اصول دین
سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2
m5736z
blog.ir.
احديّت ذات حق
اسلام ایمان
خدا.تصرفات انسان
علم غیب
وحی
انبیا
نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
امامت
امامت علی علیه السلام
اهل بیت
اصول دین در قرآن
.توحید: « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » (اخلاص / 1) بگو:خداوند، یکتا و یگانه است. ـ « اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ » (نساء / 87) خداوند کسی است که هیچ معبودی جز او نیست.
ـ « وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً » (نساء / 36) وخدا را بپرستید، و چیزی را با او شریک مگردانید.
ـ « إِنَّ إِلهَکُمْ لَواحِدٌ » (صافات / 4) قطعاٌ معبود شما یگانه است
نبوت: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتابَ »(حدید / 26) ما نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوت و کتاب قرار دادیم.
ـ « وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ» (یونس / 47) و برای هر امتی، رسولی است، هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید به عدالت در میان آنها داوری میشود، و ستم به آنها نخواهد شد. - «ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا » (حدید / 27) سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم.
3. معاد: « وَ لَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ » (انعام / 73) و در آن روز که در«صور» دمیده میشود، حکومت مخصوص اوست. - «قُلِ اللَّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ لا رَیْبَ فِیهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ» (جاثیه / 26) بگو:خداوند شما را زنده میکند، سپس میمیراند، بار دیگر در روز قیامت که در آن تردیدی نیست گردآوری میکند، ولی بیشتر مردم نمیدانند. - «إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ » (ال عمران / 185) شما پاداش خود را به طور کامل در روز قیامت خواهید گرفت.
عدل: « وَ ما کُنَّا ظالِمِینَ » (شعراء / 209) و ما هرگز ستمکارنبودیم.
ـ « وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً » (نساء / 124) و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. ـ « وَ ما کُنَّا مُهْلِکِی الْقُری إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ » (قصص / 59) و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاک نکردیم مگر آنکه اهلش ظالم بودند. ـ « فَما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » (روم / 9) خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم میکردند.
5. امامت: « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً » (مائده / 3) امروز کافران از (زوال) آئین شما، مأیوس شدند، بنابراین ، از آنها نترسید و از(مخالفت)من بترسید، امروز، دین شما را کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین(جاودان)شما پذیرفتم.
« أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ » (نساء / 59) اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر(اوصیای پیامبر)را.
اصول اعتقادی در اصل سه تاست که عبارتند از توحید، نبوت، معاد، پس چرا تشیع عدل و امامت را افزوده ؟ مگر عدالت یکی از صفات ثبوتی حق تعالی نیست؟ این مبحث را از منظرهای متفاوتی میتوان مورد بحث قرار داد و حتی میتوان بین «اصول اعتقادی» با «اصول دین» تفکیکی قائل شد و شاخههایی را برای وجه تمایز موحدین بر شمرد.
الف - میتوان گفت که در اصل اصول اعتقادی دوتاست که عبارتند از توحید و معاد. بخش اول که توحید است موحد را از کافر جدا میکند و بخش دوم که معاد است، موحد را از مشرک جدا میکند. در این عالم بسیاری بوده و هستند که اصلاً وجود خدا را قبول ندارند که سابق به آنها دهریون میگفتند و امروزه ماتریالیسم یا به فارسی مادهگراها خوانده میشوند، عدهی بسیاری نیز هستند که خدا را قبول دارند، اما آخرت را قبول ندارند. در واقع مبدأ را قبول دارند، ولی معاد را قبول ندارند. لذا شاهدیم در آیات قرآن کریم به همه این گروههای اعتقادی اشاره شده . حتی بیان شده که بسیاری از کفار، خدا را قبول دارند، اما مشکلشان این است که آخرت را قبول ندارند: وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ (العنکبوت، 61) و اگر از ايشان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را [چنين] رام كرده؟ حتماً خواهند گفت الله پس چگونه [از حق] بازگردانيده مىشوند؟! با دقت و تأملی در آیات قرآن کریم معلوم میشود که مشکل اصلی بشر کفر محض نیست، بلکه قبول داشتن خداوند متعال به عنوان مبدأ خلقت، برای کمال کافی نیست و اغلب مشکلات اعتقادی، اخلاقی و رفتاری بشر به خاطر عدم باور و اعتقاد به معاد است. وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ (المؤمنون، 74) و به راستى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از راه [درست] سخت منحرفند. پس، اصل الاصول در اعتقادات همان «توحید» است و موضوعات دیگری چون معاد یا نبوت نیز به آن بر میگردد و سپس «معاد» است که هدایت را که توسط نبی، کتاب و امام صورت میپذیرد ضروری میسازد. لذا فرمود «رسول، کتاب و میزان» را باهم نازل کردم و رسولش فرمود: من از میان شما میروم، اما دو ثقل دیگر را باقی میگذارم. و در مورد معاد نیز إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ و الیه المصیر همین معناست و تأکیدات مکرر به اعتقاد به معاد نیز برای تحقق همین معناست.
ب – حال ممکن است بسیاری باشند که مبدأ و معاد را قبول داشته باشند، اما بگویند همین معانی و معارف در ادیان دیگر نیز هست. در اینجا «اصول دین» مطرح میشود و قبول نبوت شخص پیامبر عظیمالشأن اسلام و کتاب او به نام قرآن کریم، وجه تمایز مسلمانان با سایر موحدین و معتقدین به مبدأ و قیامت میگردد. لذا باریتعالی به همه اهل ایمان به خدا و قیامت و جمیع بشر در طول اعصار و قرون امر مینماید که به خدا، رسول و کتابش ایمان بیاورند تا هدایت شوند: قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (الأعراف، 158) بگو اى مردم من پيامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدايى] كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست هيچ معبودى جز او نيست كه زنده مىكند و مىميراند؛ پس به خدا و فرستاده او كه پيامبر درسنخواندهاى است كه به خدا و كلمات او ايمان دارد بگرويد و او را پيروى كنيد اميد كه هدايتشويد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلًا بَعِيدًا (النساء136) اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه قبلاً نازل كرده بگرويد و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است.
ج – پس معلوم شد که اصول اصلی اعتقادی که عبارت از توحید و معاد بود، در اصول دین که وجه متمایز مسلمانان است، به توحید، نبوت و معاد تقسیم گردید و گفته شد که اصول دین سه تاست.
د – اما در میان همین نیز مسلمانان مذاهب متفاوت پدید آمد. اختلاف نظرات این مذاهب فقط در سطح احکامی چون وضو یا بستن دست در نماز یا سجده بر مهر نبوده و نیست، بلکه اختلافاتی وجود دارد که نوع بینش، جهانبینی، توحید و خداشناسی، نبوت و اسلام و بالتبع کل دین را متفاوت و حتی منحرف مینماید، که یکی از آنها اعتقاد به عدل است و دیگری به امامت. گروهی معتقد به جبر محض شدند و گروهی معتقد به تنفیذ اختیار محض گردیدند؛ اشاعره و معتزله پدید آمدند و گروه سومی نیز (سلفیها و پیروان ابن تیمیه مانند وهابیها)، نه تنها گفتند کتاب کافیست و حتی رسول (ص) را کنار زدند، بلکه برای خداوند سبحان نیز جسمیت قائل شدند.
بدیهی است که اعتقاد به «جبر محض» یا «اختیار محض»، با هدایت، شریعت و در نتیجه معاد منافات دارد و عدل الهی در این معنا را نفی مینماید و اعتقاد به رها شدن مردم پس از رحلت رسول اکرم (ص) و قطع شدن هدایت الهی نیز با حکمت و عدل و نبوت و به طور کل عقلانیت منافات دارد. لذا تشیع این دو اصل را لازمه اعتقاد به توحید، نبوت و معاد بیان داشت و این نیز وجه تمایز مسلمانان اهل تشیع، با دیگر مسلمانان میباشد. آری، عدل یکی از صفات ثبوتیه مانند دیگر صفات الهی میباشد، اما علم، حکمت، رحمت، قدرت و غنای الهی زیر سؤال نرفته ، بلکه عدل در رابطه با قیامت زیر سؤال رفته است، لذا تشیع بر آن تأکید و تصریح مینماید. حال برخی این سه اصل و یا این پنج اصل را اصول اعتقادی مینامند، برخی دیگر اصول دین مینامند و برخی نامش را اصول دین و مذهب گذاشتهاند، اینها همه اسمگذاری است. مهم این است که اگر در اعتقادات و نگرش دینی عدالت و امامت خدشه دارد گردد، سه اصل دیگر نیز خدشهدار میشود و انسان بر صراط مستقیم قرار نمیگیرد تا به کمال برسد
قرآن و ایمان :
متعلقات ایمان : ایمان به ( خدا غیب ملائک رسل کتاب آیات آخرت ) یومنون بالغیب . کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله آیات ۳وِ۴و۲۸۳ بقرهِ؛ در نتیجه علم به ( موارد فوق ) و در نهایت عمل صالح؛ الا اللذین آمنوا و عملوا الصالحات .
ملائک: کارگزارانی که مناسبات عالم را رقم میزنند و پیام میرسانند . ماموریت ۴ ملکه را میدانیم جبرائیل وحی را میرساند . عزرائیل ملک الموت . اسرافیل به صور میدمد . میکائیل ...... ایمان به ملائک انسان را به ایمان به انبیاء میرساند .
آیات : کلیه نشانه ها و مخلوقات که انسان مشاهده میکند و عظمت خدا در آن است ان فی ذلک لآیه .... بیش از ۵۰ مورد در قرآن بیان شده . تقویت هر کدام از متعلقات ایمان تقویت دیگری است .
روابط مطلقات : ۱- از ایمان به خدا به توحید میرسیم که از اصول اعتقادات است . ۲- از ایمان به ارسال نبی به نبوت میرسیم . ۳- از ایمان به آخرت به معاد میرسیم . ۴- از ایمان به آیات الهی به عدل میرسیم . ۵- از ایمان به کتاب الهی به امامت میرسیم هدی للمتقین پیش شرط تقوی امام است . امام متقین ماموریت ترقی انسان را دارد . ایمان بایستی در فرد متجلی شود تا اورا ارباب ایمان دانست ( تجلی ایمان در امام حسین میشود کربلا . در امام باقر میشود شکاف علم در امام صادق نهضت علمی در امام کاظم سیاست وزندان و فرزندان بسیار در ازای ۴۰۰۰ شاگرد امام صادق و پراکنده شدن در سراسر ایران . در امام رضا حرکت سیاسی وعظیم در خلافت . هرکدام از امامان با شرائطی و مدلی . در نوح نبی ۹۵۰ سال تلاش و ساختن کشتی و نجات نسل مخلوقات خدا . در ابراهیم صبر و پایداری و ....... )
ارباب ایمان : از آدم تا به امروز عبارتند از انبیاء . ائمه . زعما ( ابن بابویه شیخ صدوق تا مدرس خمینی ... ) انبیا به تنهایی رسالت نداشتند در کنار موسی هارون در کنار محمد سلمان و ابوذر در کنار امامان عمارها زینب و ابوالفضل .... در کنار زعما مطهری ها و .....
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)