حجاب2 زنان زهرايي . سیره فاطمه و حجاب . خمینی و حجاب .الگوی مدیریتی
سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2
m5736z
blog.ir.
زنان زهرایی
زن در خانواده و جامعه، واجد شخصیت محوری است. گزاره های تکوینی و قوانین تشریعی نیز مؤید آن است که زن، جلوه جمال خداوندی است و بر جلوه های جلال حق، مسبوق است. وقتی سیره رسول خدا (ص) در احترام به حضرت زهرا (س) را می بینیم که چگونه در مقابل دختر بزرگوار خویش میایستد، به استقبالش می شتابد، او را به جای خود می نشاند، دستش را می بوسد و فداها ابوها می گوید، به عظمت مقام زن در نزد خدا و رسول او پی می بریم
پیامبر اکرم (ص) در مقامی نیست که فقط از باب بروز عواطف انسانی به این تکریم ها اقدام نماید؛و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی. هر کلمه و هر حرکت رفتاری پیامبر، مأخوذ از وحی الهی است. جوهره وحی نیز ابلاغ «پیام»است
پس پیام این عبارات و رفتارهای اکرام آمیز نسبت به حبیبه حق و شفیعه حشر، حضرت انسیه مرضیه س چیست؟ یکی والایی مقام و منزلت حضرت زهرا (س) در نزد خداوند متعال است و دیگری عظمت شخصیت زن در نزد خدا، قرآن و عترت (ع). حتی بسیاری از بزرگان از لقب معروفی که نبی اکرم (ص) به دخترشان عطا فرموده بودند؛ ام ابیهادر شگفتند
همان گونه که در هجوم سختی ها و اتهامات و آزارها از سوی مردم، فاطمه(س) پناه پدرش بود، مادرگونه، غبار اندوه از سیمای آسمانی رسول خدا می زدود. با عطف به این مقامات و ارزشی که دین اسلام برای زن قائل است، بانوان گرامی میهن مان مادرانه و مهربانانه پذیرای پدیده الهی انقلاب اسلامی شدند و آن گونه اندیشیدند و عمل کردند که ما دیدیم و دنیا دید؛ به طوری که امام خمینی فرمودند اگر زنان دراین نهضت همکاری نمی کردند، انقلاب پیروز نمی شد
در اینجا نیز زنان، نقش مضاعفی نسبت به مردان داشتند، هم خودشان پیشتاز مبارزات بودند و هم به واسطه وجود آنان بود که مردان، گام در عرصه ایثار می گذاشتند و اگر روحیه مقاومت و شجاعت در میان زنان ما نبود بطوری که حتی یک یا چند فرزند خود را تقدیم انقلاب می کردند و خم به ابرو نمی آوردند
یقیناً خانواده آنان نیز رغبتی به قیام و مبارزه نمی یافتند و این گونه در راه فتح و پیروزی انقلاب اسلامی، استوار نمی بودند؛ و این همه منبعث از آن بود که بانوان عزیز به عمق والایی مقام زن در مکتب اسلام وقوف یافته و عجز مکاتب غیر اسلامی در استیفای حقوق زنان را به عینه مشاهده کرده بودند و از این رو خالصانه و بی دریغ در راه حاکمیت دین و محو موانع این حاکمیت مقدس، تلاش می کردند و خون دل ها می خوردند و یقیناً این بزرگواران در این راه روشن، حضرت زهرای مرضیه س را الگوی خویش قرار داده و خواهند داد؛ و آیت الله خامنه ای، در وصف منزلتش فرمود؛ حضرت زهرا فرشته نجات انسان ها در طول تاریخ است.
حضرت فاطمه زهرا«س» جهان بینی و اندیشه ای ماندگار
جایگاه ویژه زنان و تأثیرگذاری آنها در امور مختلف بر هیچ کس پوشیده نیست، پشت سر همه این تحولات و دگرگونی ها نقش و شخصیت زن نهفته است که در اغلب موارد به صورت پنهانی ایفای نقش می کند و لذا با توجه به این موضوع می توان اذعان داشت که زن از عناصر مهم و اولیه تاریخ بشر بوده و هست
بر این اساس می توان گفت شخصیت بی نظیر و ممتاز فاطمه زهرا «س» در قالب یک شخص تعریف نمی شود، بلکه حضرت به اعتبار ویژگی های منحصر به فرد خود یک جهان بینی، فرهنگ و اندیشه ماندگار و تأثیرگذار است که ابعاد مختلف بشر و جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد
یکی از نیازهای مهم بشر از لحاظ اجتماعی و تربیتی، الگوسازی و الگوپذیری می باشد، باتوجه به اینکه نسل ها ارتباط خود را با الگوها به صورت مستقیم از دست داده اند، بنابراین ارتباط نسل های آینده با الگوهای گذشته کار ساده ای نیست و این مسئله نیازمند یک شناخت عمیق و شناسایی ویژگی های رفتاری از الگو می باشد.
سیره حضرت فاطمه زهرا(س) در رعایت حجاب اسلامی و عفاف
حضرت زهرای اطهر(س) بانوی بزرگواری که مظهر کمالات الهی و برترین اسوه انسان ها به ویژه زنان می باشند، از نظر عفاف و حجاب الگوی بی نظیری هستند که با دقت نظر در سیره و زندگانی آن حضرت به اوج عظمت ایشان در همه عرصه ها، به ویژه حیا و عفت و حجاب، می توان پی برد. ایشان همان کسی است که زن نیکو و شایسته را زنی می داند که مردی را نبیند و مردی او را نبیند
و شرم و حیا و عفت آن حضرت به قدری بوده که حتی در حضور مرد نابینا خود را محفوظ داشت. آن تجسم حیا و عفت، تا ضرورتی نبود، به میان جامعه نمی آمدند، اما در مواقع حساس و ضروری، در اجتماع حضور می یافتند و در مسایل سیاسی و اجتماعی شرکت می کردند؛ به ویژه در مسئله ولایت امیرالمؤمنین و به یغما رفتن فدک، در مجامع عمومی به مناظره می نشستند و از حق خویش دفاع می کردند و در عین حال هرگز از پرده عفاف و حجاب بیرون نمی رفتند.
آن حضرت زمانی که برای خواندن خطبه فاطمیه عازم مسجد می شوند بر روی روسری اش چادر سر می کند، برخلاف تصور برخی که می گویند: چادر را ایرانی ها باب کرده اند، بلکه ابن ابی الحدید مفسر نهج البلاغه صدها سال پیش نقل کرده و در تاریخ نیز مضبوط است
در این رابطه نقل می کنند هنگامی که برای حضرت ثابت شد فدک غصب گردیده در حالی که لباس های بلندی که تمام بدن ایشان را پوشانده بود، سپس آرام آرام راه میرفت که مبادا چادر عقب نرود. وارد مسجد شدند و در جایگاهی قرار گرفته که پرده ای بین زنان و مردان حایل بوده و مردان، حضرت را نمی دیدند
این نشان می دهد حضرت حتی در میدان مبارزه نیز به عفاف و حجاب اسلامی بسیار مقید بوده اند. همچنین خشنودی حضرت فاطمه(س) از محول شدن انجام کارهای خانه و معاف شدن از کار در بیرون از منزل در تقسیم کار توسط حضرت رسول(ص) به اوج عفت و حیای ایشان و خودداری از اختلاط با مردان اشاره دارد
آن حضرت، به حدی به امر حجاب و عفت اهمیت می دادند که حتی در بستر مرگ از کیفیت حمل جنازه خود نگران بودند و به پوشیده بودن و محفوظ بودن بدن خویش از دید نامحرم در هنگام حمل جنازه سفارش کردند. چنین بانوی باعظمت و بی نظیری را به حق می توان با شخصیت ترین، اجتماعی ترین و در عین حال عفیف ترین انسان ها دانست که باید ایشان را سرمشق خویش در تمام راه و رسم زندگی قرار داد .
در آیه دیگری که مربوط به حرمت خودآرایی و خودنمایی می باشد و این عمل زشت را جاهلانه و همچون جاهلیت قدیم قبل از اسلام می شمارد، وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی و... (ای همسران پیامبر) در خانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید و... (احزاب33)
تبرجبمعنای ظاهرشدن در برابر مردم است؛. مقصود از «جاهلیت اولی» جاهلیت قبل از بعثت پیامبراکرم (ص) است که در آن عصر، وضعیت پوشش زنان، عفیفانه نبوده است. آیه خطاب به زنان پیامبراکرم(ص) است؛ اما طبق نظر مفسرین عمومیت دارد و شامل همه زنان می شود. آن چه از مفاد آیه در مورد جاهلیت نخستین آمده نشان از آن دارد که جاهلیت دیگری همانند جاهلیت قبل از اسلام در پیش است که شاید بتوان آن را با عصر و زمان حاضر منطبق دانست
در تفسیر قمی روایتی از امام صادق(ع) آمده که بعد از جاهلیت اول، جاهلیت دیگری نیز خواهد آمد. که حاکی از همین جاهلیت مدرن عصر جدید است که مع الاسف، مظاهر آن را در جوامع اسلامی نیز می توان دید
از این رو، زنان باید از هرگونه رفتار جلوه گرانه و تحریک کننده پرهیز کنند و با تاسی از آیه تمشی علی استحیاء(قصص52) که شیوه راه رفتن زنان اسلامی را ترسیم می کند و با اقتداکردن به بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س) به شیوه آن حضرت عمل نمایند.
حضرت زهرا(س) الگوی انسان کامل است
خداوند پیامبران را تنها در همان زمینه و روش موفق آمیزشان مورد تجلیل و الگوبرداری معرفی می کند و از الگوبرداری در سایر موضوعات و مسایل باز می دارد. حضرت فاطمه(س) از جمله الگوهای معرفی شده از این خاندان است که در آیات سوره انسان به عنوان برترین الگوی کامل در میان زنان مطرح می شود و از مؤمنان از زن و مرد خواسته شده تا از ایشان پیروی کنند و او را الگوی کامل خود در ایمان و رفتار قرار دهند
نگاهی گذرا به گزارش قرآن از بینش و نگرش فاطمه(س) نشان می دهد که وی زنی کامل در همه حوزه هاست و به سادگی قابلیت پیروی از ایشان وجود دارد. وی دارای عفت و حیا بود که ملکه ای نفسانی است و شرم و حیای وی به گونه ای است که با نامحرمان، هم کلام نمی شود ولی این حیا موجب نمی شود تا از مسئولیت اجتماعی خود باز ایستد و برای مبارزه به میدان نرود و حقوق خود و شوهرش را استیفا نکند
آن حضرت(س) در عمل اجتماعی وارد می شود و با آن که به خودسازی از راه روزه ادامه می دهد، به دیگرسازی نیز توجه دارد و درد افراد جامعه را درد خویش می شمارد و در مقام ایثار، غذاهای خود را به کافر حربی می دهد که اسیر شده و یا غذای خویش را به فقیران و مستمندان جامعه می بخشد. چنین رفتاری قابل پیروی همگانی است.
حضرت فاطمه(س) ارزش زن را در دست یابی به کرامت و شرافت انسانی می داند و عرضه تن و بدن را نه تنها آزادی نمی داند، بلکه عاملی برای تعرض به ساحت امنیت روحی و اجتماعی خود برمی شمارد. به این معنا که برخی از آزادی ها را عین اسارت زن می داند؛
زیرا اگر زیبایی های جنسی و جنسیتی زن آشکار و شناخته شود، احتمال تعرض از سوی بیماردلان اجتماعی وجود دارد و ضریب امنیتی وی کاهش می یابد. از این رو خود را به حجاب تن، افزون بر حیا و عفت روح می آراید تا این گونه کرامت و شرافت خویش را حفظ کند، بی آن که کوچک ترین تعرضی به حقوق انسانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وی شده باشد. حجاب، راهکار امنیتی بیشتر زنانی که از سوی بیمار دلان مورد تعرض قرار می گیرند، کسانی هستند که زیبایی های زنانگی خویش را آشکار ساخته اند.
بنابراین حجاب در حقیقت یک راهکار امنیتی است که زنان با به کارگیری آن، هم از آزادی های واقعی در جامعه سود می برند و هم از تعرض بیمار دلان در امان می مانند. از این رو قرآن در تعلیل لزوم حجاب از سوی زنان، به عدم شناخته شدن و عدم اذیت اشاره می کند.
احزاب59 رفتار خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نشان می دهد که ایشان با رهایی از بند بردگی علایق دنیوی، هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی، به مرتبه آزادگی واقعی رسیده اند و در همه صحنه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی حضوری واقعی و جدی دارند.
این گونه است که حضرت فاطمه(س) و هم چنین دختران گرامی اش(س) در همه صحنه های حساس تاریخ ساز عصر نخست اسلامی حضور دارند و مسئولیت های اجتماعی، آنان را از مسئولیت خانوادگی و تربیت فرزند و شوهرداری باز نمی دارد
حضرت فاطمه(س) در میدان های جنگی در کنار امیرمؤمنان(ع) و پدرش(ص) حضور می یابد و هنوز مسجد فاطمه(س) در کنار شهر مدینه در جنگ احزاب و خندق وجود دارد که بیانگر این حضور حتی در عرصه نظامی و پشتیبانی از نیروهای رزمنده است
همکاری در کارهای خانه و مدیریت آن و رایزنی با پیامبر(ص) در امور خانه و خانواده، بخشی از گزارش هایی است که در روایات بسیار آمده است. بنابراین شناسایی این رفتارها و تحلیل آن می تواند زمینه ای برای الگوسازی درست از شخصیت زن کاملی چون حضرت فاطمه(س) برای نسل های امروز و فردای جامعه باشد که این مهم باید از سوی عالمان دینی با مراجعه به روایات معتبر و آیات قرآنی صورت گیرد
دامنه عفافحضرت به میزانی است که حتی از فردی کور و نابینا حجاب می کند. ابن مکتوم به همراه پیامبر بر حضرت فاطمه وارد شد. حضرت فاطمه خود را مستور کرد و کنار آنان آمد. پیامبر فرمود دخترم! او کور است و تو را نمی بیند، چرا حجاب کردی؟ عرض کرد او مرا نمی بیند ولی من او را می بینم. اگر در پرده نباشم او بوی مرا استشمام می کند. (کنایه از اینکه آن هم روا نیست) پیامبر فرمود گواهی می دهم که تو پاره تن منی، اشهد انک بضعة منّی (منتهی الآمال ج1 ص134)
حضرت فاطمه از جهت عفاف در کمال اوج است و زن مسلمان اگر بانویی چون حضرت فاطمه دارد باید از او تبعیت کند نه از دیگران. آری، اینکه حدی کمتر از آن را مراجع تقلید و فقها اجازه دادند، بدان خاطر است که عسر و حرجی در میان نباشد و کسی به خاطر احساس در بند بودن، خویشتن را گرفتار نبیند وگرنه برای آن کس که خواستار حفظ عفت است و می خواهد همگام حضرت فاطمه باشد چاره ندارد جز آنکه این چنین بیندیشد و عمل کند.
حضرت فاطمه در امر ستر و عفاف حتی برای پس از مرگ خود در اندیشه بود. به اسماء که محرم رازش بود فرمود خوش ندارم بر جسد زن پس از مرگ جامه ای افکنند و حجم بدن او ورای جامه نمایان باشد. در این باره چه می اندیشی؟ اسماء گفت در حبشه چیزی در مورد تابوت دیدم که اینک صورت آن را نشان می دهم. چند شاخه تر گرفت و آنها را خم کرد و به صورت عماری درآورد و متذکر شد که جسد مرده را در دورن آن قرار می دهند و حجم بدن نمایان نمی شود
حضرت فاطمه آن را دید و پسندید و فرمود چیز خوبی است، نقش زن و مرد در آن از هم متمایز نیست و چون وفات یافتم تو مرا بشوی و نگذار کسی بر کنار جنازه ام بیاید و مرا در این گونه از تابوت بگذار. در دنباله آن در برخی از روایات آمده است که فاطمه فرمود: سترتنی سترک الله، مرا پوشانده ای، خداوند تو را بپوشاند (تابوت محمل گونه، از آن زمان پدید آمد)
زینتهای آن حضرت
توصیه و دستور اسلامی این است که زن، خود را زینت کند ولی برای شوهر. متجمل باشد ولی در خانواده و برای همسر. اسلام آن را یک وظیفه برای زن می داند و لذات پدید آمده از آن را لذاتی مشروع و حلال. در آنچه که مربوط به بیرون است اسلام اصرار دارد که زن متجمل نباشد، خود را به بویی خوش نیاراید، لباس شهرت نپوشد، در وسط خیابان راه نرود، از کفش و پای او صدایی برنخیزد
و... حضرت فاطمه این چنین بود و در تمام مدت عمر چنان عمل می کرد. روایات ما سخن از این دارند که حضرت فاطمه خود را برای همسر خویش آراست و حتی در یکی از جنگهای صدر اسلام که علی به سلامت از جنگ بازمی گشت حضرت خود را آرایش کرد و به استقبال علی رفت و این لذت حلالی است که اسلام بر آن صحه گذارده و بانوی اسلام بدان عامل است
در عین حال این سخن پیامبر : یا فاطمه ما من امرأة تزینت حسنه ای فاطمه زنی نیست که خود را بیاراید، و خرجت من بیتها باحسن ملبوس از خانه خود با زیباترین پوشش خارج شود، حتی ینظر الیها الناس و در پی آن در دید و منظر مردم قرار گیرد، الا لعنها ملائکه السموات السبع و الارضین جز آنکه فرشتگان آسمان هفت گانه و زمینها بر او لعنت فرستند، و کانت فی غضب الله حتی تموت، او همچنان در خشم و غضب خداست تا بمیرد، و یمور بها الی النار و فرمان می دهد او را در دوزخ اندازند.
نقش و نحوه حضور حضرت فاطمه (س) در مسائل اجتماعی
از نگاه دخت گرامی پیامبر اسلام (ص)، والاترین و برترین افتخار زن عصمت، عفت، طهارت و تقوا و تربیت فرزندان متعهد و مومن است، همان گونه که دامان پاک او مهد پرورش فرزندانی است که تداوم حیات اسلام مدیون ایثار و فداکاری آنان است و این موضوع تا آنجا در وجود مبارکش عمق یافته و ریشه دوانده که خود در پاسخ به سوال رسول گرامی اسلام (ص)که خطاب به یاران خود می پرسند، زن در کجا به خدای خود نزدیک تر است ؟ و آنها در جواب باز می مانند، می فرماید زن آنگاه به خدایش نزدیک تر است که در خانه خویش باشد
بانوی بزرگ اسلام در حالی که بر اولویت ایفای نقش زن در خانه تاکید داشتند و با تقسیم کار خانه با حضرت علی (ع) مسئولین انجام بخش عمده کارهای خانه را بر عهده گرفته بودند، در عین حال در خانه و در نزد پدر گرامیش همت فراوانی را برای کسب علم و دانش به کار می بردند و هر کجا که ضرورتی ایجاب می کرد نیز، فعالانه در مسائل اجتماعی و حتی دفاع از اسلام مشارکت می نمودند.
هم او که حاضر نمی شد که مرد نا محرمی صدای او را بشنود و یا بدون حجاب حتی در مقابل یک مرد نابینا حاضر شود، یک روز در کنار پدر بزرگوار و همسر گرامیش در جنگ احد مرهم بر زخم مجروحین می گذارد و پس از آن با پرستاری از پیامبر (ص) به زخم های او در این جنگ التیام می بخشید،
روزی دیگر و در جایی دیگر به مزار پدرش می شتابد و مـــردم را بدآنجا می کشاند و بـا استفاده از این فرصت حرف دل خود را که حاکـی از ظلم ظالمان بر او و همسرش بود، را بر آنان باز می گوید و آنگاه که برای جلوگیری از تداوم مبارزه حق طلبانه اش با محروم ساختن او از خمس غنائم و یا غصب ناروای فدک، مانع از بهره برداری وی از این موقعیت می شوند، بسیار مجدانه احقاق حق خود را دنبال می کند
و در موردی از موقعیت اولین شعارگوی اسلام یعنی بلال و بزرگ ترین شعار اسلامی یعنی اذان برای بیان حق بهره می برد و در تداوم این حرکت هوشمندانه و حتی در بستر مرگ نیز در جمع زنانی که به ملاقات جسم بیمارش آمده اند،
در خطابه ای آتشین نا جوانمردی و ظلم همسران آنها را افشاء و روح خفته آنان را منقلب و به دنبال آن وجدان غفلت زده جامعه را بیدار می نماید و متعاقب آن به هنگام ملاقات با کسانی که سراسیمه از این بیداری عمومی، مجددا به ملاقاتش آمده اند، جفای ظالمان را یادآور و آنان را به شدت مورد نکوهش قرار می دهد .
ظلم ظالمان و مبارزه او در راه حق، کار را تا به آنجا می کشاند که او در مسجد خطبه ای غراء سر می دهد و با افشای ظالمان، حق خود و ولایت را مطالبه می نماید و آنگاه که تداوم این وضعیت ناگوار او را مجبور می سازد تا در کنار دروازه شهر در مقابل مردم بنشیند و آنان را با پلیدیها و شقاوتهای حاکمان وقت آشنا سازد، شجاعانه اینگونه عمل می کند و حتی آنگاه که ظالمان بـرای جلوگیری از این افشاگریها، درختی را که فاطمه زهرا (س) در خارج از مدینه در پناه سایه اش می نشست و بر ظلمی که بر او و خانواده اش روا شد بود، می گریست را قطع کردند،
از این حرکت روشنگرانه باز نایستاد و ناچار علی (ع) سایبانی را برای او برپا می سازد، سایبانی که بیت الاحزانشنامیدند و آثار آن همچنان برجاست
علی رغم تمام این مشکلات، او که با کمترین امکانات، زندگیش را آغاز کرده است، همواره با ساده زیستی و قناعت فراوان در زندگی، تمام همتش را برای تربیت فرزندانش بکار می گیرد، زیرا که نیک می داند، بزرگ ترین و موثرترین سهم و نقش او در جامعه، تربیت فرزندان صالحی است که سربلندی و اقتدار جامعه اسلامی را تضمین خواهند نمود
و اینگونه بود که پیامبر (ص) در باره او فرمود : دخترم فاطمه سیده و بزرگ زن برتر، از زنان دنیا و آخرت است (کتاب بانوی اول ص 72)
در میدان مبارزه و در میدان جنگ : در میدانی که حضرت زینب(س) وارد شد، در میدانی که حضرت زهرا(س) وارد شد، در میدانی که جناب حکیمه خواهر حضرت صادق(ع) وارد شدند، که حضرت فرمودند: بروید این مسئله را از او سئوال بکنید. خواهر و همسر بعضی از ائمه، یا همسران پیغمبر، در میدان های گوناگون علمی، سیاسی، مبارزاتی، انقلابی و نظامی وارد شدند...
زن بودن مانع از حضور در هیچ یک از این میدان ها نیست؛ اما حجاب وجود دارد. آن را رعایت کنید و وارد میدان مبارزات بشوید. میگویند چادر برای زن نوعی محدودیت است. اما بی شک زنان باید به گونه ای لباس بپوشند و در اجتماع عمومی ظاهر شوند که مورد سوءاستفاده افرادی که دلهایشان بیمار است قرار نگیرند.
توصیف فاطمه(س) در بیان فرزندش امام خمینی(ره) تمام حقیقت زن
تجلیگاه کمال در اندیشه امام، فاطمه زهرا(س) بانویی است که تمامی ابعاد انسانی در او جلوه کرده و همه حقیقت زن، در او تجلی نموده است؛ فرشته ای است به صورت انسانی که همه کمالات در او جمع آمده است: تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا س جلوه کرده و بوده است ...
یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان با تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان ... تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام در این زن است. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود مجتمع است
امام معتقد است که انسان، موجودی متحرک است که می تواند از نازلترین مرتبه انسانیت که همین صورت طبیعی و مادی او است، حرکت کمالی خویش را آغاز کند و تا مرتبه غیب و فنا در الوهیت، سیر معنوی خود را ادامه دهد. برای صدیقه طاهره س این مسائل، این معانی حاصل است
از مرتبه طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است، حرکت معنوی، با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله(س) مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است...
از آنجا که این بانوی بزرگوار، الگوی هدایت و کمال برای همگان است، بایسته است با تاسی به سیره نورانی آن فرشته بهشتی، قدم در راه کمال بگذاریم و فضایل انسانی پوشیده خویش را آشکار کنیم و چشم تعلق از طبیعت و مادیات برگیریم و سرحلقه دل را به آستان «خلیفه اللهی» بیاویزیم و به منزلت واقعی خویش دست یابیم. فاطمه(س) آمد تا راه کمال و جمال انسانی را فراسوی ما بگسترد و زندگی سرشار از اخلاق و معنویت، و بصیرت و طهارت را برای بشریت به ارمغان آورد.
افتخار بشریت آنچه در خصوص دخت مکرم نبی اسلام، مایه مباهات برای مسلمانان و باعث افتخار برای بشریت است، این است که این بانوی معظم در کمال سادگی و قناعت زیست؛ اما والاترین فرزندان و پاک ترین سلاله ها را به عالم انسانی عرضه داشت. فاطمه نه تنها به زنان، بلکه به همه مردان عالم آموخت که دل به دنیا نبندند و در جستجوی طهارت و بصیرت باشند تا کمال انسانی شان و حقیقت الهی شان آشکار شود
فاطمه، خانه کوچک خویش را پرورشگاه زبدگان اولاد آدم(ع) قرار داد و مأمن خانه و خانواده را سرای فضیلت و انسانیت می دانست و می کوشید تا تنها رضای پروردگار خویش را فراهم سازد. بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) در حجره ای کوچک و خانه ای محقر، انسان هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلا می درخشد
صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است... این کوخ نشینان در کوخ محقر در ناحیه معنویات آنقدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتی ها هم به آن نمی رسد و در جنبه تربیتی، آنقدر بوده است که هر چه انسان می بیند، برکات در بلاد مسلمین هست و خصوصا در مثل بلاد ماها، اینها از برکت آنهاست.
امام خمینی (ره) و مشارکت سیاسی زنان
امام همواره زنان را به حضور در اجتماع و مشارکت سیاسی دعوت میکردند. ایشان اجازه ورود واقعی و جدی زنان را به صحنه مبارزه صادر کردند و آنان را از عزلت خانه به میدان سیاست و انقلاب کشاندند و از این طریق بخش مهمی از جامعه اسلامی را در ارتباط با انقلاب فعال نمودند
بدین ترتیب صحنه انقلاب، شاهد حضور فعال و مبارزه زنان مسلمان بود که در کنار مردان، سرنوشت جامعه خود را رقم زنند. امام خمینی با نگرشی متفاوت نسبت به زنان، نه تنها از آنها حمایت حقوقی و اخلاقی نمودند، بلکه بر مشارکت سیاسی آنها نیز مهر تأیید زدند و با تأکیدات مکرر بر این مشارکت، عملاً زمینه را برای حضور بانوان در فعالیت های سیاسی فراهم ساختند
ایشان زن را همانند مرد، موجودی مستقل میدانستند و با توجه به استعدادها و رسالتی که بر عهده دارد، او را مورد احترام قرار داده، میفرمایند: اسلام زنها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت به آنها تساوی دارند، اگر اختلافی هست برای دو هست و آن مربوط به طبیعت آنان است. اسلام با آزادی زنان نه تنها موافق است، بلکه خود پایه گذار آزادی زن، در تمام ابعاد وجودی زن است
در واقع بانوان مسلمان با تعهد و پایبندی به اصول و مبانی اسلامی و دینی میتوانند به آزادی در اجتماع دست یابند. «زن انسان است، آن هم یک انسان بزرگ.» «و ما میخواهیم زن به مقام والای انسانیت برسد.» «زن باید در مقررات اساسی مملکت دخالت کند...» چرا که حضور زنان به عنوان نیمی از جامعه در فعالیت های سیاسی می تواند نقش مهمی در رشد جامعه داشته
به همین دلیل امام، زنان را رهبران نهضت یاد میکنند: شما رهبران نهضت هستید، بانوان رهبر نهضت ما هستند. ما دنباله آنها هستیم. من شما را به رهبری قبول دارم.. اعتماد امام (ره) به نقشآفرینی زنان در عرصههای گوناگون موجب شد که زنان به هویت واقعی خود دست پیدا کنند و در واقع با پیروزی انقلاب اسلامی هویت و جایگاه والای زن ایرانی به منصه ظهور برسد و نیز نقش موثر آنها در پیشبرد اهداف نظام متعین گردید
در اسلام زنان دارای شان و هویتی ممتاز و جایگاهی ویژه هستند که هرگونه تجاوز، تعرض و بیحرمتی را به آنان مورد چالش قرار داده و بر نمیتابد. زن مسلمان قادر است بیواهمه از نگاه جنسیتی به خود، با رویکردی اندیشه محور در عرصههای مختلف ظاهر شود و مورد تحقیر و تخفیف تا مرز نگاه جنسی و لذتجویانه (متداول در دنیای غرب) قرار نگیرد! به نظر میرسد چنانچه اندیشه والای اسلام و نظام اسلامی به زن و خانواده به درستی تبیین و به جهان ارائه شود ابواب جدیدی در این باب در دنیا گشوده خواهد شد .
الگوهای مدیریتی زنان در قرآن
سبک مدیریتی هر جامعه متاثر از ارزش های حاکم بر آن جامعه است و در بسیاری از عرصه های مدیریتی جهان، زنان هم در کنار مردان توانسته اند مدیران شایسته و توانایی باشند.الگوهای مدیریت اسلامی نیز منبعث از اصول و قوانین مشخصی است که بر اساس ملاک های اسلامی استوار گشته و سمت و سویی الهی دارد و هدف آن ارتقای انسان در جهت کمال و بهبود نظام های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی است
یکی از موضوعات مهمی که در قرآن از آنها سخن به میان آمده، زنانی هستند که در خلال رویدادهای تاریخی و قصص قرآنی معرفی شده اند. گروهی از این زنان چهره ای خوب و برخی نیز چهره ای بد داشته اند و به نوعی هر کدام نقش های حساس مدیریتی نیز عهده دار بوده اند
قرآن کریم با بیان نقش این زنان در دو قطب مثبت و منفی و ارائه سرگذشت آنها می خواهد که این زنان هم مایه سرمشق باشند و هم مایه عبرت، سرمشق از زنان پارسای نام آوری که منشا دگرگونی های مثبت بوده اند و عبرت از زنان بی ایمان که موجب انحطاط فضیلت انسانی و بدنامی خود و گرفتاری دیگران گردیده اند.
با این حال باید اذعان کرد که زن مسلمان ایرانی امروز سنگربان ارزش های والای اسلامی در برابر وضعیت جاهلی و بی بندوباری دنیای غرب است و باید با تقویت روحیه اسلامی و پیشتاز شدن در میدان علم، فرهنگ، سیاست و تمامی مسائل اجتماعی از حصار مستحکم فرهنگ ناب اسلامی و ایرانی محافظت کنند.
در داستان های تاریخ قرآن، زنان برگزیده و شایسته، کسانی هستند که در فراست و هوش سرشار و در توانایی بر درک حقایق بسیار دشوار و حل مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی به منزلت بالایی رسیده بودند.
یکی از شاخص های الگوسازی مدیریتی زنان از دیدگاه قرآن، قصص قرآن و رویدادهای تاریخی قرآن است. قرآن در خلال این وقایع مهم به معرفی زنانی پرداخته است که در حرکت تبلیغی و ارشادی انبیا (ص) نقش آفرینی کرده اند.
یکی از الگوهای حکومت و زمامداری زنان در عرصه سیاسی که در قرآن مطرح شده بلقیس ملکه سبا می باشد. بلقیس زنی خردمند و مال اندیش بود که فعالیت های اجتماعی و سیاسی و کشورداری از تجربیات بالایی برخوردار بود و این موجب سلامت رای و روشن بینی او شده بود. او دعوت یکتا پرستی را پذیرفت و با تمام قدرت و شوکت تسلیم حق شد.
آسیه همسر فرعون الگوی مبارزه و شهادت طلبی در عرصه اعتقادی می باشد. آسیه با اینکه همسری داشت که بر یک سرزمین وسیع حکمرانی می کرد و تمامی امکانات و ثروت و قدرت را در اختیار همسر خود گذاشته بود ولی وی با هوشیاری و اعتقاد بالایی که داشت تمام قدرت و ثروت را فدای اعتقاد و دیدگاه خود نمود و با ایمان آوردن به خدای یگانه به شهادت رسید.
همسران لوط و نوح (ع)در قرآن به عنوان الگوهای خیانت و رذالت در عرصه فرهنگی و خانوادگی معرفی شده اند
آنها با اینکه همسر و شریک زندگی پیامبر بودند ولی درستی و حقیقت را زیر پا گذاشته و به پیامبران الهی و دعوت آنها خیانت کردند. امروز زنان مسلمان ایرانی پا به پای مردان در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حضوری جدی و فعال دارند و برخلاف ادعای غربی ها و برخی گروه های افراطی فمنیستی، زنان در نظام اسلامی می توانند با حفظ عفاف و دین و رعایت تقوا در راه تحصیل علم و دانش در مراکز آموزشی مراتب پیشرفت و صعود به قله های عالی را طی کنند و در سمت های مهم اجرایی نیز خدمتگزار جامعه اسلامی باشند
زنان امروز ایران اسلامی الگوهای بارزی هستند که به دنیا می فهمانند دستیابی به مدارج علمی و رسیدن به جایگاه های ارزشی به معنای پشت کردن به مفاهیم و ارزش های والای دینی و روی آوردن به مظاهر فریبنده تمدن غربی نیست. با این حال باید اذعان کرد که زن مسلمان امروز سنگربان ارزش های والای اسلامی در برابر وضعیت جاهلی و بی بند و باری دنیای غرب است و باید با تقویت روحیه اسلامی و پیشتاز شدن در میدان علم، فرهنگ، سیاست و تمامی مسائل اجتماعی از حصار مستحکم فرهنگ ناب اسلامی و ایرانی محافظت کنند
نقش زنان در اسلام آنقدر پررنگ و پرافتخار است که تفاوت های ماهوی فراوانی با مکاتب غیر دینی و غیرقابل دفاع غرب دارد. چراکه نگاه به زن از منظر مکاتب غربی از قبیل مارکسیست و لیبرالیسم به نوعی نگاهی ابزاری تلقی می شود که آزادی را در بی بند و باری زنان قرائت می کنند اما در مکتب الهی اسلامی زن به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی و حیات بشری به حساب می آید که حضرت فاطمه زهرا(س) الگوی بارزی برای زنان جامعه اسلامی هستند.
برترین الگوی زنان
شخصیت جامع الاطراف فاطمه زهرا(علیها السلام) الگوست. الگوى زن مسلمان این است. زن مسلمان باید در راه فرزانگى و علم تلاش کند؛ در راه خودسازى معنوى و اخلاقى تلاشکند؛ در میدان جهاد و مبارزه از هر نوع جهاد و مبارزهاى پیشقدم باشد؛ نسبت به زخارف دنیا و تجمّلات کمارزش، بىاعتنا باشد؛ عفّت و عصمت و طهارتش در حدّى باشد که چشم و نظر هرزه بیگانه را به خودى خود دفع کند؛
در محیط خانه، دلارامِ شوهر و فرزندانش باشد؛ مایه آرامش زندگى و آسایش محیط خانواده باشد؛ در دامن پرمهر و پرعطوفت و با سخنان پرنکته و مهرآمیزش، فرزندان سالمى را از لحاظ روانى تربیت کند؛ انسان هاى بىعقده، انسان هاى خوش روحیه، انسان هاى سالم از لحاظ روحى و اعصاب، در دامان او پرورش پیدا کنند و مردان و زنان و شخصیت هاى جامعه را بوجود آورد
مادر از هر سازندهاى، سازنده تر و باارزش تر است. بزرگترین دانشمندان ، ممکن است مثلاً یک ابزار بسیار پیچیده الکترونیکى را به وجود آورند، موشک هاى قارّهپیما بسازند، وسایل تسخیر فضا را اختراع کنند؛ اما هیچ یک از اینها اهمیت آنرا ندارد که کسى یک انسان والا بهوجود آورد. و او مادر است. این، آن الگوى زن اسلامى است.
از نظر اسلام، محور اصلی خانه، زن است . زن، شمع جمع خانواده است که اعضای خانواده همچون پروانه هایی به دور او می گردند. بایستى خانواده مبنا باشد.یعنى شما اگر بزرگترین متخصص پزشکى یا هر رشته دیگرى بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این براى شما یک نقص است. کدبانوى خانه، شما باید باشید؛ اصلاً محور این است
کانون خانواده، جایى است که عواطف و احساسات باید در آنجا رشد و بالندگى پیدا کند؛ بچهها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خام ترى نسبت به زن است و در میدان خاصى، شکننده تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است نه نوازش مادر باید نوازش ببیند. براى یک مرد بزرگ، این همسر کارى را مىکند که مادر براى یک بچه کوچک آن کار را مىکند؛ و زنان دقیق و ظریف، به این نکته آشنا هستند. اسلام، زن را تا این حد والا و بلندمرتبه می داند
انسان، اگر پول و سرمایه کلانی دارد، آن را در گاو صندوق های ایمنی نگهداری می کند تا دست نامحرم و دزد و دشمن به او نرسد. آیا زن که ارزش والای او، با ارزش اندک پول و سرمایه قابل قیاس نیست، نیاز به حفاظت و مصونیت از گزند آسیب ها و خطرات را ندارد!؟ چگونه باید موجبات حفظ حرمت و شأن و احترام زن در جامعه فراهم شود؟
جایگاه مادری البته باید گفت که شغل زن نباید با وظیفه اصلی زن یعنی مادری در تعارض باشد. اشتغال زن نباید مغایرت با وظیفه مادری داشته باشد. امروزه نه تنها در قوانین داخلی، بلکه در کنوانسیون های بین المللی نیز اموری چون مرخصی زایمان، نگهداری اطفال و ممنوعیت اخراج از کار به دلیل بارداری به رسمیت شناخته شده است. بنابراین وظیفه مادری قابل اغماض یا تقلیل نیست و باید شرایط شغلی زنان و مادران تعدیل و با وظایف مادری هماهنگ شود
از منظر اسلام وظیفه مادری جایگاه والایی دارد؛ لذا (دل مادر موسی از هرچیز جز فکر فرزند تهی گشته بود) و اصبح فؤاد ام موسی فارغا... (قصص10) دوری او را تحمل نمی کرد تا خداوند او را به مادرش بازگرداند تا چشمش به او روشن شود (قصص31-11)
مادر حضرت مریم چنان دخترش را شایسته تربیت می کند: فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا (آل عمران73). که به نیکویی مورد پذیرش الهی قرار می گیرد و شایستگی مادری برای حضرت مسیح(ع) پیدا می کند (آل عمران54-24)
پیامبر اکرم(ص): الجنه تحت اقدام الامهات» (میزان الحکمه، ج10، ص 217) در روایات افزون بر ترغیب به حق شناسی و قدردانی فرزندان نسبت به مادران، جایگاه بلند مادری را توصیف می کند که بهشت از زیرپای مادران می روید و می بالد.
همچنین در آموزه های اسلام ارزشگذاری در مورد نقش و کارکردهای مادری چنان متعالی است که برخلاف رویکرد فمینیست ها قابل جایگزینی نمی باشد. امام صادق(ع) می فرمایند: ام سلمه همسر پیامبر(ص) به حضرت(ص) عرضه داشت: ای رسول خدا! مردان همه نیکی ها را به چنگ آوردند پس برای زنان چه سهمی است؟
حضرت فرمود: چنین نیست زن در هنگام بارداری به منزله کسی است که روزها روزه دار و شب ها در حال عبادت است و با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کند، پس زمانی که وضع حمل می کند مستحق پاداشی می گردد که به سبب بزرگی آن هیچ کس توان درکش را ندارد و آنگاه که فرزندش را شیر می دهد در ازای هر مکیدنی پاداشی معادل آزادکردن یکی از نوادگان حضرت اسماعیل(ع) به وی تعلق می گیرد، پس هنگامی که از شیردادن فارغ شد فرشته بزرگواری بر پهلوی او زده میگوید: اعمال خود را از سر بگیر که تمامی گناهانت آمرزیده شدند. (وسایل الشیعه ج51، ص571).
بر خلاف بعضی از ادیان و مذاهب، اسلام در بحث خلقت زن و مرد، یکی را بر دیگری برتری نداده است. همانطور که در بعضی ادیان معتقدند، زن از دنده چپ مرد آفریده شده. اما بیشتر مفسرین، گفتهاند که معنای آیه این است که زنان از جنس مردان هستند و شاهد بر این نظر، سه آیه میفرماید خداوند همسرانتان را از جنس شما قرار داد خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا، (21 روم)
جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکمُْ أَزْوَاجًا [نحل72] جَعَلَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا [شوری11]، زیرا قطعاً معنای این تعبیر، این نیست که همسر هر مردی از آن مرد آفریده شده است بلکه منظور وحدت طینت و سرشت آفرینش زن و مرد است.
رابطه سلامت عقل و پوشش مناسب ، شرم آدم و حوا
شرم آدم و حوا در نخستین لحظات آفرینش نسبت به برهنگی خودشان گواه صادقی بر فطری بودن حیا و عفت در انسان است. از همین آیات مربوط به آفرینش می توان به دست آورد که مهم ترین ابزار گمراهی بشر، برهنگی است؛ چرا که ابلیس دشمن سوگند خورده بشر در همان آغاز آفرینش انسان تلاش کرد تا با میوه ممنوع انسان را گرفتار برهنگی کند تا از این طریق به اهداف پست و شیطانی خود برسد. خداوند در27 اعراف به انسان هشدار می دهد تا مواظب و مراقب خود باشند و اجازه ندهند تا ابلیس و شیاطین همراهش با برهنگی، ایشان را گمراه کنند، چنان که این کار را در حق والدین بشر انجام دادند و آنان را لخت و برهنه کردند
از همین آیه می توان استنباط کرد که آدم وحوا از نوعی پوشش و لباس طبیعی برخوردار بودند که با خوردن از میوه درخت ممنوع، این پوشش از میان رفت. از این رو خداوند تعبیر به ینزع عنهما لباسهما لیریهما سواءتهمامی کند؛ به این معنا که ابلیس تمام تلاش خود را مبذول این معنا کرد که لباس را از تن آدم و حوا برکند تا جسد و شرمگاهشان برخود ایشان آشکار شود. بنابراین هدف اول ابلیس برهنه سازی است، چرا که با برهنگی و آشکار شدن بدن و زشتی های آن می توان بر آدم مسلط شد و او را به گمراهی کشاند .
به نظر می رسد که هرچه عقل انسان و جوامع انسانی کامل تر باشد، پوشش بدن و تن، کامل تر خواهد بود و هرچه انسان از عقل و فطرت دورتر می رود، پوشش کاهش یافته و حجاب بدتر می شود. از آموزه های اسلامی این معنا به دست می آید که ارتباط تنگاتنگ و معناداری میان سلامت عقل و پوشش مناسب وجود دارد
فلسفه و هدف وجوب پوشش یکی از روش های تربیتی، تبیین فلسفه اهداف رفتارهای اخلاقی و منش ها وکنش های انسانی است.در روایتی از امیرمومنان علی (ع) آمده الناس اعداء ما جهلوا مردم دشمن مجهولات هستند. (نهج البلاغه/ حکمت438)
بنابر این فلسفه پوشش و هدف از تشریع حرمت نگاه به نامحرمان و لزوم پوشیدن شرمگاه، دست یابی به طهارت و پاکی است؛ چرا که انسانها درحالت برهنگی به شدت در معرض خطر تعرضات جنسی قرارمی گیرند
خداوند در آیه 59احزاب (آیه حجاب)، بر این معنا تاکید می کند که اصولا فلسفه وجوب حجاب به ویژه برای زنان، حفظ آنان از تعرضات جنسی است؛ حکم اسلام بر پوشش زنان، درحقیقت جنبه پیشگیری داشته و تلاش شده تا از طریق زنان از خشونت ها و تعرضات مردان درامان مانند
آیات 20تا22 اعراف تبیین می کند که چگونه برهنگی و بدپوششی برای ابلیس به عنوان یکی از مهم ترین ابزارها و راهکارهای تسلط بر آدمی در آمده است؛ چرا که شیطان نقطه ضعف بشر را دانسته و از آن به خوبی بهره می برد. ابلیس آگاه است که برهنگی و بد پوششی انسان ها به معنای نابودی خلافت الهی ایشان و سقوط درچاه بدبختی ها و ناکامی هاست.
جایگاه والای زن در مکتب اسلام
زن در طول تاریخ هم در ادوار گذشته و عصر جاهلیت و هم در زمان معاصر و عصر جاهلیت مدرن، مورد بیاعتنایی و بیارزشی قرار گرفته است. گاه زنان را به هنگام رسیدن به سن بلوغ به عنوان کالا در معرض فروش قرار میدادند و یا به هنگام فوت شوهر، برای رهایی روح او از تنهایی، زنش را با جسد شوهر میسوزاندند و یا او را زنده زنده در گور با او دفن میکردند
در یک کلام زن را انسان نمیشمردند و به او ظلم میکردند. در عصر جاهلیت مدرن نیز از زن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف غیر انسانی و غیر اخلاقی بهره میبرند و آنان را از جایگاه حقیقی خود خارج کردهاند
اسلام به عنوان نجاتگر انسانها بزرگ ترین خدمت را به زنان دنیا ارائه کرده است و با وضع قوانین و احکام عادلانه مظلومیت و محرومیت زنان را پایان داده است و برای آنها حقوقی شایسته شخصیت حقیقیشان قرار داده و وجود زن را لازمه تکامل جوامع بشری معرفی کرده و از زنان تکالیفی متناسب با وضع روحی و جسمی آنها طلب نموده و احکام و قوانین خاصی را برای آنها وضع کرده است، امری که در هیچ یک از مکاتب و اندیشه های غیر اسلامی وجود نداشته است.
با دقت در احکام و اصول دین اسلام این نتیجه حاصل میشود که فرق زیادی بین حقوق زن در اسلام و دیگر مکاتب غربی وجود دارد. جنبشها و نظریه های غربی همواره سعی نمودهاند تا با طرح شعارهای دروغین، از وجود و حقوق زن به نفع استعمار جهانی و بهره برداری سرمایه داری استفاده کنند، اما در احکام و آموزه های اسلام، چه در آیات قرآن و چه قوانین دینی و روایات ائمه، هدف ارتقا و احقاق حقوق زنان در جهان بوده است. این قوانین متناسب با فطرت و سرشت زن و بر محور حقوق انسانی تکیه دارد
اسلام با قرار دادن عطوفت و مهربانی بین زن و مرد، نهادی مقدس به نام خانواده را بنیان مینهد و باعث تحکیم خانواده در اجتماع و رشد ارزشهای اخلاقی در جامعه میگردد
زنی که قبل از اسلام ننگ خانواده محسوب میشد و چون دختری به دنیا میآمد، طایفهای شرمنده میشد و او را زنده به گور میکردند، اکنون در جوامع اسلامی به عنصری مهم در رشد و تکامل اجتماع تبدیل شده است. اسلام با بسیاری از سنتها و آداب غلط مبارزه نمود. تکویر۸و۹: در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سئوال شود که به کدامین گناه کشته شدند. بای ذنب قتلت؟
البته در دنیای به اصطلاح متمدن امروز، این مسئله به شکل دیگری خود را نشان میدهد. اسلام نه تنها به حقوق برابر زن با مرد اعتقاد دارد، بلکه در بسیاری موارد زن را برتر و بالاتر شمرده است و برایش حقوقی خاص قائل شده است. خداوند در قرآن میفرماید که زنان را زینت و پوشش مردان قرار داده است و مردان را پوشش زنان
یعنی بین مرد و زن هیچ فرقی وجود ندارد و آنها با هم برابرند. لازمه تکامل شخصیت آنها به هم وابسته است. ترقی و تکامل مرد و زن به وجود و لطف خداوند پیوسته و وابسته است و در این میدان هر کس که بیشتر رعایت تقوای الهی را بنماید، پیش خدا با ارزشتر است. تنها تفاوت بین زن و مرد در میزان ایمان، تقوا و پرهیزکاری آنها است.
شخصیت زن از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)
پیامبر ص نسبت به زن احترام خاصى قایل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مىکرد، به زنان سلام مىکرد و مکرر مىفرمود: من از دنیاى شما سه چیز را دوست مىدارم و آن سه چیز عبارتاند از: عطر، زن و نماز که روشنى چشم من است حبب الی من دنیاکم ثلاث: النساء و الطیب و جعلت قره عینی فی الصلاه (1)
ناگفته پیدا است که این سخن پیامبر ص به خاطر شهوت و غریزه جنسى نبود، بلکه آن حضرت با ایراد چنین سخنانى مىخواست زنان را که در نظر اعراب، موجودى بىارزش و در حد یک حیوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدین جهت، زن را در ردیف نماز که امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با این تعبیر، زن را به بالاترین مقام ترقى داد
«میمونه»، همسر پیامبر ص مىگوید: از رسول خدا ص شنیدم که مىفرمود: بهترین مردان امت من کسى است که نسبت به همسر خود بهترین رفتار را داشته باشد و بهترین زنان امت من کسى است که نسبت به همسر خویش بهترین کردار را داشته باشد. هر زنى که آبستن مىشود، هر شب و روزى که بر وى مىگذرد، برابر با هزار شهید، اجر و پاداش دارد
بهترین زنان امت من زنى است که در آنچه معصیت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترین مردان امّت من، مردى است که با خانوادهاش به لطف و مدارا زندگى کند. چنین مردى هر روزى که بر او بگذرد، اجر صد شهید دارد.
پیامبر ص به عمر فرمود: بدان که اجر زنان، نزد خداوند، بیش از اجر مردان است. به خدا سوگند که ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرک به خدا، بزرگترین گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعیف (زن و یتیم) از خدا بترسید که خداوند به خاطر ایشان، شما را مؤاخذه خواهد کرد
هر که به این دو نیکى کند، رحمت الهى نصیب او شود و هر که بدى نماید، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2) رسول اکرم ص معیار جوانمردى و فرومایگى انسان را چنین بیان مىفرماید: جوانمردان، کسانى هستند که زنان را گرامى مىدارند و فرومایگان نسبت به آنان اهانت مىنمایند. ما اکرم النساء الا کریم و ما اهانهن الا لئیم. (3)
و در حدیث دیگر مىفرماید: بهترین شما کسى است که با خانوادهاش رفتار نیک داشته باشد. من نیز با خانوادهام چنینام خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلى (4) ابنعباس از پیامبر گرامى ص روایت مىکند: هرکس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجیح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مىکند (5)
و نیز مىفرماید: هرکسى که از بازار، متاع و تحفهاى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن کس که دختران را شاد کند، گویى که از ترس خدا گریسته است، یعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6) پی نوشتها : 1 ـ روش خوشبختى، ص 89. 2 ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79. 3 . (آیین همسردارى، ص 6). 4 ـ .(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47). 5 ـ 6 محمد ص خاتم پیامبران، ج 1، ص 183.
اسلام و حقوق زنان
اسلام به عنوان دینی که براساس فطرت (روح) انسانی و حقیقت و طبیعت (جسم) او بوده و به نیازهای مادی و معنوی زنان واقف می باشد براساس توانمندی ها، ظرفیت ها و خواسته های جنس زن برنامه ریزی و در نگاهی واقع بینانه و مترقی، برای زنان، هم حق و هم تکلیف (که در حقیقت دو روی یک سکه هستند) قرار داده است
از این رو اسلام در پی تحقق عدالت میان دو جنس زن و مرد می باشد به این که برای هر کدام از این دو جنس متفاوت و متخالف به اقتضای جسم و روان آنان یک سری حقوق و تکالیف وضع نموده است که برخی از این حقوق و تکالیف مشترک و برخی اختصاصی هر کدام از آن دو جنس می باشد
گذشته از این براساس آموزه ها و مفاهیم دینی، زن و مرد از حیث معنویت در یک طراز و ترازو بوده و می توانند هر دو با همدیگر به قله ها معنویت صعود نمایند و تنها آنچه موجب تفاوت در حقوق و تکالیف میان آنان شده است در حقیقت خلق مادی و جسمانی آنان بوده است و چیزی که موجب برتری هر کدام بر دیگر می گردد در حقیقت همان تقوا است و نه چیز دیگر ان اکرمکم عندالله اتقاکم حجرات13)
اسلام به عنوان مهم ترین و بزرگترین مدافع و احیاکننده حقوق جامعه زنان، در اولین گام (و پس از ظهور خود در جامعه جاهلی شبه جزیره عربستان) عملا بر موضوع زنده به گور کردن دختران، خط بطلان کشیده و در برابر آن ایستادگی کرد و زن را به حقوق و تکالیفش آشنا نموده و در واقع ارزشمندترین حق که همان حق حیات باشد را به زنان بازگرداند.
برخلاف آنچه برخی از معاندان و کینه توزان به اسلام (که همواره در تلاش بر وارونه جلوه دادن آموزه های آن بوده مبنی بر این که اسلام به جنس زن بی توجه بوده و او را انسانی درجه دو محسوب می دارد) ادعا می کنند نمونه های بسیاری در متن دین و نیز رفتار و به تعبیری سیره عملی معصومین(ع) در ارج گذاری به مقام و جایگاه زنان وجود دارد که گویای این حقیقت است که زنان تنها در سایه دین خواهند توانست به حقوق و تکالیف خود به درستی دست یافته و از آنان برخوردار شوند.
بعنوان مثال احترام فوق العاده ای که رسول خدا(ص) به همسرش خدیجه و دخترش فاطمه می گذارد به گونه ای که دست دخترش را می بوسید و می فرمود: پدرش به فدایش (بحارالانوار ج43ص20)
یا این که حضرت امیرالمومنین(ع) در داخل خانه مرتباً به همسرش در امور منزل کمک می رساند یا سفارش حضرت به فرزندشان امام حسن(ع) که: لاتملک المرأه من الأمر ما یجاوز نفسها فان ذلک أنعم لحالها و أرخی لبالها و أدوم لجمالها فان المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه (اصول کافی ج5 ص150) (فرزندم) چیزی که از توان زن فزون است را (از او) مخواه چرا که این به حالش مناسب تر، برای فکرش راحت تر و برای زیبایی اش بادوام تر است تحقیقا زن گل است نه (یک) قهرمان
این مثال ها و دیگر موارد، همگی نمونه هایی هستند که در راستای تکریم حقیقی جنس زن می باشد که نظیر آن را در هیچ کجای دنیا از قدیم تا به امروز (که ادعای دفاع از حقوق جامعه زنان گوش جهانیان را کر کرده ولی عملاً از آن هیچ خبری نیست) نمی توان یافت.
حدود و ضرورت حضور زن در جامعه از نگاه اسلام
دین مبین اسلام پیوسته به دو جنس زن و مرد بعنوان دو موجود مکمل یکدیگر و نه جانشین یکی برای دیگری نگریسته و علی رغم تمام تفاوت های روحی، جسمی، عاطفی و فیزیولوژیکی که خداوند در وجود آنها قرارداده، برای هر دو جنس بعنوان یک انسان، حقوق مساوی و عادلانه قائل بوده است
با اطمینان می توان گفت که اسلام تنها مدعی واقعی رعایت حقوق زن در اجنماع است، زیـــرا با نگرشی جامع و آینده نگرانه. تمام ضمانت های لازم را برای رعایت و تداوم حقوق زن پیش بینی نموده است
آیه 228 بقره: که زنان به همان اندازه که در جامعه مسئولیت دارند باید از حقوق اجتماعی برخوردار باشند و در دیگر آیات از جمله آیه 71 توبه و آیه 32 نساء نیز براین موضوع تاکید می کند
اصولاً اسلام با شرکت زنان در کارهای اجتماعی مخالف نیست، اما طبیعی است برای این مشارکت متناسب با شرایط هر کدام، حد و مرزی قائل شده همچنان که در وصایای حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) آمده زن را در کاری که با مقام وی سازگار نیست دست مده که زن گل خوشبو است نه قهرمان
حضرت امام (ره) نیز در این رابطه می فرمایند: در اسلام بعضی از احکام خاص مرد و بعضی خاص زن است نه این که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته باشد، زن و مرد، همه آزادند که دانشگاه بروند، رأی بدهند و رای بگیرند ، تمام معاملات آنها به اختیار خودشان است و می توانند بسیاری از شغل ها را آزادانه انتخاب کنند. عنایتی که اسلام به زنان دارد بیشتر از عنایتی است که به مردان دارد و دراین نهضت زنان حق بیشتری از مردان دارند.
حجاب و توسعه آیا میزان توسعه یافتگی ما در رژیم گذشته با توسعه یافتگی ما در نظام جمهوری اسلامی قابل مقایسه است؟ این مثال ما را در رد این ادعا که فرهنگ اسلامی مانع توسعه است یاری می دهد. این یک فکر عقب مانده و بی منطق است که توسعه و مدرن شدن را در گرو نفی هویت ملی و مذهبی یک کشور می داند
تئوری که نه تنها هیچ گاه اثبات نشده است بلکه رد هم شده. لذا ما باید به جوان مسلمان ایرانی این فکر را بقبولانیم که شرط پیشرفت، پشت پا زدن به هویت خود نیست. زنان موفق ما در عرصه های مختلف اثبات کرده اند که می توان در عین حفظ هویت خود توسعه یافت.
ما باید این تئوری را برای نسل امروز و فردا اثبات کنیم که پوشش اسلامی در یک جامعه نه تنها مانعی بر سر راه توسعه نیست بلکه بر اثر نتایج و باز خورد هایی که پوشش اسلامی در جامعه دارد شرایط را برای پیشرفت مهیا می سازد. بی شک رواج فرهنگ برهنگی در یک جامعه فساد آفرین است
همگان بر این نظر اتفاق دارند که فساد مانع پیشرفت و سد بزرگی بر سر راه توسعه یک کشور محسوب می شود. این تفکر غلطی است که بذر آن در عصر مشروطه توسط عده ای فرنگی مآب غرب زده در کشور کاشته شد و تا به امروز جامعه ما با آن درگیر است
اگر قرار بود که کشور برای رسیدن به قله های پیشرفت و تعالی مقلد چشم و گوش بسته غرب باشد نیازی به انقلاب نبود. ایران در دهه پیشرفت و تعالی قرار گرفته و تا به حال توانسته با توکل به خدا، اعتماد به نفس و خود اتکایی به دستاورد های بزرگی نایل آید و در عین حال هویت خویش را حفظ کند و از آرمان ها و ارزش های الهی خود عقب نشینی نکند. پیشرفت در انقلاب ما زمانی دارای ارزش است که طی آن هویت مسلمان ایرانی حفظ شود و به عنوان یک الگوی موفق به جهانیان اعلام گردد.
یکی از موضوعات مهم ما در جامعه برای داشتن محیطی سالم، تربیت فرزندان سالم است. اگر جامعهای از لحاظ عفاف مصون باشد، فرزندان سالمی در آن جامعه تربیت میشوند و برای اینکه محیط سالمی داشته باشیم باید به گسترش حجاب و عفاف در جامعه اهمیت بیشتری بدهیم
ترویج رفتارهای غیراخلاقی همچنین گسترش بیبند و باری در جامعه از دیگر آسیبهای اجتماعی است که در نتیجه ترویج بیحجابی در جامعه رخ میدهد. باید به زنان و دختران جامعه این موضوع را قبولاند که رعایت حجاب و عفاف موجب تسهیل در برقراری رابطه فرد با افراد جامعه میشود
مصونیتی که رعایت حجاب به زن میدهد، باعث ایجاد حریم بین زن و مرد میشود و این امر زن را از هر بیاحترامی دور میکند.امنیت روانی، اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی می خواهند باید بدانند که بدحجابی ها این امنیت را از بین می برد و سبب می شود در درجه اول دودش به چشم همه و خود آنها برود و دیگر نتوانند با امنیت زندگی کنند.
قرب خدا برای زنان
فاطمه(س) فرمود: ادنی ماتکون من ربها ان تلزم قعر بیتها آن لحظهای که زن در خانه خود میماند به خدا نزدیکتر است. پیامبراکرم(ص)از یاران خویش پرسید: در کدام لحظه زن به خدا نزدیکتر است؟ پاسخ مناسبی دریافت نکرد. تا اینکه حضرت زهرا(س) عبارت فوق را بیان فرمودند. (فرهنگ سخنان فاطمه(س) ص145)
ضرورت عدم اختلاط مرد و زن
شهید مطهری مینویسند: در کافی آمده است که توجه مرد به زن است و توجه زن به مرد. پس زنان را در حصار خانه قرار دهید. خود صاحب کافی معتقد است که مقصود این است که هرچه زودتر آنها را در حصار ازدواج درآورید. لذا اینگونه روایات در واقع توصیه اخلاقی است که از خطرات تماسهای مردان با زنان آگاه باشند
مثلاً امیرالمؤمنین(ع)به فرزندش امام مجتبی(ع) میفرماید: تا میتوانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمیکند. همانطور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است، مرد بیگانه را وارد خانه
خود کردن و اجازه معاشرت با آن نیز بسیار خطرناک است. اگر بتوانی کاری کنی که جز تو مرد دیگری را نشناسد، چنین کن.
نقل است که روزی پیامبر(ص) از مردم پرسیدند: چه چیزی برای زن از هر چیزی بهتر است. کسی نتوانست پاسخ بدهد. حسنبنعلی(ع) کودک و در مجلس حاضر بود. قصه را برای مادرش زهرا(س) تعریف کرد. حضرت فرمود: از همه چیز بهتر برای زن، این است که مرد بیگانهای را نبیند و مرد بیگانهای هم او را نبیند. این پیامها ارشاد به حقیقتی روحی و روانی در روابط اجتماعی دو جنس است و شک نیست که مسأله مهمی را بیان میکند
رابطه زن و مرد اجنبی سخت مخاطرهانگیز است. گلی است که پیلان بر آن میلغزند. آنچه اسلام لااقل به صورت یک امر اخلاقی توصیه میکند (که ارزش اخلاقی دارد نه فقهی)این است که تا حد ممکن اجتماع مدنی غیرمختلط باشد. (مسأله حجاب ص235)
تقسیم کار زن و مرد
امامباقر(ع)فرمود: فاطمه(س) کارهای منزل را با حضرت علی(ع) اینگونه تقسیم کرد: خمیر کردن آرد، نان پختن، تمیز کردن و جارو زدن خانه و... به عهده حضرت زهرا(س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمعآوری هیزم و تهیه مواد غذایی به عهده علی(ع) باشد
امام صادق(ع) فرمود: این تقسیم کار با راهنمایی رسول خدا(ص) انجام گرفت. وقتی پیامبر(ص)کارها را اینگونه میان آن دو تقسیم کرد، فاطمه(س) با خوشحالی فرمود: جز خدا کسی نمیداند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم. زیرا رسول خدا(ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، بازداشت. (فرهنگ سخنان فاطمه(س) ص148)
باید اقرار کرد که متأسفانه براثر رسوبات فرهنگ غربی بخشی از کارهای مردانه همچون کارمندی، کارگری، پشت میزنشینی، مأموریتهای اداری و حتی پلیسی و... برای زنان جامعه ما ارزش تلقی میشود و یا اینکه مثلاً نمایش و جلوه دادن زیباییهای ظاهری در منظر دیگران نوعی ارزش اجتماعی محسوب میگردد. درحالی که اسلام درعین اینکه از کرامت، عزت، عفت و پاکدامنی، حجاب و پوشش مراقبت شدیدی به عمل میآورد، هیچگاه با فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مناسب با شأن زنان همچون معلمی، پرستاری، استادی، پزشکی و... مخالفت ندارد
تعدادی از زنان در محضر پیامبر(ص) گلایه کردند که: ای رسول خدا: مردان با رفتن به جهاد در راه خدا به فضیلتی رسیدهاند. پس ما زنها چه کاری انجام دهیم تا ثواب مجاهدین به ما هم برسد؟ حضرت فرمود: سختیهایی که از کار در منزل بر شما زنان وارد میشود، باعث میشود شما نیز به فضیلتی همسنگ فضیلت مجاهدین برسید. (فرهنگ سخنان پیامبراکرم(ص) ص524)
مقربترین زنان به خدا (حکایت خوبان)
پیامبر گرامی اسلام(ص) از اصحاب و یاران خود پرسید: در کدام لحظه و چه زمانی زن به پروردگارش نزدیکتر است؟ هیچ یک از یاران نتوانستند به این سوال پاسخی دهند. حضرت فاطمه(س) چون این خبر را شنید فرمود: نزدیکترین حالت زن به پروردگارش در آن وقتی است که گوشه خانه خود بنشیند، و از برخورد با مردان نامحرم به دور باشد، و یا از نشست و برخاست با زنانی که از دیگران غیبت و سخنچینی و بدگویی میکنند دوری نمایند. وقتی که این پاسخ به گوش رسول اکرم(ص) رسید، حضرت فرمود: همانا فاطمه(س) پاره تن من است. - بحارالانوار، ج 43، ص92
زن، نماد همه زیبایی ها خداوند دارای دو دسته صفات جلالی و جمالی است که این دو دسته صفات را در انسان به ودیعت گذاشت تا به عنوان خلیفه الهی بتواند بر ماسوی الله پروردگاری و ربوبیت کند. (بقره30 تا 33) بنابراین، انسان دارای همه کمالاتی است که خداوند از آنها به عنوان اسمای حسنای الهی در قرآن یاد کرده است. (اعراف108 اسراء110 طه8 حشر24)
جامعه شناختی و بهداشت روانی حجاب
یکی از صفات خداوند متعال، حکیم بودن است و حکیم بودن به معنای آن است که هیچگاه کاری را بدون دلیل انجام نمیدهد و حکمی را بدون علت و دلیل پیریزی نمیکند. پس اینکه این خواست خداوند است که زن حجاب داشته باشد یک مسئله عمیق است که باید به لایههای پنهانی و زیرین آن توجه کرد نه فقط به ظاهر آن.
امام خمینی (ره): آنها که زن را میخواهند ملعبه مردان و ملعبه جدالهای فاسد قرار بدهند خیانتکارند. زنها نباید گول بخورند. زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود یا سرباز و لخت. این مقام زن نیست، این عروسکبازی است نه زن. زن باید شجاع باشد، زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکند. زن آدمساز است و مربی انسان. در جامعه اسلامی، حجاب نه تنها مانعی برای رشد زنان نبوده بلکه به رشد معنوی آنان کمک کرده است.
حجاب فضای روانی مناسبی را برای مقاومت در برابر تاثیر شرایطی که از خارج به انحراف دعوت می کند فراهم می سازد و در برابر این فضا به مرد و زن مصونیت درونی می دهد.” حجاب به زن می فهماند که باید خود را به عنوان یک انسان معرفی کند و جاذبههای زنانگی خود را از دیدهها پنهان سازد و در برابر به مرد می فهماند که باید زن را به دید یک انسان بنگرد و بدن او را از نظر دور نگه دارد
اسلام، هم به حجاب معنوی و هم به حجاب ظاهری نظر دارد. زیرا زن را از اشتباه و انحراف اخلاقی و عملی باز می دارد زیرا این حجاب و طبیعت آن توانایی پدید آوردن ایمنی روانی را در برابر همه چیزهایی که زن را به انحراف یا سقوط اخلاقی و غیر اخلاقی تهدید می کند، دارد. البته کنار نهادن حجاب مادی، حجاب معنوی را هم تهدید می کند.
باز مشاهده می کنیم که برخی از افراد جاهل اینگونه می اندیشند که اگر برهنگی رواج پیدا کند و عادی شود کم کم مردم به آن عادت می کنند و نسبت به آن بی توجه می شوند. در حالی که اینگونه نیست و ما می بینیم برهنگی در جوامع اروپا بیشتر باعث تجاوز به زن ها شده و این مسئله همیشه انسان را به یاد مسائل جنسی می اندازد و تعرض به زنان در این جوامع بیشتر است
پس چیزی را که خداوند برای انسان قرار داده است هیچ فردی نمی تواند آن را تغییر دهد زیرا خداوند حکیم براساس غرایز افراد آنها را خطاب قرار می دهد. و به این خاطر زنان نباید از دید خود حجاب را نگاه کنند، باید به فطرت و روحیه مردان توجه داشته باشند و روانشناسی آنان را بدانند،
امام خمینی(ره) : زن مظهر تحقق آمال بشر است، زن پرورش ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن، مرد به معراج می رود. در نظام اسلامی زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد ولی نه به صورت یک شیء که خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند
امام بزرگوار، زن را موجود والایی می داند که نباید مثل شیء با او برخورد شود. درست کاری که در ممالک به اصطلاح پیشرفته با زن می شود. در تبلیغات اقتصادی، در محافل لهو و لعب، زن که بنا به گفته امام بزرگوار، مربی جامعه است و مبدا سعادتها؛ چه شده است که باید او را مثل عروسکی بیاراده پشت ویترین ها پیدا کرد؟
برای همین خداوند حکیم اینگونه قرار داده است که زن برای آنکه ارزش وجودی اش حفظ شود خودش را مستور کند، تا بدین گونه محافظت شود. بر خلاف نظر برخی از کج اندیشان، هیچگاه حجاب به معنای سلب آزادی از زن نیست
زیرا اسلام، آزادی را به معنای داشتن اختیار خود و داشتن فعالیت در جامعه می داند که باید این اختیار در چهارچوب دین باشد. ما مشاهده می کنیم که زنان با حجاب در جامعه اسلامی مشغول به کارهای مختلف هستند بدون آنکه آزادی آنان سلب شود. در واقع احکام اسلام جنبه واکسن دارند که در آن کل جامعه در نظر گرفته می شوند
در زمینه روابط زن و مرد، میزان اثر پذیری مرد از زن بیشتر است و توان اثر گذاری زن از مرد، بیشتر. در جامعه اسلامی به واسطه حجاب، نه تنها زنان، بلکه مردان نیز حفظ می شوند و حجاب مانند حلقه واسطه، هر دو جنس را در جامعه حفظ می کند
در حقیقت حفظ زنان تضمین کننده تقوای جامعه است. شما قضاوت کنید؛ اگر زن و مرد در محیط آموزشی و کاری جداگانه باشند بهتر می توانند کار کنند یا با هم؟ اگر یک مرد در محیط کار خالی از هرگونه محرک باشد بهتر می تواند کار کند یا در محیطی که هر روز با قیافه های مهیج و تحریک کننده روبه رو می شود؟
هر زنی که بیشتر حجابش را رعایت می کرد متوجه می شدند که از خاندان متشخصتری است. حجاب، اولین نشانه و اولین مظهر بندگی خداست. البته مظهر همه جهات بندگی نیست. اولین گامی که زن در آن نشان می دهد که در حریم بندگی خداست حفظ حجاب است. اصل، بندگی خداست گرچه فقط این زن نیست که مسئول است خودش را بپوشاند بلکه مردان نیز باید چشم های خود را از نگاه کردن به حرام بپوشانند.
اسلام به استواری بنیان خانواده توجه عمیقی دارد و با قرار دادن دستوراتی، همواره سعی بر این داشته که بر این استحکام بیفزاید. در جوامع اسلامی طبق ضوابطی که اسلام در زمینه نگاه کردن و معاشرت قرار داده است هر مردی به تنها کسی که می تواند نگاه کند و یا توجه نماید، همسر شرعی اوست. زیرا اگر او یک فرد ساخته شده در مکتبش باشد، مقایسه زن دیگری با همسر خودش را حرام می داند. خلاف فردی که به ضوابط اسلامی مقید نیست
مسلما هر روز کسی پیدا می شود که از همسر خودش صدایش بهتر، لباسش قشنگتر، هیکلش متناسبتر، خندهاش وسوسه انگیزتر باشد و این مطلب خود بیانگر لزوم رعایت حجاب برای حفظ استحکام بنیان خانوادههاست. جدای از تمامی این مسائل، اصل حجاب به خاط ارزش وجودی خود زن می باشد، و خداوند متعال زن را مخاطب خودش قرارداده است و می خواهد چون مروارید با ارزشی در صدف حجاب قرار بگیرد.
منابع و مآخذ: حجاب - استاد شهید مطهری زن اگر این گونه می بود- پوشش زن در گستره تاریخ- زن از دیدگاه اسلام و تمدن غرب- دنیای زن- علامه فضل الله بهای یک نگاه- صحیفه نور- امام خمینی(ره) تاملی بر جایگاه زن- زن از دیدگاه امام خمینی جایگاه زن در اسلام و یهودیت- زن در تاریخ و اندیشه اسلامی- حجاب در ادیان الهی
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)