آياتى در شان اهل بيت علیهم السلام . ائمه و انس با قرآن
آیاتى در شاءن اهل بیت علیهم السلام
1 - آیه تطهیر
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا اراده خداوند به طور مدام آن است که پلیدى، شرک و کفر و غیره را از شما اهل بیت ببرد. و شما را به طور کامل، پاک و مطهر گرداند . واژه یرید فعلیت و استمرار اراده را مى فهماند؛ این اراده ، فعلیت یافته و واقع شده و ادامه دارد.
روزى رسول خدا ص در منزل همسرش ام سلمه بود. فاطمه زهرا س طعامى براى آن حضرت آورد. حضرت فرمود فاطمه جان! برو و شوهرت على و فرزندانت حسن و حسین را نیز نزد من بیاور. حضرت فاطمه رفت و بعد از ساعتى هر چهار نفر به محضر آن حضرت آمدند و از آن طعام میل فرمودند.
ام سلمه مى گوید: من در گوشه اطاق، مشغول نماز بودم. رسول خدا بر روى رختخواب نشست و زیرش عبایى بافت خیبر قرار داشت. در آن هنگام آیه تطهیر نازل گردید انما یرید الله ... حضرت فورا عبا را بر سر خود و آن چهار نفر کشید و دست خویش را از زیر عبا بالا کرد و گفت اللهم هؤلاء اهل بیتى و خاصتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا رسول خدا(ص) با این فعل خود اظهار کرد که آیه، فقط شامل آن پنج نفر است .
سیوطى در الدر المنثور، ذیل همین آیه شریفه، از ابن عباس نقل کرده: نه ماه بود که مى دیدم رسول خدا هر روز، هنگام هر نماز به در خانه على بن بیطالب مى آمد و مى فرمود السلام علیکم و رحمة الله و برکاته اهل البیت پس بدین ترتیب، آن حضرت، این آیه شریفه را حدود 1350 مرتبه در کنار درب خانه على، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) خوانده یعنى، فقط درباره اهل بیت مى باشد .
ابن جریر طبرى در تفسیر خود، پانزده روایت با سندهاى مختلف نقل کرده ... همه اهل قبله از اهل مذاهب، اتفاق دارند که چون وحى تطهیر بر آن، حضرت نازل گردید، حسنین و پدر و مادر آنها خودش را زیر عبا نمود، تا از دیگران جدا شوند. و دیگران در آن طمع نکنند. درباره همه اینها، روایات صحیح و متواتر از طریق اهل بیت نیز وارد است.
آیه تطهیر در ذیل آیه 33 از سوره احزاب واقع شده که آیات ماقبل و مابعد آن، درباره زنان حضرت رسول ص مى باشد. از این روى، بعضى از دشمنان اهل بیت، مانند عکرمه در بازار مدینه فریاد مى کشید که هر کس بخواهد با او مباهله مى کنم، که آیه تطهیر درباره زنان آن حضرت است.
ولى قطع نظر از روایات متواتر، خود آیه تطهیر مى گوید که درباره زنان آن حضرت نیست؛ زیرا خطاباتى که در آیات قبل و بعد آن آمده همه آنها با جمع مؤ نث آمده است؛ مثلا در آیات قبل مى خوانیم: کنتن، تعالین، امتعکن، اسرحکن، منکن، اتقیتن . و در آیات بعد آمده : واذکرن، فى بیوتکن، آن وقت در وسط اینها، خطاب، مبدل به جمع مذکر شده لیذهب عنکم ... یطهرکم این کاملا مى رساند که منظور از خطاب جمعى است که در میان آنها اصلا زن در اقلیت است .
منظور از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانى هستند؛ امامان شیعه یا همسران پیامبر (ص)؟
1. براى تشخیص منظور از اهل بیت در آیه شریفه راههاى مختلفى وجود دارد. لیکن به نظر مىرسد بهترین و سادهترین راه که مورد وفاق همه مسلمانان اعمّ از شیعه و سنّى است مراجعه به مبیّن و مفسّر واقعى قرآن، یعنى رسول اکرم (ص) است. پیامبراکرم (ص) در طول 23 سال نبوّت خویش، بارها درباره «اهلالبیت» سخن گفته و درباره آنان سفارش بلیغ فرموده است. آن حضرت در مواقع متعدّد، با شیوهاى استثنایى و به یادماندنى، در معرّفى اهل بیت کوشیدند، تا راه عذر و انحراف را بر همه حق جویان ببندند.
در این زمینه احادیث فراوانى در مجامع روایى سنّى و شیعه نقل شده که همه آنها به معرفى اهل بیت علیهمالسلام پرداختهاند (برخى از منابعى که این حدیث را با سندهاى مختلف و از کتب متعدّد اهل سنّت، نقل نمودهاند به این شرحاند: صحیح مسلم، ج 5، ص37 ک فضائل الصحابه، ب 9، ح 2424؛ سنن ترمذى (الجامع الصحیح)، ج 5، ص351 - 352 (ح 3205 - 3206)؛ المستدرک، ج 3، ص158 - 160 (ح 4705 - 4709)؛
تفسیر طبرى، ج 22، ص5 - 7؛ الدر المنثور، ج 5، ص198 - 199؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص270 - 277؛ احقاق الحق، ج2، تعلیقات، ص502 - 533؛ مجمع البیان، ج7 - 8، ص599- 560؛ بحارالانوار، ج35، ص206 - 232 و ج25، ص212 - 246؛ کنزالعمال، ج13 ص163، ح36496؛ الصواعق المحرقه، ص143 -144؛ التاج الجامع للاصول، ج4، ص207؛ ذخائرالعقبى، ص21 - 24 ؛ الریاض النضرة، ج2، ص188 (ب4، ف6).
الف. حدیث کساء؛ برخى از این روایات عنوان حدیث کساء را بر پیشانى دارند. مضمون این روایات این است که: بعد از نزول آیه تطهیر، پیامبراکرم(ص) پارچه و یا عبایى بر روى خود، فاطمه زهرا، على بن ابیطالب و حسن و حسین علیهمالسلام انداختند و سپس دست به دعا برداشته، عرض کردند: «الّلهم هولاء اهل بیتى و هو لاء اهلى و عترتى فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهیراً پروردگارا! اینان اهل بیت من و اهل و خاندان من مىباشند.
پس هرگونه آلودگى را از آنان دور گردان و به طور کامل پاکشان فرما». در این هنگام، امّ سلمه - همسر پیامبر - از آن حضرت خواست تا به او هم اجازه داده شود به اصحاب کسا بپیوندد و از این منقبت والا برخوردار شود. پیامبر با لحنى عطوفتآمیز پاسخ دادند: «رحمت خدا بر تو باد. تو همواره به راه خیر و صلاح بودهاى و چقدر من از تو راضىام! لیکن این منقبت، ویژه من و ایشان است ( بحارالانوار، ج10، ص141، همچنین تفسیر طبرى، ج22، ص6 و الدرالمنثور، ج5، ص198)
بنابراین، رسول خدا از آغاز نزول آیه تطهیر، مصداق اهل بیت را با استقرار ایشان در زیر «کسا» به گونهاى معیّن نمود که راه را بر هرگونه تفسیر ناروا ببندد.
ب. پیامبراکرم(ص) براى آنکه وظیفه خویش را در تبیین آیات الهى به نحو جامع و کاملى انجام داده باشند، با به کارگیرى شیوهاى اعجابآور و فراموش نشدنى، در مدّت زمانى نسبتاً طولانى،( در تعیین مدّت آن، از 6 تا 9 ماه گفته شده. در برخى از روایات آمده است که پیامبر اکرم این شیوه را تا پایان عمر شریفشان ادامه دادند.
تفسیرالمراغى، ج22، ص 7 ؛ سنن ترمذى، ج 5، ص 352، ح 3206 ؛ الدرالمنثور، ج 4، ص 313 و ج 5، ص 199؛ اسدالغابة، ج 4، ص 631 در ترجمه هلال بن الحمراء ؛ مجمع الزوائد، ج 9، صص 168 -169؛ بحارالانوار، ج 10، ص 142)
آن هم به صورت هر روزه، به معرفى اهل بیت پرداختند. در روایتى از ابن عبّاس در این باره آمده است: «ما شاهد بودیم که رسول خدا تا نه ماه، روزى پنج مرتبه، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به در خانه على بن ابیطالب مىآمدند و مىفرمودند: درود و رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت باد. «خداوند اراده نمود تا هرگونه پلیدى را از شما اهل بیت دورگرداند و به طور کامل و شایسته پاکتان سازد» [وقت] نماز [است، مهیا شوید] رحمت خدا بر شما باد (الدرالمنثور، ج 5، ص 199).2. مصداق اهل بیت براى مسلمین صدر اسلام، به خوبى روشن و معلوم بود. به همین خاطر، جز معدودى از دشمنان اهل بیت علیهمالسلام کسى در اختصاص این آیه به پنج تن علیهالسلام، تردید نکرده و حتى یک گزارش یا روایت برخلاف آن نیامده است (پژوهشى در عصمت معصومان، ص 310 ج 314)3. نه تنها در هیچ روایتى اشاره به زنان پیامبر(ص) نشده است، بلکه قراین متعدّدى نشان مىدهد که اهل بیت پیامبر (ص)، اختصاص به نسل پیامبر داشته و شامل زنان آن حضرت نمىشود. برخى از این قراین عبارتند از:
الف) در حدیث کساء که پیشتر نقل شد، وقتى یکى از زنان پیامبر(ص) مىخواست به جمع پنج نفر بپیوندد، پیامبر آن را نفى نموده و در عین اظهار لطف و مهربانى، او را از اهل بیت مورد نظر در آیه ندانستند
(معجم الکبیر، طبرانى، ج 3، ص 52 ؛ مسند ابى یعلى، احمد تمیمى موصلى، ج 7، ص 59؛ ج 12، ص451؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر دمشقى، ج 68، ص 122 ؛ ج 67، ص 24 ؛ امالى، طوسى، ص 564؛ تفسیر قمى، على بن ابراهیم قمى، ج 2، ص 193 ؛ بحارالانوار، مجلسى، ج25، ص 214)
ب) شیعه و سنّى به اتّفاق نقل کردهاند که پیامبر (ص) در وصف اهل بیت و عترت خویش فرمود: «اهل بیت و خاندان من از گوشت و خون من هستند (اهل بیتى و عترتى من لحمى و دمى (اصول کافى ج1، ص209؛ بحارالانوار ج 23، ص 138)
ج) طبق نقل شیعه و سنّى، پیامبر(ص) در توضیح اهل بیت فرمود: «اهل بیت و عترتم از طینت من هستند (اصول کافى ص 208؛ بحارالانوار ج 36، ص 243 و ج 23، صص 97، 105،123، 137 و 139).
د) در روایاتى شیعه و سنّى از پیامبر(ص) نقل کردهاند که: «هر خانوادهاى به پدرش منسوب است؛ مگر فرزندان فاطمه که من ولىّ و ریشه آنها هستم و فقط آنان عترت من هستند (کنزالعمال، على متقى هندى، ج 12، ص98)4. هیچیک از همسران پیامبر(ص) ادّعا نکردهاند که مصداق اهل بیت به کار رفته در آیه تطهیر مىباشند. به تعبیر علامّه امینى(ره)، اگر این آیه در شأن همسران پیامبر بود و راهى براى این تأویل و تفسیر وجود داشت، بىشک عایشه آن را بر پیشانى جمل مى نوشت و غوغایى به پا مى کرد. در صورتى که حتّى خود عایشه نیز این آیه را در شأن خمسه طیّبه دانسته است (فاطمه الزهرا، ص 18)5. اگر زنان پیامبر(ص) مراد آیه یا بخشى از آنان بودند، غلبه با جنس مونث مىشد و ضمایر بهکار رفته در آیه باید مونث باشد. در حالى که مخاطبین آیه، مذکّرند یا جنس ذکور به نوعى غلبه دارد، زیرا در آن از ضمایر جمع مذکرعنکم و «کم» استفاده شده. بنابراین مخاطبین آن، زنان پیامبر(ص) نیستند (جایگاه مبانى کلامى در اجتهاد، ضیائى فر، ص5986. مفاد آیه، تطهیر و پالایش گروهى خاص از هر گونه رجس و پلیدى است و این حکمى بسیار مهم و والاست که قطعاً هر کسى موضوع آن نیست، بلکه افرادى خواهند بود که عملاً قابلیت و شایستگى این مقام را داشته باشند.
در حالى که زنان پیامبر(ص) قطعا این گونه نیستند؛ چرا که خود قرآن (آیات تحریم گواه بر این مطلب خداوند برخى از زنان پیامبر را به خاطر افشاى اسرار پیامبر عتاب مىکند). عتابهایى را نسبت به آنان بیان فرموده است.( المیزان، ج16، ص310
2- آیه مودت
در سوره مبارکه شورى آمده قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى و من یقترف حسنة نزدله فیها حسنا ان الله غفور شکور بگو (اى رسول خدا!) بر رسالت خویش از شما مزدى نمى خواهم، مگر دوستى قرابتم را هر کس که حسنه اى به دست آورد، خوبى را در آن حسنه براى او افزون مى کنم، خداوند آمرزنده و پاداش دهنده است.
ابن حجر در صواعق، از ابن عباس نقل کرده : چون این آیه نازل شد، گفتند: یا رسول الله ! قرابت شما که محبتشان بر ما واجب است کدامند؟ فرمود: على، فاطمه و دو پسران آنها عن ابن عباس ان هذه الآیة لما نزلت قالوا: یا رسول الله من قرابتک هؤ لاء الذین وجبت علینا مودتهم ؟ قال على و فاطمة و ابناهما زمخشرى نیز آن را در کشاف ، ذیل آیه شریفه ، نقل کرده است : و آن اولین حدیث از کتاب احیاء المیت
3- آیه لیلة المبیت
و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤ ف بالعباد بعضى از مردم هستند که وجود خویش را براى طلب رضاى خدا مى فروشند، خدا به بندگان رئوف و مهربان است. این آیه، در شان علی ع نازل شده؛ آنگاه که در شب هجرت رسول خدا ص در بستر آن حضرت خوابید و پیامبر اکرم هجرت فرمود و از خطر نجات یافت.
سبط ابن جوزى در تذکرة، ص41 الحدیث لیلة الهجرة از تفسیر ابواسحاق ثعلبى نقل مى کند که چون رسول خدا ص خواست به مدینه هجرت کند على بن ابیطالب ع را در مکه گذاشت تا دیون آن حضرت را بپردازد و امانتهاى مردم را به خودشان رد نماید. و به او فرمود که در بستر او بخوابد.
و همچنین فرمود این لباس سبز و حضرمى مرا به رخسار خویش انداز و از دشمنان، کسى به تو نمى رسد و مکروهى نخواهى دید. این هنگامى بود که کفار، خانه پیامبر اکرم را احاطه کرده بودند.
خداوند متعال به جبرئیل و میکائیل فرمود: من در میان شما پیوند برادرى نهاده ام و عمر یکى از شما را از دیگرى افزون نموده ام، کدام یک از شما حاضرید که عمرش از رفیقش کمتر باشد؟ هر دوى آنها گفتند: ما مى خواهیم عمرمان زیاد باشد. خداوند فرمود: چرا مثل على بن ابیطالب نشدید، من میان او و محمد پیوند برادرى برقرار نموده ام. اکنون على در فراش محمد خوابیده و خودش را فداى محمد مى کند. پس به زمین نازل شوید و او را حفظ نمایید.
هر دوى آنها به زمین فرود آمدند و جبرئیل در بالاى سر و میکائیل در پایین پاى امیرالمؤ منین ایستادند و ملائکه مى گفتند: به به! کیست مثل تو اى على بن ابیطالب! خداوند با تو به ملائکه افتخار مى کند. آنگاه رسول خدا ص به طرف مدینه رفت. و رسول خدا در راه بود که خداوند این آیه شریفه را در شان على نازل فرمود : و من الناس من یشترى..... نزول این آیه شریفه درباره على بن ابیطالب ع از مسلمات و مورد تصدیق شیعه و اهل سنت است .
4- آیه خیر البریة
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة آنانکه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، آنها بهترین مردم مى باشند. خوارزمى در مناقب از جابر نقل کرده : نزد رسول خدا ص که على بن ابیطالب آمد. حضرت فرمود: برادرم آمد. بعد متوجه کعبه شد و دست به کعبه زد و فرمود والذى نفسى بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة قسم بخدایى که جانم در دست اوست! بدرستى که این على و شیعیانش، در روز قیامت، نجات یافتگان هستند.
سپس فرمود او اولین کسى است که به من ایمان آورد، و از همه شما به عهد خدا وفادارتر و در امر خدا محکمتر و در رعیت، عادلتر است و بهتر از شما بالسویه تقسیم کننده و بزرگتر از شما در مزیت در نزد خداوند است.
دراین هنگام این آیه نازل گردید ..... اولئک هم خیر البریة بدین سبب، هنگامى که على ع مى آمد، صحابه مى گفتند جاء خیر البریة؛ بهترین خلق آمد ابن حجر در کتاب صواعق محرقه خود ، آن را آیه یازدهم شمرده است و از ابن عباس نقل مى کند
5- آیات هل اتى : ان الابرار یشربون من کاءس کان مزاجها کافورا عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا... ان هذا کان جزاء و کان سعیکم مشکورا.
زمخشرى در کشاف نقل کرده است که ابن عباس مى گوید: حسن و حسین - علیهما السلام - مریض شدند، رسول خدا - ص - با جمعى از اصحاب به عیادت آنها آمدند. آنها گفتند: یا اباالحسن ! بهتر است براى شفاى فرزندانت نذرى نمایى . على ، فاطمه و کنیزشان فضه نذر کردند که اگر خدا به آن دو شفا دهد، سه روز را روزه بگیرند. آن دو از مرض شفا یافتند اما چیزى براى افطار نمودن در منزل نبود.
على - ع- سه صاع جو، از شمعون خیبرى قرض کرد. فاطمه زهرا - س - یک صاع آن را آرد کرد و پنج عدد قرص نان پخت ، آنها را نزد خویش نهادند تا افطار کنند که سائلى آمد و گفت : السلام علیکم یا اهل بیت محمد ص ! من مسکینى از مساکین مسلمانانم ، مرا اطعام کنید، خداوند شما را از مائده هاى بهشتى اطعام کند. همه طعام را به او دادند و جز آب چیزى نچشیدند.
روز بعد نیز روزه گرفتند، هنگام شب ، چون طعام را پیش خود گذاشتند، یتیمى بالاى سر آنها ایستاد و او را بر خود مقدم داشتند و طعام را به او داده و خود فقط با آب افطار کردند، شب سوم - که بقیه طعام را آماده کرده بودند - اسیرى بر آنها وارد شد و تقاضاى طعام کرد، آنها نیز همه طعام را به او دادند.چون صبح شد على - ع- دست حسنین - علیهما السلام - را گرفت و محضر رسول خدا - ص - رسیدند. وقتى پیامبر اکرم دید که آنها از شدت گرسنگى مى لرزند، با آنها به منزل فاطمه - س - آمد... جبرئیل نازل گردید و گفت : یا رسول الله ! بگیر این سوره را خداوند تو را درباره اهل بیت تحیت فرموده است .
آنگاه همه سوره را بر آن حضرت خواند. خداوند در این باره این آیات شریفه را نازل فرمود: و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا تا: و کان سعیکم مشکورا .
امام افزود: این درباره امیرالمؤ منین نازل شد. و این درباره هر مؤ منى که مثل این کار را براى خدا انجام دهد، جارى است .در این روایت آمده است که : این جریان در یک شب انجام گرفته ولى روایات دیگر که در تفسیر برهان نقل شده است . و همچنین روایات اهل سنت ، در آن است که این جریان در سه روز اتفاق افتاد. و در هر سه روز، آن بزرگواران ، با آب افطار کردند. این واقعه و نزول آیات هل اتى در این باره ، مورد تصدیق شیعه و اهل سنت است .
6- آیه مؤمن
افمن کان مؤ منا کمن کان فاسقا لایستوون آیا پس کسى که مؤ من است مثل کسى است که فاسق مى باشد (این دو) مساوى نیستند. میان على و ولید بن عقبة بن ابى معیط، جریانى پیش آمد. ولید به آن حضرت گفت: من در زبان از تو گویاترم ،و سر نیزه من از سر نیزه تو تیزتر است .
و من بهتر از تو مى توانم دشمن را به عقب برانم !!! على ع فرمود: ساکت شو! تو یک نفر فاسق هستى . خداوند در این باره ، آیه فوق را نازل کرد. در الغدیر، آنرا از ده جا نقل کرده. تفسیر نیشابورى و ابن کثیر
7- آیه تبلیغ
یا ایها الرسول ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدى القوم الکافرین اى پیامبر! آنچه از جانب تو نازل شده آنرا به مردم برسان. و اگر این کار را انجام ندهى، پیام خدا را نرسانده اى. خداوند تو را از شر دیگران حفظ مى کند و خداوند قوم کافر را هدایت نمى کند.
این آیه شریفه، هنگام مراجعت آن حضرت، از حجة الوداع نازل شد. و به دنبال نزول آیه شریفه، پیامبر اکرم دستور داد تا مردم در غدیر خم جمع شوند و آنگاه على بن ابیطالب ع را به خلافت منصوب فرمود. در تمام قرآن مجید، خطابى به این سنگینى به آن حضرت نشده است که ظاهر آن بسیار معتدل اما محتواى آن بسیار خشن و خطرناک است.
بهر حال بلغ ما انزل حاکى است که قبلا خلافت على ع نازل شده بود اما هنوز تبلیغ آن نرسیده بود که خداوند در آنجا به پیامبر اکرم فرمود: برسان آنچه را که قبلا نازل شده است. و ان لم تفعل بلغت رسالته ضمیر رسالته خواه به همه رسالت برگردد و یا به آن فرمان بخصوص، در هر حال، عدم تبلیغ آن، مساوى با سقوط نبوت آن حضرت بود.
و الله یعصمک من الناس این قسمت، نشان مى دهد که پیامبر اکرم(ص) باطنا ناراحت بود از اینکه مردم جریان خلافت را چطور تعبیر خواهند کرد. و آیا اختلاف پدید مى آید. آیا خواهند گفت با این همه صحابه ، چرا داماد خود را مقدم کرد؟ و... ولى خداوند فرمود: از اجراى رسالت خویش ، وحشت نکن خداوند نگهدار و حافظ تو مى باشد. و الله لا یهدى القوم الکافرین این قسمت، حکایت از این دارد که نقشه دیگران، خنثى خواهد شد و خداوند نخواهد گذاشت که کار انکار کنندگان، پیش برود و موفقیتى به چنگ آورند.
فخر رازى در تفسیر کبیر خود مى گوید: ... نزلت الآیة فى فضل على و لما نزلت هذه الآیة اخذ بیده و قال من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه نیازى به ذکر منابع نیست چرا که شیعه، به این مطلب اتفاق دارد. علامه امینى در الغدیر آن را از سى کتاب معتبر اهل سنت نقل کرده است. ضمنا ولی به معنی دوست نمی تواند باشد زیرا دوستی با امر رسالت برابری ندارد و خطری را متوجه علی نمی تواند داشته باشد. رسالت با امامت قابل تطبیق است نه دوستی. و ادامه کار پیامبر است .
8- آیات تبلیغ و اکمال دین:
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را براى شما راضى شدم. آنگاه که رسول خدا ص على بن ابیطالب ع را در غدیر خم به امامت، منصوب کرد، هنوز از غدیر، خارج نشده بود که جبرئیل این آیه شریفه را آورد؛ یعنى با امامت على بن ابیطالب، دین تکمیل شد و نعمت خدا تمام گردید.
و خداوند از دینى که با امامت على بن ابیطالب است راضى و خشنود شد، به طورى که رسول خدا ص از نزول این آیه شریفه متعجب شد و فرمود الله اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمة و رضا الرب برسالتى و ولایة على بن ابى طالب من بعدى. مرحوم علامه امینى در الغدیر آن را از شانزده کتاب اهل سنت، نقل کرده.
9- آیه در جنگ بدر: هذان خصمان اختصموا فی ربهم (حج19): این آیه درباره دو گروه از مبارزین جنگ بدر نازل شده است. در یک جبهه امیرالمؤمنین علی(ع) و سید الشهدا حمزة بن عبدالمطلب و عبیدة بن الحارث و در جبهه مشرکین شیبه و عتبه دو پسر ربیعه و ولید بن عتبه در مقابل هم به رزم پرداختند.
از امیرالمومنین علی (ع) نقل شده است که فرمود: این آیه در باره ما نازل شده (صحیح، بخاری، ج 4، ص 410). بخاری از قیس بن سعد از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده که فرمود: من اولین کسی هستم که در روز قیامت برای دادخواهی در پیشگاه خدای رحمان زانو می زنم.
و قیس بن عباد (راوی حدیث از امیرالمؤمنین ع) گفت: در مورد ایشان است که آیه «هذان خصمان اختصموا فی ربهم» نازل شده ؛ آن دو گروه کسانی هستند که در روز بدر پیکار کردند. در حدیثی دیگر از ابوذر نقل شده که سوگند می خورد این آیه در باره هم اینان نازل شده است (صحیح، بخاری، ج 4، ص 411 - صحیح، مسلم، ص 1235).
10- ابلاغ سوره برائت: این ماجرا یکی از فضایلی است که در شأن امیرالمؤمنین (ع) نقل شده. مشروح این جریان در احادیث این گونه آمده است که از ابن عباس نقل شده: رسول خدا (ص) به ابوبکر مأموریت داد تا پیام وی را در مراسم حج ابلاغ کند.
سپس در حالی که ابوبکر در راه بود، علی را در پی او فرستاد. ابوبکر وقتی صدای ناقه پیامبر (ص) را شنید، به خیال اینکه رسول خدا (ص) آمده است به سمت وی رفت اما علی را دید که بر ناقه رسول خدا (ص) سوار است و نامه رسول خدا (ص) را به ابوبکر نشان داد که از طرف پیامبر (ص) مامور ابلاغ پیام برائت شده بود.
پس در ایام تشریق، علی ندا داد که: همانا خدا و رسولش از مشرکین بیزارند، پس مشرکین چهار ماه فرصت دارند و بعد از آن هیچ مشرکی حق اقامت در مکه را ندارد و از این پس کسی نباید عریان به طواف بپردازد و کسی جز مؤمن داخل بهشت نمی شود. علی این کلمات را ابلاغ می کرد، پس هنگامی که صدایش گرفت ابوهریره برخاست و پیام را ابلاغ کرد (مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 53).
بعد از اینکه از رسول خدا (ص) علت فرستادن امیرالمؤمنین (ع) در پی ابوبکر و علت اینکه امیرالمؤمنین (ع) باید سوره برائت را ابلاغ کند، پرسیدند، در جواب فرمود: جبرئیل به من گفت که این پیام نباید جز توسط مردی که او از من و من از اویم برده می شد (مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 143).
از حبشی بن جناده، صحابی پیامبر (ص) نقل شده است که پیامبر فرمود: علی از من و من از علی هستم و از جانب من، جز خودم یا علی کسی آن را (پیام برائت) ابلاغ نمی کند (سنن، ترمذی، ص 1418).
ماجرای ابلاغ سوره برائت توسط امیرالمؤمنین علی (ع) توسط بخاری (صحیح، بخاری، ج 1، ص 194)
نیز نقل شده. عبدالفتاح عبدالمقصود در مورد اهمیت جریان ابلاغ پیام برائت نوشته است: رسول خدا در میان آن همه سران و بزرگان مسلمان، پسرعموی خود را برگزید و بر دیگران از مهاجر و انصار مقدم داشت.
11- آیه نجوا «یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقه» (مجادله 12): از عبدالرحمن بن ابی لیلی نقل شده است که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) فرمود: در کتاب خدا آیه ای است که احدی جز من به آن عمل نکرده و بعد از من هم احدی به آن عمل نخواهد کرد و آن آیه، آیه نجواست که ابتدا بر رسول خدا (ص) نازل شد که: اى کسانى که ایمان آوردهاید!
هنگامى که مى خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشى بگویید)، قبل از آن صدقهاى (در راه خدا) بدهید. در آن زمان نزد من یک دینار بود که آن را به ده درهم تقسیم کردم و هر زمان که با رسول خدا (ص) نجوا می کردم یک درهم از آن را صدقه می دادم. سپس این آیه نسخ شد.
پس احدی غیر از من به آن عمل نکرد و آیه: «أ اشفقتم ان تقدموا بین یدی نجواکم صدقات» (مجادله13): آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى کردید، نازل شد (مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 2، ص 524).
امیرالمؤمنین(ع) مقربترین شخص نزد رسول خدا (ص) بوده است و هم او یکی از افراد اهل بیت پیامبر(ص) است که لزوم مودتش به عنوان اجر رسالت پیامبر (ص) اعلام شده است. اهل بیت خاصه رسول خدا (ص) کسانی جز امیرالمؤمنین و صدیقه کبری و حسنین علیهم السلام نبوده اند و ایشان مصداق آیات تطهیر و مباهله و مودت می باشند.
در اینجا مسئلهای که مطرح می شود مقارن بودن اهل بیت (ع) با قرآن کریم است. چنانچه در حدیث شریف ثقلین آمده که رسول خدا (ص) فرمود: من در میان شما دو امانت گرانبها باقی می گذارم؛ اولین آن کتاب خداست که در آن هدایت و نور است. پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک بجویید. دومین آن اهل بیتم هستند (صحیح، مسلم، ص 1008).
در روایت دیگر آمده که رسول خدا(ص) فرمود: من در میان شما چیزی را باقی می گذارم که اگر به آن تمسک جویید، هرگز بعد از من گمراه نمی شوید. یکی از آن دو از دیگری بزرگ تر است و آن کتاب خداست که ریسمانی کشیده شده از آسمان به زمین است و دیگری عترت و اهل بیتم هستند.
این دو هرگز از هم جدا نمی گردند تا اینکه بر سر حوض (کوثر) بر من وارد می شوند، پس بنگرید که بعد از من چگونه با این دو عمل می کنید. (سنن، ترمذی، ص 1438). بنا بر این حدیث شریف، اهل بیت (ع) و قرآن هرگز از هم جدا شدنی نیستند و این امر به این معنی است که باید علم به کلام خدا را در جزء جدا ناشدنی آن یعنی اهل بیت (ع) جستجو کرد و کسی بعد از رسول خدا (ص) داناتر به قرآن کریم از اهل بیت وی نیستند و از اینجا اعلم بودن مطلق اهل بیت و امیرالمؤمنین ع بر دیگران مشخص می شود و این موضوع به وضوح در روایات فراوانی از اهل سنت دیده می شود .
12- آیه ولایت : قرآن در آیه 55 مائده خطاب به مسلمانان می گوید: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ راکِعُونَ؛ سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده اند و در حال رکوع انفاق می نمایند». این آیه درباره على بن ابیطالب ع نازل شده است ؛
هنگامى که در رکوع نماز، انگشتر خویش را به سائل داد. در مجمع البیان: روزى عبدالله بن عباس در کنار زمزم نشسته بود و به لفظ قال رسول الله ص براى مردم حدیث مى گفت. مردى که رخسار خود را پوشانده بود، در آنجا حاضر شد. هر چه ابن عباس مى گفت قال رسول الله آن مرد نیز آن را مى گفت .
ابن عباس گفت : تو را بخدا تو کیستى؟ مرد صورت خود را باز کرد و گفت : مردم ! هر کس مرا مى شناسد که هیچ، و هر که مرا نشناخته است من خودم را معرفى مى کنم ؛ من من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم. و با این دو چشمم دیدم اگر دروغ گویم کور شوند که مى فرمود: على قائد البررة و قاتل الکفرة و منصور من نصره و مخذول من خذله
بدانید که روزى با رسول خدا نماز ظهر خواندم، سائلى در مسجد چیزى خواست، اما چیزى به او ندادند. او دست به آسمان برداشت که خدایا! گواه باش، من در مسجد رسول تو اظهار حاجت کردم اما کسى چیزى به من نداد. على ع آن وقت در رکوع نماز بود، با انگشت کوچک دست که به آن انگشتر مى کرد، به سائل اشاره نمود، سائل آن انگشتر را از انگشت على گرفت. رسول خدا این عمل را دید و سر را به آسمان کرد و فرمود: خدایا! برادرم موسى از تو خواست و گفت رب اشرح لى صدرى و یسرلى امرى ... واجعل لى وزیرا من اهلى هارون اخى اشدد به ازرى و اشرکه فى امرى در جوابش نازل فرمودى که : سنشد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما
خدایا! منم محمد، برگزیده و پیغمبر تو، سینه مرا فراخ گردان، کارم را آسان کن و براى من وزیر و یارى از اهلم معین نما. على برادرم را و با او مرا تقویت فرما. بخدا سوگند رسول خدا سخن خویش را تمام نکرده بود که جبرئیل نازل شد یا محمد! بخوان، گفت : چه بخوانم؟ گفت: بخوان انما ولیکم الله و رسوله و الذین ... .
سپس طبرسى مى گوید: این خبر را ثعلبى با این سند، بعینه نقل کرده است . و ابوبکر رازى ، در کتاب احکام القرآن ، به نقل از مغربى و رمانى روایت کرده که این آیه در حق على نازل شد، آنگاه که در رکوع ، انگشتر خویش را به سائل بخشید. مجاهد و سدى نیز چنین گفته اند. و در این مضمون از امام صادق ع نیز نقل شده .
نگارنده گوید: علامه امینى آن را در جلد دوم الغدیر ص52 -53 از تفسیر ثعلبى ، تفسیر طبرى ، اسباب النزول واحدى ، تفسیر فخر رازى ، تفسیر خازن ، صواعق محرقه ابن حجر و مانند آن ، از کتب اهل سنت نقل کرده است .: آیات نازله در شاءن اهل بیت ع عموما و در شاءن على ع خصوصا فراوان است . آیاتى که نقل گردید به عنوان نمونه بود.
13 - آیه انذار: در سال سوم بعثت آیه انذار عشیره نازل گردید و به پیامبر فرمان داد که خویشاوندان خود را دعوت به اسلام نماید. «وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الاْءَقْرَبِینَ؛(2) ای پیامبر خویشاوندان نزدیکت را انذار کن» در پی این فرمان الهی مبنی بر انذار و دعوت خویشاوندان به اسلام، پیامبر اکرم مجلسی تشکیل داد و حدود چهل نفر از بستگان نزدیک خود را به خانه ابوطالب دعوت نمود که از جمله آنان حمزه و ابولهب بودند،
14- آیه خیر البریة ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة آنانکه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، آنها بهترین مردم مى باشند . خوارزمى در مناقب از جابر نقل کرده است که مى گوید: نزد رسول خدا - ص - که على بن ابیطالب آمد.
حضرت فرمود: برادرم آمد. بعد متوجه کعبه شد و دست به کعبه زد و فرمود: والذى نفسى بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة ؛ یعنى قسم به خدایى که جانم در دست اوست ! بدرستى که این على و شیعیانش ، در روز قیامت ، نجات یافتگان هستند. سپس فرمود: او اولین کسى است که به من ایمان آورد، و از همه شما به عهد خدا وفادارتر و در امر خدا محکمتر و در رعیت ، عادلتر است و بهتر از شما بالسویه تقسیم کننده و بزرگتر از شما در مزیت در نزد خداوند است . در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة .بدین سبب ، هنگامى که على - ع- مى آمد، صحابه مى گفتند جاء خیر البریة ؛ بهترین خلق آمد . ابن حجر در کتاب صواعق محرقه خود ، آن را آیه یازدهم شمرده است و از ابن عباس نقل مى کند که : چون این آیه شریفه نازل شد، پیامبر اکرم به على بن ابیطالب فرمود: هو انت و شیعتک تاءتى انت و شیعتک یوم القیامة راضین مرضین و یاءتى عدوک غضابا مقمحین .این مطلب نیز از مسلمات است . مرحوم علامه امینى در الغدیر ، محلهاى آن را از کتاب اهل سنت ، به طور مشروح بیان کرده است .
15- آیه سئل سائل سئل سائل بعذاب واقع ، للکافرین لیس له دافع من الله ذى المعارج آنگاه که رسول خدا ص على بن ابیطالب ع را در غدیرخم به امامت منصوب کرد، این مطلب در تمام بلاد شایع شد و مردم آن را براى یکدیگر خبر دادند.
حارث بن نعمان فهرى ، محضر آن حضرت آمد و گفت یا محمد امرتنا من الله ان نشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله و بالصلاة و الصوم و الحج و الزکاة ، فقبلنا منک ثم لم ترض ذلک رفعت بضبع ابن عمک ففضلته علینا و قلت من کنت مولاه فعلى مولاه اى محمد! از جانب خدا ما را به وحدانیت خدا و رسالت خود و به نماز، روزه ، حج و زکات خواندى قبول کردیم ولى به اینها قانع نشدى تا دست عموزاده ات را بلند کرده و او را بر ما برترى داده و گفتى من کنت مولاه فعلى مولاه بگو تا بدانم که این کار از جانب خودت مى باشد یا از جانب خداست ؟! حضرت فرمود: به خدایى که جز او خدایى نیست ، این دستور از جانب خداوند است .حارث بن نعمان بعد از شنیدن این سخن ، به طرف مرکب خود برگشت و مى گفت : خدایا! اگر آنچه محمد مى گوید حق و راست مى باشد پس از آسمان بر ما سنگ بباران و یا عذاب الیمى بر ما بفرست . او هنوز به مرکب خود نرسیده بود که سنگى از آسمان بر سرش سقوط کرد و کشته شد.
خداوند متعال در این باره آیات شریفه : سئل سائل ... را نازل فرمود. امیرالمؤ منین ع پدر او نضر بن حارث ، را که از اسراى بدر بود به دستور رسول خدا ص گردن زد. این جریان و نزول آیه شریفه را در این باره ، مرحوم امینى در الغدیر ، از سى کتاب معتبر اهل سنت ، نقل کرده است
16- سوره کوثر : اعطای خیر کثیر انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر
حضرت فاطمه (ع ) و (کوثر) کوثر یک معنى جامع و وسیع دارد, و آن خیر و برکت فراوان است , ولى بسیارى از بـزرگـان عـلـمـاى شـیعه یکى از روشنترین مصداقهاى آن را وجود مبارک (فاطمه زهرا) (س ) دانـسـتـه اند, چرا که شان نزول آیه مى گوید: آنها پیغمبراکرم (ص ) را متهم مى کردند که بلاعقب است
قرآن ضمن نفى سخن آنهامى گوید: ما به تو کوثر دادیم. از ایـن تـعـبیر استنباط مى شود که این خیرکثیر همان فاطمه زهرا(س) است ,زیرا نسل و ذریه پـیـامـبـر (ص) بـه وسـیـلـه همین دختر گرامى در جهان انتشار یافت نسلى که نه تنها فرزندان جـسـمـانى پیغمبر بودند, بلکه آیین او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ کردند, و به آیندگان ابلاغ نمودند, نه تنها امامان معصوم اهل بیت (ع ) که آنها حساب مخصوص به خود دارند (فخررازى)
بنابراین معنى سوره این است که خداوند به او نسلى مى دهد که در طـول زمـان باقى مى ماند, چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند, در عین حال جهان مملو از آنـهـاست , این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکرى در دنیا بـاقى نماند, در میان آنها نویسندگان و فقها و مـحـدثان و مفسران والامقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثارو فداکارى در حفظ آیین اسلام کوشیدند.
قرآن و عترت، دو یادگار پیامبر(ص)
قرآن برترین سند زنده حقانیت پیامبر اعظم ص، معجزه ای است گویا، جاودانی، جهانی و روحانی که پس از گذشت قرنها از رحلت پیامبر ص، هم معجزه است و هم قانون و خداوند آن را کتاب هدایت و استوارترین برنامه زندگی اعلام کرده و فرموده ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم اسراء9
این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست هدایت می کند. با توجه به اهمیت قرآن در زندگی انسان ها و هدایت افراد بشر، پیامبر خدا و اولیاء الهی و فرزندان گرامی ایشان به مردم در مورد بهره گیری و استفاده از آیات الهی سفارش کرده اند و روایات فراوانی نیز در این مورد نقل گردیده. پیامبر اسلام ص در حدیث شریف ثقلین می فرماید انی تارک فیکم الثقلین اما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتی من شما را ترک می کنم در حالیکه بین شما دو چیز گران بها می گذارم که اگر به این دو تمسک بجوئید گمراه نشوید: کتاب خدا و خاندانم
بر این اساس، دختر گرامی رسول اکرم ص در تمسک و عمل به این امانت الهی در زندگی خویش پیش قدم بوده، آن حضرت در سفارش به قرآن در خطبه معروف خویش خطاب به مهاجر و انصار فرمودند: متوجه باشید که پیامبرخدا ص ، امانت بسیار با عظمت و ارجمند یعنی کتاب آسمانی قرآن را در میان شما به یادگار گذاشت که نسخه کامل سعادت و تکامل است، نور خدا و برهان نیرومند خدای بزرگ و مجموع حقایق و حجت ها و قوانین الهی در این کتاب روشن گردیده است که اگر به دستورات آن عمل کنید به آخرین درجه سعادت و تکامل می رسید و از تیرگی های جهالت و ضلالت نجات می یابید، آن گونه تکاملی که مورد حسرت دیگران قرار می گیرید.
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)