فضایل القاب و اوصاف زینب علیها السلام . مادر عاشورا
حضرت زینب علیها السلام
حضرت زینب علیها السلام سومین فرزند فاطمه زهرا علیها السلام در روز پنجم جمادى الاول سال ششم هجرى چشم به جهان گشودند
در این زمان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خارج از مدینه بودند. امیرالمؤمنین علیه السلام نامگذارى این کودک را به تاخیر انداختند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه برگشتند
آن حضرت به فرمان الهى نام این مولود مبارک را زینب (زین + اب) (زینت پدر) گذاشتند و توصیه فرمودند که این طفل را همواره گرامى بدارید؛ چون او شبیه جدهاش خدیجه علیها السلام است
یعنى همانگونه که حضرت خدیجه در آغاز بعثت با شجاعت و فداکارى متحمل زحمات زیادى شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زینب علیها السلام با صبر و ایثار و تحمل سختترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیرى به عمل مىآورند.
حضرت در وقار شخصیت چون جدهاش حضرت خدیجه علیها السلام و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهرا علیها السلام بود
زینب کبرى تا حدود پنج یا شش سالگى، تحت اشراف شخص پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا علیها السلام پرورش یافت و از این پس، مسؤولیت تربیت و پرورش او به عهده على علیه السلام گذارده شد
تا این که در سال هفدهم هجرى به همسرى پسر عمویش، عبدالله بن جعفر درآمد
سالها بعد زمانی که مردم با امیرالمؤمنین على بن ابىطالب علیه السلام بیعت کردند، حضرت براى یارى پدر از مدینه به کوفه رفت و در مدت پنج سال دوران سخت حکومت على علیه السلام همواره یار و تسکین بخش غمهاى پدر بود و زنان کوفه را آموزش مىداد...
و به دنبال شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام و هنگام نوبت امامت برادر بزرگش امام حسن علیه السلام در کنار برادر قرار گرفت و آنگاه که امام حسن علیه السلام از کوفه به مدینه برگشت، به همراه ایشان حضرت زینب علیها السلام از مکه به مدینه آمد.
وقتى که در سال پنجاه هجرى معاویه حضرت امام حسن علیه السلام را مسموم کرد باز غمخوارى و پرستارى برادر با زینب بود و پس از شهادت امام در خدمت امام حسین علیه السلام بود و زمانى که در سال شصت هجرى امام حسین علیه السلام عازم مکه شد، به همراه آن حضرت از مدینه خارج شد و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت به قیام اباعبدالله علیه السلام تلاش مىکرد و لحظه اى از آن حضرت جدا نشدند
نقل مىکنند در جریان حرکت به سوى عراق ابن عباس به امام حسین علیه السلام گفت اگر ناگزیر باید به این سفر بروید، حداقل این زنان و بچه ها را با خود نبرید. در این لحظه، حضرت زینب علیها السلام خطاب به ابن عباس فرمود: ... سوگند به خدا از حسین علیه السلام جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگى کرده و با او مىمیرم
در روز عاشورا با ایثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و... فداکارى در راه خدا را به حدى رساند که حتى صبرش ملکوتیان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوراى سال شصت هجرى به بعد رسالت پیام رسانى خون شهیدان و سرپرستى و رهبرى اسیران نهضت عاشورا را برعهده گرفت
لحظه اى از حمایت امام زین العابدین علیه السلام غافل نگشت و بارها در این سفر خوف ناک جان آن حضرت را از خطراتى که او را تهدید مىکرد نجات بخشید.
حضرت زینب علیها السلام با ایراد خطبه هاى آتشین پایه کاخهاى ستم بنى امیه را به لرزه درآورد با این کار همه تبلیغات و نقشه هاى دشمنان را خنثى و نفاق منافقان را رسوا و غفلت غافلان را برطرف ساخت
اگر تلاش بى نظیر و فداکارى کامل زینب نبود، به یقین جریان کربلا را بنى امیه یا به فراموشى مى سپردند یا از مسیر حیاتبخش خود منحرف مىکردند
آن حضرت سرانجام، پس از انجام کامل این رسالت سنگین یک سال و نیم پس از جریان عاشورا در رجب سال 62 هجرى با کوله بارى از غم و اندوه چشم از جهان فرو بست.
بهترین جلوهگاه شناخت شخصیت زینب علیهاسلام، سفر تاریخی کربلاست
بهترین جلوهگاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب علیهاسلام همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ، جزئیات آن را برای ما نقل کرده ولی در بسیاری از موارد زندگی این بزرگوار کوتاهی کرده و در بیشترین دوران عمر پر ثمر آن بانوی بزرگ اسلام در سکوت مانده است.
ایمان راسخ حضرت زینب علیهاسلام اولین و مهم ترین خصلت آن بانو، محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند.
در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل میکند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا میبیند
وقتی در کوفه ابن زیاد از او سئوال میکند: کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟ در جواب میفرماید: چیزی جز زیبایی ندیدم. زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود. شهادت یک انسان کامل در نظر اولیای خدا جمیل است نه برای اینکه جنگ کرده و کشته شده.
بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده. آنگاه که حضرت زینب کبری علیهاسلام بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده میکند با تضرع در پیشگاه خدا میگوید اللهم تقبل منا هذا القربان پروردگارا این هدیه و قربانى را از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و اله قبول فرما، نهایت اخلاص و فداکارى خود را به جهانیان اعلام کرد... این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را میرساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.
تفسیر قرآن , آگاهی از آینده روزگاری که امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه بود، زینب علیهاسلام در خانه اش مجلسی داشت که برای زنها قرآن تفسیر و معنی آن را آشکار می کرد
روزی کهیعص را تفسیر می نمود که ناگاه امیرالمؤمنین علیه السلام به خانه او آمد و فرمود : ای نور و روشنی دو چشمانم! شنیدم برای زن ها کهیعص را تفسیر می نمایی؟ زینب علیهاسلام گفت: آری.
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: این رمز و نشانه ای است برای مصیبت و اندوهی که به شما عترت و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله روی می آورد
پس از آن مصائب و اندوه ها را شرح داد و آشکار ساخت
آنگاه زینب گریه کرد. زینب علیهاسلام عرض کرد: من قبلاً این حوادث را که برایم رخ می دهد، از مادرم شنیده بودم.
این حروف رمزی است که فقط خداوند و اولیاء الله و معصومین به اذن خدا اطلاع دارند ( کاف، در کربلا واقعه ای رخ خواهد داد. ه، هلاکت و شهادت برادرت حسین. ی، توسط مزدوران یزید. ع، در حالی که سپاه اسلام و نزدیکان امام عطش تشنگی دارند. ص، صبر و پایداری سپاه اسلام.)
شجاعتی نظیر حسین علیه السلام
وى با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالى که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند
خطبه بى نظیرى را در حضور دژخیمان ایراد نمود و شجاعت بى مانندى را از خود به نمایش گذاشت. برخورد و عکس العمل زینب در برابر دشمنان بسیار اعجاب انگیز است آنان در حالى که در اوج قدرت بودند، به تندى برخورد کرد
زینب شیرزنى از خاندان بنى هاشم است، آن چنان با صداى بلند ندا سرداد که کاخ سلطنت امویان ستمگر و غاصب از جاى کنده شد و در مجلس یزید سفاک سخنرانى مهمى انجام داد که او و اطرافیانش را مفتضح نمود. (مرقد العقیله زینب، ص 21)
شجاعت امام حسین علیه السلام در خواهرش زینب علیهاسلام هم بود؛ زینب علیهاسلام هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، کمی از حسین علیه السلام ندارد
قوت قلبش به برکت اتصالش به مبدأ تعالی، به راستی محیرالعقول است
شیخ شوشتری می فرماید: اگر حسین علیه السلام در صحنه کربلا یک میدان داشت، مجلله زینب علیهاسلام دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش مجلس ابن زیاد، و دومی مجلس یزید پلید بود.
از صفات بارز پروا پیشگان این است که خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان کوچک، حقیر و فاقد اثر مىباشد. امام على علیه السلام مىفرماید عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم ؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان کوچک مىباشد. سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب که خود چنین دیدى دارد، و در خانواده شجاع تربیت شده است، از شجاعت حیدرى بهره مند است.
او به لبوه الهاشمیه؛ شیر زن هاشمى لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد مىزند، توبیخشان مىکند، تحقیرشان مىکند، و از کسى هراسى به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چکان آدمکشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنى، در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته فریاد مىزند که آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟
در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشهاى مىنشیند و با بى اعتنایى به سؤالات او تحقیرش مىکند، او را «فاسق» و «فاجر» معرفى مىکند و مىگوید الحمدلله الذى اکرمنا بنبیه محمد ص و طهرنا من الرجس تطهیراً و انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا ؛ سپاس خداى را که ما را با نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله گرامى داشت، و از پلیدىها پاک نمود. همانا فقط فاسق رسوا مىشود، و بدکار دروغ مىگوید، و او غیر ما مىباشد
و همچنین در مقابل یزید و دهن کجىها و بد زبانىهاى او، شجاعت حیدرى را به نمایش گذارده، چنین مىگوید لئن جرت على الدواهى مخاطبتک انى لاستصغر قدرک و استعظم تقریعک و استکبر توبیخک ؛ اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته [بدان که] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ مىدانم
ولایت مدارى زینب علیها سلام
قرآن بدون هیچ قید و شرطى در کنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مىدهد اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولى الامرمنکم (نساء59)؛ از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت کنید. زینب علیها سلام که حضور هفت معصوم (پیامبراکرم صلی الله علیه و آله على و فاطمه ، امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امام باقر علیهم السلام را درک کرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداکارى در راه آن و) ... سر آمد است.
ولایتمداری ویژگی اصلی شخصیتی حضرت زینب علیهاسلام بود که در تمام ابعاد وجودی ایشان نمایانگر است
ایشان از همان ابتدا خطبه فدک را که منسوب به حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام است را حفظ کرده و از راویان آن بود که همین امر تاثیر زیادی در شکل گیری صحیح شخصیت ایشان داشت
ابن عباس که ظاهرا خطبه حضرت زهرا علیها السلام را نقل کرده است میگوید که خطبه حضرت زهرا علیها السلام را از حضرت زینب علیها السلام آموختهام
وقتی به این خطبه توجه میکنیم، میبینیم که آنقدر بلاغت و فصاحت دارد که جای بسی شگفتی است و این خطبه دقیقا زمانی نقل میشود که حضرت در سنین سه چهار سالگی قرار دارند
خطبه را میشنوند و برای دیگران بدون هیچ عیب و نقصی بیان میکنند که این خود نشانگر کمال علمی حضرت زینبعلیها السلام میباشد.
او با چشمان خود مشاهده کرده بود که چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت روحى لروحک الفداء ونفسى لنفسک الوقاء (الکوکب الدرى، ج1، ص196.) [اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد
و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب علیها السلام به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در کربلا به عرصه ظهور رساند.
از یک سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش کرد
از جمله در خطبه شهر کوفه فرمود و انى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوه ومعدن الرساله و سید شباب اهل الجنه (بحارالانوار ج45ص110)؛ لکه ننگ کشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟ و همچنین در مجلس ابن زیاد (همان، ج45، ص133)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبى معرفى نمود.
از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیها السلام حتى در لحظه اى که خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمه ها را آتش زدند ما چه کنیم؟ فرمود: علیکن بالفرار؛ فرار کنید (معالى السبطین، ج2، ص88) از این مهمتر در چند مورد، زینب علیها السلام از جان امام سجاد علیه السلام دفاع کرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.
الف. در روز عاشورا؛ هنگامى که امام حسین علیه السلام براى اتمام حجت، درخواست یارى نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین علیه السلام روانه میدان شد. زینب علیها السلام با سرعت حرکت کرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او کشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مىگردد. (بحارالانوار، ج45، ص46)
ب. بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمهها شمر تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را به شهادت برساند، ولى زینب علیها السلام فریاد زد: تا من زنده هستم نمىگذارم جان زین العابدین علیه السلام در خطر افتد. اگر مىخواهید او را بکشید، اول مرا بکشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام علیه السلام صرف نظر کرد (همان ج45، ص61)
ج. زمانى که ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد علیه السلام را صادر کرد، زینب علیها السلام آن حضرت را در آغوش کشید و با خشم فریاد زد: اى پسر زیاد! خون ریزى بس است. دست از کشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد: والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم کرد؛ اگر مىخواهى او را بکشى مرا نیز با او بکش
ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندى، که دوست دارد من او را با على بن الحسین بکشم. او را واگذارید. البته ابن زیاد کوچکتر از آن است که بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندى نیست، بلکه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلى و خویشاوندى بود، باید زینب علیها السلام جان فرزندان خویش را حفظ و آنها را به میدان جنگ اعزام نمىکرد.
صبر و استقامت، پیام عاشوراست. عاشورا پیامهای بسیاری دارد که همیشه زنده است و ارزنده. یکی از این پیامها صبر و استقامت است. بدون صبر در هیچ کاری نمیتوان به نتیجه مطلوب رسید.
برای اینکه مصیبتهای وارده و دشواریهای راه، انسان را از پای در نیاورد، باید صبور بود و این دستور دین است در همه مراحل زندگی. در عاشورا نیز با این جلوه عظیم روحی رو به رو هستیم و آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگاری و تاثیرگذاری و فتح معنوی رساند روحیه مقاوم امام حسین علیه السلام و یاران و همراهان او بود و بعد از شهادت ایشان رسالت این مهم بر عهده خواهرشان قرار گرفت
و چه خوب آن را به سرانجام رساند و با این ویژگی یعنی صبر و استقامت توانست یزید و یزیدیان را رسوا کند و رسالت حرکت برادر را به خوبی سامان بخشد.
و امام حسین علیه السلام توصیههای بسیاری به یاران در جهت صبر و پایداری فرمودند، از آن جمله: صبر و مقاومت کنید ای بزرگزادگان! چرا که مرگ تنها یکی است که شما را از رنج و سختی عبور میدهد و به سوی بهشت گسترده و نعمتهای همیشگی میرساند. (نفس المهموم ص 135)
روز عاشورا پس از نماز با یاران باز هم دعوت به صبر داشت: فاتقوا الله و اصبروا (بحار ج45 ص89) و مولا علی علیه السلام چه زیبا میفرمایند: الصبر یهون الفجیعه مقاومت، فاجعه و حوادث ناگوار را آسان و قابل تحمل میکند (غرر الحکم)
یعنی کسی که صبر داشته باشد هم تحمل درد و مصیبتش بیشتر میشود و هم به دیگران روحیه میدهد و امام هنگام خروج از مکه در خطبهای که خواند، فرمود: ما به رضای خدا رضاییم، بر بلای او صبر میکنیم، او نیز پاداش صابران را به ما میدهد. در شب عاشورا به خواهرش توصیه به صبر کردند. به فرزندشان علی اکبر علیه السلام در روز عاشورا سفارش به صبر کردند در برابر تشنگی (بحار ج45 ص45)
امام امت در ترسیم صبر و مقاومت مردم ایران در برابر حملات دشمن به شهرها، از صبر و پایداری آنان ستایش کرده میفرمایند: مبارک باد بر خانوادههای عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان، بر ملت ایران که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش به بنیانی مرصوص مبدل گشتهاند که نه تهدید ابرقدرتها آنان را به هراس میافکند و نه از محاصرهها و کمبودها به فغان میآیند.
زندگی با عزت را در خیمه مقاومت و صبر، بر حضور در کاخهای ذلت و نوکری ابرقدرتها و سازش و صلح تحمیلی ترجیح میدهند (صحیفه نور ج2 ص59)
آزادگان عزیز نیز سالهای سخت و تلخ اسارت در زندانهای عراق را با همین سرمایه صبر سپری کردند و خانم حضرت زینب علیها السلام همه اینها را یکجا داشت و مدیریت راه برادر و نگهداری کودکان و همه اسرا را به خوبی به انجام رساند و در نزد عبیدالله در مقابل گفته او که با شماتت گفت دیدی خدا برادرانت و فرزندانت را چگونه کشت، فرمود ما رایت الا جمیلا من چیزی جز زیبایی ندیدم.
اینجاست که به او میگویند ای زبان علی در کام. علی قرآن ناطق است و قرآن میفرماید فاصبر صبرا جمیلا پس صبر کن صبری نیکو (معارج5) و زینب علیها السلام با صبر جمیلش میگوید: ما رایت الا جمیلا امید که بتوانیم زحماتشان را با صبر و ایمانمان پاسخگو باشیم.
زینب کبری در عرصه تاریخ
زینب کبری علیها السلام یک نمونه برجسته تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان می دهد. اینکه گفته می شود در عاشورا، در حادثه کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد که واقعاً پیروز شد عامل این پیروزی، حضرت زینب علیها السلام بود؛ و الّا خون در کربلا تمام شد
حادثه نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامیِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعیِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری؛ نقشی که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلی چیز مهمی است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد.
قرآن هم در موارد متعددی به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه زنده و ملموس است که انسان زینب کبری علیها السلام را مشاهده می کند که با یک عظمت خیرهکننده و درخشندهای در عرصه ظاهر می شود؛
کاری می کند که دشمنی که به حسب ظاهر در کارزار نظامی پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزی تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدی را به پیشانی او می زند و پیروزی او را تبدیل می کند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبری است
زینب علیهاسلام نشان داد که می توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ. آنچه که از بیانات زینب کبری باقی مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبری را نشان می دهد.
حضرت زینب کبری با این عده ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما این جور محکم حرف می زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمی شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه مؤمن، این جور خودش را در شرایط دشوار نشان می دهد. این زن است که الگوست؛ الگو برای همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیبشناسی می کند؛ می گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفهتان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه پیغمبر سرش بر روی نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می شود فهمید.
حماسه زینبی، مکمل حماسه عاشورا است
به یک معنا حماسه حضرت زینب سلام الله علیها، احیاءکننده و نگهدارنده حماسه عاشورا شد. عظمت کار حضرت زینب علیها السلام فقط قابل سنجش و مقایسه با حماسه عاشورا است، این بانوی بزرگ اسلام و بشریت همچون قله سرافراز و استواری در برابر همه مصیبتها و حوادث تلخ ایستاد و به یک الگو و پیشوای جاودانه مبدل شد.
سخنان پولادین و قاطعانه و در عین حال روان حضرت زینب علیها السلام در برابر مردم کوفه و همچنین در دربار ابنزیاد و دربار یزید. آن بانوی بزرگ مجسمه عزت بود، همچنان که حضرت امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا بود
نتیجه ایستادگی حضرت زینب علیها السلام را، به وجود آمدن جریانی در طول تاریخ برای چگونگی حرکت و ایستادگی در مسیر حق است. باید الگوی حرکت ما و جهتگیری آن، همواره زینبی و هدف نیز عزت اسلام و جامعه اسلامی و عزت انسان باشد
عامل اصلی به وجود آمدن چنین روحیهای در حضرت زینب علیها السلام و سایر اولیا و انبیاء و مومنین برخورد صادقانه با عهد و پیمان الهی است/د / قرآن کریم، این صدق را هم برای پیامبران عظام الهی و اولیاء و هم برای مومنین و مردم معمولی لازم میداند و همه ما باید در مقابل عهدی که با خدا داریم پاسخگو باشیم. بر اساس نص صریح قرآن، این عهد، ایستادگی در مواجهه با دشمن در نبرد نظامی، سیاسی و اقتصادی و پشت نکردن به دشمن، است
بر اساس این عهد، هر جا که صحنه زورآزمایی است، باید در مقابل دشمن ایستاد و باید عزم و اراده مومنین بر اراده دشمن غلبه پیدا کند
حضرت زینب در به ثمر نشستن خون شهیدان نقش به سزائی داشت
(خلاصه و چکیدهی بخش ) رساندن پیام خون شهدا بار سنگینی بود صبر پیشه کرد و با انفعال نمودن ستمگران اوضاع را به نفع اسلام بر گرداند. کاروان غم، آماده حرکت از کربلا به کوفه در عصر روز یازدهم میشود از کنار قتلگاه و اجسادی که با اسب برآن دوانده اند، زنان و کودکان را ناله کنان عبور میدهند
روز دوازدهم به کوفه میرسند زنی در کوفه پس از شناخت خاندان پیامبر برهنه گان را میپوشاند و اهل کوفه به گریه زاری میپردازند. خانم زینب به سخن پرداخته و ضمن شهادت به یگانگی خداوند و درود بر پیامبر و شهیدان ،کوفیان را از بی وفائی و همدستی با مکاران، مورد سرزنش قرار داده و میگویند چرا نسبت به پدرمان علی، بی مهری کردید چرا حسین را تنها گذاشته و او را کشتید؟
هنگامی که به شام رسیدند، شامیان آنها را خارجی خواندند و سرهای بالای نیزه را نمایش میدادند زنان آب و آتش روی خاندان نبوت میریختند. به محله یهودیان بردند و گفتند اینها اجداد شما را در بدر و خندق کشته اند
اسراء در مکانهای بدون سقف نگه میداشتند به هنگام چرخاندن گاهی سر های مبارک می افتاد و مردم هلهله میکردند. حضرت رقیه بیقراری میکرد و به دستور یزید سر پدر را آوردند رقیه ناگهان بیهوش شده و جان به جان آفرین می گوید (مردم شام ،پرورش یافته معاویه و عمروعاص هستند و از اسلام حقیقی بوئی نبرده اند و تحت تاثیر تبلیغات معاویه بودند) زمانی که پیر مرد شامی به امام سجاد نفرین و توهین مینماید امام به او میگوید این آیه را در قرآن خوانده ای (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی)(و آت ذی القربی حقه) ذی القربی ما هستیم. مرد شامی پشیمان شده و وقتی به یزید دشنام میدهد گردن زده میشود
روز ششم صفر نماز جمعه خطیب بر منبر شروع به دشنام به خاندان علی میکند و امام سجاد ساکت ننشسته و فریاد میزند و قلوب مردم را تسخیر مینماید
مردم میگریند به یزید میگوید محمد جد من است یا تو؟ یزید احساس خطر کرده و برای فرار از قائله دستور به اذان میدهد. امام سجاد هم بین فرازهای اذان سخنان کوبنده ای میگوید و ادامه داد تا اینکه مجلس دگرگون شده و عده ای نماز نخوانده میروند
گروهی گرد امام ماندند و به مذاکره پرداختند، یزید به ناچار قاتلان حسین را دشنام داد و به دلجوئی امام پرداخت و تمام تقصیرها را به گردن ابن زیاد انداخت
سپس فرصتی شد برای تشکیل مجلس عزا و افشای حقایق برای مردمی که گروه گروه در مجلس شرکت میکردند. یزید وضعیت مجلس عزا و ادامه آن را صلاح نمیداند، مجبور میشود کاروان را به مدینه حرکت دهد
غافله سالار ، زینب علیهاسلام
سالار شهیدان و یاران باوفایشان با اهدای خون به درگاه الهی در عرض بلا با اجساد بلاکفن نقش زمین را منقش به تصویری کردند که آسمانیان را سر به زانوی غم کردند
عمر سعد لعنه الله علیه کشتگان به درک واصل شده لشکرش را جمع کرد و به آنها نماز خوانده و آنها را دفن کرد و این بزرگواران را به اسم خارج از دین رفته (معاذالله) بر زمین رها کرد. سپس اهل و عیال حضرت سیدالشهدا را بر ناقههای عریان راهی کوفه نمود. در این میان بزرگ جمع هاشمیان عمه جان سادات وظیفههای متعددی را به دوش دارد
آن پلیدان منحوث طی سفر خوب بررسی نمودند و دیدند که بهترین سلاح علیه این صاحب کرامت و عزت یعنی حضرت زینب کبری و البته سایر اهل بیت سالار شهدا توهین و حملات شخصیتی است. این به این معنی نیست که آنها دست از پستی و ایجاد تعذب خاطر حتی شماتت و ضرب و شتم برداشته بودند
ماموریت از طرف برادر محافظت از امام زمان خود
حضرات شهدا با بدنهای گلگون بر زمین کربلا افتادهاند و یک مرد در قافله اسرای آزاده کربلاست که حضرت ابا عبدالله الحسین سفارش او را به خواهر بزرگوارشان بسیار نموده. به خواهر فرمودهاند که جان امام سجاد علیه السلام در خطر است و خواهر باید نقش یکی از فرزندان ذکور امیرمومنان علی علیه السلام را در مواقف و مجالس آتی ایفا نماید
حضرت امام سجاد خطاب مینماید عمهجان انت عالمه غیرمعلمه وقتی امام به شخصی این جمله را خطاب میکند بیانگر صاحب ولایت بودن شخص مخاطب است
باید ببینیم که حضرت زینب علیهاسلام با عبیدالله ملعون و یزید سفاک با بیان شیوا و استناد به نصب و حقایق و قرآن و سنت چه کرده که چاره آخر برای آن وحوش پست اهانت با چوبدست به لب و دندان مبارک اباعبدالله میشود که از این طریق جلوی بیانات کوبنده این اولیای مخدره را بگیرند تا بیشتر بر طبل رسواییشان نکوبد
حماسه زینبی، مکمل حماسه عاشورا است
حماسه حضرت زینب سلام الله علیها، احیاءکننده و نگهدارنده حماسه عاشورا شد عظمت کار حضرت زینب سلام الله علیها فقط قابل سنجش و مقایسه با حماسه عاشورا است، این بانوی بزرگ اسلام و بشریت همچون قله سرافراز و استواری در برابر همه مصیبتها و حوادث تلخ ایستاد و به یک الگو و پیشوای جاودانه مبدل شد.
سخنان پولادین و قاطعانه و در عین حال روان حضرت زینب سلام الله علیها در برابر مردم کوفه و همچنین در دربار ابنزیاد و دربار یزید. آن بانوی بزرگ مجسمه عزت بود، همچنان که حضرت امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا بود. نتیجه ایستادگی حضرت زینب سلام الله علیها را، به وجود آمدن جریانی در طول تاریخ برای چگونگی حرکت و ایستادگی در مسیر حق است
باید الگوی حرکت ما و جهتگیری آن، همواره زینبی
و هدف نیز عزت اسلام و جامعه اسلامی و عزت انسان باشد عامل اصلی به وجود آمدن چنین روحیهای در حضرت زینب سلام الله علیها و سایر اولیا و انبیاء و مومنین برخورد صادقانه با عهد و پیمان الهی است. .
قرآن کریم، این صدق را هم برای پیامبران عظام الهی و اولیاء و هم برای مومنین و مردم معمولی لازم میداند و همه ما باید در مقابل عهدی که با خدا داریم پاسخگو باشیم. بر اساس نص صریح قرآن، این عهد، ایستادگی در مواجهه با دشمن در نبرد نظامی، سیاسی و اقتصادی و پشت نکردن به دشمن، است. بر اساس این عهد، هر جا که صحنه زورآزمایی است، باید در مقابل دشمن ایستاد و باید عزم و اراده مومنین بر اراده دشمن غلبه پیدا کند.
منابع :
لهوف علی قتلی الطفوف نوشته سید بن طاوس
(مقتل مقرم ص 307)
(بحارالانوار، ج45، ص46)
(مرقد العقیله زینب، ص 21)
( تاریخ یعقوبی، ابن واضح، ج3، ص8)
(سیره پیشوایان، ص 752)
(صحیفه سجادیه دعای 84)
(تاریخ سیاسی اسلام، ج3، ص25.2)
(منتهی الآمال ص601)
(تاریخ طبرسی ج3 ص 316)
( الارشاد شیخ مفید ص 232)
تهیه و تنظیم : محمود زارع پور
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)