ارزشي مانند هنر پيشگي، خدمتگزاري هتل ها و رستوران ها و ساير اماکن پست کار مي کنند و هرگز در مشاغل حساس و مهم جامعه نقشي ندارند و اين مشاغل مهم در دست مردان و رجال جامعه قرار مي گيرد.

متأسفانه همين زنان در اين شغل هاي بي ارزش و پست مورد تبليغ جهاني قرار گرفته و تنها به خاطر داشتن ظاهري بي حجاب به عنوان زنان نمونه در عرصه هايي چون هنر و موسيقي و سينما و... شهرت دارند. در حالي که ارزش زن ايراني در دانش و علم و دينداري اوست که با حفظ حجاب خود توانسته شغل هاي مهم و حساس اجتماعي همانند وزارت، وکالت، استادي دانشگاه، نويسندگي و... را به دست بياورد. ارزش يک انسان اعم از زن و مرد در امورات اکتسابي است که در طول زندگي خود با تلاش و کوشش و مجاهدت بي پايان توانسته است از اجتماع کسب نمايد. از اين رو بايد در نظر داشت ظواهر يک فرد در بهبود اخلاق فرد و پيشرفت جامعه هيچ نقشي ندارد، آنچه يک جامعه را از جوامع ديگر متمايز مي کند، داشتن مردم با اعتقاد و ديندار و پايبند به ارزش هاي ديني از يک طرف و قشر تحصيلکرده، دانشمند و عالم از طرف ديگر است و شايسته است که به خاطر داشتن چنين انسان هايي در جامعه خود در عرصه جهاني به خود ببالد.

مقابله با حجاب در غرب

توسعه حجاب با توجه به موج اسلام‌گرايي در كشورهاي غربي و شرقي نماد يك انتخاب آگاهانه است يعني زني كه در غرب روسري مي‌پوشد اين پوشش او نشان از يك انتخاب آگاهانه دارد و از طرف ديگر يك نماد مخالفت با رويه حاكم در كشورش بوده همچنين سيستم‌هاي امپرياليستي را كه تمام ظرفيت‌ها‌ را براي تكثير افكارشان به كار گرفته‌اند زير سئوال مي‌برد. علت اين همه ترس از حجاب يك دختر در كلاس درس اين است كه حجاب و روسري به يك نماد مبارزاتي براي زنان مسلمان بويژه در جهان غرب تبديل شده است.

اسلام حجاب را براي آن قرار داد که التذاذهاي جنسي فقط به داخل محيط خانوادگي اختصاص يابد و محيط کار فقط مخصوص کارکردن باشد؛ تنها در اين حالت است که زن خيلي ساده و آرام به محيط کار مي رود، بدون اينکه کسي را تحريك کند و جلب توجه کند. اما نقطه مقابل آن، حالتي است که زن براي رفتن به محيط کار، ساعت ها به آرايش مي پردازد و در محيط کار نيز آرامش و آسايش فکري را از کارمندان مرد مي گيرد، هوس ها را متوجه و جذب خود مي کند، شهوت ها را تحريک مي نمايد و اتفاقاً اينجاست که نيروي کار و فعاليت هدر مي رود و به رکود و استهلاک ثروت مي انجامد. از سوي ديگر نيز، از آنجا که چنين زني در محيط کار، با مردان مختلف سر و کار دارد و آنها را به سوي خود جذب مي کند و قلب آنها را مي ربايد، باعث فاسد کردن اخلاق اجتماع و از همه مهمتر، خراب کردن بنيان خانواده مي شود.

طوري که کارمندان مرد، در خانه خود به همسر خود ميل چنداني نخواهند داشت و همچنين کارمندان زن هم نسبت به شوهر خود، سرد خواهند شد. اين همان فرهنگي است که غرب به دنبال ترويج آن در کشورهاي اسلامي است و براي رسيدن به اين هدف، اقدامات متنوعي انجام مي دهد . اولويت در جذب نيروي کار، با جذب مردان است و سپس زنان (در جايي که نياز و ضرورت باشد) و زنان هم با رعايت کامل حجاب؛ که باعث مطلوبيت روند کار مي شود.ضمناً در اسلام، زنان از کار کردن منع نشده اند. "اگر زن، يکي از مقامات عاليه حکومتي را احراز کرد... که مراجعين فراوان مرد دارد؛ هيچ اشکالي ندارد. اين، هيچ مانع از حضور زن نيست. زن مي تواند در اين مقام، از هزاران مرد و مُراجع پذيرايي حکيمانه بکند و خواسته مشروع و بحقشان را که از آن مقام توقع است، برآورده کند و همه را برگرداند...

در غرب با حجاب تدریجاً به صورت علنی دارد مخالفت می‌شود. عنوانی که برای این مخالفت ذکر می‌کنند، این است که می‌گویند حجاب نماد یک حرکت مذهبی است؛ ما نمی خواهیم در جوامع ما - که جوامع لائیک هستند - نمادهای مذهبی مطرح شوند. به نظر من این دروغ است؛ بحث مذهب و غیر مذهب نیست؛ بحثِ این است که سیاست راهبردی اساسیِ بنیانی غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زن است و حجاب مخالف آن است. حتی اگر چنانچه حجاب ناشی از یک انگیزه و ایمان دینی هم نباشد، با آن مخالفت می‌کنند؛ مشکل اساسی این است. بزرگترین ضربه، بزرگترین اهانت، بزرگترین حق‌کشی که در زمینه‌ مسئله‌ زن انجام گرفته، همین است. در محیط اجتماعی، فرهنگی شکل بگیرد که زن به عنوان یک طرفِ مورد انتفاع، برای استفاده‌ یک طرفِ ذینفع مطرح شود؛ این متأسفانه امروز در فرهنگ غربی وجود دارد. دیگران هم از آنها تقلید کردند، در راهش کوشش کردند، تلاش کردند و این در دنیا جا افتاده.

علل اجتماعي تضعيف استحكام خانواده
يكي از علل مقابله غرب با حجاب هدف قرار دادن استحكام خانواده هاست زيرا وقتي مرد چهره هاي آرايش كرده زنان را در خيابان مي بيند و عواطف و احساساتش را در خيابان خرج زنان ديگر مي كند ديگر ميل و علاقه اي نسبت به همسر خود ندارد زيرا متاسفانه بعضي از مردان با ديدن زنان آرايش كرده آنها را با زن خود مقايسه مي كنند ،
در حالي كه در پشت اين چهره هاي نمايشي گاه چهره هايي كريه و پر اِشكال خوابيده است و همين مقايسه نادرست و غير اخلاقي باعث مي شود كه مرد به همسر خود بي اعتنا و كم محبت شود و تضعيف روابط زناشويي درست از همين نقطه شروع مي شود . وقتي مرد نياز جنسي و غليان عاطفه خود را در خيابان و با نگاه به زنان ديگر هدر مي دهد در نتيجه محبت و عاطفه در خانواده كمتر و اساس اختلافات و بگو مگو ها پيش مي آيد. البته از بُعد ديگري هم مي توان اين موضوع را بيان كرد و آن اينكه زني كه مدام دنبال اين است كه چه چيزي مد شده است و چه مدلي بهتر به او مي آيد يا چه كار كند تا زيباتر شود و......يقينا وقت رسيدگي به كارهاي خانه ، محبت به فرزندان و همسرش را نخواهد داشت .
در هر جاي دنيا كه مي بينيد آزادي هاي جنسي هست، به همان نسبت خانواده ضعيف است ، چون مرد و زن براي اشباع اين غريزه احتياجي به اين كانون ندارند. ‏حجاب لذتها و بهره هاي جنسي را به محيط خانواده مخصوص و محدود مي گرداند و به دنبال آن ازدواجهاي مشروع به وجود مي آيد. اين گونه ازدواجها پيوند زن و شوهر را محكم مي سازد و در نتيجه، كانون خانواده گرمتر ميشود، در حال كه بد حجابي و بي حجابي و آزادي بدون قيد و شرط، باعث فروپاشي كانون خانواده ميشود. زيرا در چنين نظامي، اساس خانواده را بر دشمني و نفرت پايه گذاري مي كند و معمولا اين نوع زندگيها و روابط زناشويي دوام نخواهد داشت. زيرا زندگي بر پايه غريزه جنسي بنا مي گردد و چون غريزه جنسي بعد از مدتي فروكش مي كند. مسائل ديگر از قبيل نداشتن توافق اخلاقي و مشكلات خانوادگي و ... بروز مي كند و در نتيجه، به طلاق و آوارگي فرزندان منجر خواهد شد. در واقع بي حجابي وبي عفتي، سبب گريز جوانان از ازدواج و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت زندگي مي شود. زيرا راه براي رسيدن به هوسهاي آنان باز و آماده است. اما در محيطي كه حجاب و موازين ديگر اسلامي رعايت مي شود دو همسر احساسات و عشق و عواطفشان در بند يكديگر است. در بازار آزاد برهنگي كه زنان به صورت كالاي مشتركي در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي ندارد و خانواده ها، همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشي مي شوند و كودكان بي سر پرست مي مانند.

۶ توصیه رهبر انقلاب به بانوان مسلمان

هویت زن مسلمان را به او برگردانید اگر شما بانوى نخبه‌ى اسلامى تلاش كنيد كه هويت اسلامی را به زن مسلمان برگردانيد، بزرگترين خدمت را به امت اسلامى و به بيدارى اسلامى و به عزت و كرامت اسلامى كرديد. امروز يكى از مهمترين مسئوليتهاتان اين است كه نقش زن را از ديدگاه اسلام برجسته و روشن كنيد. تربيت انسانى زن بزرگترين خدمت به جوامع انسانى و اسلامى است؛.
اگر زنها در صفوف مقدم حضور خودشان را تقويت كنند و ادامه بدهند، پيروزى‌ها يكى پس از ديگرى نصيب آنها خواهد شد. در اين هيچ ترديدى نيست. متوجه توطئه آمریكا و صهیونیسم باشید توجه كنيد كه غرب و در رأس آنها آمريكا و صهيونيسم با همه‌ى وجود به ميدان آمده‌اند و بيشتر به ميدان خواهند آمد تا بتوانند اين حركت را مهار كنند و بر اين امواج سوار بشوند؛ ملتها بايد بيدار باشند.
حضور همراه با ایمان و انگیزه خود را حفظ كنید جوانان و مردان و زنان و نخبگان دنياى اسلام و بخصوص كشورهائى كه انقلاب كردند بايد بدانند كه اگر در صحنه بايستند و مقاومت كنند، پيروزى آنها بر همه ساز و برگ استكبار قطعى است. همه ابزارهاى اقتدار قدرتهاى استكبارى در مقابل حضور مردم، در مقابل ايمان ملتها ناكارآمد است.به چند روز گفتگو اكتفا نكنید به نشستن دور يكديگر و چند روز گفتگو كردن اكتفا نكنيد و اين ديدار را مقدمه‌ى يك حركت بزرگ و ماندگار قرار بدهيد. اين حركت بانوان مسلمان، اين آشنائى با يكديگر از سرتاسر دنياى اسلام را مغتنم بشمريد و اين را يك پايه‌اى قرار بدهيد براى يك حركت عظيم در ميان امت اسلامى كه ان‌شاءاللَّه به پيروزى‌هاى بزرگترى منتهى خواهد شد

بی‌عفتی، علت مشکل جهانی روابط خانوادگی
انسان موجودی اجتماعی است، تکامل او در دو جهت فردی و اجتماعی خواهد بود بنابراین رشد و تعالی فرد در جامعه و رشد و تعالی جامعه در فرد اثرگذار است. کوچک‌ترین نهادی که سازنده‌ی اجتماع است، خانواده می‌باشد که امروزه تزلزل جدّی آن در برخی جوامع موجب تزلزل آن در جوامع گردیده است و طبق مفاهیم قرآن، سنت الهی وقتی بر امری جریان داشته باشد دیگر فرقی نمی‌کند که درباره‌ی ملل مسلمان باشد یا غیر مسلمان. بنابراین وقتی بی‌عفتی در سرد شدن و از بین رفتن روابط خانوادگی مؤثر باشد اگر خدای ناکرده ما نیز همان راه غرب را در این زمینه دنبال کنیم حصول آن نتیجه برای ما نیز قطعی خواهد بود، همان طور که به صورت محدود در خانواده‌هایی از اطرافمان تا حدودی شاهد این سنت الهی بوده‌ایم. اما به راستی سؤال اینجاست که چگونه عفت و حجاب با روابط خانوادگی ارتباط پیدا می‌کند؟ تبیین دقیق این مسئله ما را به لایه‌های عمیق‌تری از این دستور اسلامی رهنمون خواهد شد.

حجاب، مانع بهره کشی از زنان

از بین رفتن شخصیت زن و ایجاد ناامنی برای او، سستی بنیان خانواده، گسترش فساد در جامعه و ضربه به فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی از جمله آثار مخرب آزادی غربی در جوامع امروزی است. اول باید حیا و حجاب او و محدودیت روابط زن و مرد را از بین برد. برای این کار چه دستاویزی بهتر از شعار عوام فریب و زیبای حمایت از حقوق و آزادی زن؟

وقتی اسلام آمد از آنجا که یک دین خانواده محور است و به دنبال ایجاد تعادل بین غرایز و تکامل و تعامل معنوی انسان است بحث حجاب و پوشش در احکام و آیات الهی مطرح شد.

نشان دادن جذابیت‏های جنسی و جسمی زنان در غرب برای کامروایی مردان از نشانه‌های تشخص فرهنگ غربی به شمار رفت و جامعه، زنان بی حجاب را بیشتر پذیرفت. این مسئله نزد روشنفکران ایرانی بیشتر از مردم عادی بود. با روی کار آمدن رضاخان و کشف حجاب اقشار منتسب به دولت خیلی زود آن را پذیرفتند و در پهلوی دوم با استفاده از رسانه‏ها و آموزش و پرورش و مراکز علمی و فرهنگی ترویج بی حجابی به اوج خود رسید. ولی با پیروزی انقلاب حفظ حجاب به عنوان یک مقوله دینی سیاسی به کار رفت و اسلحه‏ای برای مبارزه با غرب شد.

گزیده‌ای از تفسیر راهنما ذیل آیه 223از سوره بقره: زن، کشتزار1- زن، کشتزار بذر انسان است: نساۆکم حرث لکم
2- عقیم نبودن، از ویژگی‌های زن شایسته و کامل است: نساءکم حرث لکم. از خصوصیات مهم زن، قابلیت بارور شدن او برای بقای نسل است. بنابراین، چنانچه زن نازا باشد، فاقد این ویژگی مهم است و طبعاً چنین زنی از جهت طبیعی کامل نخواهد بود.
3- توالد و تناسل، از فلسفه‌های مهم آمیزش جنسی است: حرثکم انی شئتم و قدموا لانفسکم. اولاً از بین تمامی اهداف آمیزش، تنها به توالد و تناسل (حرث) اشاره می‌کند و ثانیاً مراد از جمله و قدموا لانفسکم، بنا بر نظر برخی از مفسران، فرزند است.
4- جواز آمیزش با همسران، به هر صورت و کیفیتی: بنابراین که «انی» به معنای «کیف» باشد.
8- لزوم دقت در انتخاب همسر و مراعات آداب آمیزش، برای بوجود آمدن فرزندان صالح. دقت کشاورز در انتخاب زمین مورد کشت و نیز سعی تمام در بوجود آوردن شرایطی برای به ثمر نشاندن محصولی عالی، از وجوه مشابهت بین همسر و کشتزار است که می‌تواند مورد نظر آیه باشد.
9- لزوم بهره گیری از روابط زناشویی و خانوادگی، در جهت ذخیره و تقدیم اعمال خیر برای آخرت. از اینکه در پی سخن از «حرث»بودن زنان، توصیه به پیش فرستادن اعمال خیر شده است استنباط می‌شود که زندگی از نظر قرآن باید در مسیر رسیدن به بهره‌های اخروی و انجام اعمال نیک قرار گیرد.
13- هشدار الهی به مردان، نسبت به رعایت احکام الهی در محیط خانواده: «نساۆکم حرث لکم... و اتقواللّه واعلموا انکم ملاقوه» امر به تقوا و توجه دادن انسان‌ها به ملاقات خدا (روز پاداش و کیفر) پس از بیان احکامی درباره زندگی، می‌تواند هشداری باشد به آنان که احکام الهی را مراعات نمی‌کنند.
گزیده‌ای از تفسیر راهنما ذیل آیه 21 از سوره نساء:
8- لزوم پایبندی به تعهدات و پیمان‌ها: و کیف تأخذونه.... و اخذن منکم میثاقا غلیظا
9- بازپس‌گیری مهریه زنان، شکستن پیمان محکمی است که همسران با شوهران خویش بسته‌اند:«وکیف تأخذونه و قدافضی بعضکم الی بعض و اخذن منکم میثاقا غلیظا».
10- برانگیختن وجدان انسانی از روش‌های قرآن برای ایجاد تعهد نسبت به رعایت پیمان‌های زناشویی است
11- مهریه، حقی برای زن در قبال آمیزش و پیمان زناشویی است جمله وقد افضی که کنایه از آمیزش است، و جمله «اخذن منکم» که دلالت بر عقد زناشویی می‌کند، بیانگر این است که زن در قبال آن دو، مالک مهریه است.
12- عقد نکاح پیمان استواری است که زن از مرد گرفته است. امام محمدباقر علیه السلام درباره میثاق در آیه فوق فرمود: المیثاق، الکلمة التی عقد بها النکاح....
13- زندگی پسندیده با همسر یا آزاد گذاردن وی با رفتار نیک، پیمان زن از مرد به هنگام ازدواج است: «و اخذن منکم میثاقا غلیظا». از امام محمد باقر ع درباره میثاق: المیثاق الغلی1 هو العهد المأخوذ علی الزوج حالة العقد من امساک به معروف او تسریح باحسان. روش شناسی قرآن در حوزه مفاهیم مربوط به زن در عرصه خانوادگی و سیاسی اجتماعی چیست و جایگاه ویژه زن در قرآن چگونه تبیین شده است؟
در قرآن کریم، نه در حوزه مفاهیم، بلکه در قالب احکام معین به حقوق خانوادگی و اجتماعی و سیاسی زن کاملاً توجه شده است. زن از آنجا که مظهر عطوفت و مهربانی است به راحتی می‌تواند بین اعضای خانواده روابط سالمی برقرار کند و بسیاری از مشکلات را با حوصله و خوش رفتاری حل و فصل نماید. روی گشاده و باز او آتش خشم شوهر را به راحتی خاموش می‌کند و آثار ناشی از خستگی کار روزانه را از چهره مرد می‌زداید و ناسازگاری‌های موجود بین فرزندان را به مدارا و همیاری مبدل می‌سازد. دلسوزی و حسن خلق زن به راحتی ارکان خانواده را حفظ می‌کند. به همین دلیل، خداوند متعال تأکید می‌کند که زن باید دامن خود را که مظهر پاکی، صفا و حریم حفظ اخلاق و روابط صمیمی خانواده است به خوبی حفظ کند و نسبت به شوهر فروتن و خوش رفتار باشد: فالصّالحات قانتات حافظات للغیب به ما حفظ اللّه زنان در مقابل حقوقی که خداوند برای آن‌ها مقرر فرموده است باید نیکوکار و فروتن در مقابل همسر بوده و نگهبان دامان خود و اموال شوهر خویش باشند.

اسلام از جهات مهمی به حقوق زن و اعطای هویت مستقل به او در برابر مرد توجه کرده است. به طوری که زن می‌تواند آزادانه در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشارکت داشته باشد و رأی و نظر او در تصمیم گیری‌های مهم سیاسی و تدابیر اجتماعی در کنار آرا و نظرات مردان قابل توجه است. هیچ کس نمی‌تواند حق مشارکت عمومی و نظرات آن‌ها را زیر پا بگذارد یا خواست و عقیده خود را بر آنان تحمیل نماید.
از کرامت‌های خاص زن اینکه قرآن او را کانون آرامش خانواده و اجتماع می‌داند و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوالیها و جعل بینکم مودّةً و رحمةً ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون و از آیات لطف خدا آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که مایه آرامش و انس و رأفت شما واقع شود و این برای مردم با فکر، دلیل علم و حکمت آشکار حق است. به راستی حکمت زیبای حق این است که اگر زن از بهداشت روانی واخلاقی برخوردار باشد، زندگی آرام و سالمی را بنا می‌کند و در اعماق وجود مرد و فرزندان بذر مهر و مهربانی می‌پاشد، به همین دلیل، زن از جمله آیات خداوندی محسوب می‌شود. بدین ترتیب، اگر بگوییم که زن با ظهور اسلام هویت پیدا کرده و از حقوق فردی و اجتماعی بهره مند شده است سخنی به عدل و انصاف گفته‌ایم.


موضوعات مرتبط: حجاب و عفاف. زن در اسلام

تاريخ : | 23 | نویسنده : زارع پور (تهیه و تلخیص) |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.