مسجد مورد نظر اسلام و آفت هاي مساجد
سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2
m5736z
blog.ir.
ويژگي هاي مسجد مورد نظر اسلام و آفت هاي آن حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتي،
مسجد از ريشه «سجد» به معناي پيشاني است. مسجد حالت متواضعانه را شامل ميشود و به اين محل نمازخانه ميگويند. مسجد محل عبادت مسلمانان و خانه خدا معرفي شده است و به علت اينکه سجده نمود کامل عبادت است، اين نام انتخاب شده است.
مسجد نردبان رشد معنوي
مسجد در اسلام مکاني مقدس و حائز اهميت است روايات بسياري درباره فضيلت رفت و آمد و نشستن در مسجد و خواندن نماز در آن به خصوص به جماعت وارد شده است. خداوند در آيه 29 سوره اعراف ميفرمايد: «و اقيموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين؛ و به سوي هر مسجدي رو کنيد و به عبادت بپردازيد و خالصانه در دين خود خدا را بخوانيد. در حديثي از رسول اکرم(ص) آمده: المساجد سوق منالسواق الاخره قراها المغفره و تحضتها الجنه؛ مساجد بازاري از بازارهاي آخرت است از کساني که به آن وارد ميشوند با مغفرت پذيرايي ميشود و هديه آنان بهشت است. امام صادق(ع) فرمودهاند: من مشي الي مسجد من مساجدالله فله بکل خطوه خطاها حتي يرجع الي منزله عشر حسنات و محي عنه عشر سيئات و رفع له عشر درجات؛ کسي که به سوي مسجد گام برميدارد بر هيچ خشک و تري پا نميگذارد مگر اينکه از زمين اول تا هفتم براي او تسبيح ميکنند. با توجه به اين مطالب ترديدي باقي نميماند که مسجد تاثير بسزايي در ارتقاي معنوي انسان و رشد ايماني او دارد و موجب ثواب اخروي ميگردد. مسجد به عنوان جايگاه عبادت مسلمانان از مهمترين نهادهاي جامعه اسلامي با كاركردي چندمنظوره به شمار مي آيد و همواره در طول تاريخ اسلام نقش بنيادين و اصلي ايفا كرده است. در پيروزي انقلاب اسلامي، مسجد به عنوان پايگاه اصلي انقلاب نقش آفريني كرد و امروز هم مسجد در كانون تحولات بيداري اسلامي در منطقه قرار دارد. اما مسجد مورد نظر اسلام و طراز انقلاب اسلامي چگونه بايد باشد؟
اهميت مسجد در اسلام در اهميت مسجد همين بس كه خداوند مي فرمايد من كره زمين را كه خلق كردم، ابتدا مسجدالحرام را براي عبادت قرار دادم. ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه مباركا و هدي للعالمين (آل عمران69) پيامبراكرم(ص) در بدو ورود به مدينه اولين كاري كه انجام دادند، ساختن مسجد بود. در قبا مسجد ساختند، بعد از ورود به مدينه هم مسجد ساختند. مسجد خيلي مورد توجه اسلام است. اصولا محل هاي عبادت حتي اگر مربوط به غيرمسلمانان باشد، در اسلام احترام زيادي دارد. درقرآن آمده است كه: لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا (حج44) مي فرمايد بايد مقابل متجاوزين ايستاد وگرنه صومعه ها و ديرها و مساجد كه محل عبادت هستند، خراب مي شود. پس بايد عده اي قيام كنند تا اين مراكز عبادت آسيبي نبيند.
در اسلام نمازخواندن در مسجد آن قدر اهميت دارد كه مي گويند اگر انسان نماز اول وقتش را تأخير بيندازد اما درمسجد بخواند، بهتر است از اين كه نمازش را اول وقت و در خانه بخواند. مسجد در اسلام محلي است كه بايد استفاده چندمنظوره داشته باشد. در صدر اسلام مسجد كوفه محل مشورت، قضاوت، سؤال و جواب، عبادت و ديگر امور بود. مسجد بايد به محور فعاليت هاي ديني و فرهنگي در جامعه اسلامي تبديل بشود. مؤمنين بايد مسجد را به عنوان محور فعاليت هاي خودشان قرار بدهند. حتي برنامه روزانه خود را با توجه به وقت نماز در مسجد تنظيم كنند. مؤمنين مي توانند قرار ملاقات هاي خود را در مسجد قرار دهند.
مسجد بايد به گونه اي باشد كه همه مردم به راحتي در برنامه هاي آن شركت كنند. اين گونه نباشد كه مسجد در اختيار حزب يا گروه خاصي باشد و اين مسئله باعث شود كه عده اي از مردم به مسجد نيايند. مراكز فرهنگي ديگر مانند حسينيه ها بايد مؤيد مسجد باشند و نه رقيب آن. اينگونه نباشد كه مثلا در ايام محرم در كنار مسجدي يك حسينيه برپا شود و جوان ها به حسينيه بروند و پيرمردها به مسجد. در سال هاي دفاع مقدس، بيش از 90 درصد شهداي ما از مساجد بودند و نه از مراكز ديگر. بنابراين ما بايد به مسجد بيش از آنچه كه امروز بها مي دهيم توجه كنيم. روحانيون ما بايد توجه بيشتري به مسجد داشته باشند. اين گونه نباشد كه عده اي از روحانيون به خاطر مشغله هاي دولتي، مساجد را رها كنند. مسجد همواره در اولويت است.
برنامه هاي مسجد مساجد ما بايد علاوه بر اينكه محل عبادت، نماز و دعا باشند، هر كدام پاسخگوي يك نياز مشخص و ويژه اي هم باشند. مثلا يك مسجدي باشد كه پاسخگوي شبهات جوانان باشد و بتواند براي كساني كه سالي يك بار و آن هم در شب قدر به مسجد مي آيند، حرف داشته باشد. آدم شبهه دار مانند آدم تير خورده است. بايد تير را از پايش كشيد. بايد شبهه او را برطرف كرد وگرنه شايد از دست برود. يك مسجدي باشد كه در آن براي بچه ها قصد بگويند. بچه كوچك كه تحمل دعاي طولاني را ندارد. بنابراين در كنار مساجد ما بايد يك اتاقكي باشد كه بچه ها در آن بازي كنند. براي آنها اشعار و سروده هاي خوب ديني بخوانند. در يكي از كشورهاي كوچك عربي براي بچه هاي ابتدايي سرود درست كرده بودند بر وزن اين شعر فارسي كه «من راست مي گم هميشه، دروغ سرم نمي شه» آنها مي گفتند ساداتي الائمه، باب نجاه الامه، اولهم علي، آخرهم مهدي. بايد براي بچه ها خوراك بچگانه درست كنيم و در مسجد اين خوراك را عرضه كنيم. يك مسجد ديگري بايد باشد كه براي اساتيد دانشگاه برنامه هاي ويژه داشته باشد. منبر و وعظ و نماز و امام جماعت اين مسجد بايد جور ديگري باشد. يعني ما بايد براي انواع نيازها، انواع پاسخ ها را در مسجد عرضه كنيم. در حديث داريم كسي كه به مسجد برود، هشت مطلب نصيبش مي شود. يكي از آنها علم مستطرف است. علم مستطرف يعني حرف تازه. يعني پيشنماز بايد هر روز مطالعه جديد كند و مطالب جديدي را به مردم عرضه كند.
جلسات معرفتي و معنوي مسجد بايد به صورت تناوبي برگزار شود. اين طور نباشد كه دهه اول محرم در يك خيابان چندين جا روضه باشد، اما چند ماه بعد هيچ خبري از مجلس وعظ در آن خيابان نباشد. همچنين مناسب است پيشنماز مسجد در مناسبت هاي مختلف از روحانيون منبري خوب دعوت كند كه مردم نهايت استفاده را از برنامه هاي مسجد ببرند. در مسجد نبايد بعد از نماز بسته شود. اين آفت مسجد است. در خيلي از مسجدها نماز كه خوانده مي شود، در مسجد بسته مي شود.
رابطه مردم و مسجد وقتي مردم به مسجد مي روند، بايد زينت هاي خودشان را همراه ببرند. قرآن صريحاً گفته: يا بني آدم خدوا زينتكم عند كل مسجد (اعراف، 13) مؤمنان بايد با بهترين لباس و عطر در مسجد حاضر شوند. آيه ديگر مي فرمايد: المال و البنون زينه الحياه الدنيا (كهف، 64) اموال و اولاد زينت است.مسجد مي روي، زينتت را همراهت ببر. يعني دست فرزندت را بگير و او را هم به مسجد ببر. مال زينت است. يعني مسجد مي رود پول همراهت ببر تا فقيري سير يا نياز مؤمني برطرف شود.
مسجد نبايد تبديل شود به محل عبادت پيرمردها و پيرزن ها. همه مردم در همه سنين بايد به مسجد بيايند. اين گونه نباشد كه مثلاً پيرمردها بيايند مسجد و جوان ها در مغازه و در حال كسب و كار باشند. خداوند در آيه 101 سوره نساء به پيغمبر (ص) مي فرمايد وقتي در جنگ و رويارويي با دشمن هستي و مي خواهي نماز بخواني، همه لشكر به تو اقتدا نكنند. مثلاً اگر دويست نفر هستيد، صدنفر به تو اقتدا كنند، صد نفر نگهباني بدهند كه دشمن حمله نكند. ركعت اول را بخوان، ركعت دوم كه گفتي بحول الله و قوته اقوم و اقعد، اين 100 نفر كه به تو اقتدا كرده اند قصد فرادي كنند و خودشان سريع نماز را به پايان برسانند و بروند اسلحه را از آن گروه ديگر بگيرند تا آنهايي كه نگهباني مي دادند، به ركعت دوم نماز برسند. يعني در يك نماز دوركعتي، همه سپاه شركت كنند. ما از اين چه مي فهميم؟ از اين مي فهميم كه مثلاً اگر دو زن در خانه هستند كه يكي از آنها سالخورده و ديگري جوان است، اين گونه نباشد كه هميشه زن سالخورده به مسجد بيايد و زن جوان به كارهاي منزل و رسيدگي به فرزندان برسد. بلكه يك روز او به مسجد بيايد و روز ديگر زن جوان تر به مسجد بيايد. يكي از افت هاي جامعه ما اين است كه مسجدي ها يك قشر هستند و در غير مسجد يك قشر ديگر هستند.
متوليان مسجد
هيئت امناي مسجد بايد افراد با تقوا باشند. قرآن مي گويد: ان اولياوه الا المتقون (انفال43) اولياي مسجد فقط بايد افراد با تقوا و آدم هاي شجاع باشند.انما يعمر مساجد الله من آمن بالله و اليوم الاخر و اقام الصلاه و آتي الزكاه و لم يخش الا الله (توبه، 81) فقط كساني حق تعمير و ساختن مسجد را دارند كه علاوه بر ايمان به خدا و قيامت، نترس باشند. آدم ترسو وقتي متصدي مسجد شد، مسجدداري اش هم همراه ترس مي شود.
هرپولي را نبايد براي مسجد پذيرفت. قرآن مي گويد مشركين حق ندارند پول بدهند براي تعمير مسجد. (توبه، 17) بلكه مسجد بايد با پول پاك آدم با تقوا و شجاع ساخته شود. پيشنماز مسجد بايد كسي باشد كه افراد زيادتري را به مسجد بكشاند. روحاني مسجد بايد از احوال نمازگزاران اطلاع داشته باشد. پيغمبر(ص) فرمود هر كسي كه فرزنددار شد، به من خبر دهيد. هر كسي هم از دنيا رفت، به من خبر دهيد.
شرايط عمران و توليت مساجد از نظر قرآن كريم تصدّى توليت و پرداختن به تعمير مساجد شرايطى دارد:
الف اعتقادى ؛ ايمان به مبداء و معاد. ب عملى ؛ برپا داشتن نماز و پرداخت زكات .
ج روحى ؛ شجاعت و نفوذ ناپذيرى . قرآن كريم مى فرمايد: إ نّما يعمر مساجد اللّه من ءَامن باللّه و اليوم الاخر و اءقام الصّلوة و ءَاتى الزّكوة لم يخش إ لاّ اللّه مسجد پايگاه مهم عبادى و اجتماعى مسلمانان است ، بنا بر اين هم متولّيان آن بايد صالح و پاك باشند، هم برنامه هايش سازنده و تربيت كننده ، هم بودجه اش مشروع و حلال ، هم مسجديان اهل تقوا؛ اگر سازندگان مساجد، جباران و سلاطين باشند و پيشنمازان آن افراد بى سواد و ترسو، و خادمان آن هم افراد بى حال ، طبعا مساجد از هدف اصلى خود كه آبادى معنوى است ، دور خواهند ماند
اوصاف مبلغان
مبلّغان از نظر اسلام بايد داراى اوصاف زير باشند:
1 تحمل شنيدن سخنان زشت و نسبت هاى ناروا را داشته باشند؛ به حضرت نوح عليه السلام نسبت گمراهى و به حضرت هود عليه السلام نسبت سفاهت دادند، اما آن ها فقط آن نسبت را از خود نفى مى كردند؛ قال الملا من قومه إ نّا لنريك فى ضلال مبين # قال يا قوم ليس بى ضلالة و قال الملا الّذين كفروا من قومه إ نّا لنريك فى سفاهة ....# قال يا قوم ليس بى سفاهة
2 مبلغ هم بايد خير خواه و دلسوز باشد و هم از علوم كافى برخوردار باشد. حضرت نوح عليه السلام به قوم خود گفت : اءبلّغكم رسالات ربّى و اءنصح لكم و اءعلم من اللّه ما لا تعلمون
3 مبلّغان بايد نسبت به مردم چون برادر باشند و به آنان عشق بورزند؛ و إ لى عاد اءخاهم هودا قال يا قوم اعبدوا اللّه
4 مبلّغان بايد از تهديدهاى مخالفان خود نترسند، چون تهديد و تبعيد در اين راه هميشه بوده است . قرآن سخن كفار خطاب به انبيا را چنين نقل مى كند: به آيين ما درآييد، و گرنه بيرونتان مى كنيم ؛ قال الّذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من اءرضنا اءو لتعودنّ فى ملّتنا
شيوه ى تبليغ شيوه ى تبليغ (انذار) بايد گام به گام باشد: اول فاميل وخويشاوندان ؛ واءنذر عشيرتك الا قربين بعد مردم منطقه ؛ و لتنذر اءمّ القرى سپس همه ى مردم ؛ لا نذركم به و من بلغ
پيروزى مكتب و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين # إ نّهم لهم المنصورون # و إ نّ جندنا لهم الغالبون
خداوند در آيات فوق وعده ى قطعى به نصرت و پيروزى پيامبران و مؤ منان راستين را داده است .
سؤ ال : اگر مشيت الهى به يارى انبيا و مؤ منان است ، پس چرا در طول تاريخ انبيا به شهادت رسيدند يا گروه هايى از مؤ منان در جنگ شكست خوردند؟ پاسخ اين سؤ ال با توجه به يك نكته روشن مى شود كه پيروزى تنها به معناى غلبه ى ظاهرى نيست ، بلكه برترى مكتب و الگو شدن يك مجاهد شهيد در زندگى بشر و عزّت و سربلندى در نزد همه ى آزادگان جهان نيز به معناى پيروزى است وپيروزى واقعى همين است .
سيد قطب در تفسيرش سخنى دارد كه شاهد ارزنده اى بر اين مقصود است . او مى گويد: امام حسين ع در چنان صحنه ى بزرگ و دردناك و تاريخى شربت شهادت نوشيد، آيا اين پيروزى بود يا شكست ؟
از نظر ظاهر شكست بود، از نظر واقع و حقيقت ، پيروزى عظيمى به دست آورد. در روى زمين براى هر شهيدى ، قلوب پاك انسان ها مى لرزد، عشق و عواطف را بر مى انگيزد و غيرت و فداكارى را در نفوس به جنب و جوش در مى آورد، همان گونه كه امام حسين ع چنين كرد. اين سخنى است كه همه ى شيعيان و هم غير شيعيان از ساير مسلمين و هم گروه عظيمى از غير مسلمان ها در آن متفق و هم عقيده اند. چه بسيار شهيدانى كه اگر هزار سال زنده مى ماندند، نمى توانستند به مقدار شهادتشان عقيده و مكتب خود را يارى كنند..
افزون بر آن ، نبايد فراموش كرد كه وعده ى خداوند مبنى بر غلبه ى مؤ منان ، يك وعده ى مشروط است ، نه مطلق . زيرا در آيات فوق كلمه ى عبادنا به معناى بندگان ما و جندنا به معناى لشكر ما، دليل روشنى است براى شرايط پيروزى . ما مى خواهيم نه بنده ى خدا باشيم و نه جزو لشكر الهى و با اين حال پيروز گرديم ! از اين رو، در جنگ احد كه مسلمانان در ظاهر شكست خوردند، قرآن كريم علت عدم پيروزى آن ها را سه امر دانسته است : 1 سستى ؛ فشلتم 2 اختلاف ؛ تنازعتم 3 تخلّف از فرمان پيامبر؛ عصيتم . اين تعبيرات نشان مى دهد كه چون آن ها شرايط پيروزى را رعايت نكردند، به مقصد نرسيدند.
مسجد؛ خانه خدا، خانه مردم و پايگاه ولايت است
مسجد، خانه خدا، خانه مردم، پايگاه ولايت و منبع فيوضات معنوي و برکات گوناگون براي نمازگزاران و جامعه اسلامي است. در آيات قرآن کريم و روايات معصومين (ع) پيرامون جايگاه اين سازه اسلامي، آموزه هاي گوناگوني ديده مي شود. نگاه اسلام به مسجد را بايد نگاهي استراتژيک دانست. از منظر دين، بناي مسجد داراي کارکردهاي مهم در عرصه هاي مختلف انساني به شمار مي آيد. اولين کار پيامبر اکرم (ص) در مدينه، ساختن مسجد بود. مسجد علاوه بر آثار عبادي و پرورش معنوي اهل ايمان، با گستره نقش ها، فعاليت ها و برنامه ها، در امور اجتماعي و امور تربيتي نيز نقش مهمي را ايفا مي کند ؛
1- اخوت و تعاون: حضور زنان و مردان در مسجد و جويا شدن از احوال هم و احوال مسلمانان، تنها بخشي از ظرفيت بزرگي است که مساجد دارند. در اين مکان ها، مؤمنان فرصت مي يابند از بين اهل مسجد، برادران يا خواهران مناسبي از حيث ديني بيابند که از نظر دين و عبوديت با آنان همرنگ هستند و توان ايجاد گروه هاي اجتماعي هماهنگي را دارند. امام صادق ع مي فرمايند: «لا يَرْجِعُ صاحِبُ الْمَسْجِدِ باَقَلّ مِنْ اِحْدي ثَلاثِ خِصالٍ... وَاِمّا اَخٌ يَسْتَفيدُهُ فِي اللّهِ؛ اهل مسجد به کمتر از يکي از سه امتياز از مسجد برنمي گردد [که يکي از آنها] دوستي است که از او در مسير خدا استفاده مي کند.» (وسائل الشيعة: ج5 ص193) مؤمنان در مسجد، کنار هم قرار گرفته، ضمن انجام اعمال عبادي از حال يکديگر نيز باخبر مي شوند و با هم تشريک مساعي مي نمايند و در صورت عدم حضور يکي از مؤمنان، سراغ او را مي گيرند و با اطلاع از بروز مشکلي براي او، به کمکش مي شتابند. از رهگذر اين ارتباطات، فضايلي چون روحيه ايثار، انفاق در راه خدا، توجه به محرومين و همدلي در ميان اهل مسجد پرورش مي يابد.
2- سلامت اجتماعي و کاهش بزهکاري: آحاد جامعه با حضور در مساجد، مي توانند از يک اجتماع سالم ديني بهره مند شوند. طبق روايتي که از امام علي ع نقل شده، تأثيرات رفتاري که حضور در مسجد بر جاي مي گذارد، مي تواند جامعه ديني را از فساد و گناه پاک کرده و مسلمين را به سمت يک جامعه سالم هدايت کند. امام مي فرمايند: «اَوْ کَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رِدي اَوْ يَتْرُکُ ذَنْبا خَشْيَةً اَوْ حَياءً؛ يا کلماتي مي شنود که او را از فساد و گناه باز مي دارد و يا به خاطر ترس [از خدا] يا حيا و آبرو، گناهي را ترک مي کند.» (وسايل الشيعه، ج3، ص480) بر اين اساس حضور در مسجد مي تواند نقش بازدارنده در ارتکاب جرايم و گناهان نيز داشته باشد. امام خميني (ره) در اين خصوص، فرمايش حکيمانه و مدبرانه اي دارند. ايشان ميفرمايند: «به نماز و مساجد اهميت دهيد که پرونده هاي دادگستري مال بي نمازهاست و نمازخوان هاي واقعي در دادگستري پرونده ندارند. شيطان ها از مساجد و نماز مي ترسند، آنها مي خواهند از نماز جلوگيري کنند و بعد از خالي کردن سنگرها، حمله کنند.» (به نقل از صحيفه نور، جلد 18) بي رغبتي به دنيا، مردم داري، فروتني، همت بلند و ساده زيستي، از شاخص هاي هويت ديني هستند که مسجد، آنها را تقويت مي کند و نبود اين شاخص ها (دنياپرستي، تکبر و خودخواهي، مردم ستيزي، تنبلي و ميل به تجملات) به گونه اي از علل جرم به شمار مي روند.
3- ارائه الگوهاي ديني: تربيت الگويي، يکي از بهترين شيوههاي تربيتي است. مسجد در اين مورد نيز مؤثر است. امام جماعت و افراد نمازگزار در مسجد، مسلمانان برتري هستند که بيشتر از ديگران به احکام ديني پايبندند. اهل نماز و مسجد که بدون هيچ تبليغي و بدون هيچ انتظاري حضور در مسجد و نماز جماعت را وظيفه الهي و شرعي خود مي دانند و در هر شرايطي اين سنگر مقدس را خالي نمي گذارند، اغلب، انسان هاي مؤمن و ارزشمند هستند. در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم: «اذا رايتم الرجل يعتاد المسجد فاشهدوا له بالايمان؛ هر گاه ديديد کسي به مسجد رفت و آمد مداوم دارد، به ايمان او گواهي دهيد.» قرار گرفتن در فضاي مسجد به طور مداوم و ارتباط با اهل آن، به شکل گيري الگوهاي رفتاري مثبت مي انجامد.
4- تقويت اطلاعات مذهبي و تشويق براي افزايش مطالعات ديني:
از زمان حيات پيامبر اکرم (ص)، مساجد جايگاه تعليم و تعليم در زمينه معارف ديني بوده اند و در زمان امامان معصوم (عليهم السلام) نيز اين سنت ادامه داشته. کلاسهاي درس امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در مسجد برگزار مي شده. اطلاع بهتر از معارف ديني در قالب برنامه هاي سخنراني و يا کلاسهاي آموزشي در فضاي مسجد، کمک ميکند تا شخص هر چه بيشتر از دانشهاي مؤثر و راه هاي سعادت خود مطلع باشد.
5- تقويت هويت ديني: هويت ديني در درون انسان و با آفرينش او آميخته است و انسان را به ارزش هاي اخلاقي و قوانين الهي پايبند مي سازد. در هويت ديني، انسان هايي که وحي را باور دارند، هر نوع سازش بر خلاف ارزش ها و هنجارها را رد مي کنند. با توجه به شاخصهاي هويت ديني، مسجد با فعاليت هاي مذهبي و آموزش هاي بلندش، هويت ديني افراد اهل مسجد را تقويت مي کند. مسجد، تبلور مانايي اسلام است. مسجد، از معماري گرفته تا محتواي فعاليت هاي آن، روح ايمان وارزش هاي اصيل را در جان ها زنده مي کند.
6- تعميق ارزش هاي انقلاب اسلامي: سنگرهاي انقلاب اسلامي، مساجد بوده و هستند. روزانه پس از هر نماز، شعارهاي اصلي نظام اسلامي بر زبان نمازگزاران فرياد ميشود. در طول سال هاي پس از انقلاب اسلامي، مساجد با جذب جوانان، نقش بسزايي در تربيت کادر فکري و اجرايي نظام اسلامي داشته اند. در جريان شکل گيري، پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي، مساجد هر چند که به عنوان يک نهاد سنتي در جامعه قلمداد مي شوند و داراي قدمتي 1400 ساله هستند، اما با ارائه کارکردهاي متناسب با نياز روز جامعه، توانسته اند گوي سبقت را از نهاد هاي مدرن و وارداتي بربايند و به عنوان ستون فقرات و سازمان انقلاب به ايفاي نقش بپردازند.
عملی که 10 گناه را حذف میکند!
رفتن به مسجد از مستحبات مۆکد است اما در دین اسلام برای این عمل احکامی صادر شده است تا علاوه بر حفظ قداست خانه خدا تأثیرات حضور در این مکان مقدس بر افراد صد چندان شود.
جماعت
در روایت آمده کسى که به سمت مسجدى از مساجد خداوند گام بردارد براى او در مقابل هر گامى که بر مى دارد تا وقتى که به خانه اش برمى گردد حسناتى نوشته مىشود که باعث مىشود از او 10 سیئه قلم گرفته شود و در مقابل ده درجه پیدا کند.
واژه مسجد در فرهنگ قرآن به معنای مکانی است مقدس که در پیشگاه خداوند سجده میکنند. ابن خلدون: (قرن 15 م) تنها برای سه مسجد تمایز قائل است مسجد مکه (مسجدالحرام) مسجد مدینه (مسجدالنبی) مسجد بیت المقدس (مسجد الاقصی و قبة الصخره)
با این حال واژهی مسجد سریعاً به خانه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) که امت وی برای عبادت و مذاکره درباره امور مختلف در آن جمع میشدند خانهای که از میان همه خانهها تقدس یافته بود، اختصاص پیدا کرد و معابد اسلامی که کمابیش از این نمونه پیروی میکرده و دارای همان عملکردها بودند، نیز مسجد نامیده شدند.
فضائل آثار رفت و آمد به مسجد مسجد به عنوان پایگاه عبادت و یا خداوند متعال و پایگاه جهاد فکری و تعلیم و تعلم معارف اسلامی میباشد در آن پایگاه وحدت مسلمین و نمایش روح وحدت و یکپارچگی به دشمنان پیدا و پنهان جامعه اسلامی میباشد. در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانید و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام میباشد و بعد از مسجدالحرام، مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله) و بعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدس و بعد از آن مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله مسجد بازار میباشد.
زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدی که نمازگزار ندارد مستحب است و همسایه مسجد اگر عذری نداشته باشد مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند. و نیز مستحب است انسان با کسی در مسجد حاضر نمیشود غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.
واژهی مسجد سریعاً به خانه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) که امت وی برای عبادت و مذاکره درباره امور مختلف در آن جمع میشدند خانهای که از میان همه خانهها تقدس یافته بود، اختصاص پیدا کرد. و معابد اسلامی که کمابیش از این نمونه پیروی میکرده و دارای همان عملکردها بودند، نیز مسجد نامیده شدند
فضائل مسجد
سکونت در جوار عرش الهی پاداش مسجد است. در فردای قیامت و کسب مغفرت گناهان از خداوند متعال یکی دیگر از فوائد و آثار رفت و آمد به مسجد است و فرشتگان از اهل مسجد دیدار میکنند و تسبیح زمین برای انسانهای مسجدی یکی دیگر از آثار و برکات رفت و آمد به مسجد است.
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: «مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ فَلَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ مُحِیَ عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئَاتٍ وَ رُفِعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ”. «هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد. »(وسائل الشیعه، ج 3، ص 483)
مۆمن بودن انسان های مسجدی علت این امر آن است که مسجد اساساً محل اجتماع و آمد و شد انسانهای برگزیده و صالح و تقوی پیشه است و این مطلب در روایات متعددی به صراحت بیان شده است.
در حدیثی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده: «إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ یَعْتَادُ الْمَسَاجِدَ فَاشْهَدُوا لَهُ بِالْإِیمَانِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّه». «هنگامی که دیدید مردی بر رفت و آمد به مسجد مداومت میکند وی را مۆمن بدانید. خداوند متعال میفرماید: تنها آنان که ایمان به خداوند دارند مساجد خدا را آباد میکنند». (مستدرک الوسائل، ج 3، ص 362، باب 3، روایت 18)
جماعت
این حدیث شریف به خوبی گویای آن است که انسانهای مسجدی مۆمن به خداوند متعال میباشند. پیامبر (ص) در حدیثی دیگر از مسجد به عنوان خانه انسانهای متقی یاد کرده است و فرمودهاند: «الْمَسَاجِدُ بُیُوتُ الْمُتَّقِینَ وَ مَنْ کَانَتِ الْمَسَاجِدُ بَیْتَهُ ضَمِنَ اللَّهُ لَهُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّاحَةِ وَ الْجَوَازِ عَلَى الصِّرَاط» «مساجد خانه انسانهای متقی است و خداوند متعال رحمت و راحت و عبور بر صراط را برای آنان که مساجد را خانههای خویش قرار دادهاند ضمانت نموده است» و روایت دیگری انسانهای مسجدی را فرخنده و مبارک آراسته (بر زیورکی آلات انسان) و محفوظ (از اغرافات) معرفی نموده است.
اهل مسجدی مانع نزول عذاب الهی علاوه بر آنکه در برخی از روایات صریحاً اهل مسجد را انسانهایی فرخنده و مبارک به شمار آوردهاند در پارهای دیگر از روایات وجود انسانهای مسجدی را مایه رفع بلا و تأخیر در نزول خشم و غضب الهی بر جامعه شناختهاند. (حدیثی در مستدرک الوسائل، ج 3، ص 366، باب 6، روایت3)
سالم ماندن اهل مسجد از بلاهای آسمانی
آنگاهی که در صورت ادامه عصیان و سرکشی انسانها بر اساس سنت و تغییر ناپذیری الهی عذاب و خشم خداوند نازل میشود این انسانهای مسجدی هستند که رحمت حق تعالی شامل حال آنان شده و از بلا و انتقام الهی مصون و محفوظ میمانند. برای همسایه مسجد مکروه است که بدون عذری مانند باران نماز را در غیر آن مسجد بجای آورد. همسایه مسجد کیست؟ در برخی از روایات همسایه مسجد را چهل خانه از هر طرف ذکر نمودهاند
در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده است: «إِذَا نَزَلَتِ الْعَاهَاتُ وَ الْآفَاتُ عُوفِیَ أَهْلُ الْمَسَاجِدِ”. «به هنگام نزول بلا و آفت اهل مساجد سالم و محفوظ هستند»
مسجد پناهگاهی در بروز حوادث و گرفتاری ها
هر انسان در گیر و دار مسائل زندگی طبعاً با برخی از ناراحتیها و مشکلات خواهد شد. گاهی این ناراحتیها به قدری شدید است که به صورت غم و اندوهی جانگاه ظاهر میشود و جلوی انسان را به قصد از پا در آوردن میفشارد. پناه بردن به مسجد و نماز و دعا در چنین اوقاتی یکی از راههای الیتام و رفع این گونه ناراحتیهاست.
مسجد و همسایه آن
فقها با استناد به تأکیدات خاص به رفت و آمد به مسجد نماز خواندن در مسجد را برای همسایه مسجد مستحب مۆکد شمردهاند و ترک نماز در مسجد توسط همسایه مسجد را مکروه شمردهاند.
جماعت
در حدیثی از امیرالمۆمنین (علیه السلام): «حَرِیمُ الْمَسْجِدِ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً وَ الْجِوَارُ أَرْبَعُونَ دَاراً مِنْ أَرْبَعَةِ جَوَانِبِهَا”. «حریم مسجد چهل ذراع و همسایههای آن چهل خانه از چهار طرف است». در حدیث دیگری، کسانی که صدای اذان را میشنوند به عنوان همسایگان مسجد معرفی شدهاند.
لزوم رعایت اخلاق در رفت و آمد به مسجد رفت و آمد به مسجد با انگیزه و اغراض فاسد نه تنها موجب ثواب نیست بلکهای بسا سایر اعمال نیک انسان را نیز تیره میکند. هدف از آمدن به مسجد انسان خود را در معرض ریا و سمعه قرار دادن نیست بلکه معمولاً در دید و نگاه دیگران و انگیزه افراد مختلف است. برخی برای بدست آوردن پاداش و ثواب الهی در سرای دیگر، گروهی به منظور کسب علوم و معارف دینی و پارهای به قصد تعظیم شعائر الهی و به پا داشتن نماز که تبلور روح عبادات و بندگی و نیز نمایش روح وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که خداوند در تورات فرموده مساجد خانه هاى من در زمین هستند خوشا به حال کسى که در خانه خود طهارت پیدا کند و سپس مرا در خانه ام زیارت کند. بر زیارت شونده است که زیارت کننده را گرامى بدارد
احکام زیر در مورد رفتن به مسجد وارد شده است
1. داشتن طهارت
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که خداوند در تورات فرموده مساجدخانه هاى من در زمین هستند خوشا به حال کسى که در خانه خود طهارت پیدا کند و سپس مرا در خانه ام زیارت کند. بر زیارت شونده است که زیارت کننده را گرامى بدارد.
2. پوشیدن لباس فاخر و پاکیزه
مستحب است کسى که مى خواهد به مسجد برود لباس فاخر و پاکیزه بپوشد.
3. خوشبو کردن خویش
مستحب است کسى که به مسجد مى رود خویش را خوشبو کند.
4. داشتن وقار در هنگام راه رفتن
مستحب است کسى که به مسجد مى رود باوقار گام بردارد.
5. پیشى گرفتن بر دیگران در رفتن به مسجد
در روایت آمده که بهترین مردم کسى است که قبل از همه به مسجد برود و دیرتر از همه خارج بشود.
6. صلوات فرستادن به هنگام ورود
در روایت آمده که به هنگام ورود به مسجد و نیز خروج از آن صلوات بفرست.
7. ورود به مسجد با پاى راست
مستحب است کسى که مى خواهد داخل مسجد شود پاى راست را جلو بنهد و وارد شود.
8. مداومت داشتن بر رفتن
مسجد؛سنگرعبادي-سياسي
مساجد به علت ويژگيهاي خاصي كه دارند در حكومت اسلامي از اهميت زيادي برخوردار ميباشند. برخي از اين ويژگيها عبارتند از:
1- مساجد محل عبادت و بندگي خدا هستند؛ 2- مساجد مرتبط با علما و روحانيون و حوزههاي علميه به عنوان مبلغان اسلام و معارف ديني ميباشند؛ 3- مساجد پايگاههاي سياسي مذهبياي هستند كه تعدادشان بسيار زياد و در سراسر شهرها و محلهها و روستاها گسترده و پراكنده هستند. هيچ حزب و گروه و جرياني نيست كه تا اين اندازه داراي مقر و پايگاه باشد؛ 4- مردم مسلمان همه روزه يك يا چند بار در اين پايگاههاي اسلامي حضور پيدا ميكنند و اين پديدهاي است كه در هيچ حزب و گروه و يا حركتي در جهان سابقه ندارد؛
5- مساجد پايگاههايي مستمر و مستقل هستند و به اشخاص يا جريان خاصي وابستگي ندارند. اشخاص مي آيند و ميروند ولي مساجد همچنان هستند و انحلال ندارند؛ 6- مساجد مراكزي مردمي هستند چه از نظر ساخت و اداره و چه از نظر حضور در مساجد و بهرهگيري از فيوضات آن، مردم نقش اصلي و محوري را دارا ميباشند؛ 7- مساجد محل روشنگري مردم و حركت دادن آنان در راستاي اهداف و برنامههاي حكومت اسلامي ميباشند.
مساجد به علت همين ويژگيهاي مهمي كه داشته و دارند، در دوران رژيم پهلوي، مغضوب واقع شدند. در آن دوران در اثر تبليغات نادرست فضا و جو اجتماعي را به گونهاي درست كرده بودند كه مساجد صرفاً به مسائل نماز و عبادت محدود بود. به بركت انقلاب اسلامي مساجد جايگاه اصلي خود را بازيافتند و فعاليت و نقش آنها توسعه بسيار زيادي يافت. اين تحول از همان ماههاي اوج مبارزه و انقلاب يعني ماههاي پاياني عمر رژيم پهلوي آغازشده و در سالهاي اوليه انقلاب به اوج خود رسيد. توسعه نقش مساجد و باز يافتن جايگاه واقعي خود پس از انقلاب، مصاديق و مظاهر گوناگوني دارد كه به چند مورد آن اشاره ميكنيم.
در ماههاي اوج انقلاب در سال 57 مساجد به پايگاههاي مبارزاتي و انقلابي تبديل شد و با محوريت بخشيدن به مبارزه توانست رژيم پهلوي را از پاي درآورد. امامخميني (ره) در اين خصوص ميفرمايند: «اين مساجد است كه اين بساط را درست كرد. اين مساجد است كه نهضت را درست كرد. در عهد رسول الله (ص)هم و بعد از آن هم تامدتها مسجد مركز اجماع سياسي بود، مركز تجييش جيوش بود. محراب يعني مكان حرب، مكان جنگ، هم جنگ با شيطان و هم جنگ با طاغوت… اي ملت، مسجدهاي خودتان را حفظ كنيد»(1در بيان ديگري ميفرمايند: «اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسيله شد از باب اينكه از همين مساجد، از همين جمعيتها، از همين جمعهها و جماعات، همه اموري كه اسلام رابه پيش ميبرد و قيام را به پيش ميبرد، مهيا باشد»(2
هم در دوران مبارزه و هم پس از پيروزي انقلاب، مساجد به پايگاههاي روشنگري و دادن آگاهيهاي سياسي اجتماعي به مردم مبارز و انقلابي تبديل شدند. مسائل سياسي انقلاب، منطقه و جهان، خطراتي كه انقلاب را تهديد ميكند، شناخت دشمنان داخلي و خارجي، راههاي مقابله و ايستادگي دربرابر دشمنان انقلاب و اسلام از جمله مسائلي بودند كه طي سالهاي پس از انقلاب به صورت گسترده در مساجد مورد توجه قرار گرفته و مردم مسلمان ايران نسبت به آنها توجيه و آگاه شدند. بدين ترتيب عملاً مساجد از جنبه عبادي صرف خارج شده و علاوه بر آن جنبه هاي سياسي و اجتماعي نيز پيدا كردند. در واقع مساجد به يك پايگاه تمام عيارسياسي و انقلابي تبديل شدند و اين همان چيزي بود كه مورد نظر امام راحل بود. حضرت امام در اين باره ميفرمايند:«مسجد و منبر در صدر اسلام مركز فعاليتهاي سياسي بوده جنگهايي كه در اسلام ميشده است بسياري از آن در مسجد طرحش ريخته ميشد»(3). نيزميفرمايند: «مساجد بهترين سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترين ميدان تشكل و بيان مصالح مسلمين ميباشند. امروز دولتها و سرسپردگان ابرقدرتها اگرچه به جنگ جدي با مسلمانان برخاستهاند … ولي هرگز جرات و قدرت تعطيل مساجد و معابد مسلمين را براي هميشه ندارند و نور عشق و معرفت ميليونها مسلمان را نميتوانند خاموش كنند»(4). دربيان ديگري مي فرمايند: «اين مسجدالحرام و مساجد در زمان رسول اكرم (ص) مركز جنگهاو مركز سياستها و مركز امور اجتماعي و سياسي بوده. اين طور نبوده است كه در مسجد پيغمبر (ص) همان مسائل عبادي نماز و روزه باشد، مسائل سياسياش بيشتر بوده. هر وقت ميخواستند به جنگ بفرستند اشخاص را، و بسيج كنند مردم را براي جنگها، از مسجد شروع ميكردند اين امور را»(5). به همين جهت است كه حضرت امام تاكيد ميفرمودند: «اميدوارم كه موفق به اين امر بشويد و مساجدمان برگردد به حال مساجد صدراول»(6در راستاي توسعه فعاليتهاي سياسي اجتماعي مساجد پس از انقلاب، مساجدنقش حفاظت و حراست مردمي از انقلاب را در برابر دشمنان داخلي و خارجي بر عهده داشته است. جوانان پرشور و انقلابي با حضوري گسترده و شبانهروزي در مساجد و با آموزشهاي نظامي و آشنايي با سلاح و به كارگيري آن، به حفظ و حراست از انقلاب پرداختند. مخصوصاً در مقابل توطئههاي عوامل بازمانده از رژيم منحط پهلوي و نيز گروههاي منحرف و مفسد و منافقين كه به دشمني با مردم مسلمان و انقلابي به پا خاسته بودند، نقش بسيار مهمي ايفا كردند.
شكلگيري بسياري از نهادهاي انقلابي نيز از مساجد بوده و هسته اوليه آنها از همين مساجد ريشه و نضج گرفته است. كميتههاي انقلاب اسلامي يكياز همين موارد است.
در راستاي توسعه فعاليتهاي اجتماعي مساجد، پس از انقلاب شاهد فعاليتهاي گوناگون و گستردهاي، در زمينه رسيدگي به امور ارزاق مردم، امور رفاهي و خدماتي، امور خيريه و رسيدگي به مشكلات مالي خانوادههاي نيازمند و نيز فعاليتهاي فرهنگي و هنري بودهايم.
يكي از مهمترين نقشهاي مساجد پس از انقلاب، نقش بسيار تعيين كننده آنها در دفاع مقدس و جنگ تحميلي بوده است. نقش مساجد در اين مورد ازچند جهت قابل توجه است. اول اينكه مساجد در توجيه و روشنگري توده مردم نسبت به جنگ،علل تحميل آن از سوي دشمنان انقلاب و اسلام، لزوم ايستادگي و مقاومت در برابر آن نقش مهمي ايفا كردهاند. دوم اينكه مساجد جوانان را تشويق و ترغيب به رفتن به جبهههاي نبرد حق عليه باطل ميكردند. سوم اينكه مساجد فضاي معنوي و روحيه شهادت طلبي را در جامعه و در بين توده مردم، حفظ و تقويت ميكردند. چهارم اينكه ياد ونام شهدا و آرمان آنها توسط مساجد زنده و حفظ ميشد. پنجم اينكه در سازماندهي جوانان و توده مردم و اعزام آنان به جبهههاي نبرد حق عليه باطل، مساجد نقش بسيارزيادي داشتند. ششم اينكه مساجد با بسيج كردن مردم محلي اعم از زنان و مردان، درحمايت از پشت جبهه و تهيه لوازم و تداركات مورد نياز رزمندگان اسلام نقش بسيار زيادي را بر عهده داشتند.
يكي از نقشهاي اساسي و در عين حال ظريف و غير محسوس مساجد، استفاده از آن به عنوان مقر پايگاههاي مقاومت بسيج ميباشد. باتوجه به نقش بسيار مهم بسيج، نياز به مقرهاي مردمي و در عين حال گسترده و پراكنده در اقصي نقاط كشور براي استقرار آن وجود داشت كه اين نياز مبرم از طريق مساجد تامين شد. با توجه به پراكندگي و حضور گسترده مساجد در همه نقاط شهري و روستايي و محلهها و نيز باتوجه به مردمي بودن مساجد و امور آن و حضور روحانيت در تمامي آنها، بهترين ومناسبترين مكان براي استقرار بسيج، مساجد بود. امروز پايگاههاي بسيج با مساجدكاملا گره خورده و پيوند مستحكمي بين آنها بوجود آمده است. پيوستگي و همراهي مساجدو بسيج در يكديگر تاثير متقابل دارد. بسيج بازوي نظامي مساجد در حفظ اسلام و انقلاب ميباشد و مسجد نيز در هدايت ديني و حفظ سلامت بسيج و نيز حمايتهاي انساني و مادي از آن، نقش مهمي بر عهده دارد(7
پينوشتها:روح خدا در ولايت فقيه (مجموعه پيامهاي امام خميني ره)، ص 7صحيفه امام، ج 17، ص55همان، ج8، ص184همان،ج20، ص 338آيين انقلاب اسلامي(گزيدهاي از انديشه و آراء امام خميني)، ص 442صحيفه امام، ج17، ص48برگرفته از كتاب: 92 دستاورد انقلاب اسلامي ايران
بار ديگر مسجد ضرار
1-«ابوعامر» در ميان مردم يثرب- مدينه قبل از هجرت پيامبر(ص)- نفوذ و اعتبار فراواني داشت. او كه نصراني و مشهور به زهد و عبادت بود با استناد به آموزه هاي انجيل مردم را به ظهور پيامبر آخرالزمان بشارت مي داد و مي گفت بي صبرانه چشم به راه آمدن اوست. رسول خدا(ص) كه به مدينه هجرت فرمود، مردم به اسلام گرويدند و ابوعامر كه انتظار مي رفت در پيوستن به رسول خدا(ص) پيشقدم باشد، وقتي جايگاه و منزلت قبلي خود را از دست رفته و بي رونق ديد، كينه پيامبر خدا(ص) را به دل گرفت و به مخالفت با اسلام برخاست. كار اسلام كه در مدينه بالا گرفت، ابوعامر به مكه رفت و با مشركان عليه رسول خدا(ص) همساز شد. او در طراحي جنگ احد نقش داشت. ابوعامر پس از آن كه نشانه هاي شكست را در جبهه مشركان حجاز مشاهده كرد و از پيروزي آنها نااميد شد، مكه را ترك كرد و نزد هراكليوس -هرقل- امپراتور روم رفت و پيشنهاد خود براي مقابله با اسلام را با وي در ميان گذاشت. براي هراكليوس مهم نبود كه انگيزه ابوعامر از مخالفت با اسلام چيست؟ مهم آن بود كه ابوعامر نيز مانند امپراتور روم در مخالفت با اسلام اشتراك نظر داشت، بنابراين در اين نقطه مي توانستند با هم ائتلاف كنند، اگرچه هريك براي «حجاز بعد از فروپاشي اسلام»! سوداي جداگانه اي در سر داشتند. ابوعامر اهل يثرب بود و سابقه حضور او در ميان مردم آن سامان كه حالا به اسلام گرويده بودند مي توانست يك «فرصت» باشد، چرا كه مردم مدينه او را «بومي» و «هموطن» خويش تلقي مي كردند و غير از تعدادي اندك و كم شمار، بقيه چه مي دانستند كه ماموريت بيگانه برعهده دارد!
طرح مقابله با اسلام و پيامبر خدا(ص) بعد از چند نشست پي درپي با حضور مشاوران امپراتور آماده شد و هراكليوس براساس آنچه در طرح پيش بيني شده بود، اجراي مرحله مقدماتي آن را به ابوعامر ابلاغ كرد. ابوعامر نامه اي خطاب به چند تن از منافقان مدينه نوشت. اين عده همگي از اشراف بودند كه بعد از گرويدن مردم به اسلام، زندگي اشرافي خود را از دست داده و كينه اسلام و مسلمين را به دل داشتند اما به علت اقتدار اسلام و باورهاي عميق مردم، جرات مخالفت آشكار نداشتند و از اين روي، ضمن مخالفت هاي پنهان با رسول خدا(ص) و كارشكني در امور مسلمين، در انتظار فرصتي مناسب نشسته و تظاهر به اسلام مي كردند. ابوعامر اين عده را مي شناخت و با آنان مراوده پنهاني داشت. در نامه ابوعامر خطاب به منافقان كه با پيك پنهان از روم به مدينه ارسال شد، آمده بود؛ اگر شما شرايط و زمينه لازم را فراهم آوريد، سپاه روم براي برچيدن بساط اسلام به مدينه حمله خواهد كرد و قدرت و جايگاه قبلي به شما بازمي گردد اما پيش از اين بايد در مدينه پايگاهي داشته باشيم- بخوانيد چيزي شبيه برخي از ستادهاي انتخاباتي اين روزها- تا پوشش مناسبي براي تجمع مخالفان اسلام و رسول خدا(ص) و مديريت برنامه ها باشد.
در طرح ابوعامر- همان طرح هراكليوس امپراتور روم- آمده بود اگر پايگاه مورد نظر، نشانه اي از ما داشته باشد به آساني شناخته شده و از ميان برداشته مي شود و توصيه اكيد شده بود كه اين پايگاه بايد ظاهري كاملا اسلامي داشته و در تبليغ و ترويج آن از مناسك و شعارهاي مورد قبول و احترام مسلمانان استفاده شود- به زبان امروز بخوانيد، استفاده از شال سبز! شعار الله اكبر! ادعاي پيروي از خط امام(ره)! و ...- و اينگونه بود كه «مسجد ضرار» ساخته شد.
2-رسول خدا(ص) سپاهي از مسلمانان پاكباز، آراسته و عازم جنگ «تبوك» بود. منافقاني كه با واسطه ابوعامر از امپراتور روم ماموريت گرفته بودند- شما مي توانيد روم آن روز را به زبان امروز، آمريكا ترجمه كنيد- نزد حضرت آمدند و خبر دادند كه قصد دارند در مدينه مسجدي بنا كنند تا پايگاهي براي گسترش اسلام باشد و از اين طريق براي دفاع از رسالت الهي رسول خدا(ص) - همان خط امام(ره) امروز- فعاليت كنند. آنها از پيامبر اعظم(ص) خواستند كه شخصا در اين مسجد نماز گزارده و آن را افتتاح كند. پيامبر اكرم(ص) تصميم در اين باره را به هنگام بازگشت از «جنگ تبوك» موكول فرمودند و در بازگشت پيش از آن كه وارد مدينه شوند همان منافقان نزد ايشان آمده و درخواست خويش را تكرار كردند؛... يا رسول الله(ص) به مسجد ما بيا و در آنجا نماز بگزار و از خدا بخواه به كار ما بركت دهد و... اما پيك وحي از توطئه منافقان پرده برداشت؛
«مسجدي كه آن منافقان ساخته اند براي ضربه زدن به مسلمانان، حمايت از كافران، تفرقه افكني در ميان مؤمنان و كمينگاه براي كسي است كه از ديرباز به مقابله با خدا و رسولش پرداخته است. آنان سوگند ياد مي كنند كه غير از نيت خير و خدمت به اسلام مقصودي نداشته اند، اما خدا گواهي مي دهد كه دروغ مي گويند... اي پيامبر! هرگز در آن مسجد قدم مگذار، همان مسجد- مسجد قبا- كه از ابتدا برپايه تقوا بنا شده براي عبادت شايسته تر است، در آن مرداني هستند كه به تهذيب نفس اشتياق دارند و خدا مردم پاك و مهذب را دوست مي دارد(آيات 107 و 108 توبه).
در پي نزول اين آيات، رسول خدا(ص) كساني را مأمور كردند تا آن مسجد را كه در كلام خدا مسجد ضرار- آسيب زننده- ناميده شده بود، ويران كنند و آن ويرانه را نيز به آتش بكشند... و مسجد ضرار كه از سوي امپراتور روم و اشراف مشرك و موقعيت از دست داده حجاز به عنوان پايگاهي براي مقابله با اسلام و پيامبرخدا(ص) بنا شده بود، اينگونه به فرمان خدا و به دست پيامبر حامي محرومان و پابرهنگان ويران شد.
اين روزها، هزار و چهارصد و چند ده سال بعد از آن روزها كه ماجراي « مسجد ضرار» اتفاق افتاده بود بار ديگر «ابوعامر»ها و «هراكليوس»ها به فكر بازسازي آن ماجرا افتاده بودند. بازي همان بازي بود و شخصيت ها، همان شخصيت ها، فقط جاي اشخاص عوض شده بود. بازيگران جديد در همان نمايشنامه به بازي گرفته شده بودند، از بازيگران، انتظار چنداني نبود، چرا كه برخي در هوس بازگشت به قدرت و برخورداري دوباره از ثروت و امكاناتي كه متعلق به آنها نبود، وارد بازي شده بودند- مانند طلحه و زبير در فتنه جمل كه حق را مي شناختند ولي برنمي تافتند- شماري به مأموريت آمده بودند- مانند ابوعامر از بيرون و عبدالله بن ابّي از درون- و جمعي نيز در غباري كه ميدان را فرا گرفته بود، به توهم افتاده بودند. اما، انگيزه ها هرچه بود و بازيگران هر كه بودند بازي همان بازي بود، بازسازي ماجراي «مسجد ضرار» .
ظاهرا سازندگان «مسجد ضرار جديد»! بخش پاياني آن داستان را كه مربوط به سرنوشت مسجد ضرار اول است فراموش كرده و نمي دانستند آن كانون فتنه چگونه ويران گرديده و به آتش كشيده شد. اگر، از سرنوشت مسجد ضرار اول با خبر بودند و هوشياري مردم ايران مخصوصا تجربه 30 ساله اخير آنان را دست كم نمي گرفتند، شايد مي توانستند پيشاپيش از پايان ماجراي خويش باخبر شوند و رسوايي ابوعامرها و عبدالله بن ابّي ها را تكرار نكنند. البته، خيلي هم قابل ملامت نيستند، چون فقط مومنان از يك سوراخ دو بار گزيده نمي شوند!
اگر قرار بود مردم مسلمان ايران كه پرورش يافته اسلام، امام راحل و خلف حاضر او هستند، هر سرابي را «آب» تلقي كنند، از هر سبزي تلقي سيادت داشته باشند، هر صداي الله اكبري را نشانه انقلابي بودن بدانند و هر كه نام امام راحل را بر زبان آورد، پيرو خط امام(ره) تصور كنند و... اگر چنين بود كه ايران اسلامي تاكنون و طي 30 سال گذشته هزاران بار در چنگال خونين و دست هاي غارتگر آمريكا و اسرائيل گرفتار شده بود!
رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفيذ حكم رئيس جمهور خطاب به جماعتي كه درپي بازسازي «مسجد ضرار دوم» بودند، فرمود؛
«با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگواري كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود، نمي توان اين مردم آگاه را فريب داد، چرا كه دل اين ملت به نور ايمان روشن است.»
جريان نفاق كه در مكه شكل گرفت، پس از هجرت پيامبر(ص) به مدينه و تشكيل حكومت اسلامى، داراى تشكل و همبستگى بيشتر گرديده و در سراسر دوران رسالت پيامبر(ص) در مدينه، دست به اقدامات، فعاليت ها و عملكردهاى خطرناك و تخريبى عليه اسلام، پيامبر(ص) و مسلمانان زدند.
بى ترديد جريان نفاق براى انسجام بخشيدن به فعاليت هايشان نياز به يك پايگاه داشتند تا درآنجا گردهم آمده، دسيسه ها، توطئه ها و ديگر اقداماتشان را عليه اسلام و مسلمانان سازماندهى نمايند؛ از اين رو به فكر تاسيس مركز تصميم گيرى شان نيز از آن سود جستند. آنان اين مركز را در قالب مسجد احداث نمودند تا عنوان مسجد، پوششى براى فعاليت هاى خرابكارانه آنان باشد، قرآن كريم اهداف و انگيزه هاى منافقان را از احداث مسجد ضرار اين گونه بر مى شمارد: «والذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل وليحلفنّ اناردنا الاالحسنى والله يشهد انّهم لكاذبون» كسانى كه براى زيان رساندن به مسلمانان، تقويت كفر، تفرقه افكنى ميان مؤمنان وكمين گاه ساختن براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود، مسجدى ساختند؛ آنان سوگند ياد مى كنند كه جز نيكى و خدمت، نظرى نداشته ايم، اما خداوند گواهى مى دهد كه آنها دروغگو هستند. بنابراين قرآن كريم اهداف شوم جريان نفاق را از احداث مسجد ضرار در چهار قسمت خلاصه مى كند: ۱- ضرر رساندن به مسلمانان: آنان برخلاف ادعايشان كه هدف ازبناى مسجد را تامين منافع مسلمانان وكمك به بيماران و از كار افتادگان قلمداد مى كردند، درصدد ضرر رساندن به مسلمانان، نابودى اسلام، پيامبر(ص)ومسلمانان بودند (والذين اتخذوا مسجداً ضراراً).
۲- تقويت مبانى كفر: آنان مى خواستند مبانى كفر را تقويت نموده، مردم را به وضعيت قبل از اسلام كه همان شرك و كفر است، بازگردانند (وكفراً).
۳- ايجاد تفرقه ميان مسلمانان: مى خواستند ميان صفوف مسلمانان تفرقه ايجاد نمايند، زيرا با اجتماع گروهى دراين مسجد، مسجد قبا كه نزديك آن بود يا مسجد پيامبر(ص)، ازرونق مى افتاد. (وتفريقاً بين المؤمنين).
۴- ايجاد پايگاه براى دشمنان خدا و رسول: آنان مى خواستند مركز و پايگاه و كانونى براى كسى كه با خدا وپيامبرش مبارزه كرده بود وسوابق سوءاش براى همگان روشن بود، بسازند تا از اين پايگاه برنامه هاى خويش را عملى سازند. (وارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل)
زينت و مسجد
«يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» اي فرزندان آدم! نزد هر مسجد (به هنگام نماز، لباس و) و زينتهاي خود را برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نکنيد، همانا خداوند اسرافکاران را دوست ندارد. *شايد بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطاب (يَا بَنِي آدَمَ) بيان ميشود، مربوط به تمام انسانها و همه اديان و از مشترکات آنان است.
اسراف
* قرآن به مال و فرزند، «زينت» گفته است، (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا) بنابراين ممکن است آيه بيانگر اين باشد که مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشيد، تا با مال، به حل مشکلات اقتصادي مسلمين بپردازيد و با حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشکلات تربيتي نسل آينده را حل کنيد.
* در روايات، امام جماعت عادل، آراستگي ظاهر، عطر زدن و لباس زيبا پوشيدن به هنگام نماز، بلند کردن دستان به هنگام رکوع و سجود در نماز، شرکت در نماز عيد و نماز جمعه، از جمله مصاديق زينت شمرده شدهاند.
* امام مجتبي (عليه السلام) به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترين لباس خود را ميپوشيد و ميفرمود: «انّ الله جميل يحبّ الجمال فاتجمّل لربّي)، خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد و من لباس زيباي خود را براي پروردگارم ميپوشم و آنگاه اين آيه را تلاوت ميفرمود.
* خداوند زيبا و زينت را دوست دارد، وگر نه به آن امر نميفرمود، (خُذُواْ زِينَتَکُمْ ) چنانکه اسلام، آيين فطري است و انسان نيز فطرتاً از زينت لذت ميبرد. شايد بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطاب (يَا بَنِي آدَمَ) بيان ميشود، مربوط به تمام انسانها و همه اديان و از مشترکات آنان است
* با زينت به مسجد رفتن، احترامي به بندگان خدا، به عبادت خدا است و همچنين سب ايجاد جاذبه و ترغيب عملي ديگران به آمدن در آنجاست.
* گرچه استفاده از زينت و طعام، امري فطري و طبيعي است، ولي در شرايط خاص مانند وجود نيازمندان و محرومان، بايد با آنان همدردي کرد، لذا در تاريخ ميخوانيم که نوع لباس امام صادق(عليه السلام) که مردم در رفاه نسبي به سر ميبردند، با لباس امام علي(عليه السلام) که مردم فقير و ندار بودند، متفاوت بود، چون شرايط اجتماعي هر کدام فرق داشت.
پيامهاي آيه
1. مسجد که پايگاه مسلمانان است، بايد آراسته، زيبا و با جاذبه باشد. (خُذُواْ زِينَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ)
2. بهترين و زيباترين لباس، براي بهترين مکان است (خُذُواْ زِينَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ)
3. اسلام، همه به باطن نماز توجه دارد، (فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)، هم به ظاهر آن. (زِينَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ) آري، در اسلام، ظاهر و باطن، دنيا و آخرت به هم آميخته است.
4. زينت، اگر چه در نماز فردي هم ارزش است، اما در اجتماع و مسجد، حساب ويژهاي دارد. (عند کل مسجد)
5. اول نماز، آنگاه غذا. (عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ) اول توجه به روح و معنويت، آنگاه توجه به جسم.
ارتباط مسجد، قرآن و انسان
نقش قرآن در رشد انسان مسائل مطرح شده در قرآن را ميتوان در سه بخش خلاصه کرد:
1- آيات اعتقادي که به مسائل اعتقادي مثل توحيد، معاد، بيان صفات الهي، مسئله نبوت و... در قالب داستانهايي از انبياء، آيات عذاب و بشارت بهشت، استدلالات عقلي و سفارش به تفکر، ميپردازد.
2- آيات اخلاقي که در آنها از نحوه صحيح رفتار با والدين، همسايهها، روابط اخلاقي بين زن و شوهر، رابطه با فرزند، گناهان قلبي و صفات مؤمنان و از اموري از اين دست سخن به ميان آمده است.
3- آيات مربوط به احکام الهي و دستورات شرعي مثل نماز، روزه، زکات، حج، خريد و فروش، ازدواج و طلاق و... است.
هر کدام از اين سه بخش در تربيت و تکامل انسان موثر هستند؛ يعني يک انسان براي رسيدن به سعادت و رشد معنوي و کمال انساني به اعتقاد و جهانبيني صحيح، رفتار اخلاقي و ديني، و انجام اعمال عبادي نياز دارد.
انسان و قرآن در مسجد
مسجد به عنوان يک پايگاه عظيم اجتماعي، بايد در راستاي نهادينهسازي معارف قرآن در بين اقشار جامعه گامهاي بلندي بردارد. متوليان مسجد و امامجماعت ميتوانند در زمينه آشنايي نمازگزاران و نوجوانان و جوانان با آموزههاي قرآني برنامهريزي کرده، طرحها و برنامههاي مفيد و جذابي را اجرا نمايند. مهمترين اين برنامهها عبارتاند از:
- تشکيل کلاسهاي قرآن: اين کلاسها داراي تنوع زيادي هستند که روخواني، ترتيل، حفظ، قرائت، مفاهيم و تفسير را شامل ميشوند. اين کلاسها ميتوانند در گروه هاي مختلف سني و در سطوح مبتدي تا استادي براي خانمها و آقايان برگزار شوند و علاقهمندان ميتوانند در هر رشتهاي ثبتنام کنند.
آنچه که متوليان اين امر بايد به آن توجه داشته باشند اين است که در انتخاب اساتيد قرآن نهايت دقت را داشته باشند و ترجيحا معلمان آگاه و باسواد و متدين را براي اين امر گزينش نمايند.
- ايجاد کتابخانه و بانک نرمافزار: کتاب جويباري دائمي است که مدام تازههاي علمي رادر اختيار انسان قرار ميدهد. يکي از نيازهاي ضروري هر مسجدي، داشتن کتابخانهاي است که از نظر داشتن کتب ديني و قرآني غني باشد. همچنين به دليل گسترش دانشهاي ديجيتال، وجود يک بانک نرمافزار ضرورت دارد. دارا بودن چنين امکاناتي، زمينه اقبال و رويآوري اهل علم، به خصوص نسل جوان به مسجد و قرآن را فراهم مي آورد. اهميت اين مسئله بر هيچ انسان آگاهي پوشيده نيست.
- استفاده از روشهاي نوين آموزشي: درواقع اين بخش بيشتر در جهت آموزش قرآن به کودکان و نوجوانان است. روحيه شاد و حساس کودکان و نوجوانان نيازمند توجه ويژه و نحوه برخورد حساب شده است. کودکان دوست دارند در محيطي شاد و به دور از اجبار و سختي و همراه بازي کردن فرايند يادگيري را تجربه کنند. از اين رو شايسته است از روشهاي نوين آموزشي که همراه بازي و سرگرمي است استفاده شود.
- منبرهاي قرآني: منبر از صدر اسلام در مساجد وسيله ترويج معارف قرآن بوده است. برگزاري سخنرانيها و موعظههاي اخلاقي در مساجد و منبرها، نقش بسيار زيادي در ترويج آموزههاي قرآني دارد. علما و واعظان ميتوانند از طريق تفسير آيات قرآن و توصيههاي اخلاقي مردم را هر چه بيشتر با اين کتاب سراسر نور و معنويت آشنا سازند.
انسان موجودي است که داراي استعدادهاي بالقوه بيشماري است. اين ظرفيتها و استعدادها اگر درست هدايت شوند و رو به کمال انساني داشته باشند، ميتوانند انسان را به مقام خليفهاللهي نائل سازند. از اين رو خداوند متعال که هم خالق و هم پرورشدهند موجودات است، براي رسيدن انسان به کمال و قرب الهي برنامه مدوني را در قالب بيانات نوراني به پيامبر اکرم(ص) وحي فرمودند. اين کلمات نوراني که قرآن نام گرفتهاند، حاوي دستورات راهگشايي براي نيل به مقصود هستند. اسلام براي گسترش فرهنگ ناب خود، مسجد را عبادتگاه و مکاني براي اجتماع مسلمان و ترويج حقايق و معارف قرآن در نظر گرفته است. از اين مطلب چگونگي ارتباط مسجد، قرآن و انسان به خوبي شناخته ميشود.
مسجد و تقويت بنيان هاي اخلاقي
مسجد، پايگاه عبادت خداوند متعال و پايگاه تعليم و تعلم معارف اسلامي است. محل طهارت ظاهري و باطني و مکان فرود آمدن رحمت و مغفرت آسماني است. (مستدرک الوسايل، ج3، ص363) در برخي از روايات از مساجد با تعبيري لطيف به عنوان بازار آخرت ياد شده يعني همان گونه که بازار دنيا محل خريد و فروش و مبادله کالا و متاع هاي دنيوي است مسجد نيز محل کسب امور معنوي و اسبابي است که در سراي آخرت داراي کاربرد و تأثير
مي باشد. در حديثي از رسول اکرم (ص) آمده است: «المساجد سوق من السواق الاخرة قراها المغفرة و تحفتها الجنة؛ مساجد بازاري از بازارهاي آخرت است، از کساني که به آن وارد مي شوند با مغفرت پذيرايي مي شود و هديه آنان بهشت است.» (مستدرک الوسائل) همچنين ايشان مي فرمايند:«المسجد بيت کل تقى؛ مسجد، خانه هر پرهيزکارى است.» (شهاب الاخبار ) هم ايشان در روايتي خطاب به اميرالمؤمنين (ع) گام برداشتن به سوى مسجد را از مواردي بر مي شمارند که موجب نورانيت دل آدمي مي گردد. (المواعظ العدديه) از اين احاديث و ديگر متون ديني مرتبط ، نقش مسجد در تقويت بنيان هاي اخلاقي روشن ميگردد.
امام صادق (ع) درخصوص آثار اخلاقي حضور در مساجد ميفرمايند: «عليکم باتيان المساجد فانها بيوت الله فى الارض من اتاه مطهرا طهره الله من ذنوبه و کتب من زواره؛ بر حضور در مساجد مواظبت کنيد. چرا که مساجد، خانههاى خداوند در زمين است. کسى که با حالت طهارت وارد مسجد شود، خداوند او را از گناهانش تطهير مىنمايد و نام وى را در زمره زائرين خويش مىنويسد.» (وسائل الشيعه، ج 1) اثرات مثبت حضور در مساجد به اين دليل است که اطمينان و آسايش حاصل از حضور در مسجد، توانايي انجام صحيح، وظايف و تکاليف شرعي ديگر را نيز به دست خواهد داد. مسجد، فضايي را به وجود ميآورد که روح تعبد و انگيزهها ي استوار بندگي خداوند متعال در چنين فضاي آکنده از رحمت الهي در کالبد اهل آن دميده ميشود و دل و جان حاضران با رايحه خوش معنويت جلا مي يابد.
مسجد، قوانين نوشته ندارد، اما ضوابطي نانوشته، اما مقبول نزد اهل آن وجود دارد که تعالي بخش روح انسانهاست. آداب و مقررات مسجد براي همه يکسان است و کسي امتيازي بر ديگران ندارد و همه بايد آداب مسجد را رعايت کنند. در نماز جماعت همه به يک شکل و در يک قالب کلي نماز ميگزارند و کسي نميتواند با تکبر و غرور، خود را از ديگران برتر بداند و خارج از اين چارچوب رفتار کند. مساجد که محل ظهور ارزشهاي والاي اخلاص، توحيد، تسليم و عبادت هستند، بر خلاف معابد و کليساها از توانمنديهاي ويژه و گستردهاي برخوردارند. اين اماکن مقدس به عنوان خانه خدا و محل عروج مؤمن، جايگاه بروز و ظهور وحدت و مساوات هستند. به نحوي که همه افراد از هر نژاد و رنگي و با هر سن و شغلي و با هر موقعيت و سرمايه اي، برادرانه و بدون هيچ تشريفاتي در کنار يکديگر و در قالب صفهاي منظم به عبادت مشغول ميشوند؛ با هم قيام و قعود و رکوع و سجود ميکنند؛ با هم رکوع کرده و قنوت ميخوانند و به هيچ روي از يکديگر پيشي نميگيرند. اين نظم و هماهنگي
بي نظير در يک زمان و مکان مشخص و با الفاظ و حرکات يکسان و با اقتدا به امامي پرهيزکار، سبب ايجاد روح نظم و وحدت و يگانگي، برابري و برادري و در نهايت دميده شدن روح ايمان و پرورش تقوا در ابعاد فردي، اجتماعي، سياسي و... در جانها ميشود.
دو واژه مسجد و نماز همايند هميشگي در ذهن هر آشنا به دين اسلامند. همه ميدانند که پايگاه نماز، مسجد است. نماز داراي آثار فراوان تربيتي است و به عنوان " بنيان اسلام"؛ امام باقر (ع): « بني الاسلام علي خمس: الصلوة و... » (الکافي ج : 2 ص : 19)، "ستون دين"؛ پيامبر اکرم (ص): « الصلوة عمود دينکم» (ميزان الحکمه ، ج 5، ص 370)، "نور مؤمن"؛ پيامبر اکرم (ص): « الصلوة نور المؤمن» (نهج الفصاحه، ص 396) و"نشانه ايمان"؛ پيامبر اکرم (ص): «علم الايمان الصلوة» (شهاب الاخبار، ص 59 ) و ديگر عناوين والا مطرح گرديده است. نماز، اولين موردي است که روز قيامت از آن سئوال ميشود که اگر قبول شود مابقي اعمال نيز قبول است و اگر پذيرفته نشود مابقي اعمال نيز پذيرفته نميشود. «امام علي (ع): إن قبلت قبلت ما سواها و إن ردَّت ردّت ما سواها» (وسائل الشيعة ج4 ص27). در قرآن، عامل مهمي در جهت دوري از زشتيها و نارواها عنوان شده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ» (سوره عنکبوت - آيه 45).
در نتيجه بايد گفت قلب تپنده مسجد، نماز است و احياي بنيانهاي اخلاق فرد و جامعه به احياي حضور در مساجد بستگي دارد. در کنار اقامه نماز، سخنرانيهاي ديني و اجراي برنامه ها و کلاسهاي مذهبي، طراوت اخلاقي انسانها را صيانت ميکنند و گرد و غبار غفلت و فراموشي را از چهره مؤمنان ميزدايند. اين همه از برکات مساجد است. در احاديث، براى کسانى که به مسجد رفت و آمد مىکنند، بهرههاى فراوان ذکر شده است، از جمله: پيدا کردن دوست و برادر دينى: «امام علي (ع): اَخٌ يَسْتَفيدُهُ فِي اللّهِ؛ دوستي است که از او در مسير خدا استفاده مي کند.» (وسائل الشيعة ج5 ص193)، آگاهى هاى مفيد، ارشاد و دورى از گناه، برخوردارى از نعمت و رحمت الهى: «علما مستطرفا او آية محکمة او يسمع کلمة تدل علي هدي او رحمة منتظره او کلمة ترده عن ردي، او يترک ذنبا خشية او حياء.» (همان) اين بهرهها به تدريج مراتب اخلاقي نمازگزار را ترقي ميدهد و درجات ايمان او را افزونتر ميکند.
مهم ترين محور بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جوانان استان خراسان شمالي (در تاريخ23/7/1391) تأکيد بر رونق مساجد و تعيين امام جماعت شايسته براي مساجد است. ايشان در اين ديدار بيش از 16 سئوال را مطرح کردند که بسياري از آنها جنبه اخلاقي داشتند. به عنوان مثال ايشان دلايل قانون گريزي، بي اعتمادي، تخلفات و رباخواري را در جامعه مطرح کردند که اگر همه آنها ريشه يابي شود، در ضعف ايمان است و پايگاه تقويت ايمان نيز مساجد هستند. از اين جهت، معظم له تأکيد فراواني بر احياي مساجد داشتند. اميدواريم با همگاني شدن فرهنگ حضور در مساجد و اقامه نماز جماعت، پايههاي اخلاقي آحاد جامعه اسلامي استوارتر گردد.
راهکارهاي جذب نوجوانان و جوانان به مسجد
از بدو تأسيس حکومت اسلامي مهم ترين مراکز تجمع، عبادت، آموزش معارف ديني و علمي، تصميم گيري و ساير مسائل مهم مسلمانان، مساجد بوده است. در جريان انقلاب اسلامي ايران، امام خميني (ره) کوشيد مساجد را احيا نمايد. دراين ميان، جذب نوجوانان و جوانان به عنوان آينده سازان جامعه اسلامي بسيار اساسي به نظر مي رسد. مسجد مي تواند شخصيت نوجوان و جوان را مطابق آموزه هاي ديني، بارور و روح خداجويي و عدالت خواهي را در اعماق وجود آنان ريشه دار سازد. پس لازم است راهکارهاي جذب جوانان و هدايت آنان به مساجد، شناسايي شود و مورد اهتمام قرار گيرد تا رفته رفته زمينه هاي حضور فعال تر جوانان در مساجد فراهم گردد. در اين مقاله، راهکارهايي در اين خصوص ارائه مي شود:
1- زيباسازي فضاي مسجد: از آنجايي که طبع نوجوانان و جوانان، پاک، زيبادوست و پر نشاط مي باشد، لذا به مکان هاي پاکيزه، زيبا، جذاب و دلپذير بيشتر گرايش پيدا مي کنند. بنا بر اين براي جذب آنان به مساجد بايد به معماري اسلامي ايراني توجه کرد و اين مکان ها را آراسته و پاکيزه ساخت، فرش هاي مسجد تميز و پاکيزه بوده، روشنايي در حد مطلوب و مسجد همواره معطر و خوشبو باشد و نماز گزاران با لباس پاکيزه و بوي خوش وارد مسجد شوند.
2- تجهيز مساجد: مساجد اين ظرفيت را دارند تا مجتمعي باشند که کتابخانه، سالن مطالعه، کلاسهاي هنري، کارگاه هاي مهارت افزايي، کافي نت، بانک نرم افزار و... را در کنار ديگر فعاليتهاي خود در بر داشته باشند.
3- ترويج ارزشهاي متعالي مسجد و نماز جماعت: در حديثي پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند: «اگر مردم ارزش اذان گفتن و شرکت در نماز جماعت را مي دانستند، براي اين کار قرعه کشي مي کردند.» (بحارالانوار ،ج 88 به نقل از جعفري، 1388، ص 73). مقام معظم رهبري مي فرمايند: «براي تبيين ژرفاي نماز و معرفي رازها و زيبايي هاي آن، دست به تلاش پيگير و همه جانبه زده شود.» (پيام به اجلاس ششم، 1376) بايد گفت درصورت ارائه هنرمندانه اين گونه آموزه ها قطعاً ميزان انگيزش نسل نو جهت ورود به فعاليتهاي مسجد افزايش خواهد يافت.
4- برخورد مناسب از سوي امام جماعت و ديگر امناي مسجد و استقبال از پيشنهادها و برنامه هاي جوانان: جوان و نوجوان دوست دارد در اجتماع ايفاي نقش کند و ديگران به نظرات او توجه داشته باشند. مسجد اگر کانون توجه به اين قشر باشد، شاهد گرمي حضور فعال آنان در مساجد خواهيم بود. رسول اکرم (ص) مي فرمايند: «عليکم بالاحداث» يعني بايد به نسل نو توجه کنيد.
5- ارائه عرفان ناب اسلامي - قرآني در محتواي برنامهها: سنين جواني از نظر روانشناسي، سنين عرفاني معرفي شده، زيرا جوانان در اين سنين به دلايل تحولات خاص روحي و رواني به مسائل روحاني به شدت متمايل مي شوند. نياز جوانان به عرفان و معارف قرآني است که نه تنها با حالات عرفاني و نماز مطابق است، بلکه اگر به وسيله نماز و دعا و برنامه هاي تربيتي ارضاء نشود، جوانان به عرفان هاي نوظهور، صوفي گري و امثال آن روي خواهند آورد. در سنين جواني انسان به استنتاج دست مي يابد و اصول عقايد را با تحقيق مي پذيرد و از تقليد پرهيز مي کند. اگر مسجد تراز اسلامي مرکز ارائه معنويت اصيل و معرف عقايد صحيح ديني باشد، مأمن و پايگاه انديشه نسل نو خواهد شد.
6- گزينش روشها و شيوه هاي مؤثر تبليغ و دعوت: آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. مبلغ و دعوت کننده بايد مؤمن به آن چيزي باشد که ديگران را به آن دعوت مي کند. دل او به آنچه ميگويد بايد آرام باشد. دل مي تواند دل را هدايت کند. دعوت و تبليغ ما هنگامي مؤثر است که نشأت گرفته از درون باشد و اين امر، نياز به ايماني دارد که در جان آدمي ريشه دوانده است. لذا اين يک هشدار است براي دست اندرکاران اين امر که اگر باوري راستين، عامل حرکتشان نباشد نخواهند توانست در ديگران نفوذ کنند. (قائمي ، 1375، ص 27). امام صادق (ع) نيز ضرورت مطابقت قول و فعل عالمان و واعظان را اين گونه بيان فرموده اند: «اگر عالم و دانشمند به علم خود عمل نکند، موعظه و اندرز او از دل ها مي لغزد، آن چنان که باران از روي سنگ صاف و نشيب هاي لغزنده کوه صفا لغزان است.» (کافي، جلد 1، ص 44). بنا بر اين مهم ترين گام در تأثيرگذاري دعوت کننده و مبلغ، مطابقت گفتار با کردار وي است. حال بايد دقت شود که مؤثرترين روش تبليغي و تربيتي کدام است؟ »در تربيت چند چيز شرط است؛ يکي مشافهه و چشم به چشم بودن و نکته بعدي محبت و تقدس.» (تقي قرائتي ، 1380، ص 98). توجه به اين امر لازم است که «هدف ما آنهايي هستند که نماز نمي خوانند و يا به مسجد نمي روند و مي خواهيم به نماز و مسجد دعوتشان کنيم. براي آنها بايد برنامه داشته باشيم و يکي از برنامه هاي مهم، ارتباط مستقيم است.» (افشار، 1376، ص 155) بنا بر اين در اين زمينه مي پذيريم که «تربيت بايد نفس به نفس باشد، جوان به جوان.جوان هاي نمازخوان و مسجدي مي توانند جوان هاي ديگر را جذب مسجد کنند و همسالان خودشان را به پاي نماز بياورند.» (فقيهي، 1376، ص 165). لازم به نظر مي رسد امام جماعت و هيئت امنا جهت انس با نوجوانان و جوانان وقت کافي صرف کنند تا در رهگذر دوستي و رفاقت به اهداف تربيتي دست يابند.
7- بررسي ميداني علل عدم حضور نيافتن نوجوانان و جوانان در مسجد: گاهي برخي عوامل محلي و منطقه اي باعث دفع نوجوانان و جوانان از مسجد مي گردد. بايد آنها را شناخت و در صدد اصلاح آن برآمد. از اين عوامل
مي توان به بي رغبتي به حضور در مسجد به جهت بدرفتاري برخي نمازگزارن، همفکر نبودن با امام جماعت از نظر ديدگاه سياسي، عيب هاي احتمالي بستگان و نزديکان امام جماعت، طول کشيدن نماز جماعت، رفتار نامناسب متوليان و دست اندرکاران مسجد و... اشاره کرد.
8- پاسخ منطقي به پرسش جوانان: ذهن جوان سرشار از پرسش است. توفاني از پرسش ها و پيچيدگي ها در ذهن اوست. آرمان طلب و تعالي خواه است. روح متلاطم و پر کشش او قرار و آرام ندارد. اگر مأمني باشد و امام مسجد، عالم و اميني که جوانان در حضور او آرام و قرار يابند و با کمال آرامش، نظر و پرسش خود را مطرح کنند و پاسخ بشنوند و نگران نباشند که مبادا متهم شوند، مبادا تکفيرشان کنند و انگشت نما شوند، به مساجد جذب مي شوند. زيرا روح جوان مثل ماهي از مقابل فشار و تنگنا مي گريزد.
9- ايجاد ارتباط بين مساجد و مراکز تفريحي - ورزشي: اين دو نبايد از هم جدا باشند. طبيعت نياز دارد به مراکز تفريحي، فطرت هم نياز دارد به مساجد. ما بايد در کنار مساجد، مراکز تفريحي - ورزشي و در کنار مراکز تفريحي - ورزشي، مراکز عبادي داشته باشيم. بهترين عبادت ها آن وقت انجام مي شود که انسان طبيعتش با نشاط گردد تا اين نشاط ، مقدمه نشاط معنوي او در مسجد و نماز و عبادت شود.
نگاهي به مهم ترين شاخصه هاي مسجد تراز اسلامي
امروزه، جامعه اسلامي ما همانند ديگر جوامع، از ويژگي ها و کارکردهاي حقيقي مسجد در صدر اسلام فاصله دارد. براي رسيدن به الگوي مسجد تراز اسلامي نياز به کم کردن اين فاصله ها داريم. مسجد تراز اسلامي عهده دار نقش هاي مهمي در زمينه عبادي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي و... است. براي تبيين جايگاه و شاخصه هاي مسجد تراز اسلامي بايد بازگشتي به صدر اسلام داشت و بررسي کرد که در آن زمان هدف از بناي مسجد چه بوده و نيات و خواسته هاي پيامبر اکرم (ص) در مورد مسجد چيست؟ زيرا مشخص کردن کارکرد مسجد در صدر اسلام ميتواند بهترين الگو در تهيه و تدوين مسجد جامع تراز اسلامي باشد. با الگوبرداري از مساجد صدر اسلام مي توان به مسجد تراز اسلامي در جامعه کنوني دست يافت. مطالعه ويژگي ها و کارکردهاي مسجد در صدر اسلام، سيماي مسجد تراز اسلامي را براي ما به خوبي روشن مي کند؛ فرازهايي از اين و يژگيها و کارکردها را در اين نوشتار مختصر ذکر مينماييم؛
* مفهوم مسجد تراز اسلامي: واژه « تراز» يا «طراز» در کتب لغت به معناي «قاعده، قانون، روش، طرز، رتبه، قسم، نوع، هم شأن، هم پايه و همسطح» است. مسجد تراز اسلامي عنواني است که نخستين بار مقام معظم رهبري در پيامي که به نوزدهمين اجلاس سراسري نماز اجلاسيه نماز دادند، خواستار رسيدن به چنين مسجدي شده اند. منظور از مسجد تراز اسلامي، رسيدن به مسجدي است بر اساس قاعده و روش صدر اسلام.
برخي از شاخصه هاي مسجد تراز اسلامي:
1 - مسجد، کانون عبادت:
نام مسجد يادآور بندگي در برابر پروردگار متعال است. مسجد، جايگاه سجده است و سجده اوج عبادت و بندگي انسان براي خدا: «السُّجودُ مُنتَهَي العِبَادَه مِن بَني آدَم» و مسجد جايگاه عبادت خالصانه است: «وَ اَنَّ المَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدعُو مَعَ اللَّهِ أَحَدا»؛ (مساجد جايگاه خدا و براي خداست، پس با خدا کسي را نخوانيد). خلاصه مسجد اسلامي، اين است که زمينه را براي عبادت خالصانه فراهم نمايد، تا مؤمنان در آنجا با پرداختن به نماز و ذکر دعا، زنگار غفلت را از دل و جان بشويند و با خدا انس بگيرند. پيامبر گرامي اسلام (ص) از نخستين روزهايي که دعوت به اسلام را به صورت آشکارا مطرح ساختند، از کعبه و مسجدالحرام (اولين مسجد ساخته شده بر روي کره زمين) به عنوان پايگاه عبادي استفاده مي کردند و در آن به قرائت قرآن و مناجات با خدا و اقامه نماز مي پرداختند. شواهد تاريخي بيانگر آن است که مسلمانان را تشويق و ترغيب مي نمودند تا به مسجد رفت و آمد کنند و از برگزاري نمازهاي پنج گانه در مساجد بدون عذر تخلف نورزند. اين تأکيدات تا بدان حد هستند که خودداري از حضور در مساجد از روي بي اعتنايي، نوعي رويگرداني از سنت پيامبر (ص) و موجب عدم قبول عبادات به شمار مي آيد. همچنين نخستين کار پيامبر اکرم (ص) پس از هجرت به مدينه، ساختن مسجد در محله «قبا» در نزديکى مدينه بود. بنايى که بسيار ساده بود و در مدتى اندک، جايگاه عبادت مسلمانان به امامت رسول خدا (ص) گرديد.
2 - مسجد، کانون تعليم و تربيت:
در صدر اسلام، مسجد افزون بر محل برگزاري مراسم عبادي، محل دانش آموزي نيز به شمار ميآمد. بر اين اساس، پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه و ساختن مسجدالنبي، فصل نويني در فعاليت هاي آموزشي مسجد آغاز شد. تعليم و تربيت و آموزش احکام دين در مسجد صورت مىگرفت و پيامبر (ص) بيشتر پس از نماز صبح و عشا به سخنراني و گفتگوهاي علمي مي پرداخت. اين جلسه ها با حضور مردان و زنان مسلمان برپا مي شد که اين از آشکارترين جلوه هاي آموزشي مسجد در مدينه بود. تفسير قرآن و سخن گفتن در باره معاني آن، بخش درخور توجهي از سخنراني هاي پيامبر (ص) را تشکيل مي داد. افزون بر جلسه هاي سخنراني پيامبر (ص)، کلاس هاي آموزشي گوناگوني نيز در مسجد تشکيل مي شد. با اين توضيحات، اهميت جنبه هاي آموزشي مسجد معلوم مي شود. پيامبر(ص) مي فرمايند: هر گونه توقفي در مسجد، لغو و بيهوده است مگر براي سه دسته: کسي که پس از نماز به تلاوت قرآن مي پردازد، آن که سرگرم ذکر و ياد خداست و کسي که به مباحثات علمي اشتغال داشته باشد. بر اساس روايت، تشکيل جلسه هاي علمي در مسجد، نسبت به جلسه هاي دعا، جايگاه والاتري دارد و پاداش آن، ثواب عمره کامل يا حج کامل و جهاد در راه خداست که رحمت خدا آنان را فرا مي گيرد. در اين ميان، طرح مباحث ديني در مسجد، فضيلت بيشتري دارد. پس از پيامبر (ص)، ائمه (ع) نيز براي حفظ جنبه هاي آموزشي مسجد، تلاش هاي ارزنده اي انجام دادند.
مسجد، ابزارها و موقعيتي را در اختيار دارد که به کمک آن مي تواند به آموزش و افزايش شناخت ديني نمازگزاران بپردازد. مسجد، مکاني است که مسلمانان براي برپايي فرائض الهي و مجالس مذهبي در آن حاضر مي شوند و اين فرصت مناسبي است تا معارف و احکام دين نشر پيدا کند. البته نقش امام جماعت در اين ميان بسيار مهم است. بدون در نظر گرفتن تاريخ بناي مسجدها، محققان و مورخان پذيرفته اند که پيش از پيدايش مدرسه، مسجد يگانه مرکز مهم آموزشي، فرهنگي در جهان اسلام بوده است. هرچند برخي از محققان از جايگاه هاي آموزشي ديگري همچون مکتب هاي خانگي و «دارالقرّاء» نيز ياد کرده اند، ولي فعاليت هاي آموزشي در اين مراکز چنان محدود بوده که ما امروزه اطلاعات قابل توجهي در باره چگونگي آموزش در اين مکانها در اختيار نداريم. حال آنکه نام مسجدهاي مهم اسلامي که جايگاه فعاليت هاي آموزشي بوده، در تاريخ ماندگار شده است. حتي نام مدرسان اين مسجدها، همراه با اطلاعات قابل توجه ديگري در باره مطالبي که در مسجد تدريس مي شده، در اختيار است. پس از پيدايش مدرسه نيز تا سال ها، مدرسه در دامان مسجد بنا مي شد. ازاين رو، در بيشتر کتاب هايي که در باره مسجد به نگارش درمي آمد، از مدرسه بسيار سخن گفته مي شد که اين به سبب ارتباط بسيار نزديک مسجد و مدرسه است.
3 - مسجد، کانون فعاليت هاي سياسي:
از آغاز اسلام، مسجد با مسائل سياسي آميخته شد. زيرا شريعت اسلام ديني است که در آن رابطه اي مستقيم بين فعاليت هاي عبادي و سياسي وجود دارد. اين ارتباط به روش هاي متعدد قابل تصور و درک است که از آن جمله مي توان به خطبه هاي نماز جمعه و بيان مسائل حکومتي و سياسي و مسائل مهم اجتماعي توسط خطيب جمعه اشاره کرد. مسجد، پايگاه همه فعاليت هاي سياسي جامعه اسلامي و در واقع، «دارالحکومه» آن بوده است. ملاقات رهبران و نمايندگان خارجي و تصميم گيري هاي مهم در مساجد صورت مي گرفت و حرکت هاي سياسي، اجتماعي از مسجد رهبري و سازماندهي مي شد. پيامبر (ص) پيش از هجرت به مدينه، با وجود فشار حاکم در مکه با برخي از گروه ها، در مسجدالحرام گفتگو مي کرد. پس هجرت به مدينه نيز پيامبر (ص) در مسجد، با افراد و گروه هاي اعزامي از قبيله ها و طايفه هاي گوناگون، گفتگوي سياسي انجام مي داد. در مسجد النبي مکاني به نام «اسطوانة الوفود» براي اين گفتگوها در نظر گرفته شده بود.
4 - مسجد، مرکز دادخواهي و قضاوت:
به گواهي تاريخ، مسجد نخستين مکاني است که پيامبر اکرم (ص) در آن به قضاوت و دادخواهي و حل و فصل اختلافات، منازعات و صدور احکام قضايي پرداختند و مکان ديگري جز مسجد براي قضاوت ايشان نقل نشده است. امر قضاوت بعد از پيامبر (ص) همچنان در مسجد انجام مي شد و اين مسئله به قدري رايج بود که جايگاه قضاوت امام علي (ع) در مسجد کوفه به «دکة القضاء» شهرت يافته و همچنان باقي است. در روايتي به نقل از امام علي (ع) چنين آمده است: «به آن حضرت گزارش رسيد که شريح قاضي امر قضاوت را در خانه اش انجام مي دهد. فرمود: اي شريح! به امور قضاوت در مسجد رسيدگي کن که همانا از ديدگاه مردم، عادلانه تر است، و براي قاضي، قضاوت در خانه موجب خفت اوست.» با گسترش جمعيت مسلمانان و کثرت منازعات و اختلافات، سازمان هايي به امر قضا در جامعه اسلامي پرداختند. پس از برقراري جمهوري اسلامي ايران، قوه قضائيه، يکي از قواي سه گانه نظام حکومتي، اين امر را بر عهده گرفت. امروزه، جلسات شوراهاي حل اختلاف، با نظارت قوه قضائيه ، در مسجد تشکيل مي گردد. لازم به ذکر است که برخي از علما قائل به کراهت قضاوت در مسجد هستند.
5 - مسجد، پايگاه نظامي:
به گواهي تاريخ، مسجد در صدر اسلام، محل برافراشته شدن پرچم سپاه اسلام و اعزام آنان به جبهه هاي نبرد بوده است. پيامبر اکرم (ص)، خطبه هاى آتشين خود را که براى اعزام مسلمانان به جهاد و مبارزه با کفر و شرک بود، در مساجد ايراد مى کردند و حتى آمادگي هاى قبل از اعزام هم در مسجد شکل مى گرفته است.
همواره مسجد، جايگاه گفتگو و مشورت در رويدادها بوده و مهم ترين اين مشورت ها در حوزه نظامي و غزوات و تنظيم سياست هاي دفاعي انجام مي شده است. بدون ترديد، جامعه اي که در راه تحقّق ارزشهاي اسلامي گام برمي دارد، هيچ گاه از دستبرد و تجاوز دشمنان دين ايمن نمي ماند. اين رهنمود قرآن است که: «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى يَرُدُّوکُمْ عَنْ دِينِکُمْ؛ کافران همواره با شما مي جنگند تا آنگاه که شما را از دينتان برگردانند.» از سوي ديگر، در جهاد اسلامي، رسيدن به پيروزي همواره در گرو برخورداري از نيروهاي رزمنده مؤمن، معتقد و مکتبي است. مسجد در اين زمينه نقشي حياتي را ايفا مي کند؛ زيرا در حقيقت، رزمندگان مدافع اسلام، پرورش يافته مساجدند. اين مسجد است که در فضاي قدس و طهارت و شکوفائي علمي، فرهنگي و تربيتي خود، بذر ايمان، آگاهي و روشن بيني را در جان و دل جوانان حق جو مي پروراند. دست پرورده هاي مسجد، گاه چنان به بار مي نشينند که حتّي مربيان خود را هم دچار شگفتي مي کنند. آنان در نهايت، خار چشم دشمنان دين و مايه عزت و آبروي مسلمانان مي شوند. خداي تعالي، ستم ستيزي اين گونه مسلمانان پارسا و جهادگر را چنين ترسيم مي فرمايد:«وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ کَزَرْعٍ أخْرَجَ شَطْئَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوي عَلي سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ؛ مثل پيروان راستين پيامبر، همچون نهالي است که جوانه خويش را از زمين بيرون مي آورد، رفته رفته نيرومند و استوار مي شود و بر پاي خويش مي ايستد تا آنکه سرانجام مايه خشم و غضب کافران مي شود.»
پس مسجد از يک سو، مهد پرورش نيروهاي مدافع اسلام و ميهن اسلامي است. پايگاهي است که سربازان اسلام، آموزشهاي عقيدتي را در آنجا سپري مي کنند. از سوي ديگر به هنگام بروز جنگ و پيدايش ناامني در جامعه، مسجد مانند پايگاه و سنگري استوار براي رزمندگان اسلام عمل مي کند. از آغاز اوج گيري انقلاب اسلامي ايران تا کنون، جلوههاي پر فروغي از نقش مسجد در اين زمينه رخ نموده است. بنا بر اين مي توان گفت مسجدي که در آن نيروهاي بسيج مردمي گرد هم مي آيند تا از امنيت و آسايش مردم پاسداري کنند، در واقع يکي از شاخصه هاي مسجد تراز اسلامي را داراست.
6 - مسجد، پايگاه تعاون اجتماعي:
گفتگو پيرامون مشکلات اجتماعي و چاره انديشي براي رفع آنها، هنگامي به نتيجه نهايي مي رسد که اقداماتي عملي را نيز در پي داشته باشد. مسجد، پايگاه عمومي مسلمانان و محل حضور قشرهاي گوناگون است. از اين رو جايگاه مناسبي براي تعاون اجتماعي مسلمانان و مشارکت آنان در راستاي رفع نارسايي هاي اجتماعي است. در صدر اسلام توجهي همه جانبه به تهي دستان و محرومان در مسجد به عمل مي آمد که بايد الگوي مساجد در اين عصر قرار گيرد. اين توجه عبارت بود از:
الف) کمک مالي؛ مسجد تنها محل خواندن نماز نبود، بلکه جايگاهي براي دادن صدقه و کمک به مستمندان نيز به شمار مي آمد. داستان معروف و تاريخي امام علي (ع) که در حال رکوع، انگشتر خويش را به مستمندي بخشيد، در مسجد به وقوع پيوست. مسجد بايد باعث برطرف کردن اندوه هاي افسردگي، و پناهگاه مسلمانان باشد. در روايت آمده که پيامبر اکرم (ص) در مسجد با تهي دستان هم غذا مي شد و با آنان افطار مي کرد. امام رضا (ع) در گفتاري نوراني، يکي از فوايد و آثار سازنده نماز جماعت را ـ که معمولاً در مسجد برپا مي شود ـ همياري و تعاون مسلمانان بر «بِرّ و تقوا» بر شمرده است. اين سخن امام (ع)، باب علمي است که صدها باب علم ديگر از آن به روي انسان گشوده مي شود. کارهايي مانند جمع آوري کمک براي نيازمندان، پرداخت وام، اعطاي خدمات درماني، اقدامات براي تسهيل ازدواج زوج هاي جوان، برنامه ريزي براي عيادت و سرکشي از بيماران و اموري از اين دست، همگي از مصاديق تعاون بر «برّ و تقوا» است. اهل مسجد بايد فقر را از ميان خويش برچينند. با اين همه، مساجد امروز، سنگيني اين رسالت را کمتر بر دوش خود حس مي کنند. در مساجد، کمک به تهي دستان فراموش شده يا حد اقل به سمت و سوي نادرستي کشيده شده است. تهي دستاني که نقاب تعفف بر چهره زده اند و در هاله اي از شرم و نجابت، فقر را بي نيازي جلوه مي دهند، مستحقان واقعي دريافت کمک ها در مساجد هستند.
ب) اسکان مستمندان؛ اهل صفه، گروهي از مهاجرين و انصار بودند که از تهي دستي، منزل و سرپناهي نداشتند؛ پيامبر (ص) اينان را در صفه مسجد النبي (ص) (سايباني در آن مسجد) جاي داد.
7 - مسجد، پايگاه وحدت اجتماعي:
مسجد، محل گردهمايي مسلمانان و تجلي گاه پرشکوه انسجام و يکپارچگي ملت مسلمان است. مسجد، حافظ سلامت دين و جامعه است و نمايش وحدت و همدلي نمازگزاران، بقاي اسلام را تضمين مي کند. حضور نمازگزاران در مسجد، اميد دشمنان اسلام را به نااميدي بدل مي سازد. وحدت اجتماعي، عنصري اساسي براي سلامت و بقاي اصل و اساس هر جامعه اي است. مسجد در تحکيم اين عنصر اساسي، نقشي بس بزرگ ايفا مي کند. افراد مختلف، زن و مرد، بزرگ و کوچک، صاحبان افکار و سليقه هاي مختلف، همه در يک جا گرد هم مي آيند. همدل و همسو و دوش به دوش يکديگر مي ايستند. بر پايه چنين ترسيمي از مسجد است که خداوند متعال، پيامبر خويش را از نمازگزاردن و حتي حضور در مسجدي که وحدت جامعه اسلامي را دچار آسيب کند، نهي مي نمايد. آن حضرت نيز نه تنها در چنين مسجدي حضور نيافتند، بلکه جمعي را فرمان دادند تا آن را به آتش بکشند. حتي بنا بر نقلي، زمين آن مسجد به مزبله دان تبديل شد. شواهدي نشان مي دهد که پاره اي از مقررات نماز جماعت، همچون تأکيد بر منظم بودن صف ها و اتصال شانه هاي نمازگزاران، نهي از اينکه نمازگزار تنها در يک صف بايستد و يا موقع اذان از مسجد، خارج شود و... بدين منظور تشريع شده تا هم وحدت و هماهنگي مسلمانان بيشتر شده و هم بهتر به نمايش گذاشته شود.
ازاين رو مي توان گفت مسجد هر قدر وحدت و يکپارچگي مسلمانان را پايدارتر کند و قشرهاي بيشتري از جامعه را در برگيرد، به مسجد تراز اسلامي نزديک تر است. حضور پيروان مذاهب گوناگون در يک مسجد نيز نشانگر آن است که اختلاف هاي عقيدتي و مذهبي نتوانسته صف واحد مسلمانان را دچار تفرقه و پراکندگي کند. پس مسجد تراز اسلامي در مناطقي که پيروان مذاهب گوناگون زندگي مي کنند، مسجدي است که همگان با وجود اختلاف هاي مذهبي، دوش به دوش هم در آن نماز بگزارند. از نظر امام صادق (ع) کسي که در صف اول نماز جماعت برادران اهل سنت حضور يابد و در صف اول بايستد، همچون کسي است که شمشير خويش را از نيام برکشيده و آماده نبرد در راه خداست. راز اين سخن امام (ع) روشن است؛ در حقيقت نمايش وحدت و همدلي مسلمانان، همان آرمان رسول خداست و ارزش آن کمتر از جنگيدن با دشمنان دين خدا نيست. پس مسجد تراز اسلامي در زمينه وحدت، مسجدي است که اتحاد و يکپارچگي جامعه اسلامي را استوار نمايد. نمازگزاران آن به راستي همدل و با صفا بوده، از کينه ها و کدورت ها به دور باشند و همدلي و اتحاد خود را به دشمنان آشکار و نهان جامعه اسلامي نشان دهند.
نقش مسجد در رشد فضايل اخلاقي
بي ترديد مسجد نقش بسيار حساسي در تحکيم اساس و بنيان جامعه ديني داشته و دارد؛ مکاني که با حضور در آن ميتوان به قدرت مطلقه خداوند اتکا کرد و با اميد و توکل به او مسير رشد و کمال را طي نمود. مسجد در دين اسلام از چنان جايگاه ويژهاي برخوردار است که به طور قطع ميتوان اذعان کرد بعد از کعبه، مقدس ترين مکان محسوب ميشود. اين اهميت از همان ابتدا به وسيله پيامبر بزرگوار اسلام (ص) به تمامي مسلمانان آموخته شده است. اين نوشتار در پي آن است تا نقش مسجد را در رشد فضايل اخلاقي بازنمايي کند. از اين رو ابتدا به بررسي جايگاه مسجد در اجتماع اسلامي پرداخته و سپس برنامههايي را که در مسجد اجرا ميشوند و پتانسيلي که مسجد براي رشد فرهنگ و اخلاق مسلمانان دارد بازميشناسيم.
جايگاه مسجد در اجتماع: مسجد، مقدس ترين مکان ها در نزد خداوند بوده و به مسلمين نيز دستور داده شده است تا آن را مقدس شمرده و در آن به نماز و عبادت و خواندن دعا بپردازند. با نگاهي به تاريخ اسلام به خوبي روشن مي شود که اکثر اجتماعات ديني و سياسي و فرهنگي در مسجد شکل مي گرفته است؛ حتي خطابه هاي پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) و عالمان ديني در مسير انسان سازي و هدايت اجتماع مسلمين، در مسجد صورت مي گرفته است. در زمان پيامبر(ص) مسجد مرکز قرآن آموزي و يادگيري احکام اسلام به شمار مي رفت؛ در عصر معصومين(ع) به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مسجد علاوه بر مکاني براي عبادت و تجمعات سياسي و فرهنگي و... بهترين جايگاه علم آموزي و فراگيري قرآن و معارف و احکام اسلام بوده است. برگزاري برنامه هاي مختلف و برگزاري نماز جمعه و مراسم مذهبي و... وسيله آگاهي اقشار مختلف جامعه را از انديشه و دستورات اسلام فراهم مي آورد. اينک با توجه به نقش مهمي که مسجد در بين اجتماع مسلمين دارد و از ظرفيت بالايي براي تبليغ ديني برخوردار است، به بررسي تأثيرات آن بر رشد فضايل اخلاقي مسلمين مي پردازيم؛
نقش مسجد در رشد اخلاق : اول نقشي که برنامه هاي در حال اجرا در مساجد ايفا مي کنند که در اينجا مسجد فقط به مثابه يک جايگاه و مکان شناخته مي شود. دوم نقش معنوي خود مسجد و تأثيراتي که از نشستن و رفت و آمد به مسجد عايد روح انساني مي شود و تأثير آن در سعادت اخري انسان مورد بررسي قرار مي گيرد.
1 - نقش برنامه ها و فعاليت هاي درون مسجد:
همانگونه که قبلاً بيان شد مسجد علاوه بر مکاني براي عبادت و بندگي مکاني براي فراگيري علوم و فراگيري قرآن و معارف و دستورات اسلام بوده است. اينک هر يک از اين فعاليت ها را جداگانه مطالعه مي کنيم:
1-1 نماز جماعت و ادعيه: نماز، ميدان فراخ و عرصه پهناوري است که روح انديشه انسان در آن وسعت مي يابد و به گستردگي آن فرصت پرواز به ملکوت پيدا مي کند. احاديث و سفارش هاي بي شماري که در باب نماز به دست ما رسيده، بيانگر اين موضوع است و اهميت آن براي هيچ مسلماني پوشيده نيست.
در اسلام همچنان که به اجتماع به عنوان منشأ خيرات و برکات نگريسته شده، دستور داده شده که نماز و ديگر امور عبادي را نيز به اجتماع و جماعت برگزار نمايند. در باب اهميت خواندن نماز جماعت روايات بسياري از اهل بيت (ع) به ما رسيده که از آن جمله حديثي از امام صادق (ع) است که مي فرمايند: «نماز مرد در خانه اش به جماعت معادل 24 رکعت نماز فراداست و نماز او در مسجد به جماعت معادل 48 رکعت نماز است و...» (بحارالانوار،ج80،ص367) نقش سازندگي نماز بخصوص در نماز جماعت و آن هم در مسجد، بسيار حائز اهميت است تا جايي که بهترين و مؤثرترين مناسک ديني در مسير خودسازي و رسيدن به کمال الهي است. ارزش دعا و مناجات هم از جهت تأثيرگذاري در روح انساني بر هيچ مسلماني پوشيده نيست و در باب اهميت آن احاديث بي شماري وجود دارد.
1-2 خطبه ها و منبرهاي اعتقادي و اخلاقي: روشي که در اکثر مساجد براي نشر و ترويج معارف اسلامي به کار برده مي شود، وعظ و خطابه و منبرهاي اخلاقي و اعتقادي است. مسلمين از طريق استماع سخنان عالمان ديني که به بيان انديشه هاي اعتقادي و اخلاقي و احکام اسلام مي پردازند، با انديشه و روش تربيتي و اخلاقي اسلام آشنا مي شوند و از طريق وعظ واعظان و تأثيري که از اين مباحث مي پذيرند، در جهت رشد فضايل اخلاقي و نهادينه ساختن دستورات اسلام در جان خود، پيش مي روند. از اين رو اين قسمت از برنامه هاي مسجد از اهميت و ارزش بسيار بالايي در جهت رشد اخلاقي جامعه اسلامي برخوردار است.
1-3 کلاس هاي علمي و فرهنگي: علم و دانش به خودي خود فضيلت محسوب شده و بسيار مورد توجه قرآن و ائمه اطهار(ع) بوده است. روايات زيادي در باب علم آموزي بيان شده که به حد تواتر رسيده اند و لذا بهبحث در مورد نيست. علم و دانايي تأثير به سزايي در رشد فضايل انساني دارد آن گونه که علم آموزان با نگرش در آثار صنع الهي و شناخت آيات خداوند در جهان، به حکمت و بصيرتي مي رسند و نورانيتي در قلب آنها ايجاد مي شود که در شناخت صفات الهي و رسيدن به مقام بندگي کمک کار ايشان خواهد بود.
2 - معنويت مسجد: توجه به جايگاهي که مسجد در اسلام به عنوان مقدس ترين مکانها دارد سؤالي را در ذهن ايجاد مي کند و آن، اينکه آيا خود مسجد تأثير معنوي در روح انسان دارد و آيا رفت و آمد به آن مؤثر است؟ چه ثواب و پاداشي در نشستن و عبادت در مسجد براي مؤمنين در نظر گرفته شده است؟ جواب اين پرسش ها را در ضمن چند حديث و روايت از امامان معصوم بيان مي داريم؛ امام صادق (ع) مي فرمايد: «مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ فَلَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ مُحِيَ عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ وَ رُفِعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ: کسي که به سوي مسجد گام بر مي دارد بر هيچ خشک و تري پا نمي گذارد مگر اينکه از زمين اول تا هفتم براي او تسبيح مي کنند.» (وسائل الشيعه، ج 3، ص 483) در حديثي از امام علي (ع) از مسجد به عنوان مرکز يافتن برادراني که انسان را در مسير الله ياري مي دهند، ياد شده و در روايات ديگري نيز بر اين امر تأکيد شده است. (من لا يحضره الفقيه، ج 1، باب فضل المساجد و حرمت، ص 237-713) رسول اکرم (ص) مي فرمايند: «إِذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ يَعْتَادُ الْمَسَاجِدَ فَاشْهَدُوا لَهُ بِالْإِيمَانِ لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّه: هنگامي که ديديد مردي بر رفت و آمد به مسجد مداومت مي کند وي را مؤمن بدانيد.» خداوند متعال مي فرمايد: «تنها آنان که ايمان به خداوند دارند مساجد خدا را آباد مي کنند.» مستدرک الوسائل، ج 3، ص 362، باب 3، روايت 18)
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)