مقاومت برابر سلطه گران. به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید. شجاعت در قرآن
سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2
m5736z
blog.ir.
فرمان استقامت به پیامبر(ص) و امت
از منظر قرآن فرمان استقامت به پیامبر اسلام(ص) و امت با چه شرایط و ویژگی هایی صادر شده است؟
خداوند در قرآن کریم در دو سوره (هود- شوری) به پیامبر عظیمالشأن(ص) و امت آن حضرت فرمان استقامت و پایداری صادر کرده است، اما در سوره هود آیه 112 ذیل و من تاب معک را دارد که میفرماید: فاستقم کما امرت ومن تاب معک ولا تطغوا انه بما تعملون بصیر پس همانگونه که فرمان یافتی استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند به آنجام انجام میدهید بینا است. این آیه شامل دستورات مهمی است از جمله:
الف) استقامت و پایمردی در دینداری و اجرای احکام خدا که از امر «فاستقم» استفاده میشود.
ب) داشتن انگیزه الهی در استقامت، یعنی از سر اخلاص و برای جلب رضای خدا باید ثابت قدم بود و حق را آنچنان که باید ادا کرد. این مطلب از عبارت «کما امرت» استفاده میشود. میفرماید: آن چنان که قبل از این مامور شدهای استقامت و پایداری ورز. آیهای که قبل از این در مورد استقامت نازل شده عبارت است از: «و ان اقم وجهک للدین حنیفا و لاتکونن من المشرکین» مخلصانه روی به سوی دین توحید کن و از مشرکان مباش. (یونس- 105)
ج) پیروان را به استقامت واداشتن، زیرا علاوه بر اینکه پیامبر(ص) را به استقامت امر کرده است فرموده: «و من تاب معک» و مومنان را نیز به استقامت وادار. امروز نیز وظیفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامی، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پیروزی بر خیل دشمنانی که از هر سو ما را احاطه کردهاند ممکن نیست.
تکلیف سنگین
لحن شدید آیه بر کسی پوشیده نیست و پیداست که هیچ اثری از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آیات قبل از این نیز، داستان تکاندهنده امتهایی آمده بود که به کیفر اعمالشان مواخذه شدند. نام بردن از خصوص پیامبر هم در عین اینکه تجلیل از اوست، ولی تشدید خطاب در حق وی نیز میباشد و گویا پیامبر با توجه به همین لحن و خطاب شدید فرموده است: سوره هود مرا پیر کرد. (ترجمه المیزان، ج11، ص 66) نقل کردهاند وقتی این آیه نازل شد پیامبر گرامی(ص) فرمود: «شمروا شمروا» یعنی آستینها را بالا بزنید و مهیای استقامت شوید.(الدرا المنثور، ج 3، ص 351)
امام خمینی(ره) در مورد نگرانی پیامبر اکرم(ص) از استقامت یارانش میفرماید: «پیغمبر اکرم(ص) نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت میکنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده: «شیبتنی سوره هود» برای این آیهای که آمده است که «فاستقم کمات امرت و من تاب معک» در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم (سوره شوری) آمده لکن آن ذیل را ندارد. سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر میرسد که نگران بوده است از اینکه مبادا ملتش، امتش مبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. (صحیفه نور، ج 19، ص 124)
از منظر اسلام مهمترين شرط پيروزي بر دشمن چيست؟
از آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى به خوبى استفاده مى شود که اساس پيروزى در کارها صبر و استقامت و پايمردى است. قرآن سربازان پيروز که حتّى با نابرابرى فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهى مى شوند را به همين صفت توصيف کرده، مى فرمايد: «اِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ اِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ مِائَة يَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْم لا يَفْقَهُونَ» (هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر غلبه مى کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند پيروز مى گردند چرا که آنها گروهى هستند که نمى فهمند). در کلمات قصار نهج البلاغه مى خوانيم: «وَ عَلَيْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِيمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَيْرَ في جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فى إيمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنيد! زيرا صبر و استقامت نسبت به ايمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنى که سر با او نباشد فايده اى ندارد و همچنين است ايمانى که صبر و استقامت با آن نباشد)!
در خطبه يازدهم نهج البلاغه که در آن امام علي(ع) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمي از دستورات جنگي را براي فرزندش محمد حنفيّه بيان مي کند نيز کراراً روى همين معنا تکيه شده است، گاه مى فرمايد: «اگر کوه ها تکان بخورند تو استقامت کن و از جاى تکان مخور!» و گاه مى فرمايد: «قدمهايت را بر زمين ميخکوب کن!» و بقيه جمله هاي اين خطبه نيز در واقع شاخ و برگى براى اين معناست زيرا «دندانها را به هم فشردن»، «جمجمه خويش را به خدا عاريت دادن»، «نصرت و پيروزى را از جانب خدا دانستن»، همه اينها به انسان استقامت بيشتر مى بخشد و پايدارى فزونتر مى دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگ هاى نابرابر با دشمنان در صحنه هاى مختلف پيروز شوند همين اصل بود، اصلى که بايد در نسل کنونى نيز زنده بماند تا شاهد پيروزي هاى بيشتر بر دشمنان اسلام گردند.
شجاعت از نظر قرآن
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173.] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوۀ قضبیه میباشد و حد افراط آن را تهور و بیباکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن رویگردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341.]
از جملة ويژگيهاي پيامبران الهي كه در آيات قرآن به آن اشاره شده، شجاعت و نترسي است. خداي سبحان در سورة يونس خطاب به پيامبر(ص) ميفرمايد: سرگذشت نوح را بر آنان تلاوت كن، هنگامي كه به قومش گفت:اي قوم اگر توقفم در بين شما و يادآوري آيات الهي براي شما سخت است [و غيرقابل تحمل، هركاري از دستتان ساخته است انجام دهيد و كوتاهي نكنيد؛ چرا كه] من بر خدا تكيه نموده و توكل كردهام [ و از غيراو هراسي ندارم]. سپس مىگويد: اگر مىتوانيد برخيزيد، و به زندگى من پايان دهيد و لحظهاى مرا مهلت ندهيد.»(يونس/ 71)
نوح(ع) فرستاده بزرگ پروردگار با قاطعيتى كه ويژه پيامبران الهي است، در نهايت شجاعت و شهامت با نفرات كم و محدودى كه داشت، در مقابل دشمنان نيرومند و سر سخت ايستادگى مىكند و قدرت آنها را به سخره مىگيرد و بى اعتنايى خويش را به نقشهها و افكار و بت هاى آنها نشان مىدهد. با توجه به اينكه اين آيات در مكه نازل شده، در آن زمانى كه پيامبر(ص) نيز در شرايطى مشابه نوح(ع) زندگى مىكرد و مؤمنان در اقليت بودند، قرآن مىخواهد به پيامبر(ص) و مسلمانان نيز همين دستور را بدهد كه نبايد به قدرت دشمن اهميت دهد، بلكه با قاطعيت و شهامت بيشتر حركت خود را ادامه داده، پيش برود؛ چرا كه تكيهگاهشان خدا است و هيچ نيرويى تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.
در آيهاي ديگر در بارة حضرت ابراهيم(ع) ميخوانيم:«ما وسيلة رشد ابراهيم را از قبل به او داديم و از [شايستگي] او آگاه بوديم.»(انبيا/ 51) حضرت ابراهيم(ع) نيز با قوت و شجاعت خاصي مبارزة خود را عليه اصليترين عامل بدبختي انسانها (بت پرستي) آغاز مينمايد و با صراحت و شجاعت تمام، اعلام ميدارد كه: «به خدا سوگند من نقشهاي براي نابودي اين بتها در غياب شما ميكشم.»(انبيا/57) سرانجام ابراهيم خليل(ع) به گفتة خود عمل كرده و در زمان مناسب، همة بتها به جز بت بزرگ را نابود مينمايد: «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ كَبيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ.»(انبيا/ 58) مبارزة شجاعانة حضرت ابراهيم(ع) در برابر بت پرستان لجوج، متعصب و خطرناكي كه از سوي حكومت وقت، حمايت و پشتيباني ميشدند، نشاندهنده قوت قلب و نترسي آن بزرگوار است كه در عين تنهايي و نداشتن يار و ياور، كمترين ترس و سستي بهخود راه نميدهد، و در رسيدن به هدف تا آخر، ايستادگي و مقاومت ميكند.
خداي سبحان در آية ديگري، ويژگي مبلغان الهي را ترس از خدا و نهراسيدن از غيرخدا ميداند و ميفرمايد: [پيامبران پيشين] كساني بودند كه رسالت الهي را تبليغ كرده و [تنها] از او هراس داشتند و از هيچ كسي جز خدا، ترس و هراسي به دل راه نميدادند.» (احزاب/ 39)
همچنين از جمله عواملي كه در پيروزي و موفقيتها، نقش كليدي داشته و دارد، شجاعت و دلاوري است. از جملة جنگهاي صدر اسلام، جنگ احزاب است و تصوير و گزارشي كه قرآن كريم از اردو و لشكر اسلام ميدهد، بسيار آموزنده است. مشاهده لشكر مجهز دشمن در جنگ احزاب، مسلمانان را به دو دسته تقسيم مينمايد:دسته اول انسانهاي بزدل و ترسويي كه دنبال بهانه، كار شكني و فرار از صحنة جنگ و جهاد بودند. قرآن ميفرمايد: «به خاطر بياوريد زماني را كه گروهي از آنها (منافقان) گفتند:اي مردم مدينه! اينجا (ميدان جنگ احزاب) جاي توقف نيست، به خانههاي خود بازگرديد و گروهي از آنان از پيامبر(ص) اجازة بازگشت ميخواستند و ميگفتند: خانههاي ما بدون حفاظ است،
در حالي كه بدون حفاظ نبود، بلكه [اينها بهانه بود و به خاطر ترس و وحشت] ميخواستند فرار كنند.» (احزاب/13) خداي سبحان در بارة افراد ترسو و سست عنصري كه هميشه دنبال بهانه بوده و روحية ديگران را نيز از بين ميبرند، ميفرمايد: « اگر آنها همراه شما [به سوي ميدان جهاد] خارج ميشدند، جز اضطراب و ترديد چيزي بر شما نميافزودند و به سرعت در بين شما به فتنه انگيزي [و ايجاد تفرقه و نفاق] ميپرداختند و در ميان شما افراد [سست و ضعيف] هستند كه به سخنان آنان كاملاً گوش فرا ميدهند و خداوند ظالمان را ميشناسد.»(توبه/47) امام علي(ع) در دستورالعملي كه به مالك اشتر ميدهد، اينگونه ميفرمايد: «با افراد ترسو و بزدل، رايزني مكن كه تو را در تصميم و اراده ات، سست ميگرداند و آنچه [در واقع] بزرگ نيست، در نظر تو بزرگ نشان ميدهد.»
گروه دوم، افراد شجاع و نترسي بودند كه مشاهدة لشكر دشمن در جنگ احزاب، هيچ گونه تأثيري بر عزم و ارادة آهنين آنان نميگذاشت. قرآن ميفرمايد: «هنگامي كه انسانهاي با ايمان لشكر دشمن را در احزاب مشاهده كردند، گفتند: اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفتهاند و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود.»(احزاب/22)
شجاعت و شهامت در آیات و روایاتشجاعت فضيلتي مهم است، به گونه اي كه قرآن شريف آن را اساس حكومت الهي دانسته و آن را مورد محبت و عنايت خاص قرار داده است: «... ان الله اصطفه عليكم و زاده بسطه في العلم و الجسم...»1.(... به درستي كه خدا او را بر شما برگزيد و در دانش و توانايي او را فزوني بخشيد... ).
در قرآن همچنین می خوانیم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّه عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّه عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ...» .2 اي گروهي كه ايمان آورده ايد، هر كه از شما از دين خود مرتد شود به زودي خدا قومي را كه دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست مي دارند و نسبت به مؤمنان سرافكنده و فروتن، و نسبت به كافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمي انگيزد كه در راه خدا جهاد كنند و در راه دين از نكوهش و ملامت احدي باك ندارند... .
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»3 البته خدا آن مؤمنان را كه در صف جهاد مانند سد آهنين همدست و پايدارند، بسيار دوست مي دارد. به علاوه خداوند شجاعت را از صفات مؤمنين دانسته است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَي الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ...»4 محمد فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران بسيار سخت و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند... .
تعريف شجاعت
معناي شجاعت، همانا قوت قلب است كه معناي آن طيف گسترده اي را شامل مي شود. هر چه شدت آن بيشتر شود، ارزش و اهميت آن بيشتر مي شود. در واقع هيچ مرتبه اي از آن، اعم از ضعيف يا شديد، نامطلوب نيست و مقوله اي است كه افراط و تفريط در آن راه ندارد.
پس اينكه گفته مي شود «تفريط در شجاعت همان جبن و افراط در آن، همان تهور است كه در شمار صفات ناپسند است» سخني نادرست است. زيرا تهوّر از مقوله فعل است و نه صفات، و لذا افراط در شجاعت نمي تواند به شمار آيد. همچنين جبن به معناي عدم قوت قلب است، كه آن هم تفريط در شجاعت نيست، بلكه نسبت جبن و شجاعت مصداق باب عدم و ملكه است. توضيح آنكه تهور به معناي سقوط است. پس بنّايي كه بر زمين سست، ساختماني را بنا مي كند، آن ساختمان در معرض سقوط و درهم ريختن است و عمل بنّا، تهور ناميده مي شود.
خداي متعال مي فرمايد: « أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».5
آيا كسي كه مسجدي را به غرض تقوي و خداپرستي تأسيس كرده و رضاي حق را طالب است، مانند كسي است كه بنايي سازد و برپايه سستي، در كنار سيل كه زود به ويراني كشد و عاقبت آن بنا از پايه به آتش دوزخ افكند؟ و خدا هرگز ستمكاران را هدايت نخواهد فرمود. پس كسي كه قوت قلبش را به طور نابجا و در موردي غيرعقلايي به كار برد، به او متهور گفته مي شود، همچون كسي كه خود را در معرض هلاكت قرار مي دهد يا بدون سلاح به طرف شير مي رود، يا بدون سلاح و انگيزه عقلايي و شرعي با دشمن درگير مي شود و...
خداوند متعال مي فرمايد: «... وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَهِ...»6(.... و خود را به دست خويش به مهلكه و خطر در نيفكنيد... ). پس چنانكه مي بينيد تهور از افعال ناپسند است، نه صفات ناپسند. به علاوه تهور از نظر عقل و شرع محكوم و مطرود است. همچنين جبن به معناي ضعف قلب است. پس به كسي كه از شجاعت و قوت قلب بي بهره است، جبان و بزدل گفته مي شود. در واقع جبن امري وجودي نيست تا گفته شود كه از جمله افعال است يا صفات،يا آنكه مرحله تفريط شجاعت است.
فرد جبان و بزدل از بسياري از نعمات محروم و در معرض بسياري از ناملايمات است. پس اگر براي او هيچ محروميتي جز محروم ماندن از جهاد، امربه معروف و نهي ازمنكر و... نباشد، براي او كافي است تا از سعادتهاي ابدي محروم گردد. همچنين اگر براي او هيچ مصيبتي جز تنبلي، خواري، سستي، بي ثباتي و بي عاري نباشد، او را بس است كه تيره روز و بدبخت شمرده شود. اين همه ناشي از عدم قوت قلب است و بي بهره بودن از شجاعت موجب محروميت از نعمات فراوان و مواجه شدن با ناملايمات بسيار مي گردد.
از سوي ديگر تهور علاوه بر آنكه به معني كفران نعمت شجاعت و كاربرد نابجاي آن است، موجب به خطر انداختن خود و ديگران و مفاسد بسيار ديگر مي شود. چنانكه بعضي از اصحاب ائمه ـ عليهم السّلام ـ تهور پيشه ساخته، اسرار را فاش مي كردند و ناخواسته موجب به خطر افتادن شيعيان مي شدند و به همين دليل مورد اعتراض آن پيشوايان گرامي، كه درود خدا بر آنان باد، قرار مي گرفتند.
مراتب شجاعت
شجاعت از نظر شدت و ضعف داراي مراتبي است و هر مرتبه اي نيز به نوبه خود داراي درجات شدت و ضعف مي باشد. اولين مرتبه شجاعت چيرگي بر دشمن در ميدان جنگ و جز آن مانند بحث، مسابقه و ... است، و خداي تعالي به اين مرتبه چنين اشاره فرموده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ...»7. (به درستي كه خدا او را بر شما برگزيد و در دانش و توانايي او را افزوني بخشيد... ).
دومين مرتبه شجاعت، چيره شدن بر نفس اماره و هواي نفس است. چنانكه رسول خدا ص فرمود: «اشجع النّاس من غلب هواه».8 شجاعترين مردم كسي است كه بر هواي نفسش چيره گردد. همچنين آن حضرت فرمود:مرحبا بقوم فضوا الجهاد الاصغر و بقي عليهم الجهاد الاكبر، قيل: يا رسول الله و ما الجهاد الاكبر؟ قال: جهاد النفس.9 آفرين بر گروهي كه جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اكبر را در پيش دارند. گفته شد: اي رسول خدا، جهاد اكبر چيست؟ حضرت فرمود: پيكار با نفس.
چيرگي در اين ميدان جز با فضل و رحمت الهي ممكن نيست. چنانكه مي فرمايد: «... انّ النّفس لَاماره بالسّوء الّا ما رحم ربّي...»10.(... همانا نفس، بسيار به بدي فرمان مي دهد، مگر آنكه مورد رحمت پروردگارم قرار گيرم...). و نيز مي فرمايد: «... والّا تصرف عنّي كيدهنّ اصب اليهنّ واكن من الجاهلين».11 (... بارالها اگر تو حيله اينان را به لطف و عنايت خود از من دفع نفرمايي، به آنها ميل كرده و از اهل جهل و شقاوت گردم).
سومين مرتبه شجاعت غلبه بر مشكلات در فراز و نشيب زندگاني دنيا و زرق و برق و سختيها و ناملايمات آن است كه بر اساس سنت الهي روي مي دهد. چنانكه قرآن كريم مي فرمايد: « احسب النّاس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الّذين من قبلهم فليعلمنّ الله الّذين صدقوا و ليعلمنّ الكاذبين».12 (آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما به خدا ايمان آورده ايم، رهايشان كنند و بر اين دعوي هيچ امتحان نكنند؟ و ما امتهايي را كه پيش از اينان بودند، به امتحان و آزمايش آورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملاً معلوم كند).
قرآن، روايات، تجربه و تاريخ گواه آنند كه انسان در اين عرصه مغلوب شده است، مگر آنان كه مورد رحمت الهي قرار گرفته اند. خداي متعال مي فرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً * إِلاَّ الْمُصَلِّينَ».13 (همانا انسان حريص آفريده شده است. آنگاه كه شري به او رسد، سخت به فرياد آيد. و هنگامي كه مال به او رسد، منع احسان كند. جز نمازگزاران (راستين).
«فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ».14(اما انسان چون خدا او را به رنج و غمي مبتلا سازد، سپس به كرم خود او را نعمتي براي آزمايش و امتحان بخشد، در آن حال گويد خدا مرا گرامي و عزيز داشت. و چون او را باز براي آزمودن، تنگ روزي و فقير كرد، گويد خدا مرا خوار گردانيد).
مرتبه چهارم، مقامي بلند و والاست كه بالاتر از آن مقامي نيست و آن چيرگي بر صفات ناپسند، خصوصاً ريشه كن كردن آنها از وجود انسان و سپس غرس نهال فضايل در جان و دل است، و اين مهم جز با فضل و رحمت خداوند ممكن نگردد، چنانكه مي فرمايد: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكي مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ...» 15 ( و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، احدي از شما پاك و پاكيزه نمي شد، ليكن خدا هر كس را كه مي خواهد منزه و پاك مي گرداند).
و چه نيكو گفته اند كه اين چيرگي همچون چاه كندن با ناخن است. در عين حال اين كار ضروري است و چنانكه پيشتر بيان شد عقلاً و شرعاً از واجبترين واجبات است و خداوند پس از ذكر ده سوگند و تأكيدات فراوان مي فرمايد: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ـ وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»16(هر كه نفس ناطقه خود را از گناه و بدي پاك و منزه سازد، به يقين رستگار خواهد بود و هر كه او را به كفر و گناه پليد گرداند، البته زيانكار خواهد گشت).
شجاعت در روايات
قال رسول الله ـ ص: «اعطينا اهل البيت سبعاً لم يعطهن احد كان قبلنا و لايعطاهن احد بعدنا: الصباحه و الفصاحه و السماحه و الشجاعه و العلم و المحبه في النساء».17 رسول خدا ـ ص فرمود: به ما اهل بيت هفت چيز عطا شده كه به هيچ كس قبل و بعد از ما عطا نشده و نخواهد شد (آنها عبارتند از): نورانيت، فصاحت، جود، شجاعت، علم، عمل و محبت به زنان. عبدالله بن مسكان از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت مي كند كه فرمود: خداي عزوجل پيامبرانش را به مكارم اخلاق، مخصوص گردانيد. شما خود را بيازماييد، اگر آنها در وجود شما بود، پس خدا را سپاس گوييد و بدانيد كه بودن آنها در وجود شما خير است و اگر در شما نبود، آنها را از خدا بخواهيد و نسبت به آن رغبت جوييد. سپس آنها را ده چيز شمرد: يقين و قناعت و صبر و شكر و خويشتن داري و خوشرويي و سخاوت و غيرت و شجاعت و جوانمردي. 18
عبدالله بن بكیر از امام صادق ـ ع روايت مي كند كه فرمود: «ما دوست داريم كسي را كه عاقل، فهميده، فقيه، خويشتن دار، با مدارا، بردبار،راستگو و با وفا باشد. همانا خداي عزوجل پيامبران را به مكارم اخلاق مخصوص گردانيد. پس هر كه اين مكارم را داشته باشد، بايد خدا را به شكرانه آن سپاس گزارد و هر كس آن را نداشته باشد، بايد به درگاه خداي عزوجل تضرع كند و از او بخواهد». راوي مي گويد عرض كردم: فدايت شوم آنها چه صفاتي هستند؟ فرمود: «پرهيزكاري و قناعت و بردباري و شكر و خويشتن داري و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و نيكوكاري و راستگويي و امانتداري».19 نویسنده: آيت الله حسین مظاهري
· 1.البقره، 247.· 2.المائده، 54.· 3.الصّف، 4.· 4.الفتح، 29.· 5.التّوبه، 109. 6.البقره، 195. 7.البقره، 247. 8.نهجالفصاحه، ح 299. 9.بحارالانوار، ج 70،ح 1، ص 64.· 10.يوسف، 53. 11.يوسف، 33. 12.عنكبوت، 2 ـ 3.· 13.المعارج، 19 ـ 22.· 14.الفجر، 15 ـ 17.· 15.النّور، 11. 16.الشّمس، 9 ـ 10.· 17.بحارالانوار، ج 69، باب 38، ح 105، ص 430.· 18.اصول كافي، ج 2، باب مكارم، ح 2، ص 56. 19.اصول كافي، ج 2، باب مكارم، ح 3، ص 56.
شجاعت از دیدگاه قران
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173.] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوۀ قضبیه میباشد و حد افراط آن را تهور و بیباکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن رویگردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341.]
از نظر فلاسفه و حکما، شجاعت یکی از خصائل چهارگانۀ علم اخلاق است که عبارتند از حکمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( این چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)[دایرة المعارف تشیع، ج 9، ص 525.]
ترس معقول:
ترس یکی از پدیدههای روحی و طبیعی و از نعمتهای بزرگ خداست چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد به زودی زندگی خویش را از دست خواهد داد، این همان تهور و بیپروایی است و ترس مذموم آن است که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست بترسد، هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایۀ وحشت قرار دهد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفقیت واهمه داشته باشد این ترس مایۀ عقب ماندگی و ناکامی است و مایۀ شکست و ذلت میباشد.
در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیشبینی کرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در همه حال وجود دارد نباید سد راه انسان شود، این روشنترین تعریف برای مسأله شجاعت به عنوان یکی از صفات فضیله و ترس به عنوان یکی از صفات رذیله است.[اخلاق در قرآن، ج 2، ص 244.]
حضرت علی (ع) میفرماید:«اَلْجُبْنُ والْحِرْصُ والْبُخْلُ غَرائزُ سوءٍ یَجْمَعُها سوءُ الظَّنَّ بالله سُبحانَهُ »[میزان الحکمة ج 2، ص 694.]«بُزدلی و آزمندی و بخل، خویهای بدی هستند که از بد گمانی به خدای سبحان مایه میگیرند.»
با توجه به اینکه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاک او حاضر و ناظر است مؤمنان باید بر خدای تعالی توکل کنند و با شجاعت و شهامت به سوی اهداف مقدس و مهم خویش پیش روند.[اخلاق در قرآن، پیشین، ص 235.] شجاعت از آثار ایمان است چرا که مؤمن با اتکا به قدرتی که مافوق همۀ قدرتهاست خود را در همۀ صحنهها پیروز میببیند افراد ضعیف الایمان با اتکا به قدرت خودشان که به هر حال شکست پذیر است، خویش را ناتوان مشاهده میکنند ترس و وحشت در صحنههای مهم زندگی بر آنها چیره میشود.[همان، ص 241.]
شجاعت در قرآن:
واژۀ شجاعت در قرآن ذکر نشده است اما مضمون برخی از آیات به روشنی دلالت بر این کمال نفسانی دارد. یکی از ویژگیهای پیامبران بزرگ الهی شجاعت بینظیر آنها بوده است و برای انجام رسالت خویش، همواره از آن بهره میجستند، یکی از ایشان حضرت ابراهیم (ع) است که یک تنه در برابر انبوه معاندین و بت پرستان ایستاد و به دنبال تحقیر بتها با صراحت به مشرکان فرمود:«وَ تَاللهِ لَأَ کیدَنَّ اَصْنَامَکُمْ بَعْدَ اَنْ تُوَلّوا مُدْبِرینَ »[ انبیاء/57،]«و به خدا سوگند، در غیاب شما نقشهای برای نابودی بتهایشان میکشم» اما آنها هرگز فکر نمیکردند انسانی به خود اجازه دهد و این چنین با مقدسات یک قوم و ملت که حکومت صد در صد پشتیبان آن است، بازی کند، ولی سرانجام در یک روز خلوت طرح خود را عملی کرد، این فقط
گوشهای از شجاعت این پیامبر آسمانی است.[تفسیر نمونه، نهم ج 13، ص 432-431.]«الّذینَ اُسْتَجابو اْللهِ والرَّسولِ مِنْ بَعْدِ ما اَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ اَحْسَنوا مِنْهمْ واُتََّقَوْا اَجْرٌ عظیمٌ. الّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قد جَمَعواْ لَکُمْ فَاُخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ فَزادَهُمْ ایماناً وَقالواْ حَسْبُنَااللهُ ونِعْمَ الْوکیلُ»[آل عمران/ 173-172]«آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان حمراء الاسد حرکت نمودند) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کردهاند، از آنها بترسید. اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست »
این آیات مربوط به غزوۀ حمراء الاسد میباشد سخن از توکل و شجاعت یاران پیامبر (ص) است، در پایان جنگ اُحد به دنبال شکست سپاه اسلام لشکر فاتح ابوسفیان راه مکه را پیش گرفته بود ناگهان پشیمان شدند و تصمیم گرفتند دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیۀ ایشان را نابود سازند، این خبر به پیامبر (ص) رسید و فوراً لشکر احد را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کرد، همۀ مجروحان نیز آمادۀ نبرد شدند و گفتند خدا ما را کافی است به خاطر همین شجاعت لشکر ابوسفیان از تصمیم خویش منصرف شدند و به مکه بازگشتند.[تفسیر نمونه، ج 3، ص 178-174]
صبر و استقامت در مقام اطاعت و بندگي خدا
مستلزم آن است كه انسان، تمام موانع و سختيهاي موجود در طريق پرستش خدا را، مرتفع سازد. يكي از مهمترين موانع بندگي، كبر و خود برتربيني است. قرآن كريم در آيات متعددي، صفت “تكبر” را عامل اعراض و دوري افراد از عبادت و پرستش خدا معرفي كرده است. در سوره غافر آبه 60 ميفرمايد: “و قال ربكم ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين؛ خداي شما فرمود: كه مرا (با خلوص دل) بخوانيد تا دعاي شما را مستجاب كنم و آنان كه به خاطر صفت كبر از دعا و عبادت من اعراض و سركشي كنند، بزودي با ذلت و خواري، در دوزخ داخل شوند”. در سوره صافات آيه 35، انگيزه كفر كفار و مشركين را همين صفت “كبر” بيان ميدارد و ميفرمايد: “انهم كانوا اذا قيل لهم لا اله الا الله يستكبرون؛ كفار كساني هستند كه وقتي به آنها گفته ميشود كه خداوند يكتا است و شريكي ندارد، تكبر نمايند و از قبول آن سر باز زنند”. همچنين تذلل و خضوع در برابر مقام ربوبيت و الوهيت و عدم استكبار در مقابل پروردگار متعال را، از اوصاف مومنان حقيقي دانسته، ميفرمايد:”به آيات ما فقط آن كساني ايمان دارند كه چون متذكر ياد خدا شوند، به سجده رخ بر خاك نهند و به ستايش پروردگارشان، تسبيح گويند، بدون اينكه تكبر بورزند”.
يكي ديگر از موانع عبادت و بندگي، كسالت و تنبلي است. صبر در طاعت مقتضي آن است كه انسان سختي و مشقت انجام عبادات را تحمل كرده، از كسالت و تنبلي بپرهيزد. خداوند در قرآن كريم، كسالت در انجام طاعات و عبادات را از جمله صفات منافقين بيان ميدارد و ميفرمايد: “ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوه قاموا كسالي يراون الناس و لا يذكرون الله الا قليلا؛ همانا منافقان، با خدا نيرنگ ميكنند در حالي كه او با آنان نيرنگ كننده است، چون به نماز ميايستند با كسالت برميخيزند و چون در انظار مردم نماز ميخوانند، ريا ميكنند و خداوند را جز اندكي ياد نميكنند”(نساء/142.) امام علي(ع) سستي و فشل را نقصي براي انسان “الفشل منقصه” و آفتي جدي براي رسيدن به پيروزي “آفه النجح الكسل” و موجب تاخير در كار “تاخير العمل عنوان الكسل” و در نتيجه موجب تحقق نيافتن برنامههاي تعيين شده و آرزوها ميدانند: “من دام كسله خاب امله” و نيز آن را موجب تباهي آخرت انسان معرفي كرده: “الكسل يفسد الآخره” و از اعتماد به انسانهاي تنبل و كسل، برحذر داشتهاند: “لا تتكل في امورك علي كسلان؛ در كارهايت هرگز به آدم تنبل اعتماد و تكيه نكن”پرهيز از كسالت و تنبلي به قدري داراي اهميت است كه پيامبر اكرم (ص) در دعاي خويش از اين صفت ناپسند به خدا پناه ميبرد: “اللهم اني اعوذ بك من العجز و الكسل؛ بار خدايا، من به تو پناه ميبرم از ناتواني و تنبلي”
ميدان هاي مقاومت
محل اين مقاومت همان سه بخشي است كه درروايات روي آن ها تأكيد شده است:
بخش اول (صبر عن المعصيه ) مقاومت در مقابل نفس و شيطان است. در اين جا بايد در مقابل نفس و شيطان به عنوان عوامل دروني و در مقابل انسان هاي بيروني كه با تهديد و تمسخر، يا با رفاقت و خاطرخواهي به انسان فشار مي آورند، به عنوان عوامل انساني بيروني مقاومت كرد. در بخش دوم (صبر عند الطاعه ) انسان بايد تنبلي را كنار بگذارد و در مقام انجام تكليف جدي باشد؛ البته در درجه اول بايد تكاليف واجب و در درجه دوم تكاليف مستحب را به صورت الافضل فالافضل رعايت كرد. در بخش سوم (صبر عند المصيبه ) بايد بدانيم كه زندگي دنيا بدون سختي نيست. خدا دنيا را به گونه اي آفريده است كه توأم با سختي است؛ بالاتر از اين خودش هم فرموده است: لقد خلقنا الانسان في كبد؛7 كبد يعني رنج؛ يعني همين سختي ها و مقاومت در مقابل آن ها مي شود «مكابده ». يك مادر چه زحمت ها بايد بكشد تا نوزادي متولد و بزرگ شود. در حديثي قدسي آمده است: «الي وضعت الراحه في الجنه و الناس يطلبونه في الدنيا قلم يجدوها ابدا؛ من آسايش را در بهشت قرار داده ام؛ ولي مردم در دنيا به دنبالش مي گردند؛ لذا نمي يابند.» ما بي جهت در اين جا به دنبال راحتي هستيم. «دار بالبلاء محفوفه 8 اين جا خانه اي است پوشيده از بلا.» تجربه هم نشان مي دهد كه هيچ كار مهمي بدون سختي به جايي نمي رسد. پس انسان بايد به خودش تلقين كند كه براي رسيدن به هر مقامي، حتي مقامات دنيوي بايد زحمت كشيد. نابرده رنج گنج ميسر نمي شود. اگر كساني هم با حقه بازي و كلك چيزي به دست بياورند دوامي ندارد و به زودي رسوا مي شوند و مردم هم از آن ها نفرت پيدا مي كنند.
صبر و مقاومت
صبر و مقاومت يكي از مهم ترين عوامل در جهت موفقيت و سربلندي انسان در مواجهه با دردها و سختي ها و مشكلات است. به فرموده امام صادق(ع): هيچ چيز به اندازه صبوري، رنج گرفتاري ها را كاهش نمي دهد. (بحارالانوار، ج75، ص246). همچنين آن حضرت داستان غم انگيز حضرت يوسف(ع) را يادآور مي شود كه با صبر و شكيبايي توانست در شرايط سخت زندان روحيه اميدواري و پيروزي خود را در مسير الي الله حفظ كند. پس مي فرمايد: نتيجه صبر پيروزي است: «فاصبروا تظفروا» (بحارالانوار، ج68، ص96) پيامبر اعظم(ص) نيز بر اين اصل توصيه فرموده اند: «بالصبر يوقع الفرج» به وسيله صبر، اميد گشايش است. (همان). به قول شاعر: صبر و ظفر هر دو دوستان قديم اند- براثر صبر، نوبت ظفر آيد
انسان ذاتاً عجول است: «خلق الانسان من عجل». به محض اينكه چيزي را ديد مي خواهد و همين كه به چيزي اميد بست، به انتظار مي نشيند. آن چه مهم است تحمل تپش هاي پراضطراب انتظار و از ياد نبردن طلوع خورشيد است. امام علي(ع) مي فرمايد: «من صبر نال المني» هركس شكيبايي ورزيد، به آرزويش مي رسد. (غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص150)
ايران؛ الگوي زنده ايستادگي / ملت ها با مقاومت در برابر سلطه گران سرنوشت خويش را رقم بزنند
رويكرد پرطراوت ملتهاي مسلمان به دين محمدي (ص) نشان مي دهد ملتها در سايه تجربه هاي متمادي دريافته اند كه مكتبهاي مادي شرقي و غربي، در برآوردن نيازهاي حقيقي بشر، ناتوان و عقيمند و فقط تعاليم بعثت مي تواند بشر را به سعادت و پيشرفت واقعي برساند. حضرت آيت الله خامنه اي، ريشه مشكلات جامعه بشري را دوري از دو مسئله اساسي بعثت يعني: «فكر و انديشه» و «تزكيه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاريها و ضعفهاي اخلاقي، هدف بزرگ بعثت است كه تحقق آن، زمينه ساز حل مشكلات اساسي ملتهاست. احياي نيروي خرد و تفكر را از ديگر اهداف اساسي و مهم بعثت پيامبران است جامعه بشري، امروز بشدت نيازمند انديشيدن، خردورزي، تفكر و ريشه يابي مشكلاتي است كه از هر سو ملتها را احاطه كرده است. مرگ آفريني و ظلم آشكار قدرتهاي زورگو در برخي كشورهاي منطقه، : در نگاه سياه ستمگران جهاني، «بشر» اصولاً جايي و جايگاهي ندارد همچنانكه در قضيه مشكلات اقتصادي كشورهاي غربي نيز دنيا شاهد است كه قدرتهاي مسلط در پي حل مشكلات صاحبان بانكها و كمپاني هاي سرمايه داري هستند نه حل مشكلات مردم. منشأ همه اين مشكلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذير است كه راه حل آن نيز، خروج ملتها از موضع سلطه پذيري و بي تحركي است. تلاش بي وقفه زورگويان جهاني براي كنترل و منحرف كردن انقلابهاي ملتهاي منطقه : ملتها با تكيه بر گنجينه خدادادي تفكر و خرد، و حسن ظن به وعده هاي نصرت پروردگار، روي پاي خود بايستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خويش را رقم بزنند
عزت و اقتدار ملت بزرگ ايران را نمونه روشني از نتايج ايستادگي و مجاهدت است : در 35 سال گذشته ملت فهيم و كشور عزيز ما، بي وقفه در معرض توطئه همه قدرتهاي جهاني بوده است تا شايد اين نمونه زنده ايستادگي و پيشرفت، در چشم ديگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهي، تلاش همه سلطه گران براي خارج كردن ملت ايران از صحنه، اين بار نيز قطعاً و يقيناً ناكام خواهد ماند. تحقق وعده هاي ياري پروردگار را نياز مجاهدت، حركت و خطرپذيري است: صرف مؤمن بودن براي تحقق وعده پيروزي، كافي نيست بلكه مجاهدت و صبر مي خواهد. از تجربه هاي ناكام مقابله با ملت مجاهد و صبور ايران درس بگيرند و بدانند كه تكبر، خود بزرگتر بيني و توقعات بيجا، در مقابل ملتي كه ايستادگي و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جايي نمي برد. رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سياست دشمنان اسلام براي ترساندن شيعه و سني از يكديگر وحدت را نياز مبرم دنياي اسلام برشمردند و با انتقاد شديد از تفرقه انگيزي برخي عناصر افزودند: كساني كه اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشيع و تسنن را اصولاً نمي شناسند براساس خواست سرويسهاي جاسوسي سلطه گران، از توسعه تشيع ابراز نگراني مي كنند و آتش تفرقه مي افروزند. ملتهاي مسلمان را به خردورزي و اتحاد و ايستادگي توصيه و ابراز اميدواري كردند در پرتو عنايات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پيروز و اهداف بعثت كاملاً محقق شود.
هر حرکت اختلافی در میان مسلمانان بازی در زمین دشمن است
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس است
امروز اصلی ترین سیاست دنیای استکبار برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن مسلمانان در کشورهای اسلامی است
بنابراین وظیفه خطیر نخبگان دینی، سیاسی و دانشگاهی جهان اسلام تشریح طراحی دشمن برای امت اسلامی و تلاش جدی برای تحقق شعار اتحاد اسلامی است
دنیای اسلام باید رابطه معنوی، قلبی و عاطفی خود را با نبی مکرم (ص) روز به روز تقویت کند. مسلمانان باید دستورات آن بزرگوار را در زندگی خود پیاده و در مسیر دستورات ایشان برای تربیت فردی و اجتماعی و رفتار سیاسی در جامعه، حرکت کنند
رهبر انقلاب اسلامی شرایط دنیای اسلام را برای پیروی عملی از دستورات حضرت خاتم النبیین (ص) را بواسطه آغاز حرکت بیداری اسلامی، مهیا و آماده خواندند
بعد از دهها سال فشار و سلطه غربیها بر دنیای اسلامی، اینک مسلمانان احساس می کنند که اسلام، زمینه ساز تحقق عزت، سربلندی و استقلال آنها است و همه آرزوهای امت اسلامی، می تواند به برکت اسلام برآورده شوند.
شکل گرفتن احساس تواناییِ ایستادگی در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی، در میان مسلمانان، و وادار کردن غربیها به عقب نشینی را از برکات بیداری اسلامی است
بیداری اسلامی که سی و چهار سال قبل در ایران آغاز شد و اکنون در دنیای اسلام در حال گسترش است، از نشانه های تحقق وعده الهی و حرکت به سمت پیروزی است
دنیای استکبار از همان ابتدای حرکت بیداری اسلامی تلاش کرده تا در مقابل آن مشکل و سد ایجاد کند اما اگر مسلمانان به خداوند متعال توکل کنند و عزم جدی برای حرکت رو به جلو داشته باشند، سد دشمنان، قطعاً مانع حرکت دنیای اسلام نخواهد شد و آنان گام به گام به پیروزیهای بیشتری خواهند رسید
ایجاد اختلاف و مشغول کردن مسلمانان به یکدیگر را اصلیترین تلاش دشمنان برای مقابله با بیداری اسلامی است در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از همان ابتدا سیاست ایجاد اختلاف دنبال شد اما جمهوری اسلامی با قاطعیت در مقابل این توطئه ایستاد و پرچم اتحاد اسلامی را برافراشت.
امام خمینی (ره) در طول حیات خود بارها تأکید کردند که ما معتقد به برادری اسلامی هستیم و این مسیر، بعد از ایشان نیز تا به امروز، ادامه داشته است. تنها راه مقابله با توطئه ایجاد اختلاف، احساس اتحاد میان مسلمانان و همچنین در میان گروهها، مذاهب و جناحهای مختلف داخل هر یک از کشورهای اسلامی است
نتیجه اختلاف میان مسلمانان را به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و لزوم ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و غرب است حرکت جدیدی که امروز غربیها در افریقا برای تسلط بر ملتهای آفریقایی آغاز کرده اند، نتیجه اختلافات و مشغول بودن مسلمانان به یکدیگر است
نمونه هایی از نتایج ایجاد اختلاف در میان مسلمانان از جمله فجایع پاکستان، جنگ و کشتار در سوریه، بایکوت شدن صدای مردم در بحرین، و در مقابل هم قرار گرفتن مردم در مصر، است
هر حرکت اختلافی در میان ملتهای مسلمان و یا در داخل هر کشور اسلامی، بطور قطع و یقین ، بازی کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس خواندند و تأکید کردند: اگر امروز پیامبر اسلامی (ص) در میان ما بودند، همه مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از اختلافات دعوت می کردند.
قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران
امام خميني(ره) در يك كلام مي گفت اين قرن، «قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران» است؛ اسلام، ابرقدرت ها را به خاك مذلت مي نشاند» و «سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد» او به دعواي كهنه «عقل و عشق» و «سياست و ديانت» و «معنويت و حكومت» پايان داد
مي گفت اختيار مردم به دست من است و اختيار خودم به دست خودم نيست، به دست خداست. از سياست آمريكا و شوروي سخن مي گفت، اما ناگهان نگاهش را به دريايي از «عرفان ناب محمدي» مي دوخت كه «زمزم» از آن جوشيده است
صبور و مصّر، همه را به سوي آن دريا دعوت مي كرد، نه به سوي خود. «گلستان ملت ها» رخ نموده است... همه بايد از مرداب و باتلاق و سكوت و سكوني كه كارگزاران سياست «آمريكا» و «شوروي» بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند، به درآييم؛ و به سوي دريايي كه «زمزم» از آن جوشيده است، روانه شويم.
برمبناي يك استنباط معرفتي و اجتهاد ناب، امام كار خود را ادامه «راه وراثت انبيايي» مي ديد؛ روياپرداز هم نبود. ذهني روشن داشت و حاشيه و متن تاريخ را دقيق مي شناخت. تاريخ ساز بود، اما برخلاف امثال ماركس، تاريخ نمي ساخت
به «تحريف» حساس بود و خودش آن قدر ابتكار و خلاقيت داشت كه به دام اين روش ها نيفتد. شخصيتي واقع بين و آرمان گرا داشت؛ يك اصول گراي راستين. با داشتن اين خصلت هاي اعتقادي- شخصيتي، امام خميني(ره) مي توانست بهترين درك و دريافت را از «وضع موجود» و «راه آينده» ارائه دهد
درست از دهه 1350 كه بزرگ ترين فلاسفه آمريكايي مثل جان رالز احياء «توحيد» و تولد «انسان موحد» را جنوني شكست خورده مي دانستند، امام خميني سخت دلمشغول بناي بنيان هاي عقلي و معرفتي يك «تمدن اسلامي» بود
تمام تكاپوهايش راه به درك فطري و عزيزانه او از «عرفان ناب» مي برد. كاري كه او كرد، در ذهن جامعه شناسان سياسي اردوگاه مدرنيته نمي گنجيد و نابغه هاي امنيتي بلوك سرمايه داري هم قدرت فهمش را نداشتند
هانا آرنت كه از سرآمدان ليبرال هاي يهودي بود، 5 سال قبل از پيروزي انقلاب گفته بود كه «نبايد در اهميت احياء دين در عصر كنوني مبالغه كرد. اين ها پف هاي روح زمانه اند!»
كسي انتظار نداشت كه يك فقيه و متكلم تبعيدي از شهر قم، آن هم از كشوري كه پيش از انقلاب به مدرسه آزمايشگاهي «مدرنيته» و «فحشاي سرمايه داري» در قلب خاورميانه تبديل شده، دنيا را به هم بريزد؛
روحاني اي كه هيچ تشكيلات سياسي ساختارمندي او را پشتيباني نمي كند و اساساً جنس روش ها و استراتژي هاي مدرن كسب قدرت را مشروع نمي داند. براي اين كار هم برنامه داشت؛ برنامه تشكيل هسته هاي مقاومت حزب الله و حزب مستضعفين. در فكر ايجاد «لشكر بزرگ سربازان امام زمان» بود و او از حزبي متعلق به «وارثان زمين» مي گفت
ديگر اجازه ندهند كه «مستكبرين» بر «مستضعفين» عالم ظلم كنند، و نداي اسلام را و وعده اسلام را كه حكومت مستضعفين بر مستكبرين است و «وراثت ارض» براي مستضعفين است، متحقق كنند
تاكنون مستضعفين متفرق بودند و با تفرقه كاري انجام نمي گيرد. بايد به يك سطح وسيع تري در تمام قشرهاي انسان هاي تاريخ، تحقق پيدا كند به اسم «حزب مستضعفين» كه همان «حزب الله» است. دنيا با يك رهبر الهي مواجه شد كه صدايش، طنين صداي انبياء بود؛ نزديك ترين و شبيه ترين مرد خدا به سيره و سنت چهارده معصوم
وقتي فرمان «جنگ عقيده» براي براندازي ابرقدرت ها را مي داد، صدايش طنين صداي علی(ع) است كه در صدر اسلام فرمود هركه را كشتم براي حق و عدالت بود من با كسي اختلاف شخصي نداشتم
جنگ هاي ما عقيدتي بود و پس از اين نيز چنين خواهد بود. من با كسي تعارف ندارم. اختلاف مسلك بود؛ ما براي حق مي جنگيم و آن ها براي باطل. اگر خون بهايي مي خواهند بروند از حق بگيرند كه كمرشان را شكست. من عذرخواهي به كسي بدهكار نيستم
اسير ب سيره جدّي. با معرفت و بصيرت، محو «سيرت انبياء» بود؛ براي احياء آن برخاست و جلوه اي از همان سيره وسيرت شد. راز عظمت امام از قضاء در همين سخني است كه از وارث آدم، اباعبدالله(ع) نقل مي كرد؛ رازي كه غرب آن را نمي شناخت
وقتي سال 1357 «جزيره ثبات» در خاورميانه فرو ريخت و انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد، بسياري از تحليلگران مسائل استراتژيك، خطر اصلي را افت ضريب نفوذ آمريكا بر يك منطقه پراهميت ژئوپوليتيك مي دانستند، اما اين همه مسئله نبود
يك خطر، ذهن «مغزهاي امنيتي» و سيستم هاي «آينده پژوهشي» اردوگاه ليبرال سرمايه داري (اروپا و آمريكا) را به شدت مشغول مي كرد و آن، وضع «آينده جهان» بود. ديگر، همه مجبور بودند در بهت و ناباوري ظهور يك «تمدن رقيب» مصمم را تماشا كنند، چون مكتبي كه هسته اين تمدن را مي ساخت، نمي گذاشت كسي بي تفاوت از كنارش بگذرد
اما جنس اين رهبر تمدن ساز «تبر ابراهيم بود بر پيكر اسطوره آمريكا» براي بسياري ناشناخته بود
روزهاي پاياني آبان 1359، وقتي الكساندر دمارانش براي ديدار رونالد ريگان به نشست محرمانه كاليفرنيا رفت
رئيس جمهور آمريكا از رئيس سرويس جاسوسي فرانسه پرسيد: اشخاصي درست مانند آيت الله خميني، دقيقاً چطور مي انديشند؟
دمارانش گفت: آنها آنطور كه ما مي بينيم، نمي بينند. سيستم داخلي شان و فكرشان مانند ما نيست. «دشمنان جديد» ما كه «مسلمانان اصول گرا» هستند، به عنوان «سربازان خدا» خدمت مي كنند. بنابراين، «انسان» براي آن ها معناي كاملاً متفاوتي نسبت به معنايي كه براي ما دارد، داراست سكولارها هيچ وقت قادر به درك اطلاعاتي از شخصيت رهبران مسلمان ايران نبودند و نخواهند بود. به روايت دمارانش، رهبران جوامع سرمايه داري هيچ وقت «نظم فكري مسلمانان» را نفهميدند. رهبران الهي، برخلاف رهبران سياسي مدرن عمل مي كنند؛ چون سنت رهبري آنان از بيخ و بن متفاوت است
اميرالمومنين(ع) پس از رسيدن به حاكميت، يك شيوه عمل انقلابي را برگزيد، اما رهبران مدرن تا پيش از رسيدن به قدرت، انقلابي اند و پس از دستيابي به منصب و سمت، محافظه كار مي شوند. امام خميني(ره) به «سنت رهبري شيعي» اقتداء كرد. روزهاي آخر زندگي اش را نيز با مبارزه به پايان رساند؛ مثل سراسر عمرش و با «دلي آرام» و «قلبي مطمئن». هراس به دلش راه نمي يافت و هميشه با قاطعيت اعلام مي كرد:
اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي آنان از پاي نخواهيم نشست؛ يا همه آزاد مي شويم يا به آزادي بزرگ تري كه شهادت است، مي رسيم. امام خميني(ره) خودش را اسير لفاظي هاي پيچيده تئوريك نكرد. در حالي كه ساده سخن مي گفت، ولي يكي از ماموريت هايش «بازآفريني معناي حقيقي كلمات» بود. در هستي شناسي او «كوخ ها منشا بركاتند، نه كاخ ها» هنرشناسي و زيباشناسي او مستند به يك نص اصيل قدسي و مانيفست الهي است
در منشور هنر متعهد امام، تنها هنري «مورد قبول قرآن» فرض شده كه «كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابودكننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد، و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد
فرجام شناسي روشني داشت؛ اساساً امام از واژه هاي «پيروزي» و «شكست» تعريف و تحليلي نو به دست داد
همواره تذكر جدي مي داد اين معنا كه نمي شود با قدرت هاي بزرگ طرف شد را از گوش هايتان بيرون كنيد. شما بخواهيد مي توانيد، زيرا پشتيبان شما خداست
برخی رژیم های عربی همگام با آمریکا و غرب در تلاش برای متوقف کردن انقلاب های منطقه اند
برخی رژیمهای وابسته و محافظه کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو برای حفظ خودشان هم که شده با تمام قوا میکوشند عقربههای زمان را متوقف کرده و انقلابهای منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجا آباده بکشانند. و تنها سرمایهشان برای این برگزاری دلارهای نفتی است
و هدف اصلی آنها شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین و ... است و حفظ ثبات و تضمین بقای رژیم صهیونیستی و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است (که متاسفانه در مصر باکمک عربستان موفق بودند)
اما گروه دوم و اصلی ملتها هستند ملتها چه میخواهند نظر سنجی مکرر آمریکا در مصر و اکثر کشورهای اسلامی و واقعیتها را به آنها گفته است.
۸۵ درصد ملتهای اسلامی و عربی از آمریکا نفرت دارند
از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان ، 40 تا 75 درصد در بین ملتها از مصر، اردن تا ترکیه و مالیزی و غیره افزایش یافته است
و میزان نفرت از آمریکا با میانگین 85 درصد در کشورهای اسلامی و عربی بالا رفته و به ویژه پس از دیدن پیروزی جوانان حزب الله و حماس در جنگهای 33 روزه و 22 روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردی در عراق امیدی به پیروزی آینده در میان جوانان عرب مضاعف شده است
شخصیتهای محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستی مسلمانان بود و نام آنان را روی فرزندانشان میگذارند. نفرت از صهیونیسم توجه به قضیه فلسطین و عزت طلبی اسلامی از شاخصهای اصلی ملتها است.
به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید
آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمیاندیشیند. همچنین از آنان نترسید آنان پوشالیاند. و به سرعت ضعیف تر و ضعیفتر شدند
حاکمیت آنان بر جهان اسلام صرفا محصول ترس ما در 150 سال گذشته بوده است به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید و تنها به خدای متعالی امیدوار باشید و فقط خود را باور کنید
آنان در عراق شکست خوردند و با دست های خالی خارج شدند. در افغانستان چیزی به دست نیاوردند در لبنان از حزب الله و در غزه از حماس شکست خوردند و اینکه در خیلی کشورها توسط مردم به پایین کشیده خواهند شد.
بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکسته شد
هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است. بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکست و ترس ملتها ریخت مراقب آینده باشید که شما را نترساندند. به طمع کمکهای مالی آنان و یا تئوریهای فاسد نظام سازی و وعدههای شوم و یا از خوف قدرت لایزال آنان وارد بازیهای سیاسی و امتیاز دهی نشوید و از خدا و مردم فاصله نگیرد هرگز وارد معامله با دشمنان اسلام ومردم نشوید
همچنین وارد بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در منطقه در میان اعراب نشوید چرا که در آینده از این بازیها سالم بیرون نخواهید آمد
اسرائیل رفتنی است و نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضتهای کنونی تن دادن به بقای رژیم صهیونیستی است. و ادامه مذاکرات سازش و تسلیم که رژیمهای ساقط شده آن را پایه گذاری کردهاند
خواست عمومی ملتها بازگشت به اسلام است
البته به مفهوم بازگشت به گذشته نیست. اگر انقلابها به اذن الله واقعی بمانند و منحرف نشوند و دچار توطئه و استهاله نگردند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی قانونی نویسی و مدیریت کشور و انقلابها خواهد بود
در این جهاد بزرگ کار اصلی شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب ماندگی و استبداد و بی دینی و فقر و وابستگی حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه ترین زمانها جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامی و به شیوه مردم سالارانه و رعایت عقلانیت و علم جامعه سازی کنید و تهدیدات داخلی و خارجی را یک به یک از سر راه بردارید
چگونه آزادی اجتماعی منهای لیبرالیسم و برابری منهای مارکسیسم و نظم منهای فاشیسم غرب را نهادینه کنید.
چگونه تقید خویش به شریعت اسلامی را حفظ کنید. و بدون آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید چگونه مستقل شوید بی آنکه منزوی شوید. چگونه پیشرفت کنید بی آنکه وابسته شوید. چگونه مدیریت علمی کنید بدون سکولاریزه و محافظه کار شوید. و چگونه مانع فاسد شدن برخی رهبران و نفوذ عوامل دشمن در صف انقلابیون شویم
تعریفها باید بازخوانی و اصلاح شود
دو الگوی اسلام تکفیری و اسلام لائیک از سوی غرب به شما پیشنهاد شد و خواهد شد تا بوی اسلام ناب ولی معتدل و عقلانی در میان انقلابهای منطقه تقویت نشود
کلمات را دوباره و به دقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معنی مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابها است همه دموکرات باشید و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه دوم و تقلیدی باشد هیچ یک دموکرات نباشید
سلفی گری اگر به معنای اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصلی و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفی غرب زدگی باشد همگی سلفی باشید و اگر به معنی تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود با نوگرایی و سماجت و عقلانیت که ارکان تفکر و تمدن اسلامیت سازگار نخواهید بود و خود باعث ترویج سکولاریسم و بی دینی خواهد شد
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بد ببین باشد که از چه نوع لائیک غرب و چه از نوع خشن آن بدبین باشید.
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید
به اسلام که رژیم صهیونیستی را تهدید میکند به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل میکند ولی با مذاهب اسلامی دیگر بی رحمانه مواجه میکند دست آشتی به سوی آمریکا و و ناتو دراز میکند ولی در داخل به جنگ های قبیلهای و مذهبی دامن میزند ،اعتماد نکنید
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی میکشاند
مردم عرب صد سال است نادیده گرفته شدهاند. کرامت و عزتشان و هم رای و حقوق آنان علنا پایمال شده است. برای نخستین بار اکنون مردم صحنه را به دست گرفتهاند
مسلمانی برخی حکومتهای مسلمان تشریفاتی و نمایشی و دروغین است مصنوعی و موقتی است اگر ملتهای مصر، تونس و لیبی مسیر خود را ادامه دهند ممکن است به تحریمها تبدیل شود
انقلاب اسلامی ایران موفقترین تجربه اسلامی عصر جدید است در عرصه خودباوری ملتها. مردم با خودباوری نخبگان در عرضه نفی اسطوره شکست ناپذیری رژیمهای طاغوتی و اربابانشان را شکست دادند
در عرصه شکستن غرور کمونیسم و سرمایهداری ارائه مدلهای کارآمد در پیشرفت های بزرگ کشور با حفظ مردم سالاری و دفاع از ارزشهای اولیه انقلاب و در عرصه مردم انقلاب ما پیروزیها و البته ضعفهایی در مجاهدات سه دهه خود داشته است اما در هیچ جنبش اسلامی در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته تا این حد جلو نیامده است. و این همه موانع از سر نگذرانده بود.
ایران به دلیل حمایت از فلسطین و لبنان و عراق و بحرین متهم به تروریسم می شود
گفتوگوهای بسیاری میان ما و شما برادران در پیش خواهد بود انشاءالله. در رسانههای سرمایهداری و صهیونیسم جهانی، ایران متهم به تروریسم میشود. تنها به آن علت که حاضر نشد برادران عرب خود را تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد حال آنکه ما خود بزرگترین قربانی تروریسم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد
اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برادران مظلوم افغانی و بوسنیایی و لبنانی و عراقی و فلسطینی خود را همچون سایر حکومتهای به ظاهر مسلمان تنها میگذاشت و اگر همچون بیشتر رژیمهای عربی که به فلسطین خیانت میکردند و ما هم ساکت میماندیم و از پشت خنجر میزدیم و هرگز ما را پشتیبان تروریسم معرفی نمیکردند
ما به آزادی قدس شریف و تمامی سرزمینهای فلسطین میاندیشیم
ایران اسلامی را به پیگیری بمب اتم معرفی و سپس تحریم و تهدید و ترور میکنند آنها میخواهند رابطه ما و شما را قطع و پرهزینه کنند
ملت ایران همچون ملت مصر،تونس، لیبی و بحرین مفتخر به شعائر وحدت و تقریب مذاهب و آزادی عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است. آنان میخواهند رابطه ما و شما را قطع کنند
ملت ایران همچون ملت تونس، مصر ، لیبی و یمن مفتخر به حب اهل بیت و رسول الله (ص) است ما اهانت هر مسلمان به مقدسات سایر مذاهب را حرام میدانیم و معتقدیم مسلمانان از شافعی، جعفری، مالکی و حنبلی و زیدی همه فرقههای اسلامی باید با برادری و گفتوگوی سالم در فقه، کلام و تصویر و تاریخ دست در دست یکدیگر به ساختن تمدن اسلامی معاصر و امت اسلامی مقتدر حضرت محمد (ص) دست در دست هم قرار دهند.
ایران به دنبال ایرانی کردن عرب ها یا شیعی کردن سایر مسلمانان نیست
ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و احیای امت اسلامی است و برای انقلاب اسلامی کمک به مجاهدان اهل سنت سازمانهای حماس و جهاد مجاهدان شیعی حزبالله به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف میکنیم
ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام میکند به قیام ملتها و نه به ترور و به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب اسلامی به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بیگانگان معتقد و ملتزم است
برای سعادت همه ملتهای مسلمان دعا میکنیم و در کنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.
تابلوي پيچ بزرگ تاريخ را امام (ره) و خامنه ای نصب كرده اند
آمريكا و متحدانش از يكسو با فروپاشي رژيم هاي ديكتاتور و دست نشانده خود در منطقه روبرو هستند كه عقبه استراتژيك آنها بود و از سوي ديگر در بحران شديد مالي و اقتصادي گرفتارند و در همان حال جنبش وال استريت كه يك حركت مردمي فراگير و ضد سرمايه داري است مقبوليت و مشروعيت آنان را به چالش جدي كشيده است
تا آنجا كه كسينجر در اجلاس راهبردي آتلانتيك با عصبانيت مي پرسد؛ بايد ديد چه حماقتي كرده ايم كه آمريكاي ابرقدرت 2001 را به شرايط شكننده امروز كشانده ايم؟!
آيا انقلاب هاي اسلامي در منطقه كه نشانه تكثير ايران اسلامي است و تحولات اخير جهاني كه به قول حضرت آقا ويتريني از شكست ها و ناكامي هاي آمريكاست و خيزش مردم آمريكا و اروپا عليه نظام سرمايه داري، از تغيير ساختار سياسي و فكري دنيا حكايت نمي كند؟!
اين دقيقاً همان پيچ بزرگ تاريخي است كه نزديك به 2 سال قبل رهبر معظم انقلاب از آن خبر داد و امروزه استراتژيست هاي بلندآوازه غربي با همان واژه «پيچ بزرگ تاريخ» از آن ياد مي كنند
امروزه در حالي تاريخ به پيچ بزرگ خود رسيده است كه دو قدرت اصلي در عرصه جهاني حضور مؤثر دارند
قطب اسلام به رهبري حضرت آقا و قطب استكبار به رهبري آمريكا و پرسيد؛ آيا كمترين ترديدي باقي مي گذارد كه بر سر اين پيچ بزرگ، خميني و خامنه اي ايستاده و تابلوهاي راهنماي آن را نصب مي كنند؟
دشمن اگرچه مقابله با كانون اصلي اقتدار نظام يعني حاكميت اسلام ناب و ظلم ستيز را به عنوان اصلي ترين هدف استراتژيك در دستور كار خود داشته و دارد
امروزه الگوي انقلاب اسلامي در تحولات منطقه حرف اول را مي زند و نقش اصلي را بازي مي كند، بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه مخدوش كردن اين الگو براي دشمنان بيروني در اولويت است
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)