خطبه غدیر . منابع اهل سنت و دلایل ولایت علی(ع)
سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2
m5736z
blog.ir.
واقعه غدير
واقعه غدير خم يکي از وقايع مهم تاريخ بشريت است که در اين واقعه جانشين بلافصل رسول مکرم اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) از جانب ذات اقدس پروردگار عالميان، معرفي ومنصوب گرديد. به گونه اي که دراين واقعه، حجت بر تمام عالميان تمام شد و تکليف مسلمانان، بعد از وفات رسول مکرم اسلام (ص) مشخص گرديد و همگان به ولي و سرپرست و مقتداي خويش بعد از خاتم پيامبران (ص) آگاهي يافته و بر حقانيت آن واقف شدند. در هجدهم ذي الحجه سال دهم هجري بود که پيامبر اسلام (ص) دربيابان جحفه که معروف به غدير خم گرديد، بر فراز منبري از جهاز شتران بالا رفته و در ميان هفتاد هزار نفر از مسلمانا ن به تبعيت از آيه مبارکه
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ «اي پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است (به مردم) برسان و اگر از اين کار، خودداري کني، رسالت خدا را تبليغ نکرده اي (از مردم در اداي اين رسالت، هراسي نداشته باش) زيرا خداوند تو را از خطرات آنها نگاه خواهد داشت. به درستي که خداوند، کافران لجوج را هدايت نمي کند.» (1) آن گاه دستان امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام را بالا برد و فرمود: جبرئيل از جانب خداوند مرا دستور داد تا اينکه بدون پرده بگويم: «أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي (عَلي أُمَّتي) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي» «به درستي که علي بن ابي طالب، برادر، وصي و جانشين من در ميان امت و امام پس از من است.»
الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا : امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] ائینی برگزیدم)) رسول خدا از نزول این ایه بسیار مسرور شد، لذا توجه به حاضرین نموده و فرمود: الله اکبر اکمال الدین و اتمام النعمه و رضا الرب برسالتی و الولایه لعلی ابن ابیطالب بعدی : خدای بزرگ دین را کامل و نعمت را تمام نمود و راضی شد به رسالت من و به ولایت علی بن ابیطالب بعد از من.سپس « حسان بن ثابت» شاعر مخصوص پیامبر در وصف ولایت و خلافت و امامت علی (ع) شعری سرود...
تذکر: و باز برای انکه جای تردیدی برای برادران سنی باقی نماند اسناد ایه تبلیغ( 67 مائده)، ایه اکمال( 3 مائده)، شعر حسان که خود دلیل بزرگی برای اثبات مقام ولایت علی (ع)است و جمله پیامبر که فرمود الست اولی بکم من انفسکم را از کتب علمای اهل سنت می گذارم...
موقعیت جغرافیایی غدیرخم غدیر خم در بیابانی بین مکه و مدینه واقع است و تنها محلی است که مسلمین در انجا به هم رسیده و از هم جدا می شوند. در واقع این مکان به عنوان « مرکز ثقل» محسوب می شود و اگر خواسته باشیم خبری را به امت مسلمان بدهیم بهترین مکان همین جاست، زیرا مسلمانانی که از شهرهای مختلف بین مکه و مدینه در حرکتند در این مکان بهم می رسند...
عوام اهل سنت « مولی» را چه معنی می کنند؟ عوام اهل سنت می گویند پیامبر در روز غدیر علی (ع) را به عنوان دوست و یار و یاور مسلمین معرفی کرد نه بعنوان جانشین و خلیفه خود بعد از امت! حال ما با دلایل عقلیه و برهان های نقلیه از علمای اهل سنت ثابت می کنیم که مراد و مقصود پیامبر از این عمل ، تعیین جانشین و خلیفه بعد از خود بوده است!
حطبه غدیر : بسم الله الرحمن الرحیم حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بیهمتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستودهای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شدهها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بیاندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روحالقدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیدهای را میبیند، و هیچ دیدهای را توان دیدار او نیست. بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.
در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمیکند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمینماید. به اسرار نهان و به سویداء سینهها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمیافکند.
بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیدهها مشهود گردد و لیکن او هر دیدهای را در مییابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است. به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.
و گواهی میدهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است. فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.
موجودات را بی آنکه نمونهای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز میگردد.
و گواهی میدهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.
اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.
نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و ارادهاش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست. ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو میبرد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ میدهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.
کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمیسازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.
و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم. فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابندهام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیلهاش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف میکنم که بنده اویم و گواهی میدهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.
فرمان الهی
نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستادهام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکردهای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کنندهای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکردهام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابیطالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیهای دیگر از قرآن را نازل فرموده: إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ علی بن ابیطالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را میجوید.
از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون میدانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفتهاند، آگاهی داشتم؛ همانها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است: / یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبردهام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه میشنود، بیاندیشه میپذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود: وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ من هم اکنون میتوانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و میکنم.
ولی اینها همه خدای را از من راضی نمیسازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافتهام، به انجام برسانم. ((حال که چنین است پس))
اعلام رسمی ولایت
ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابیطالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجبالاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزادهای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازمالاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود. مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.
ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار میکنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.
خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن میگویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.
جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموختهام.
ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفتهام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموختهام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کردهام و اوست امام و راهنمای آشکار.
ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیدهها بازتان میدارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمیکند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامهها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت میکرد.
ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.
ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.
پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.
ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت دادهاند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمانها و زمینها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.
ای مردم! خداوند متعال با این فضیلتها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.
ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی میدهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.
هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.
ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))
ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.
به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیدهام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفتهام و به شما اعلام میکنم که:
هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابیطالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.
ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر میدهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق میکند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمیناند.
به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.
معرفی علی بن ابیطالب(ع)
(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) میرسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):
ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت میکند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.
اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.
(ای مردم!) آنچه میگویم به فرمان پروردگارم میگویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال میگویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست میدارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیدهای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))
خداوندا! تو را گواه میگیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.
اهمیّت مسأله امامت
ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.
ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامیتر است.
خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیهای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.
ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.
پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.
ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.
خطر انحراف و کار شکنی
ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.
(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمیورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمیگیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.
ای مردم! خدا را گواه میگیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفهای دیگر نیست.
ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.
ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.
ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.
ای مردم! به شما اعلام خطر میکنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفتهاند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز میگردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.
ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.
ای مردم! چیزی نمیگذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.
ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.
ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پستترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییدهاند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد بردهاند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفهای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشدهاند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عدهای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود: (( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))
ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.
ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است: ((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))
و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعدهها کرده و خدا وعدههای خود را انجام خواهد داد.
ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس میآیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .
ای مردم! خداوند، مرا به پارهای از امور امر کرده و از پارهای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کردهام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی میکند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.
ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شدهاید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت میکنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)
ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان میگردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا میکنند.
معرفی دوستان و دشمنان
ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشتهای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا میمانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.
ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!
خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است: / الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.
و نیز میفرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزهاید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).
آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:
((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد میشوند)).
(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)
((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در میافتند و غریو جهنم را که میجوشد و میخروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر میخیزد، میشنوند)).
و نیز در قرآن آمده: /کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤. همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:
/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤ آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.
ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.
دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.
ای مردم! من، منذر و ترسانندهام و علی هادی و رهنماست.
ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.
معرفی حضرت مهدی (عج)
آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.
آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعههای مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت دادهاند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمیشود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.
آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.
طرح مسئله بیعت
ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما میخواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.
بدانید که من به خداوند تعهّد سپردهام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما میخواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:
/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.
حج
ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است /فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.
ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانوادهای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی میکند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز میکند.
ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت میشوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.
ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.
ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیدهاند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمیدانید آگاهتان خواهد کرد.
احکام الهی
آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام میگویم که به حلالها امر میکنم و از حرامها نهی مینمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شدهام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.
و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.
ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمیگردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.
آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید میکنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.
تنها راه هدایت
ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است: /وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.
و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زدهاید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).
ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود: /إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤. ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهرهای از بهشت نخواهد داشت.
بیعت گرفتن
ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار دادهام پذیرفتهاید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) میباشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت میکنیم و پیمان میبندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.
ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.
و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))
ای مردم! چه میگویید؟ خداوند، هر آوازی را میشنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.
ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیهاند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤
ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهرهمند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید: ((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمیکرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمییافتیم))
ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.
ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.
ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.
ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد: /فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤. خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.
(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:) فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس میخواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.
پيام هاي خطبه غدير
غديرخم بزرگترين رخداد دوره نبوت پيامبر گرامي اسلام(ص) و مكتب آسماني و الهي اوست. آنچه در غديرخم روي داد به واقع نتيجه زحمات و رنج هاي 23 ساله رسالت بود كه خط مشي آينده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتي بود براي آنانكه بعداز پيامبر(ص) به دنبال هدايت و سعادت بودند. به عقيده علماء و دانشمندان اسلامي نوع خطاب خداوند درباره اعلام جانشيني اميرمؤمنان علي(ع) در قالب آيه 67 سوره مائده (يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك...) در هيچ جاي ديگر از فرامين الهي وجود ندارد. حال براي اينكه واقعه مهم غديرخم به شكلي كوتاه در اذهان ترسيم شود مي توان مهمترين نكات سخنان پيامبر(ص) دراين روز را دسته بندي كرد، اگرچه تمامي اين بيانات پراهميت است و تأمل و تدبر بيشتر را مي طلبد.
شرايط زماني و مكاني واقعه
شرايط جغرافيايي و مكاني غديرخم كه در وادي جحفه قرار داشت، به علاوه زمان اين واقعه و شرايط خاص آن دلايلي قابل توجه براي تبيين اهميت ولايت پس از رسول خدا(ص) است. غديرخم منطقه اي است در ميانه راه مكه و مدينه، پيامبر پس از آخرين حج خود به همراه مسلمانان كه «حجه الوداع» ناميده شد در شرايطي خاص مسئله جانشيني علي بن ابيطالب را مطرح نمود. اين واقعه درسال دهم هجري رخ داد و پيامبر(ص) پس از دستورالهي افرادي را به مدينه و اطراف آن فرستاد تا همگان از تصميم رسول خدا(ص) براين سفر مطلع شده و خود را آماده همراهي نمايند. حضرت علي(ع) كه دراين ايام ماموريت يافته براي دعوت به اسلام و حل اختلافاتي كه بين اهل يمن پيش آمده بود به اين سرزمين سفر كند، پس از اطلاع از عزم پيامبر(ص) بر سفر حج، به همراه ياران و جمعي از اهل يمن رهسپار مكه شد، بطوري كه به قولي دوازده هزار نفر از اهل يمن حضرت امير(ع) را دراين سفر همراهي كردند.
حركت به سوي ميعادگاه
با اينكه انتظار مي رفت پيامبر(ص) پس از حج مدتي را در مكه اقامت كنند، اما بلافاصله پس از اتمام مناسك دستور داد به مردم اعلام نمايند، چهارم ذي الحجه بايد حركت كنند تا در وقت معين در «غديرخم» حاضر باشند. براساس دستور پيامبر تمامي مسلماناني كه در مراسم حج شركت كرده بودند و تعداد آنها بالغ بر صدو بيست هزار نفر ذكر شده، براي حضور در اين ميعادگاه تاريخي عازم شدند. هيجدهم ذي الحجه هنگامي كه كاروان به نزديكي منطقه غدير خم رسيد، پيامبر(ص) مسير حركت خود را به سمت غدير تغيير داد و فرمود: «ايهاالناس، اجيبوا داعي الله، انا رسول الله» اي مردم دعوت كننده خدا را اجابت كنيد كه من پيام آور خدايم. در ادامه دستور دادند همه مردم متوقف شوند و آنانكه پيش رفته اند باز گردند و آنانكه از عقب كاروان مي آيند توقف كنند. هنگامي كه اين اجتماع عظيم شكل گرفت شدت گرماي هوا به حدي بود كه مردم گوشه اي از لباس و عباي خود را زيرپا گذاشتند تا زمين داغ آنها را آزرده نكند.
آغاز خطبه غدير با حمد و ثناي الهي
اطرافيان با جهاز شتران و ديگر مركب ها منبر پيامبر را آماده مي كنند تا رسول خدا(ص) در هنگام ايراد خطابه بر همه اشراف داشته باشد. فردي نيز براي آنكه كلام رسول خدا(ص) به همگان برسد در ميان جمعيت قرار گرفت تا بيانات را تكرار كند. حال جمعيت منتظرند تا ببينند و بشوند كه فرستاده خدا چه مطلب مهمي را مي خواهد بيان كند. پيامبر در خطابه اي نزديك به يك ساعت تمام آنچه را كه براي سعادت بشريت و آينده مسلمانان نياز است، بيان مي كند. اين سخنان را مي توان به چند بخش تقسيم كرد كه در ادامه مي آيد:
پس از اينكه پيامبر نماز را اقامه نمود بر فراز منبر ايستاد و علي(ع) را در كنار خود قرار داد، در شرايطي كه حضرت امير(ع) يك پله پايين تر بود و دستان رسول خدا(ص) بر شانه ايشان. پيامبر(ص) سخن خود را همچون اغلب خطابه ها با حمد و ثناي الهي آغاز كرد. ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلندمرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است. بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان با قدرت و برهان خود چيره است...
فرمان الهي براي ابلاغ پيامي حياتي
سپس فرمود: اي مردم خداوند بر من چنين وحي فرموده كه «اي فرستاده ما، آن چه از سوي پروردگارت (درباره علي و خلافت او) بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن و گرنه رسالت خداوندي را به انجام نرسانده اي و او تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد. پيامبر(ص) در ادامه چنين فرمود: همان جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوي پروردگارم كه او سلام است و به من مأموريت داد كه در اين اجتماع بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه: «علي ابن ابيطالب برادر من و وصي من و جانشين من در ميان امت و امام پس از من است. جايگاه او نسبت به من همچون هارون به موسي است، جز اينكه پيامبري پس از من نخواهد بود و او (علي«ع») صاحب اختيار شما پس از خدا و رسولش است.
استناد به ولايت در قرآن رسول خدا(ص) در ادامه به آيه اي كه به آيه ولايت مشهور است اشاره كرد كه: پروردگارم آيه اي بر من نازل فرموده كه «انما وليكم الله و رسوله والذين آمنو الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكاه و هم راكعون» (55 مائده) ولي و صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او هستند و كساني كه ايمان آورده اند و نماز به پا مي دارند و درحال ركوع زكات مي پردازند. و اين علي ابن ابيطالب است كه نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است. پيامبر ادامه مي دهد كه «من از جبرئيل درخواست كردم از خداوند سلام اجازه گرفته و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد»، اين مطلب نشان از سختي اين مأموريت مهم دارد و رسول خدا كمي پرهيزگاران و فزوني منافقان و دسيسه ملامت گران و مكر مسخره كنندگان را دليل آن مي داند.
امامت تا رستاخيز باقي است در بخش ديگري از خطبه غدير، رسول الله با بيان اينكه آخرين بار است كه در اين اجتماع به پا ايستاده ام، به ولايت امامان بعد از علي(ع) اشاره مي كند و مي فرمايد: پس از من به فرمان پروردگار، علي، ولي و صاحب اختيار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علي خواهد بود و اين قانون تا برپايي رستاخيز كه خدا و رسول او را ديدار كنيد، دوام دارد.
تفسير حقيقي قرآن در دست علي بن ابيطالب(ع)
خطبه غدير اين چنين از سوي پيامبر ادامه مي يابد: اي مردم! در قرآن انديشه كنيد، ژرفي آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهات آن پيروي نكنيد. پس به خدا سوگند باطن و تفسير آن را آشكار نمي كند مگر همين شخص كه دست و بازوي او را گرفته و بالا آورده ام.
قرآن و عترت دوثقل گرانبها
رسول الله(ص) پيش از آنكه به نقطه عطف اين سخنراني برسد در قسمتي ديگر از خطبه اين گونه بيان مي كند:«هان اي مردم! همانا علي و پاكان از فرزندانم از نسل او، يادگار گران سنگ كوچكترند (ثقل اصغر) و قرآن يادگار گران سنگ بزرگتر (ثقل اكبر)، هر يك از اين دو از ديگري خبر مي دهد و با آن سازگار است، اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.» اين بخش از كلام پيامبر در جايي ديگر نيز كه به حديث ثقلين مشهور است در واپسين روزهاي زندگي رسول خدا(ص) بيان شده و ايشان قرآن و عترت را لازمه سعادت مسلمانان و انسان ها مي دانند و تاكيد مي كنند كه اين دو از يكديگر جداناشدني هستند.
من كنت مولاه فهذا علي مولاه رسول خدا(ص) آن گاه علي(ع) را به نزديكتر فرا مي خواند، هر دو بازوي او را مي گيرد و مي فرمايد: مردم چه كسي سزاوارتر از شما به شماست؟ گفتند: خدا و پيامبر او (اشاره به آيه قرآن)، فرمود: آگاه باشيد آن كه من سرپرست اويم، پس اين علي هم سرپرست اوست. خداوندا دوست بدار هر آن كه سرپرستي او را بپذيرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و ياري كن يار او را و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد. «الا من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله »
كامل شدن دين خدا پيامبر آيه اي را كه به آيه اكمال شهرت دارد در اين بخش از خطبه بيان مي كند به اين شكل كه: معبودا! تو خود در هنگام بر پاداشتن او و بيان ولايتش نازل فرمودي كه: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» (مائده3) امروز دين شما را به كمال و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.
فضايل علي و اهل بيت(ع)
پيامبر پس از اين مرحله حساس به بيان فضايل علي(ع) و امامان معصوم عليهم السلام مي پردازد و بيان مي كند كه:اي مردم! نور از سوي خداوند عز و جل در جان من، سپس در جان علي بن ابيطالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدي(عج) كه حق خدا و ما را مي ستاند جا گرفته است... اي مردم! صراط مستقيم خداوند كه شما را به پيروي آن امر فرموده، من هستم و پس از من علي است و آن گاه فرزندانم از نسل او پيشوايان راه راست اند كه به درستي و راستي راهنمايند و به آن حكم و دعوت مي كنند... دوستداران امامان آن مومناني اند كه قرآن چنين توصيف نموده «آنان كه ايمان آورده و باور خود را به شرك نيالوده اند در امان و در راه راست هستند» هان! ياران امامان در نهان از پروردگار خويش ترسانند و پاداش بزرگ (الهي) براي آنان خواهد بود.
دستور به بيعت با اميرالمومنين(ع)
رسول خدا در بخش ديگري از خطبه، مردم را براي بيعت با امام علي(ع) آماده كردند و چنين اظهار داشتند: اينك شما را مي خوانم كه پس از پايان خطبه با من و سپس با علي دست دهيد تا با او بيعت كرده و به امامت او اقرار كنيد. آگاه باشيد من با خداوند و علي با من پيمان بسته و من اكنون از سوي خداوند براي امامت او پيمان مي گيرم. پيامبر به آيه اي از قرآن اشاره مي كند تا اهميت مساله بيعت را تبيين كند، آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد: «(اي پيامبر) آنانكه با تو بيعت كردند همانا با خدا بيعت كرده اند. دست خدا بالاي دست آنان است، پس هر كس بيعت را بشكند اين شكستن به ضرر خود اوست و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمي عنايت خواهد كرد.»
بيعت گرفتن پيامبر(ص) از حاضران براي ائمه معصومين(ع)
اينجاي خطبه است كه پيامبر براي علي و امامان بعد از او از مردم بيعت لساني مي گيرد، اينچنين كه: اي مردم شما بيش از آن هستيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اينروي خداوند به من دستور داده كه با زبان از شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت علي اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند. همان گونه كه اعلام كردم ذريه من از نسل اوست. پس همگان بگوييد: «ما شنيديم و اطاعت مي كنيم و راضي هستيم و سر تسليم فرود مي آوريم درباره آنچه از جانب پروردگار و خودت به ما رساندي، درباره امر امامت علي، اميرالمؤمنين و اماماني كه از صلب او به دنيا مي آيند. بر اين مطلب با قلب، جان، زبان و دستانمان با تو بيعت مي كنيم. براين عقيده زنده ايم و با آن مي ميريم و با آن محشور مي شويم...پس براي آنان عهد و پيمان از ما گرفته شده، از قلب هايمان و جانهايمان و زبانهايمان و ضميرهايمان و دستهايمان. هركس توانست با دست بيعت مي نمايد وگرنه با زبانش اقرار مي كند...»
وقتي كلام پيامبر(ص) پايان يافت همه مردم سخن او را تكرار كردند و بدين شكل بيعت عمومي گرفته شد.
ازدحام مردان و زنان براي بيعت با علي(ع)
تاريخ چنين مي گويد كه: پس از اتمام خطبه، صداي مردم بلند شد كه آري، شنيديم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و زبان و دستمان اطاعت مي كنيم. بعد به سوي پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) ازدحام كردند و براي بيعت سبقت مي گرفتند و با ايشان دست مي دادند. پيامبر براي نظم دادن به بيعت مردم، دستور دادند دو خيمه برپا شود يكي براي خود و ديگري براي علي(ع) و مردم بدين ترتيب پس از حضور در خيمه پيامبر در خيمه مخصوص اميرالمؤمنين بر او سلام مي كردند. پيامبر(ص) دستور دادند تا ظرف آبي آوردند و پرده اي زدند كه نيمي از ظرف آب در يك سوي پرده و نيم ديگر آن در يك سوي ديگر قرارگرفت، تا زنان با دست خود در يك سوي آب با اميرالمؤمنين(ع) كه دستش را در سوي ديگر قرار داده بود بيعت كنند و به اين شكل زنان نيز بيعت كردند.
تاج ولايت
پيامبر(ص) در ادامه اين مراسم عمامه خود را كه سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين قرار دادند. حضرت امير(ع) خود دراين باره مي فرمايند: پيامبر در روز غديرخم عمامه اي بر سر بستند و يك طرفش را بردوشم آويختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنين مرا بوسيله ملائكه اي كه چنين عمامه اي بر سر داشتند ياري كرد. دو اتفاق بزرگ ديگري كه دراين مراسم پرشكوه سه روزه رخ داد مسئله حضور جبرئيل و معجزه اي است كه در قضيه حارث فهري پيش آمد و اين وقايع نيز برحقيقت مسئله غدير تاكيد داشتند كه دراينجا از ذكر آن پرهيز مي كنيم. به عقيده علماء در تواتر غدير جاي بحث وجود ندارد. از نظر شيعيان اين حديث كه بخشي از خطبه پيامبر(ص) در روز غديرخم است، آنقدر از افراد مختلف موافق و مخالف علي(ع) نقل شده كه هرگز نمي توان احتمال داد دروغ يا تباني دركار بوده باشد. بسياري ازكساني كه اين خبر را نقل مي كنند جزو افرادي هستند كه در طول عمر خود علاقه اي به اميرالمؤمنين علي(ع) نشان نداده اند و شيعه و سني بر اين مسئله واقفند. ضمن اينكه نبي مكرم اسلام چه قبل از اين واقعه در طول سالهاي نبوت و چه بعد از اين رويداد مهم، بارها در تفسير و تأويل و بيان شأن نزول آيات قرآن و احاديث مختلف برجانشيني علي(ع) تاكيد داشتند كه از آن جمله مي توان به آيه ولايت (مائده آيه55) و حديث منزلت (كتب مختلف حديثي) اشاره نمود و در حقيقت غديرخم نقطه اي از زمان و مكان بود كه پيامبر به صورت عمومي بر اين مسئله تصريح كرد.
گلبانگ غدير عيد غدير، عيدالله الاعظم و يكي از بزرگترين اعياد اسلامي و بزرگترين عيد ولايت و امامت است. در اين باره شاعران بزرگ پارسي گو اين عيد را ارج نهاده و اشعار فراواني سرودهاند. 1- آيت الله كمپاني اصفهاني 2- صادق سرمد 3- شمس الفصحا ميرزا محمد محيط قمي
واقعه غدیر (عاقبت صحابه ای که عهد و پیمان شکستند)
گفته ها و ناگفته های علمای اهل سنت
محمد بن جریر طبری متوفی سال 310 هجری در کتاب(( الولایه)) خود که مستقلا در مورد واقعه غدیر و احادیث و ایات ان نوشته است، می گوید که پیامبر (ص) فرمود: اسمعوا و اطیعوا فان الله مولاکم و علی امامکم- ثم الامامه فی ولدی من صلبه الی یوم القیامه- معاشر الناس هذا اخی و وصیی و واعی علمی و خلیفتی علی من آمن بی و علی تفسیر کتاب ربی. بشنوید و اطاعت کنید، پس به درستی که خدای عزوجل مولای شما و علی امام بر شما می باشد، پس امامت تا قیامت در اولاد من است از صلب علی. ای جماعت مردم ! علی ، برادر و وصی و حافظ علم و خلیفه ی من است بر کسی که ایمان به من اورده و بر تفسیر کتاب پروردگار من.
ابوالفرج یوسف سبط ابن جوزی در باب دوم ص 20 (( تذکره خواص الامه)) از برای کلمه ی « مولی» ده وجه و معنی ذکرنموده، انگاه دراخر ان جملات گوید : هیچ یک از این ده معنی مطابقت با کلام رسول الله نمی نماید، سپس می گوید: والمراد من الحدیث الطاعه المحضه المخصوصه فتعین وجه العاشر و هو الاولی و معناه من کنت اولی به من نفسه فعلی اولی به: مراد از حدیث، اطاعت محض مخصوصه است،پس متعین وجه و معنای دهم است و آن اولی به تصرف بودن است و معنی چنین می شود، کسی را که من اولی به تصرف به او هستم از نفس او، پس علی اولی به تصرف می باشد.
ابن ابی الحدید معتزلی در ص 26 جلد اول (( شرح نهج البلاغه)) می نویسد: فلا ریب عندنا ان علیا(رضی الله عنه) کان وصی رسول الله (ص) و ان خائف فی ذلک من هو منسوب عندنا الی العناد: شک و شبهه ای نیست در نزد ما(=اهل سنت) که علی (رضی الله عنه) وصی رسول خدا (ص) است و کسی مخالف این معنی است که در نزد ما اهل عناد و دشمنی باشد...
علامه شهیر معتزلی صلاح الدین صفدی در کتاب خود تحت عنوان (( وافی الوفیات)) گفته: نص النبی- صلی الله علیه و سلم- علی ان الامام علی و عینه و عرفت الصحابه ذلک و لکن کتمه عمر لاجل ابی بکررضی الله عنها. یعنی: نص نموده رسول اکرم (ص) بر امامت علی(ع) و تعیین نموده ان حضرت را به امامت و می شناختند صحابه این معنی را و لکن عمر بن الخطاب کتمان نمود انرا برای ابوبکر.
2- محمد بن جریر طبری در (( تاریخ طبری)) در جلد5 ص34 می گوید: عمر بن خطاب گفت :بیعت ابوبکر کاری ناگهانی و بی اندیشه بود، جز انکه خداوند شرش را نگه داشت.
محمد بن طلحه شافعی در ص 16 ((مطالب سئول)) اواسط فصل پنجم از باب اول می گوید: ثابت می شود رسول اکرم(ص) برای نفس علی (رض) به این حدیث و لفظ مولی هر چیزی که ثابت است بر نفس خودش یر مونین. پس به درستی که رسول خدا اولی به تصرف در امور مومنین است و یاور مومنین است و سید و اقای مومنین است و هر معنی که امکان دارد اثبات او از چیزی که دلالت دارد بر او. لفظ « مولی» برای رسول الله (ص) قرار داد او را در این حدیث شریف و گفتار لطیف برای علی بن ابیطالب و این مرتبه سامیه و منزلت عالیه و درجه و مکان بلندی است برای ان حضرت که تخصیص داده است پیغمبر منحصرا او را به این خصیصه، برای همین معنی، فلذا ان روز (غدیر) عید و موسم سرور و شادمانی گردید برای دوستان ان حضرت.
منزلت و فضیلت روز غدیر ابوبکر احمد بن علی خطیب بغداد (رضی الله عنه) متوفی سال 462 هجری در ص 289 و 290 جلد هشتم (( تاریخ بغداد)) حدیث مفصلی از ابوهریره نقل می کند که : هر کس روز هیجدهم ذی الحجه الحرام( یوم الغدیر) را روزه بگیرد ثواب شصت ماه روزه گرفتن برای او می باشد...
عاقبت صحابه ای که عهد و پیمان شکستند... خداوند سبحان در ایه 91 سوره نحل می فرماید: و چون با خدا پیمان بستید، به پیمان خود وفا کنید و سوگندهای [خود را] پس از استوار کردن ان نشکنید، با اینکه خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده اید، زیرا خدا انچه را انجام می دهید می داند. و در ایه 25 سوره رعد می فرماید: و کسانی که پیمان خدا را پس از بستن ان می شکنند و انچه را خدا به پیوستن ان فرمان داده می گسلند و در زمین فساد می کنند، بر ایشان لعنت است و بد فرجامی ان سرای ایشان راست. ودر قسمتی از ایه 10 سوره فتح می فرماید: س هر کس پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان می شکند...
واقعه غدیر ( اثبات ولایت و امامت و خلافت امیرالمومنین ع)
دلیل اول:( عمل پیامبر) عزیزان ! قدری انصاف دهید. در ان هوای گرم، در یک محل بی اب و علف و ابادانی که سابقا مرکزیت توقف در انجا نبوده،انگاه پیامبر تمام امت را درانجا جمع کند و جلو رفتگان قافله را امر کند که برگردند و منتظر بایسد که عقب ماندگان هم برسند، انگاه در مقابل افتاب سوزان که مسلمانان پاهای خود را پیچیده و در پناه شتر ها نشسته بودند، بالای منبر برود و خطبه طولانی را هم بخواند و سه روز وقت مردم را در ان بیابان خشک و سوزان بگیرد و امر کند که همه ی افراد از عالی و دانی بایستی فردا ، یک به یک با علی بیعت کنند، نتیجه ان باشد که علی را دوست بدارید یا انکه علی دوست و ناصر و یاور شماست!!!
در صورتی که احدی نبود از افراد امت که کثرت علاقه ی ان حضرت را به علی (ع) نداند و مکرر توصیه و سفارش نشنیده باشد... واقعا خنده دار است که پیامبر ، امت را در یک بیابان خشک و سوزان سه روز جمع کند و بعد بگوید که : ای امت ! علی دوست و یاور شما بعد از من می باشد ! این عمل از نظر عقلا عملی لغو است و حال انکه عمل لغو از یک پیامبر معصوم سر نمی زند! واقعا اگر مقصود پیامبر معرفی کردن علی (ع) به عنوان دوست و یار و یاور می بود، می توانست انرا در شب که هوا بهتر است انجام دهد نه انکه امت را سه روز در یک بیابان خشک و سوزان نگه دارد، لذا از همین جا مشخص می شود که پیامبر امر مهمی را می خواهد به امت معرفی کند که مجبور است در ان بیابان سه روز توقف کند...
دلیل دوم: ( دستور به نماز) امام احمد بن حنبل ( رضی الله عنه) پیشوای حنبلی های اهل سنت، در ص 281 جلد چهارم(( مسند)) نقل نموده از براء بن عازب که گفت : با رسول خدا بودیم در سفری، تا رسیدیم به غدیر. ان حضرت در میان جمعیت ندا داد: الصلوه جامعه. عادت و رسم چنین بود که هرگاه پیش امد مهمی روی می داد ان حضرت امر می فرمود: الصلوه جامعه. لذا امت جمع می شدند و پس از ادای نماز، ان امر مهم را ابلاغ می کرد... سپس شروع به خواندن خطبه غدیر فرمود...
دلیل سوم: (نزول ایه 67 مائده ایه تبلیغ) یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس : ای پیامبر! انچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنی ، پیامش را نرسانده ای [تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده ای] ،و خدا تو را از [ گزند] مردم نگاه می دارد))
فحول علمای اهل سنت مثل: جلال الدین سیوطی در ص 289 جلد دوم (( در المنثور)) ، حافظ ابو حاتم رازی در (( تفسیر غدیر)) ، قاضی شوکانی در ص 57 جلد سوم (( فتح القدیر)) ، بدر الدین حنفی در ص 584 جلد هشتم ((عمده القاری فی شرح صحیح بخاری)) ، امام فخر رازی در ص 636 جلد سوم (( تفسیر کبیر))، حافظ ابو نعیم اصفهانی در ص 170 جلد ششم (( نفسیر)) خود ، شهاب الدین آلوسی بغدادی در ص 348 جلد دوم (( روح المعانی)) ، ابن صباغ مالکی در ص 27 (( فصول المهمه)) امام احمد ثعلبی در (( تفسیر کشف البیان)) علی بن احمد واحدی در ص 150 (( اسباب النزول)) ، محمد بن طلحه شافعی در ص 16 (( مطالب السئول)) ، شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 39 (( ینابیع الموده)) و ...
همگی نوشته اند که این ایه شریفه در شان امیرالمومنین علی (ع) در روز غدیر نازل گردیده. اگر به معنی و مفهوم ایه توجه کنید متوجه دو مطلب می شود
اول انکه :خداوند متعال خطاب به پیامبر می فرماید: انچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنی، پیامش را نرسانده ای[ تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده ای]...پیامبر مامور به ابلاغ خبر مهمی شده است و باید خبر مهمی را به امت برساند و اگر این کار را انجام ندهد پیام خدا را نرسانده و در واقع رسالت خود را به پایان نبرده است. خداوند متعال در این ایه هم تاکید می کند و هم تهدید! لذا نمی توان منظور خداوند را بیان یک دوستی ساده گرفت!
دوم انکه اگر توجه کنید به ادامه ایه، یعنی: و خدا تو را از [ گزند] مردم نگاه می دارد ، متوجه خواهید شد پیامبر باید مسئله ی مهمی را به خلق معرفی کند و انقدر این مسئله حساس و مهم است که خداوند می فرماید: تو را از گزند مردم نگه می دارم ! این مسئله ی مهم « تعیین جانشین بعد از خود و حاکم حکومت اسلامی» است. و اگرنه ، اگر مقصود پیامبر « دوستی » بود نیازی نبود که خداوند او را از شر و گزند مردم نگاه دارد... لذا منظور پیامبر و ان امر مهمی که مامور به ابلاغ ان شده مقامی است که تالی تلو مقام رسالت بوده و ان امامت و ولایت و خلافت و اولی به تصرف بودن است که حافظ و نگهبان دین و احکام اسلام است
دلیل چهارم :( ایه اکمال/ ایه 3 مائده) الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا : امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] ائینی برگزیدم پاسخ به یک شبهه: عوام اهل سنت می گویند که این ایه در روز عرفه نازل شده است جواب: یوسف سبط ابن جوزی که یکی از علمای اهل سنت است در اخر صفحه ی 18 کتاب خود یعنی تذکره خواص الامه می نویسد: احتمل ان الایه نزلت مرتین مره بمعرفه و مره یوم الغدیر کما نزلت « بسم الله الرحمن الرحیم» مرتینمره بمکه و مره بمدینه: احتمال دارد این ایه دو مرتبه نازل شده باشد، یک مرتبه در عرفه و مرتبه ی دیگر در غدیر. چنانکه بسم الله الرحمن الرحیم دو بار نازل شد، یک بار در مکه و یک بار در مدینه... منابع اهل سنتی که شان نزول این ایه را در روز غدیر می دانند:
(( در المنثور)) سیوطی ج 2 ص 256 ((اتقان)) سیوطی ج 1 ص 31 (( تفسیر )) ابن کثیر شامی ج 2 ص 4
(( فرائد المسطین)) ابو اسحاق حموینی، باب 12 (( تاریخ بغداد)) خطیب بغدادی ج8 ص 290
(( مناقب)) خوارزمی فصل 14 و فصل 4 (( مقتل الحسین)) تمامی این علما به مختصر کم و زیاد در الفاظ نوشته اند که : زمانی که پیامبر خطبه اش در غدیر تمام شد، انقدر دست علی (ع) را بالا برد که زیر بغلش نمودار شد. انگاه امر فرمود به امت: سلموا علی «علی» بآمره المومنین: بر علی به خاطر امارت مومنین سلام کنید، امت همگی به ان اذعان نمودند و هنوز از هم جدا نشده بودند که ایه شریفه نازل شد. رسول خدا از نزول این ایه بسیار مسرور شد، لذا توجه به حاضرین نموده و فرمود: الله اکبر اکمال الدین و اتمام النعمه و رضا الرب برسالتی و الولایه لعلی ابن ابیطالب بعدی : خدای بزرگ دین را کامل و نعمت را تمام نمود و راضی شد به رسالت من و به ولایت علی بن ابیطالب بعد از من . حال از دوستان اهل سنت می پرسم در جمله ((بر علی به خاطر امارت مومنین سلام کنید)) ، معنای امارت چیست؟ ایا امارت را هم به معنای دوست و ناصر می گیرید؟!
دلیل پنجم: (جمله: معاشر الناس ! الست اولی بکم من انفسکم) پیامبر فرمود: معاشر الناس الست اولی بکم من انفسکم ؟ ای جماعت مردم ! ایا من اولی به تصرف از شما در نفس هایتان نیستم؟ قالوا: نعم قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه ( پس هر کس که من مولای او هستم، این علی مولای اوست) خوب ! دوستان اگر ولی به معنای دوست ویاور می بود ، پیامبر بایستی می فرمود: ای جماعت مردم ! ایا من دوست و یاور شما بر شما نیستم؟ انگاه می فرمود: هر کس من دوست و یاورش هستم این علی بعد از من دوست و یاورش است... اما با توجه به جمله « الست اولی بکم من انفسکم » که تصرف پیامبر را در نفس های امت نشان میدهد که همان حاکم و زمامدار حکومت اسلامی است مشخص می شود ((مولی)) در جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» به معنای (( اولی به تصرف)) و (( زمام دار)) و (( رهبر)) می باشد...
یوسف سبط ابن جوزی که یکی از علمای اهل سنت است در ص 2 باب دوم کتاب « تذکره خواص الامه» چنین می نویسد: جمله « الست اولی بکم بالمومنبن من انفسهم» دلیل دیگر است بر اینکه کلمه ((مولی)) به معنی اولی به تصرف است و این خود نص صریح است در اثبات امامت و قبول اطاعت علی(رضی الله عنه).
دلیل ششم: (شعر حسان بن ثابت انصاری) حسان شاعر مخصوص پیامبر بود، در روز غدیر پس از اتمام خطبه، با اجازه پیامبر شعری سرود که وقتی پیامبر ان را شنید، فرمود : یا حسان لا تزال مویدا بروح القدس ما نصرتنا اونا فحت بلسانک: ای حسان مادامی که ما را یاری کنی به زبانت( مدح ما را بگویی) موید به روح القدس هستی( یعنی فرشتگان تو را کمک می کنند)
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم فاسمع بالرسول منادیا
و قال فمن مولاکم و ولیکم فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا
الهک مولانا و انت ولینا و لم تلف منا فی الولایه عاصیا
فقال له قم یا علی فاننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا
فمن مولاه و فهذا ولیه فکونوا له انصار صدق موالیا
هناک دعا اللهم و ال الیه و کن للذی عادی علیا معادیا
معنی: روز غدیر خم ، نبی اکرم ندا می کرد امت را وانها شنیدند، ندای منادی ان حضرت را.فرمود: کیست مولا و ولی شما؟ گفتند: خدا مولای ما و تو ولی ما و احدی انکار و عصیان این معنی ندارد. پس فرمود به علی، برخیز! به درستی که من راضی شدم تو هادی و امام خلق باشی.پس هر کس را که من ولی او هستم این علی ولی اوست...(بقیه را خود معنی کنید!) این اشعار از واضخ ترین دلایل است که نشان میدهد در همان روز اصحاب از لفظ مولی در ک نکردند مگر امامت و خلافت علی (ع) و اگر ((مولی)) به معنی امام و هادی و اولی به تصرف نبود، قطعا بایستی پیامبر موقعی که شنید حسان ضمن اشعار گفت: رضیتک من بعدی اماما و هادیا، بفرماید: ای حسان ! تو اشتباه کردی و مقصود مرا نفهمیدی، زیرا هدف و مقصود من از بیان امام و هادی و اولی به تصرف، تالی تلو مقام نبوت نبوده، بلکه مرادم محب و ناصر بوده... پیامبر علاوه بر اینکه تکذیب نکرد بلکه با جمله مویدا بروح القدس، از حسان تشکر و قدر دانی کردند و تصدیق حرف حسان را نمودند... و اين گونه بود كه نخستين شعر درباره واقعه سرنوشت ساز غديرخم سروده شد كه امروز در كنار روايات فراواني كه به دست ما رسيده است، اهميت و ارجمندي اين رويداد را دلالت مي كند. نگاهي گذرا به دو اوين شاعران فارسي زبان مؤيد اين است كه غدير و ولايت مولا علي(ع)، از نظرگاه شاعران دور نمانده است و چه بسيارند اشعاري كه علاوه بر ارزش ادبي و هنري، از آن جا كه برخاسته از عمق عشق، ايمان و خلوص شاعران است از جايگاه رفيعي برخوردارند. و به راستي كه بايد راز كثرت شعر شاعران فارسي گوي را درخصوص اين واقعه عظيم، اهميت و شكوهمندي اين رويداد بزرگ اسلام و حيات بشري دانست كه الحق پس از واقعه بعثت رسول خاتم(ص) برترين رويداد تاريخ اسلام و انسان است.
منابع اهل سنت : (( فرائد المسطین)) حموینی باب 12 ، (( کفایه الطالب)) گنجی شافعی باب اول، ((مناقب)) خوارزمی و فصل چهارم(( مفتل الحسین)) ، (( مانزل القرآن فی علی )) ابونعیم...
واقعه غدیر خم ( اسناد، مدارک و اعترافات)
منابع و اسناد واقعه غدیر یا بخش هایی از آن در کتب اهل سنت
با توجه به اینکه در تمامی منابع معتبر شیعه واقعه غدیر به طور کامل همراه با وقایع قبل و اتفاقات بعد از آن ذکر شده است از ذکر منابع شیعه در زمینه سند واقعه غدیر خودداری کرده و صرفا منابع اهل سنت را ذکر کردیم.
- برای جستجوی بیشتر می توانید به کتاب" الغدیر" علامه امینی مراجعه کنید.
1. اخبار اصفهان: ج1ص107و235.ج2ص227. 2. اخبارالدول وآثارالاول:ص102. 3. أربعین الهروی:ص12. 4. أرجح المطالب:ص36و56 و58 و67 و203 و338 و339 و389 و581-545 و681 5. الارشاد: ص420. 6. أسباب النزول:ص135. 7. أسد الغابه:ج1ص308و367.ج2ص233 .ج3ص92و93و274و307و321.ج4ص28.ج5ص6و205و208. 8. الامامه و السیاسه:ج1 ص109. 9. أنساب الاشراف:ج1 ص156. 10. البدایه و النهایه:ج5 ص208-213و227و228-ج7ص338و344-349. 11. بلاغات النساء:ص72. 12. تاریخ بغداد:ج8ص290-ج7ص377-ج12ص343-ج14ص236. 13. التاریخ الکبیر:ج1ص375-ج2قسم2ص194. 14. تاریخ الخلفاء:ص114و158و179. 15. تفسیر الثعلبی:ص78و104و181و235. 16. تفسیر الطبری:ج3ص428. 17. تفسیر فخر الرازی:ج3ص636. 18. التمهید(باقلانی):ص171. 19. الجمع بین الصحاح:ص458. 20. حیاه الصحابه:ج2ص769. 21. حلیه الاولیاء:ج5ص26و363-ج6ص294. 22. الخصائص:ص4و49و51. 23. خصائص النسائی:ص21و40و86و88و93و94و95و100و104و124. 24. الخصائص(السیوطی):ص18. 25. الخطط والآثار(مقریزی):ص220. 26. الدر المنثور:ج2ص259و298. 27.دول الاسلام(ذهبی):ج1ص20. 28. ذخائرالعقبی:ص67و68. 29. روضات الجنات(زمجی):ص158. 30. سر العالمین(غزالی):ص16. 31. سنن الترمذی:ج5ص591 . 32. سنن ابن ماجه:ج1 ص43. 33. سنن النسائی:ج5 ص45. 34. سنن المصطفی صلی الله علیه و آله:ج1ص45. 35. السیره النبویه(زینی):ج3 ص3. 36. شرح نهج البلاغه(ابن أبی الحدید):ج1ص317و362-ج2ص288-ج3ص208-ج4ص221-ج9ص217. 37. الشرف الموبد(نبهانی):ص58و113. 38. شواهد التنزیل:ج1ص158و190. 39. صحیح الترمذی:ج1ص32-ج2ص298-ج5ص633. 40. صحیح مسلم:ج4ص1873. 41. الصواعق المحرقه:ص25و26و73و74. 42. طبقات ابن سعد:ج3ص335. 43. العقد الفرید:ج5ص317. 44. عمده الاخبار:ص191. 45. الفصول المهمه:ص23و24و25و27و74. 46. الفضائل(ابن حنبل):ج1ص45و59و77و111-ج2ص560و563و569و592و599-ج3ص27و35. 47.فضائل الصحابه:ج2ص610و682. 48. الکفایه:ص151 49. کفایه الطالب:ص13و17و58 و62 و153و285و286. 50. کنز العمال:ج1ص48-ج6ص397-405-ج8ص60-ج12ص210-ج15ص209. 51. الکوکب الدری:ج1ص39. 52. مجمع الفوائد:ج9ص103-108و163. 53. مختلف الحدیث(ابن قتیبه):ص52و276. 54. مروج الذهب:ج2ص11. 55. مستدرک الحاکم:ج3ص109و110و 118و371و631. 56. مسند ابن حنبل:ج1ص84و119و180-ج4ص241و281و368و370و372-ج5ص347و366و370و419-494-ج6ص476. 57. مسند الطیالسی:ص111. 58. مصابیح السنه:ج2ص202و275. 59. معارج النبوه:ج1ص329. 60. المعارف(ابن قتیبه):ص58. 61. معالم الایمان(دباغ):ج2ص299. 62. المعتصرمن المختصر:ج2ص301و332. 63. معجم البلدان:ج2ص389. 64. المعجم الصغیر:ج1ص64و71. 65. المعجم الکبیر(طبرانی):ج1ص149و157و390-ج5ص196. 66. مقاصد الطالب:ص11. 67. مقتل الحسینعلیه السلام(خوارزمی):ص47. 68. مقصد الراغب:ص39. 69. المنار:ج1ص463. 70. مناقب الائمه(باقلانی):ص98. 71. المناقب(ابن جوزی):ص29. 72. المناقب(ابن مغازلی):ص16و18و20و22و23و24و25و224و229. 73. المناقب(عبدالله شافعی):ص106و107و122. 74. منتخب کنز العمال:ج5ص30و32و51. 75. المواقف:ج2ص611. 76. موده القربی:ص50. 77. نزهه الناظرین:ص39. 78. النهایه(ابن الأثیر):ج4ص346. 79. نهایه العقول:ص199. 80. الوفیات(ابن خلکان):ج1ص60-ج2ص223. 81. ینابیع الموده:ص29-40و53-55و81و120و129و134و154و155و179-187و206و234و284. 82. الاصابه:ج1ص372و550-ج2ص257و382و408و509-ج3ص512-ج4ص80. 83. الاستیعاب:ج2ص460. 84. أشعه اللمعات فی شرح المشکاه:ج4ص89و665و676. 85. تفریح الأحباب:ص31و32و307و319و367. 86. التمهید و البیان(أشعری):ص237. 87. الفتوح(ابن الأعثم):ج3ص121. 88. التمهید البیان(أشعری):ص237. 89. ثمار القلوب(ثعالبی):ص511. 90. الأعتقاد(بیهقی):ص182. 91. تاریخ دمشق:ج1ص370-ج2ص5و85و345-ج5ص321. 92. الجمع بین الصحاح:ص458. 93. الشفاء(قاضی عیاض):ج2ص41. 94. أسنی المطالب:ص4و221. 95. انسان العیون:ج3ص274. 96. الأنوار المحمدیه:ص251. 97. بلوغ الأمانی:ج1ص213. 98. البیان والتعریف:ج2ص36. 99. التاج الجامع:ج3ص296. 100. تجهیز الجیش:ص135و292. 101. ذخائرالعقبی:ص67و68. 102. الحاوی للفتاوی:ج1ص79و122. 103. الریاض النضره:ج2ص169و170و217و244و348. 104. السیره الحلبیه:ج3ص274و283و369. 105. شرح المقاصد:ج2ص219. 106. فرائد السمطین:ج1ص56و6 4و65و67و68و69و72و75و76و77. 107. العثمانیه:ص145. 108. مرقاه المفاتیح:ج1ص349-ج11ص341و349. 109. مصابیح السنه:ج2ص202و275. 110. المورود فی شرح سنن أبی داود:ج1ص214.
محکم ترین حدیث از نظر تواتر در نزد علمای اهل سنت
1- محمد بن جریر طبری مفسر و مورخ قرن چهارم متوفی سال 310 در کتاب (( الولایه)) که مستقلا در حدیث غدیر نوشته ، این حدیث را از 75 طریق روایت می کند.
2- حافظ ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید بن عبدالرحمن کوفی معروف به « ابن عقده» متوفی سال 324 هجری قمری در کتاب (( الولایه)) خود این حدیث شریف را به 125 طریق از 125 تن از صحابه با تحقیقات بلیغه نقل نموده است
3- ابن حداد حافظ ابوالقاسم حسکانی متوفی سال 492 نیز در کتاب (( الولایه)) خود مشروحا واقعه ی غدیر را با نزول آیات نقل نموده است.
4- ابن حجر مکی در ص 25 باب اول کتاب خود یعنی (( صواعق المحرقه)) می گوید: انه حدیث لا مریه فیه و قد اخرجه جماعه کالترمذی و النسائی و احمد و طرقه کثیره جدا.(( این حدیث صحیحی است که شکی در صحت آن نیست، به تحقیق که روایت نموده اند این حدیث را جماعتی مانند ترمذی و نسائی و احمد و طرق ان بسیار است جدا.))
5- امام فخر رازی در کتاب « الاربعین» می گوید: اجماع نمودند تمام امت بر این حدیث شریف و مورد قبول در احادیث متواتر است.
اسامی بعضی از صحابه ای که این واقعه تاریخی را نقل نمودند.
راویان غدیر از صحابه: 1- ابوبکر بن ابی قحافه 2- سعد بن عباده انصاری 3- خالد بن ولید مخزومی 4- عمر بن خطاب 5- ابی بن کعب انصاری 6- ابوذر غفاری 7- عبدالرحمن بن عوف 8- عباس بن عبدالمطلب 9- عبدالله بن مسعود 10 - مقداد بن عمرو کندی 11- عثمان بن عفان 12 - حذیفه بن یمان یمانی 13- زبیر بن عوام 14-سلمان فارسی 15- طلحه بن عبیدالله 16- خزیمه بن ثابت انصاری 17- عمار یاسر 18- عمرو بن عاص 19- زید بن ثابت انصاری 20- ابو ایوب انصاری 21- سعید بن زید قرشی 22- عمرو بن حمق خزاعی 23- عمران بن حصین خزاعی 24- اسامه بن زید بن حارثه 25- سعد بن ابی وقاص 26- عایشه 27- سمره بن سعد انصاری 28- قیس بن سعد انصاری 29- ابو سعید خدری 30- زید بن ارقم 31- عبدالله بن عباس 32- عدی بن حاتم 33- براء بن عازب 34- عبدالله بن عمر 35 - جابر بن عبدالله انصاری 36- سلمه بن عمرو اسلمی 37- مالک بن حویرث لیثی 38- سهل بن سعد ساعدی 39- انس بن مالک 40- ابوالطفیل عامر بن واثله
راویان غدیر از تابعان: 1- سعید بن وهب کوفی 2- ابومریم بن حبیش اسدی 3- ابوسلمه بن عبدالرحمان بن عوف 4- سعید بن مسیب 5- سعید بن جبیر 6- ابوصالح مدنی 7-عامر بن سعد بن ابی وقاص 8- ضحاک بن مزاحم هلالی 9-سالم بن عبدالله بن عمر 10-طاووس بن کیسان یمانی 11- ابو نجیح یسار ثقفی 12- حکم بن عتیبه کوفی 13- عدی بن ثابت انصاری 14- عمرو بن مره کوفی 15- حبیب بن ابی ثابت اسدی 16- سلمه بن کهیل حضرمی 17- ابواسحاق سبیعی 18- علی بن زید بصری 19- یزید بن ابی زیاد کوفی 20- ابوبکر مخزومی
راویان حدیث غدیر از علما و محدثان اهل سنت: (برای آگاهی از نام کلیه محدثان اهل سنت که حدیث غدیر را در کتب خود ذکر کرده اند به کتاب الغدیرمراجعه نمایید)
1- عمرو بن دینار جمحی مکی 2- حافظ ابوهشام ضبی کوفی 3- حافظ عبدالملک عرزمی 4- حافظ محمد بن اسحاق (صاحب سیره نبوی )5- حافظ ابن لهیمه مصری 5- حافظ ابن لهیعه مصری 6- حافظ وکیع بن جراح کوفی 7- محمد بن ادریس شافعی 8- حافظ عبدالرزاق صنعانی9- حافظ ابو عبید هروی 10- حافظ ابن راهویه مروزی 11- احمد بن حنبل شیبانی 12- حافظ محمد بن اسماعیل بخاری (صاحب صحیح) 13- حافظ احمد بن منصور بغدادی (صاحب مسند) 14- حافظ ابن ماجه قزوینی (صاحب سنن) 15- حافظ ابو عیسی ترمزی (صاحب صحیح) 16- حافظ ابو عبدالرحمان نسایی (صحاب سنن)17- حافظ ابویعلی موصلی 18- محمد بن جریر طبری 19- حافظ علی دارقطنی 20- حافظ ابن زولاق مصری 21- قاضی ابوبکر باقلانی 22- حافظ محمد حاکم نیشابوری (صاحب المستدرک علی صحیحین) 23- ابواسحاق ثعلبی 24- حافظ ابوبکر خطیب بغدادی 25- ابوالحسن واحدی نیشابوری 26- حافظ ابو محمد فراء بغوی 27 - حافظ ابن عساکر دمشقی 18- فخرالدین رازی 29- ابوعبدالله یاقوت حموی 30- حافظ ابوالحسن ابن اثیر جزری و... هیچ گونه شک و تردیدی در صحت واقعه عظیم غدیر نیست... این را برای این می گویم تا بعضی از برادران خوب سنی نگویند « غدیر ، افسانه یا واقعیت ! »
اولین افرادی که بیعت کردند چه کسانی بودند؟
ان گونه که علمای شیعه و سنی نوشته اند: اول من بای ذلک الیوم علیا کان عمر ثم ابابکر ثم عثمان ثم طلحه ثم زبیر و کانوا یبایعون ثلاثه ایام متواتره یعنی: اول کسی که ان روز بیعت کردعمر و پس از ان ابوبکرو بعد عثمان سپس طلحه و زبیر بودند و این پنج نفر هر سه روزی که پیامبر در ان بیابان توقف کرد، متوالیا بیعت نمودند. در ان روز عمر بن الخطاب خیلی خوشحالی می کرد، دست ان حضرت را گرفت و گفت: بخ بخ لک یا علی اصحبت مولای و مولی کل مومن و مومنه.((به به، یا علی ! صبح کردی در حالتی که اقا و مولای من و هر مومن و مومنه شدی))
روایت جالب میر سید علی همدانی فقیه شافعی اهل سنت
میر سید علی همدانی شافعی که از علما و فضلای اهل سنت و جماعت در قرن هشتم بوده در مودت پنجم از کتاب (( موده القربی)) نوشته است که جمعیت بسیاری از صحابه در مکان های مختلفی از خلیفه عمر نقل نموده اند که گفت: نصب رسول الله (ص) علیا علما: نصب نمود رسول خدا، علی را مهتر و بزرگتر و راهنمای قوم. و بعد اورا به مولائی به جامعه معرفی نمود و بعد از دعا درباره ی دوستان و دشمنان او، عرض کرد : اللهم انت شهیدی علیهم. خدای! تو گواه منی بر ایشان( که وظیفه ام را انجام دادم)
در ان حال جوان زیبایی با حسن صورت و بوی خوش پهلوی من نشسته بود، به من گفت: لقد عقد رسول الله عقدا لا یحله الا المنافق فاحذر ان تحله: پیامبر عهد محکم بست که نقص این عهد نکند مگر منافق، و توای عمر حذر کن که باز کنند ی این گره محکم نباشی... من به رسول خدا عرض کردم، وقتی شما در باره ی علی سخن می راندید، پهلوی من جوانی زیبا و خوشبویی نشسته بود و با من چنین گفت. حضرت فرمود: انه لیس من ولد ادم لکنه جبرئیل اراد ان یوکد علیکم ما قتله فی علی : ( او از اولاد آدم نبود ، بلکه جبرئیل امین بود که به این صورت جلوگر شد که تاکید نماید به شما انچه من گفتم درباره ی علی...
اعترافات یک عالم سنی به یک حقیقت انکار ناپذیر! حتما بخوانید
امام محمد غزالی ، یکی از علمای اهل سنت و جماعت در کتاب خود سرالعالمین می نویسد: نسبت به خلافت اتفاق فریقین است بر اینکه حجاب از صورت دلیل برداشته شده،همه چیز واقع و حقیقت را با کمال وضوح و آشکارا فهمیده است و از این رو هر گونه شک زائل و تردید مرتفع و به طور قطع و یقین علی (ع) جانشین و خلیفه بلافصل شناخته شده ،چه انکه اجماع دسته جات مختلف و جماهیر مسلمین بر صحت وقوع قضایای غدیر خم و شمول خطبه آن روز نسبت به مورد بحث منعقد است و به این ملاک، هر اشکالی بی مورد و هر اعتراضی لغو و باطل است، زیرا همین که رسول خدا (ص) سخن فرسایی خود را به پایان اورد، فوری عمر مبادرت به تظاهر نمود، تبریکات لازمه را ضمن بیان عبارت بخ بخ لک یا علی ....تقدیم نمود. بدیهی است این نحوه ی تبریک گفتن، تسلیم در مقابل صدور فرمان جدید و رضایت به وقوع خلافت علی است.و لکن مع الوصف با اینکه با کمال طوع و رغبت و یک دنیا بشاشت و شادمانی سرتسلیم پیش اورد، تشریفات تبرکی را فراهم نمود، سپس نفس اماره بر انها غالب، حب ریاست و جاه طلبی ، عواطف و مزایای انسانیت را از انها سلب، خرگاه خلافت سازی را بالا برده، سازمان سیاست، مذموم خلیفه تراشی را در سقیفه بنی ساعده تهیه نمودند. چرا که شهوتشان به حرکت امده، اشتیاق مفرط پیدا نمودند که پرچم های نیرو را در احتراز و صفوف سواره و پیاده را زیر فرمان خویش مشاهده نمایند. توسعه کشور و فتح بلاد بنمایند تا نام خود را به صفحات تاریخ به ودیعه بگذارند، و لذا جام شراب هواهای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قران را پشت سر ، احکام و سنت پیامبر را ملعبه ی خود نموده، دین را به دنیا فروختند. چه زشت معامله ی باطلی با خدا کردند که جزء اخفاء حق و ورشکستگی اخرت، نتیجه دیگری نداشت، اگر چنین نبود پس چرا در مرض موت پیامبر (ص)، برای نوشتن دستور جامع وقتی کاغذ و دوات طلبید در پاسخ ان الرجل لیهجر شنید( یعنی این مرد هذیان می گوید). پس خلافت ابابکر فاقد منطق و دلیل است. اگر حربه اجماع را به منظور تصحیح به کار برید که البته منقوض است زیرا عباس و پسرانش و علی ( رضی الله عنه ) با زن و فرزندانش هیچ کدام شرکت در اجماع نداشتند و هچنین بعضی از حاضرین سقیفه نیز متمرد و مخالفت با ان اجماع نموده و بیعت با خزرجی نکرده و از سقیفه خارج شدند، پس از ان انصار هم مخالفت نمودند...
صراط مستقيم، حب علي است
خداوند در آيه 63 سوره زخرف به پيامبر(ص) فرمان مي دهد كه به آنچه نسبت به ولايت علوي به عنوان صراط مستقيم وحي شده تمسك بجو و ديگران را بدان بخوان(كافي، ج1، ص416 و شواهد التنزيل، ج1، ص 87 و تفسير العياشي، ج1، ص 24) سپس در آيه 112 سوره هود به ايشان فرمان مي دهد تا بر اين تمسك و ابلاغ تمام رسالت به اعلان ولايت علوي، استقامت ورزد و ديگران را نيز بدان دعوت كند: فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انه بما تعملون بصير؛ چرا كه ايمان و فرائض همان حقيقت ولايت علوي است. (مناقب خوارزمي، ج 3، ص 219) بنابراين خداوند همه فرستادگان را براي بشارت به ولايت علوي فرستاده و اينكه ايمان جز به حب علي كه صراط مستقيم و ميزان سنجش اعمال انسان است، معنا و مفهومي ندارد. لزوم استقامت بر آنچه مأموريت داشته كه ولايت علوي را ابلاغ كند، از آن رو بوده است كه بسياري از مردم از حقيقت ايمان روي بر مي تافتند و حاضر به پذيرش ولايت علوي و سجده اطاعت بر آن حضرت نمي شدند، چنان كه اين معنا در زندگي امت اسلام ظاهر شد و كمتر كسي به اين ولايت تن داد و بر پذيرش آن اطاعت نمود.
در مجمع البيان در ذيل آيه (فاستقم كما امرت...) از ابن عباس نقل كرده كه گفت: هيچ آيه اي بر رسول اكرم نازل نشد كه به قدر اين آيه ناراحتش كند و لذا وقتي اصحابش عرض كردند يا رسول الله پيري به سرعت بر شما حمله آورد و موهاي شما را سفيد كرد، در جوابشان فرمود: سوره هود و سوره واقعه مرا پير كرد.اين از آن رو بوده است كه آن حضرت(ص) خود ولايت علوي را باور و ايمان داشته و بر آن استقامت مي ورزيد ولي كمتر كسي از اهل اسلام حاضر بود تا با پيامبر(ص) در اين راه استقامت ورزد چنان كه ديديم تنها چهار تن از ايشان سلمان و مقداد و ابوذر و عمار بر آن استقامت ورزيدند.
آشنائی با تاریخ اسلام: عبرت آموزی (و لقد اهلكنا القرون من قبلكم .... گذشته چراغ راه آینده است) آشنایی با علوم و موضوعات قرآنی( هدی و رحمه للمتقین)